سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۳۲

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۲

جنگ و گلهای یاس مادر (۱۹)

چنین سکوتی، سکوتی برای خود نیست، بلکە مقدمە بی پایان رویدادهای بعدی است. و برای همین سرشار از ناگفتەهائیست کە قرار است هر چە سریعتر گفتەشوند. و در جنگ چنین است کە نە اخبار و نە انفجارها قرار نیست همە واقعیت را بیان کنند.

Getting your Trinity Audio player ready...

هم فیلسوف همسایە و هم دختری کە گل یاس را بر روی پردەها و رومیزی ها می دوخت، مدتهاست دیگر نیستند. من اصلا متوجە نبودم کی رفتند. نصف شب بود، صبح زود و یا یک غروب دل انگیز سالهای جنگ؟… نمی دانم. و من مطمئنم صدای توپها و انفجارها بود کە بیرحمانە نگذاشتند بفهمم کی رفتند. و من معتقدم آنانی کە نقش بر وجود می زنند، نباید در یک شهر جنگزدە باقی بمانند. بمانند کە چی؟ بمانند تا روزی بمبی وجود نازنینشان را تکە پارە کند، و از همبستگی ارگانیکی اعضاء کە شرط اساسی زندگیست برای همیشە بی بری شوند؟ نە، بە هیچ وجە، چنین چیزی شایستە نیست. دختر همسایە ما باید در کمال آرامش در جای دنجی بنشیند و از گلهای یاس مادر بیشمار مثال درست کند. و فیلسوف ما هم باید درست مثل همان دختر هنرمند، مکان آرامی داشتەباشد تا انفجار وحشتناک بمبها رشتە افکار گرانبهایش را از هم نگسلند. آری، آنان باید بمانند تا هر کدام بنوعی خاطرە سالهای جنگ را بازگویند. و بە نظر من آنانی کە خود جنگ را مستقیما تجربە می کنند، و سالها در آن می مانند حاملان خوب خاطرەهای دوران جنگ نیستند. آنان خود بە بخشی از جنگ تبدیل می شوند. اصلا می شوند خود جنگ. و خود جنگ بلد نیست خاطرە تعریف کند. خود جنگ باید دوبارە جنگ را نشان دهد، و همە می دانیم کە این دوبارە عین فاجعە است. و کی دلش می خواهد کە دوبارە فاجعە تکرار شود؟ بی گمان هیچ کس… هیچ کس!

و سکوت بین انفجارها و یا توپها، از جنس دیگری اند. مثل سکوت عادی نیست. شاید بە این علت کە آدم منتظر یک انفجار دیگر است. چنین سکوتی، سکوتی برای خود نیست، بلکە مقدمە بی پایان رویدادهای بعدی است. و برای همین سرشار از ناگفتەهائیست کە قرار است هر چە سریعتر گفتەشوند. و در جنگ چنین است کە نە اخبار و نە انفجارها قرار نیست همە واقعیت را بیان کنند. آنجا وجود سوم دیگری هم هست کە آن هم بە اندازە آن دو تای دیگر حرف دارد، و شاید بیشتر. و من ماهها و سالها بە این سکوت گوش فرا دادەبودم. کلمات و جملاتش را می فهمیدم و سعی می کردم با سکوت خود با آن بە گفتگو بپردازم. و ماهها و سالها گفتگو کردەبودم. یعنی با هم گفتگو کردەبودیم. برای همین من قادرم بدون اینکە لب بجنبانم، راز دنیا را در درون خودم بنوعی حلاجی کنم، البتە بە این شرط کە آن راز لبریز از میان پردەهای پر از سکوتی باشد کە لبریز از حوادث فاجعەآمیز بعدی باشند.
و من گاهی بە مدرسە قدیمی ام سری می زدم. ویرانەای در میان برفها. آجرهای ریختە در حیاط، تهی از گذشتە خود. و من مطمئن بودم کە اگر آنها را بە صف می کردند تا گذشتە خود را احیاء کنند، هیچکدام نمی دانستند کە دوبارە قرار بود در کجای دیواری قرار بگیرند کە در همین گذشتە نزدیک وجود داشت. و بمبها این چنین گذشتەزدائی می کنند. و شاید آنان بهترین ابزار ضد نوستالژی باشند کە بشر تا کنون اختراع کردەاست.

برف تلنبار شدە در ویرانە کلاسها، دیوارها را غرق در عرق تن خود کردەبودند. و نیمە سقفهای ماندە گوئی اصرار داشتند کە هنوز می توان کلاس قبلی بود. شاید در همین گوشە کنارها کتابی باقی ماندەبود. کسی چە می داند. مثلا کتاب تاریخ. آن کتابی کە من روایتهای جنگی اش را می خواندم، اما درک نمی کردم. و جنگ درست مثل عاشقی است،… تا گرفتار بدان نشوی حال زار عاشق را هرگز نمی فهمی. و راز این اشتراک تاریخی و یا وجودی، همان اوج احساس است در بطن خود. و معلم تاریخ را بەیاد می آورم کە می گفت تاریخ را از بر نکنید، بلکە سعی کنید آن را تصور کنید. و راستی می توان تاریخ را متصور شد؟ آیا اساسا می شود آنچە را کە گذشت در یک عمل تصویری دوبارە بە عرصە زندگی بازگردانید؟ و بە حماقت معلم تاریخمان لبخندی می زنم. و پیش خود فکر می کنم کە اگر بە خود اجازە دادەبود و روزهائی را با ما در جنگ می زیست از نصیحت و یا پیشنهاد علمی خود بە ما عقب می کشید. و یا حتی برای همیشە از معلم تاریخ بودن دست می کشید. اگرچە همزمان می دانم کە او هرگز این کار را نمی کرد، بە این دلیل سادە کە نان قبل از موضع علمی می آید.

و یک روز پدر هنگامیکە از گرفتن آذوقە از مقر نظامی باز می گردد، می بینم اخمهایش تو هم است. بعد معلوم می شود کە فرماندە بە او تشر زدە کە میهن پرستی تنها بە ماندن در شهر نیست، بلکە باید او و پسرش، کە من باشم، فعالانە در دفاع از آن مشارکت داشتەباشیم. پدر پوزخندی می زند و می گوید “میهن پرستی!” و آن شب هزار و یک دلیل می آورد کە جنگ میهن پرستانە اساسا وجود ندارد زیرا کە همە در برافروختن آن سهیم اند، چە کسی کە مقاومت می کند و چە آن کسی کە حملە را شروع می کند. حال هر کس بە فراخود موقعیت خود. بنابراین شرکت در هر جنگی بە معنای لە کردن میهن است. بعد پکی بە سیگارش می زند و ادامە می دهد کە بهترین اثبات راە میهن پرستی همین ماندن در میهن است بە گاە دشوارترین شرایط. و با لبخندی کە از آن تلخی می بارد بە من و مادر نگاهی می اندازد و دوبارە با رادیواش مشغول می شود. و در میان جیغ و ویغ پارازیتها یکدفعە سر بر می آورد کە “و کی گفتە کە قرار بود من میهن پرست باشم!؟”

شاید حق با پدر باشد. نمی دانم. آنگاە کە کشورها می خواهند دیگران بیشتر از خود آن کشور رعایت حال آن را بکند، کل ماجرا کمی پیچیدە می شود. و یا شاید جائیکە معلمش می گریزد و آبدارچی اش می ماند، چرا باید دوبارە آبدارچی باشد کە باز پا جلو بگذارد! و راستی مگر ارتش هم برای چنین روزی نیست؟
گاهی وقتها احساس سردرد شدیدی دارم. مادر معتقد است علت آن سرماست. و من تنها خودم هستم کە می دانم سردردهای من ربطی بە زمستان ندارند. و ناگهان خودم را تصور می کنم با مسلسلی در دست کە در سنگری پناە گرفتەاست و بە دشمن شلیک می کند. خاک جلو سنگر من قرمز می شود و فریادی بر می خیزد کە تسلیم… تسلیم! و شاید جنگ بە همین سادگی باشد. آدمها زیاد از مرگ خوششان نمی آید، اما پس راندن آن هم آسان نیست. و در جلو سنگرم گل یاسی می روید و قد می کشد. بخود می گویم پس شاید روزی جنگ تمام شود.
ادامە دارد…..

تاریخ انتشار : ۱۵ تیر, ۱۴۰۱ ۱:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

شهناز قراگزلو: هزینه این بحران برای همه یکسان نیست. همانند بسیاری از دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، بیشترین فشار بر دوش کسانی قرار گرفته که کمترین حاشیه امنیت مالی را دارند. کارگران، بازنشستگان حداقل‌بگیر، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌هایی که فاقد پس‌انداز و دارایی‌اند، نخستین قربانیان تورم سه‌رقمی کالاها محسوب می‌شوند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: توافق میان ایران و آمریکا، گشایشی در چشم انداز خروج ایران از بن بست

تنگۀ هرمز تنها باید گذرگاه صلح باشد!

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟