سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۵:۲۷

سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۲۷

حق ورود زنان به ورزشگاه و دلایل استقبال از استعفای «فاطمه آلیا»

اگر خود خانم آلیا نظرات تبعیض آمیز خود را به کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی تعمیم نمی داد و نمی گفت «مطلب ذکرشده برای تخریب نمایندگان مجلس نهم بوده است.» (که نشان می دهد در چنین ادبیاتی آش آن قدر شور شده که حتی صدای آشپز هم در آمده) شاید خواسته ی استعفای ایشان به این گستردگی نیز مطرح نمی شد.

مروزه انقلاب علم و فناوری و در رأس آن، انقلاب در تکنولوژی ارتباطات، جهان ما را به سرعت دستخوش تغییر در همه شئون زندگی و روابط انسانی کرده است. از پرتوی این انقلاب های پی در پی، هر روز شاهد تولد پدیده ای نو در مناسبات اجتماعی مان هستیم و اغلب کشورهای پیشرفته ناگزیر شده اند برای حضور این مؤلفه های تازه، سیستم حقوقی و قوانین کشورشان را برای هماهنگ شدن با این پدیدارهای نو،  به‌‌روز کنند تا وجود و حضور این مؤلفه های جدید، بتواند با کسب بیان حقوقی، هرچه بیشتر مشروعیت یابد و به صورت قانونمند، رفاه و آزادی های مردم را تضمین و گسترش دهد اما متأسفانه در سرزمین ما ایران هنوز زنان یعنی نیمی از جمعیت کشور، اسیر افکار و قوانین پوسیده پدرسالارند و طبیعی ترین رفتارهای آنها به وسیله نیروی پلیس، کنترل و محدود می گردد حتی پیش پا افتاده ترین خواسته شان با سرکوب مواجه می شود.

مسئله خیلی ساده است: عده ای از زنان علاقه مند به ورزش، قصد رفتن به ورزشگاه برای تماشای بازی والیبال را داشتند واقعاَ به همین  سادگی! چه کسی باور می کند در قرن بیست و یکم زنی را صرفاَ به خاطر رفتن به ورزشگاه، بازداشت کنند و تازه از او تعهد هم بگیرند!؟ در این میان «پیام نو» با شش نفر از اعضای فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی گفت و گویی داشته و از آن ها خواسته است تا نظر خود را در باره اتفاقات حاشیه ای دیدار تیم های والیبال ایران و ایتالیا که به دستگیری و بازداشت تعدادی از زنان منتهی شد بیان کنند.[۱]

در این گفتگو به نقل از «فاطمه آلیا» آمده است که: «کار زن بچه‌دارشدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال؛ یک عده‌ای می‌خواهند هر طور شده به زن نقش‌هایی بدهند که مخالف با وظایف شرعی است. زنی که دغدغه اصلی‌اش رفتن به ورزشگاه و شاغل شدن و این دست مسائل باشد که دیگر به وظایف اصلی خود نمی‌رسد.»  البته پس از واکنش شدید رسانه ها و هم چنین فریاد اعتراض زنان به چنین اظهار نظر تبعیض آمیزی، فاطمه آلیا نیز نسبت به انتشار مطلب فوق، متقابلا واکنش نشان داد و در گفتگو با خانه ملت  گفت: «مطلب ذکر شده ساخته و پرداخته سناریوسازان و حاشیه پردازان رسانه ای در جهت تخریب نمایندگان مجلس نهم بوده است.»[۲]

نخست این که: اگر آنچه از قول خانم فاطمه آلیا در رسانه ها منتشر شده ، متناسب با فرهنگ جامعه بود طبعاَ چنین واکنشی را از طرف مردم بر نمی انگیخت و هرگز خواستار استعفای او نمی شدند. زیرا اولین و مهم ترین پرسشی که در ذهن خواننده شکل می گیرد این است که خانم آلیا در مجلس و بین نمایندگان مرد واقعاَ چه می کند و به چه دلیل، این گونه نسبت به حقوق همجنسان خود، واکنش منفی نشان می دهد؟ و شاید همین پرسش استراتژیک بوده است که بی درنگ در فیس بوک حرکتی آغاز می شود و از خانم آلیا خواسته می شود که استعفا داده و به خانه برگردد.

دوم این که: اگر خود خانم آلیا نظرات تبعیض آمیز خود را به کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی تعمیم نمی داد و نمی گفت «مطلب ذکرشده برای تخریب نمایندگان مجلس نهم بوده است.» (که نشان می دهد در چنین ادبیاتی آش آن قدر شور شده که حتی صدای آشپز هم در آمده) شاید خواسته ی استعفای ایشان به این گستردگی نیز مطرح نمی شد. در واقع باید گفت که واکنش مردمی به اظهاراتی از این دست، حاکی از قباحت و زشتی چنین مطالب زن ستیزانه است، حتی اگر از زبان یک نماینده مجلس، بیان شود.  زنان حق خواه ایرانی امیدوارند که زین پس، شاهد چنین اظهار نظرهایی از طرف هیچ فردی چه مسئول و چه غیر مسئول نباشند وگرنه به قول خانم آلیا «تخریب» می شوند.

اما داستان ادامه دارد:

نیره اخوان بی‌طرف، نماینده اصفهان در گفتگو با پیام نو اظهار داشته : «زنان ایران مسایل حل نشده بسیار زیادی دارند، حالا یک سری از زنان و دختران آمده اند و حاشیه درست کرده اند و دارند به کمک رسانه ها آن را بزرگ می کنند، نباید ما را فریب بدهد. اینها را من شخصا نماینده زنان ایران نمی دانم. این مسایل هیچ اولویتی ندارد، نه از نظر شرعی و نه اجتماعی. اینهایی که به مسابقه والیبال آمدند اصلا در مقابل جامعه زنان ایرانی عددی نیستند که بخواهند آنها را نمایندگی کنند. به نظر من مسئله راه ندادن زنان به ورزشگاه ها اصلا موضوع مهمی نیست. مخصوصا این که یک عده می خواهند علیه نظام از این موضوع بهره برداری سیاسی داشته باشند.»[۳]

البته که  زنان ایران مسائل حل نشده بسیاری دارند: از وجود قوانین تبعیض آمیز گرفته تا حجاب اجباری که سی و پنج سال است  گلوی زنان ایران را خفه کرده؛ تا فرهنگ پدر-مردسالار که نمونه بارزش را در گفته های این به اصطلاح نماینده گان فرمایشی زن می بینیم . باید به  خانم اخوان و همفکران ایشان گفت: اگر شما ده ها زن شجاع و حق خواه را که زیر باران توهین ماموران نیروی انتظامی به ورزشگاه می روند تا به همه جهانیان بگویند زنان ایران نیز حق دارند به ورزشگاه بروند، از نظر شما و همفکران تان، نماینده  زنان ایران نیستند طبعاَ آن ها هم شما را نماینده زن ایرانی نمی دانند. توجه کنید شما یک نفر هستید و  آن ها که به ورزشگاه رفتند ده ها نفرند . گرچه شما پشت تان به قدرت گرم است . یک لحظه در خلوت تان فکر کنید که برای مثال اگر همین صندلی مجلس را از شما بگیرند واقعاَ کی هستید؟ در حالی که زنان حق خواهی که با اتکا به نفس و شجاعانه به ورزشگاه رفتند فعال حقوق زن بودنشان به «صندلی» سنجاق نشده است! حال از خود شما می پرسیم خانم اخوان چند سال است که حقوق نمایندگی مجلس به جیب شما سرازیر می شود و شما برای حقوق زنان مملکت تان چه کرده اید؟ چرا باید سی پنچ سال پس از در دست گرفتن قدرت و امکانات مملکت، به قول خودتان زنان حقوق حل نشده بسیاری داشته باشند؟ پس شماها در مجلس چه می کنید؟ مگر قرار است وظیفه نمایندگی شما را زنان  جامعه انجام دهند!؟ (که البته دارند انجام می دهند چون خطر را به جان می خرند و خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیز، خواهان رفع حجاب اجباری، خواهان اشتغال و دستمزد برابر، خواهان حق ورود به ورزشگاه ها، خواهان رفع خشونت و هرگونه تبعیض علیه زنان، و… هستند) اما شما و همفکران زن تان طی این سالها در مجلس چه اقداماتی برای احقاق این حقوق انسانی و عادلانه، صورت داده اید؟ یک بار هم شده از خودتان بپرسید که با این رفتارها و گفتارهای زن ستیز و ظلم گستر، آب به اسیاب چه کسی می ریزید؟

اگر مساله راه ندادن زنان به ورزشگاه ها از نظر نیره اخوان بی طرف موضوع مهمی نیست به این معنی نیست که برای مردم هم مهم نباشد. تماشای مسابقات ورزشی یکی از پیش افتاده ترین حقوق است که نه تنها  باید به رسمیت شناخته شود بلکه لازم است به جای ایجاد ممنوعیت و محدودیت برای زنان، فضای امن و مناسبی در استفاده زنان از ورزشگاه ها ایجاد شود. ورزشگاه رفتن یکی ازخواسته های زنان و به ویژه نسل جوان است و اتفاقا یک اولویت هم هست چون در  این خواسته، مشخصاَ رفع تبعیض نهفته است .

 سکینه عمرانی، نماینده خمینی شهر نیز در گفتگو با پیام نو راجع به حضور زنان در ورزشگاه چنین می گوید: «اصلا هیچ لزومی ندارد که خانم ها به ورزشگاه بروند، اگر هم خیلی مشتاق دیدن مسابقه هستند در خانه و از تلویزیون مسابقات را ببینند. به خصوص اینکه در ورزش آقایان پوشش کامل ندارند و این حرام شرعی است. یعنی رفتن خانم ها به ورزشگاه نه صحیح است و نه واجب است. به هر حال ما یک سری حرمت ها و اعتقادات دینی داریم که باید حفظ شوند. نکته دیگر اینکه اصلا رفتن خانم ها به ورزشگاه به چه دردی از اجتماع می خورد و چه باری از دوش کشور بر می دارد؟»[۴]

متأسفانه خانم سکینه عمرانی از زاویه ای بسته و سطحی به مسئله حقوق شهروندی زنان و حق عادلانه ی تماشای مسابقات ورزشی، نگاه می کنند گویی هرکاری انسان انجام می دهد باید باری از دوش کل جامعه بر دارد. مثل این است که به سکینه عمرانی بگویند مهمانی نرو چون مهمانی رفتن تان، باری از دوش اجتماع بر نمی دارد!؟ ایشان  اصلا توجهی به مفهوم مدرن و تأثیرگذار حق برابر زنان برای تماشای مسابقات ندارند که از قضا اگر عمیق تر به رفع این محدویت نگاه می کردند متوجه می شدند که رفع این گونه تبعیض های تحقیرآمیز، حتماَ به نفع کل جامعه و آرامش عمومی مردم تمام خواهد شد. متأسفانه به دلیل همین زاویه بسته ی نگاه سکینه عمرانی است که ایشان نیز همچون همفکران شان، دلیل و ضرورتی برای آزادی ورود زنان به ورزشگاه نمی بیند و با توصیه به این که زنان مشتاق دیدن مسابقه، در خانه شان به تماشای تلویزیون بنشینند، در واقع صورت مسئله را پاک می کنند.

بستن در ورزشگاه آزادی به روی زنان، دستگیری و بازداشت و سرکوب آن ها به خاطر بیان یک خواست ساده، البته که واکنش هایی دیگر هم در پی داشت برای نمونه، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس به خبرگزاری خانه ملت گفت که «مخالفت کلی برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها وجود ندارد بلکه تنها باید شرایط آن را مهیا کرد»[۵] و کمال الدین پیر مؤذن نیز در جلسه علنی روز یکشنبه ۲۶ خرداد به موضوع جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه اعتراض کرد و آن را از حقوق مسلم زنان ایرانی دانست.

به هر حال، آنچه مسلم است و نمی توان انکارش کرد اولویت های عاجل در کشور است، به خصوص اولویت در رفع هرگونه اشکال تبعیض علیه زنان، اولویت تغییر کلیه قوانین تبعیض آمیز علیه زنان از جمله: حق انتخاب رشته تحصیلی، حق ورود به ورزشگاه ، حق برابر اشتغال و درآمد، انتخاب نوع پوشش، و رفع هر نوع محدودیتی که تبعیض علیه زنان به شمار می آید.

پانوشت ها:

[۱] http://payamno.com/detail=82201

[۲] http://www.icana.ir/Fa/News/257419

[۳] http://payamno.com/detail=82201

[۴] http://payamno.com/detail=82201

[۵] http://latestnews.ir/286395/

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۹ تیر, ۱۳۹۳ ۷:۳۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکل‌گیری بدیل سیاسی درون‌زا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نه‌تنها چنین بدیلی نمی‌سازد، بلکه فرصت شکل‌گیری آن را نیز از بین می‌برد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمی‌شود؛ گاه فقط به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و رنج طولانی‌تر می‌انجامد.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نسلی که خیابان را ساخت و چپی که به آن نرسید.

خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندار

درخواست برگزاری حضوری کلاس‌‌های دانشگاه در نیمسال دوم تحصیلی ۰۴‌‌-۰۵

نامه‌ی ۸۶ امضایی جمعی از کنشگران مدنی و سیاسی داخل و خارج کشور: نه به استبداد، نه به آتش جنگ | نسبت به فریب بزرگ «دموکراسیِ وارداتی» هشدار می‌دهیم

هشدار مجامع اسلامی ایرانیان در باره آنچه که موجودیت ایران را تهدید می‌کند

روایت یک وکیل دادگستری از وضعیت بازداشتی‌های اعتراضات دی ماه / تعداد بازداشتی‌ها خیلی زیاد است