سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۵۶

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۶

خشونت علیه زنان

تحقيقات سازمان بهداشت جهانى در بسيارى از مراکز نشان داد که تحصيلات بالاتر با خشونت کمتر رابطه مستقيم داشته است. به نظر می‌رسد که زنان با تحصيلات بالاتر از امکان انتخاب همزيست بيشترى بهره‌مند هستند، می‌توانند بين ازدواج کردن و نکردن انتخاب کنند و در زندگى مشترک با گفتگو [با همزيست خود] از استقلال و کنترل بر منابع زندگى بيشترى برخوردارند

خلاصه و برگردان: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) 

(بخش اول) را اینجا بخوانید

بخش دوم


عوامل محافظ و خطرناک براى زنان 
یکى از اهداف مهم تحقیقات سازمان بهداشت جهانى بررسى عوامل شخصى، خانوادگى و اجتماعى بوده که می‌توانند زنان را در مقابل خشونت علیه ایشان محافظت کنند و یا آنان را شدیدا در معرض خطر قرار دهند.
براى این کار در مصاحبه‌ها با در نظر گرفتن عوامل اکولوژیک [بوم شناسانه]، موارد گوناگونى در سطوح متفاوت و در مقاطع مختلف زندگى زنان در نظر گرفته شد.(۲،۱۱،۱۲) 

• عوامل فردى شامل سطح تحصیلات زنان، استقلال اقتصادى، سابقه قربانى خشونت بودن، درجه توانایى و حمایت‌هاى مدنى، اینکه آیا در کودکى و زمان رشد در خانواده وى سابقه خشونت وجود داشته یا خیر،
• عوامل مربوط به همزیست مرد شامل درجه ارتباط همزیست مرد با زن، مصرف الکل و مواد مخدر، وضعیت اشتغال، اینکه آیا مرد در زمان کودکى شاهد خشونت بین والدین خود بوده است یا خیر و اینکه آیا همزیست وى نسبت به مردان دیگر نیز با خشونت رفتار مى‌کند.
• عواملى که مستقیما به زمینه اجتماعى مربوط هستند شامل نابرابرى سطح اقتصادى بین مردان و زنان، درجه پویایى و استقلال زنان، نوع برخورد با نقش جنسیت‌ها و خشونت علیه زنان، گستره عکس‌العمل خانواده، همسایه‌ها و دوستان نسبت به خشونت خانگى، درجه خشونت بین مردان و جنایت در جامعه و میزان سرمایه اجتماعى.

آنالیزهاى آتى نشان خواهند داد که این عوامل تا چه حدى در افزایش یا کاهش خطر خشونت همزیست اثر دارند. در آنالیز فعلى تنها اثر عوامل جمعیت‌شناسى اجتماعى یعنى سن، وضعیت همزیستى و تحصیلات بر رواج خشونت بررسى شده است.

سن 
بجز در مراکز تحقیق ژاپن و اتیوپى در تمام مراکز مورد مطالعه، زنان جوان بخصوص آنان که از ۱۵ تا ۱۹ سال داشتند در خطر بالاى خشونت جسمى، جنسى و یا هردو در بازه زمانى ۱۲ ماه پیش از مصاحبه بوده‌اند.
براى مثال در شهرستان بنگلادش ۴۸% زنان ۱۵ تا ۱۹ سال خشونت جسمى یا جنسى یا هر دو را در ۱۲ ماه پیش از مصاحبه تجربه کرده بودند در حالى که تنها ۱۵% زنان بین ۴۵ تا ۴۹ سال در همین مراکز چنین تجربه‌اى را داشتند. در شهرستان پرو این آمار براى ۱۵ تا ۱۹ ساله‌ها ۴۱% و براى ۴۵ تا ۴۹ ساله‌ها ۸% را نشان داده است. الگوى فوق می‌تواند نشان دهنده‌ى تمایل بیشتر مردان جوان به خشونت نسبت به مردان مسن‌تر باشد. در برخى مراکز تعداد زنان جوان‌تر که با همزیست خود زندگى می‌کردند بیشتر بود و در نتیجه آمار خشونت در میان این بازه سنى نیز رقم بالاترى را نشان می‌داد. همچنین در بعضى مراکز زنان مسن‌تر داراى شأن و مقام بالاترى نسبت به جوان‌ترها بوده و در نتیجه آسیب‌‌پذیرى آنها نسبت به خشونت علیه زنان کمتر بوده است.

وضعیت همزیستى 
در تمام مراکز تحقیق بجز دو مرکز، زنان جدا شده یا طلاق گرفته در طول زندگى خود خشونت بیشترى را نسبت به زنان مزدوج گزارش کرده‌اند. (استثنا دو مرکز شهرستان پرو و اتیوپى بود که در آن نسبت زنان جدا شده یا مطلقه نسبت به کل جمعیت بسیار پایین بود). همچنین خشونت علیه زنانى که با مردى بدون ازدواج زندگى می‌کردند نیز بالاتر بود. تقریبا در نیمى از مراکز مورد مطالعه، خشونت علیه زنان در ۱۲ ماه پیش از مصاحبه‌ها بیشتر توسط زنان جدا شده یا طلاق گرفته گزارش شده بود که در عین حال نشان دهنده این واقعیت بود که “خشونت علیه زنان حتا پس از جدایى نیز ادامه داشته است”.

تحصیلات 
تحقیقات سازمان بهداشت جهانى در بسیارى از مراکز نشان داد که تحصیلات بالاتر با خشونت کمتر رابطه مستقیم داشته است. در برخى مراکز (شهرستان برزیل، نامیبیا، پرو، تایلند و جمهورى متحده تانزانیا) تاثیر تحصیلات بر خشونت تنها زمانى خود را نشان داده که تحصیلات زنان از تحصیلات متوسطه بالاتر باشد. تحقیقات گذشته نیز نشان داده بودند که تحصیلات بالا مستقیما در کم کردن خشونت علیه زنان تاثیر دارد حتا زمانى که سن و درآمد موردهاى بررسى بوده اند (۱۳، ۱۴). به نظر می‌رسد که زنان با تحصیلات بالاتر از امکان انتخاب همزیست بیشترى بهره‌مند هستند، می‌توانند بین ازدواج کردن و نکردن انتخاب کنند و در زندگى مشترک با گفتگو [با همزیست خود] از استقلال و کنترل بر منابع زندگى بیشترى برخوردارند.

اعمال آزارهاى روانى 
زنان خشونت روانى را تحقیرآمیزتر از خشونت جسمى می‌دانند. در تحقیقات سازمان بهداشت جهانى خشونت‌هاى روانى شامل موارد زیر می‌شوند: 
• توهین یا انجام کارهایى که باعث شود زن نسبت به خود احساس بدى بکند،
• مسخره و خوار کردن در مقابل دیگران،
• ارعاب و ترساندن به قصد از طرف همزیست (براى مثال نعره کشیدن یا شکستن اشیاء)،
• تهدید به آسیب‌رسانى (مستقیم یا غیر مستقیم از طریق تهدید به آسیب زدن به افراد مورد علاقه زن).

در تمام کشورهاى مورد مطالعه چنین خشونت‌هایى به ۲۰% تا ۷۵% زنان و اکثرا در ۱۲ ماه پیش از تحقیق اعمال شده بود. مواردى که زنان بیش از همه آن را ذکر کرده بودند، توهین، تحقیر و خوار شدن و مرعوب شدن بود. در حالت کلى تهدید به آسیب‌رسانى کمتر اتفاق افتاده بود، اگرچه که از هر ۴ زن یک زن (۲۰%) در مناطق شهرستانى برزیل و شهرستانى پرو تهدید به آسیب رسانى شده بودند.
دوسوم و دو سوم به بالاى زنانى که نوعى از خشونت روانى را تجربه کرده بودند، این تجربه را بیش از یک بار داشتند.
از آنجایى که تعریف و اندازه‌گیرى آزارهاى روانى به شکلى معنی‌دار و مناسب در فرهنگ‌هاى مختلف بسیار پیچیده می‌باشد، نتایج این تحقیقات را باید به عنوان نقطه شروعى در رابطه با خشونت‌هاى روانى و رفتارهاى کنترل کننده درنظر گرفت و نه به عنوان یک اندازه‌گیرى دقیق از آزارهاى روانى. آنالیزهاى آتى بیشتر به رابطه بین آزارهاى روانى و تاثیر آن روى سلامت زنان خواهند پرداخت چه در حالتى که آزارهاى روانى به تنهایى اعمال شوند و چه در حالت‌هایى که این آزارها همراه با خشونت هاى جسمى و جنسى همراه باشند.

رفتارهاى کنترل‌گر 
مردانى که نسبت به همزیستان زن خود خشونت جنسى اعمال می‌کنند نسبت به آنهایى که چنین نمی‌کنند، رفتار کنترل کننده‌ى بیشترى نیز از خود نشان می‌دهند (۳، ۱۵). تحقیقات سازمان بهداشت جهانى رفتارهاى کنترل‌گر توسط همزیستان زنان را بدین ترتیب تعریف کرده است:

• جلوگیرى از ملاقات با دوستان
• محدود کردن ارتباط با خانواده زن
• اصرار بر دانستن اینکه زن در هر لحظه کجاست
• با زن به صورت بی‌تفاوت برخورد کردن یا او را نادیده گرفتن
• عصبانیت هنگامى که زن با مرد دیگرى صحبت می‌کند
• مکررا زن را به خیانت در زناشویى متهم کردن
• کنترل دسترسى زن به خدمات بهداشتى

درصد زنانى که چنین شرایطى را تجربه کرده بودند از حداقل ۲۱% در ژاپن تا حداکثر ۹۰% در مرکز مورد مطالعه شهرستان جمهورى متحد تانزانیا نوسان داشت. آمار ذکر شده نشان‌دهنده اختلاف بسیار زیاد در حد تحمل چنین رفتارهایى در فرهنگ‌هاى متفاوت است.
نتایج تحقیقات سازمان بهداشت جهانى در تمامى نقاط مورد مطالعه آشکارا نشان داد که که تجربه خشونت‌هاى جسمى، جنسى و یا هردو باهم بطور قابل توجهى با رفتارهاى کنترل‌گر توام است.

برخورد زنان با خشونت 
علاوه بر تجربه خشونت توسط زنان، تحقیقات سازمان بهداشت جهانى دو جنبه مهم دیگر را در رابطه با طرز برخورد زنان با خشونت همزیست مورد مطالعه قرار داده‌ است. 
• مواردى که یه باور زنان یک مرد اجازه دارد همسر خود را بزند (کتک زدن زنان رایج‌ترین نوع خشونت علیه زنان توسط همزیست مرد آنهاست) و
• باور زنان در رابطه با اینکه آیا یک زن می‌تواند از داشتن رابطه جنسى با همسرش سرباز زند و در صورت جواب مثبت چه هنگام؟

ابتدا رنان را با ۶ وضعیت متفاوت مواجه کردند و سپس در مورد تک تک موارد از آنها پرسیده شد که در چنین شرایطى آیا کتک زدن زنان مجاز می‌باشد؟ اکثر دلایل داده شده شامل این موارد بود: انجام ندادن کارهاى خانه به صورت شایسته، سرباز زدن از رابطه جنسى، نافرمانى از همسر و خیانت در زناشویى توسط زن.



همانطور که در شکل ۵ دیده می‌شود، اختلاف بسیار زیادى بین پذیرش دلایل مختلف براى اعمال خشونت در بین زنان و اینکه خشونت در هیچ شرایطى قابل پذیرش نمی‌باشد، وجود داشت. بیشترین اختلافات بین مناطق شهرى و صنعتى با مناطق روستایى و سنتى بود. با وجود اینکه سه چهارم زنان در منطقه شهرى برزیل، ژاپن، نامیبیا و صربستان و مونته‌نگرو به هیچ دلیلى مرد را ذیحق اعمال خشونت علیه زنان نمی‌دانستند، در منطقه روستایى بنگلادش، اتیوپى، پرو و ساموئا تنها یک چهارم زنان هیچ دلیلى را توجیه‌کننده اعمال خشونت علیه زنان نمی‌دانستند. در تمام مناطق دلیلى که از طرف بیشترین تعداد زنان اعمال خشونت توسط مرد را قابل تصور می‌کرد، خیانت در زناشویى توسط زن بود. البته میزان پذیرش از ۸۰% در اتیوپى تا ۶% در صربستان و مونته‌نگرو متفات بود. دلیل بعدى نافرمانى از همسر بود.
تقریبا در تمام موارد و تمام دلایل، پذیرش آزار زنان توسط همسر (مرد) از طرف زنان آزار دیده بالاتر از آزارندیده‌ها بود، که می‌تواند نشان دهنده این باشد که زنانى که خود قربانى خشونت هستند یاد می‌گیرند که خشونت علیه زنان در مواردى برایشان قابل پذیرش باشد و یا احتمال ورود و یا ماندن در یک رابطه خشونت آمیز بین زنانى که خشونت را طبیعى می‌دانند، بیشتر است. آنالیزهاى آتى به این مسئله خواهند پرداخت که آیا سطح خشونت در جامعه در مراکز مورد مطالعه که خشونت علیه زنان بطور گسترده‌ترى قابل پذیرش است، بالاتر می‌باشد؟ از زنان شرکت کننده در این تحقیق همچنین پرسیده شد که آیا به نظر آنها زنان این حق را دارند که تحت شرایطى، منجمله زمانى که زن مریض است، زمانى که نمی‌خواهد رابطه جنسى داشته باشد، زمانى که مرد مست است و زمانى که مرد با او بدرفتارى می‌کند، از رابطه جنسى با مرد سرباز زنند؟ (شکل ۶)


مانند خشونت جنسى پذیرش دلایل متفاوت براى سرباز زدن از رابطه جنسى متفاوت بود. تعداد کمترى از زنان بر این باور بودند که زن تنها به دلیل خواستش می‌تواند از رابطه جنسى سرباز زند (زمانى که زن نمى خواهد) در حالى که تعداد بیشترى مریض بودن زن، یا مست بودن مرد یا بدرفتارى مرد را براى این کار قابل قبول مى دانستند. در مرکز شهرستان بنگلادش، در پرو و جمهورى متحده تانزانیا، در اتیوپى و ساموئا بین ۱۰% تا ۲۰% زنان معتقد بودند که زنان تحت هیچ شرایطى حق سرباز زدن از رابطه جنسى را ندارند.

ادامه دارد

منابع 

۲- Krug EG et al., eds. World report on violence and health. Geneva, World Health Organization, 2002. 
۳- Heise L, Ellsberg M, Gottemoeller M. Ending violence against women. Baltimore, MD, Johns Hopkins University Press, 1999.
۱۱- Heise L. Violence against women: an integrated, ecological framework. Violence Against Women, 1998, 4:262–۲۹۰. 
۱۲- Belsky J. Child maltreatment: an ecological integration. The American Psychologist, 1980, 35:320–۳۳۵. 
۱۳- Jones A et al. Annual and lifetime prevalence of partner abuse in a sample of female HMO enrollees. Women’s Health Issues, 1999, 9:295–۳۰۵. 
۱۴- Tjaden P, Thoennes N. Extent, nature and consequences of intimate partner violence: findings from the National Violence Against Women Survey. Washington, DC, National Institute of Justice, Centers for Disease Control and Prevention, 2000. 
۱۵- Johnson M. Conflict and control: images of symmetry and asymmetry in domestic violence. In: Booth A, Crouter A, Clements M, eds. Couples in conflict. Hillsdale, NJ, Lawrence Erlbaum, 2000.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۰ آذر, ۱۳۸۵ ۱:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده