سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۱:۱۶

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۱:۱۶

خطر از کجاست؟

روندی که با انتخاب روحانی آغاز و با «برجام» تداوم پیدا کرد، روندی نیست که در محدوده راهروهای حکومتی آغاز شده باشد و بتوان در همان راهروهای حکومتی نیز بدان پایان بخشید؛ در تدوین و تداوم این روند نیروئی شرکت دارد که در بطن جامعه حضور دارد و با نگرانی چشم به دوران «تدبیر و امید» دوخته است.

Getting your Trinity Audio player ready...

انجام رزمایش موشکی ایران در اسفند ماه سال گذشته، موضوع چالش بزرگی چه در داخل و چه در خارج از ایران گشته است. بر اساس گزارشات انتشار یافته در رسانه‌ها، در این رزمایش موشک‌های بالستیک با برد ۲۰۰۰ کیلومتری مورد آزمایش قرار گرفته‌اند. همان‌گونه که پیش بینی می شد، پس از توافق هسته‌ای ایران با ۱+۵، نوبت به برنامه‌ موشکی ایران، به مثابه چالش نوبتی ایران با غرب، خواهد رسید. بر اساس گزارش بی بی سی، آمریکا، آلمان، بریتانیا و فرانسه در نامه مشترکی به رئیس دوره‌ای شورای امنیت نسبت به آزمایش‌های موشک‌های دوربرد توسط جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده اند و انجام این آزمایش‌ها را مغایر قطعنامه شماره ۲۲۳۱ شورای امنیت اعلام کرده‌اند. این قطعنامه در ماه ژوئیه سال گذشته و بلافاصله پس از توافق برجام بتصویب این شورا رسید.

امااین چالش در داخل کشور بگونه‌ای دیگر تبلور پیدا کرد؛ آنهم در موضع‌گیری‌های هاشمی رفسنجانی که پنجم فروردین امسال با انتشار پیامی در تویتر نوشته بود «دنیای فردا دنیای گفتمان هاست و نه موشک ها» و خامنه‌ای در برابر مداحان که گفت: «اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد یک مسئله است اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است.» و افزود :«دشمنان مدام در حال تقویت توان نظامی و موشکی خود هستند در این شرایط چطور می گوییم روزگار موشک گذشته است» و بموازات آن در سخنان یکی از فرماندهان سپاه که اعلام کرد: “از حمله خارجی نمی‌ترسیم، نگرانی ما از داخل است”.

شکی در این نیست که تقویت بنیه دفاعی هر کشوری در برابر تهدیدات خارجی، یکی از الزامات مسئولین نظامی هر کشوری است؛ تقویت بنیه دفاعی هر کشوری نیز، نیازمند به تخصیص بودجه معین برای تامین هزینه های لازم است. میزان بودجه مورد نظر نیز توسط کارشناسان نظامی، برآورد شده و از کانال مسئولین دولتی جهت بررسی و در نهایت تصویب آن، به مجلس ارائه می گردد. هدف از طی کردن تمامی این مراحل، بویژه مرحله اتخاذ تصمیم در مجالس کشورها، شفافیت و اعمال کنترل نمایندگان مردم نه بر جزئیات تولید و یا خرید این و یا آن سلاح، بلکه بر مسیز حرکت بودجه تعیین شده از محل تامین آن تا مرحله نهائی گزارش وضعیت بنیه دفاعی کشور به مجلس است. اما در ایران نیز مانند دیگر کشورهائی که نظامیان خود را موظف به پاسخگوئی در برابر نمایندگان مردم نمی بینند، این روند نه شفاف است و نه تحت کنترل نمایندگان مجلس.

اما در این چالشی که در داخل کشور براه افتاده است، نکته‌ای وجود دارد که از نظر اهمیت نه تنها کمتر از «شفافیت و اعمال کنترل» نیست، بلکه نشانگر تفاوت ۲ نگاه به نقش “موشک و گفتمان” در سخنان خامنه‌ای و یادداشت رفسنجانی در تویتر است. خامنه‌ای در بیان این تفاوت، صاحب آن نگاه دیگر را مشروط به حد آگاهی، از سر ساده لوحی و یا خیانت، تعبیر کرد. بعد از این سخنان، موج تازه‌ای از حملات که فعلا بیشتر هاشمی رفسنجانی را مد نظر دارند، آغاز گشت و می توان انتظار داشت که با به پایان رسیدن تعطیلات نوروزی، بر شدت آنها افزوده گشته و طیف وسیعتری از نیروهای پیرامون طیف رفسنجانی- روحانی را در بر خواهد گرفت. روشن است که چنین موضع‌گیری سخت و خشن در قبال رفسنجانی، نشانگر نارضایتی خامنه‌ای از تمامی تحولات و گفتمانی است که از برجام بدینسو در کشور بوقوع پیوسته اند؛ اگر در گذشته تلاش می شد که نتیجه افدامات طیف رفسنجانی – روحانی را به “محدوده” وزارت خارجه جمهوری اسلامی خلاصه کنند، نتایج انتخابات اخیر هر دو مجلس خبرگان و شورا در زمره مواردی بودند که به درستی “زنگ احساس خطر” را در طیف مخالفین «برجام» بصدا در آوردند. روشن است که “صاحبین” هر ۲ نگاه بخوبی با تجربه “ساده لوحی” منتظری آشنائی دارند و هیچیک خواهان وضعیتی که منجر به بروز تشنج در جامعه شود، نیستند. اما روندی که با انتخاب روحانی آغاز و با «برجام» تداوم پیدا کرد، روندی نیست که در محدوده راهروهای حکومتی آغاز شده باشد و بتوان در همان راهروهای حکومتی نیز بدان پایان بخشید؛ در تدوین و تداوم این روند نیروئی شرکت دارد که در بطن جامعه حضور دارد و با نگرانی چشم به دوران «تدبیر و امید» دوخته است.

قطعا هم رفسنجانی و هم روحانی ذره ای هم تردید در این امر ندارند که بنیه دفاعی کشور برای مقابله با هرگونه خطر تجاوز بیگانه باید تقویت شود، اما بنظر می رسد که هر دو اینان، تقویت بنیه نظامی و از جمله موشکی کشور را بدون داشتن قدرت در پیشبرد گفتمان سیاسی چه در داخل و چه در خارج از کشور و اتکاء تنها به “موشک” را، هر چقدر هم که بر پایه انواع سخنان و اقدامات عامه‌پسند صورت گیرند، سست بنیاد و بدون آینده ارزیابی می کنند. شاهد بزرگ این ادعا، تجربه اتحاد جماهیر شوروی بود که حتی وجود زرادخانه عظیم اتمی که در رقابت با آمریکا ایجاد شده بود نیز نتوانست مانع فروپاشی این کشور گردد. در اتحاد شوروی سابق نیز ترسی از حمله نظامی بیگانه وجود نداشت، اما آنچه که فروپاشی را موجب گشت و وقوع آن را سرعت بخشید، همانا وجود پرده آهنین پیرامون مقامات حکومتی با مردم کشور و نبود گفتمان به معنای واقعی آن در کشور بود که علیرغم رای بالای ۷۵ درصد در رفراندوم «بودن و یا نبودن» شوروی به بودن آن رای داده بودند، اما ۹ ماه پس از آن، براحتی تعهدشان را به رای خود کنار گذاشته و در برابر فروپاشی، سکوت تائید‌آمیز اختیار کردند.

 

     

 

تاریخ انتشار : ۱۳ فروردین, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»