سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۴

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۴

خودفریبی و اعتراف ضمنی پیمایشگران رژیم نسبت به ابعاد نافرمانی اجتماعی زنان!

اهتمام به پراکنده کردن صفوف دشمن و تشدید شکاف‌های درونی حاکمیت بویژه در ارگان‌های سرکوب و لایه‌های پائینی آن‌ها، نهایتا توازن قوا را به سود جنبش بهم زده و رژیم ‌بی آینده را به‌ محاصره خود در خواهد آورد!  نباید فراموش کنیم که رژیم اساسا فاقد عقبه‌های استراتژیک بقاء است. تنها تکیه گاه اصلی آن نیروی سرکوب و تفوق تاکتیکی گر چه شکننده آن است که می تواند در بستر پایداری و گسترش صفوف مقاومت ترک خورده و زایل شود.

روزنامه دولتی ایران نوشت (۱)، طبق یافته‌های یک پیمایش‌ مراکز دانشگاهی، در حالی که غالب مردم (بیش از ۸۰ درصد) به حجاب اعتقاد داشته و به آن به عنوان یک الزام اجتماعی باور دارند اما در این باره ۶۸ درصد مردم این‌گونه احساس می‌کنند که اکثر مردم با حجاب مخالف هستند!  پیمایش‌گران مأمور به نتیجه مورد حاکمان، آن را به دوگانگی شکاف بین ذهن و واقعیت نسبت می دهند! به ادعای این گزارش همین شکاف تفاوت بین واقعیت و احساس واقعیت، خود را در قالب تلقی از میزان بی‌حجابان نیز نشان می‌دهد. در واقعیت ملّی ۶.۴ درصد بانوان به کشف‌حجاب روی آورده‌اند اما در یک ارزیابی وقتی از مردم پرسیده می‌شود، به نظر شما میزان بی‌حجابی چقدر است؟ پاسخ‌ها تا ۵ برابر واقعیت متفاوت است و ارزیابی از بی‌حجابی توسط پاسخگویان تا ۳۰ درصد برآورد می‌شود!

شکاف بین مردم و حاکمیت یا شکاف بین واقعیت و احساس واقعیت!

اگر چنین شکافی تا این اندازه بزرگ واقعا بین ذهن و عین جامعه وجود داشته باشد و اگر به همه امور تعمیم یابد، بیانگر نوعی پریشان‌ فکری حاکم بر کشور بوده و طبعا هیچ موجودی تا چه رسد به یک کشور و جامعه با پیچیدگی‌ها و چالش‌های بسیار، با چنین شکافی بین ذهن و عین قادر به تداوم حیات نخواهدبود. در حقیقت می‌توان گفت که در شرایط اشباع‌ بحران و بیگانگی کامل جامعه و یک دولت سرکوبگر و اقتارگرائی که حاضر نباشد صدای مردم را بشنود، وجود چنین پدیده‌ای  شکاف تفاوت بین واقعیت و احساس واقعیت چه بسا اجتناب ناپذیر باشد و چنان ‌‌هم برجسته و مشهود باشد که هر نظر سنجی ولو توسط پیمایشگران رژیم، نتواند بطور کامل چشمش را به آن به‌بندد. با این‌ همه اگر نمی تواند به‌طور کامل واقعیت عریان را انکار کند اما سعی می کند که آن را مسخ و وارونه نماید. چنان ‌که در این رابطه به جای اذعان به واقعیت شکاف پرنشدنی بین دولت مردم، با وقاحت کامل به جعل گزاره کاذبی چون تفاوت بین واقعیت و احساس واقعیت در بین مردم مبادرت می ورزد. بنابراین آن‌چه را که خود دچارش هست با فرافکنی به مردم نسبت می دهند.

البته کارگزاران نظام نمی گویند که چرا و چگونه مردمی که گویا بالاتر از ٪۸۰ ذوب در ولایت و دین و معتقد به حجاب شرعی و مد نظر رژیم هستند، چه نفعی و هدفی و نیازی به تحریف واقعیت دارند؟ اما بی تردید حاکمان در جعل گزاره فوق ذینفع هستد. برای آن ها که مشغول سرکوب نافرمانی شکوهمند و پردامنه زنان جامعه ‌‌ایران هستند، بطوری که حتی اخیرا کارشناسان سازمان ملل هم ناچار شدند نسبت به ‌وجود ابعاد سرکوب گسترده  و ‌اعمال آپارتاید جنسی/جنسیتی در کشور ایران اذعان و اعتراض کنند، در چنین شرایطی رژیم نیاز مبرمی به جعل آمار برای توجیه خشونت و تهاجم  گسترده‌ای که علیه حق آزادی پوشش و دیگر حقوق بدیهی و اولیه انسان راه ‌انداخته است دارد. در این مورد واقعیت جامعه، جامعه واقعی و نه آن ‌جامعه صوری و برساخته ای که حاکمان میل دارند آن را جایگزین حقیقت کنند، چنان کوبنده و غیرقابل کتمان است که حتی بخش ‌مهمی از باورمندان به‌ مذهب ‌حاکم و اصلاح طلبان و حامیان دیروز و چه بسا امروز نظام هم نمی توانند آن را به‌پذیرند و از آن به‌ عنوان خود براندازی یاد می کنند. ابعاد نافرمانی حول آن‌‌چه که خامنه ای حرام شرعی و سیاسی نامیده تا حدی است که رژیم را مجبور  ساخته که برای توجیه سرکوب گسترده خویش بجای آن که منشأ‌ این ادعای کاذب و دوگانگی شیزوفرنیک را در خود جستجو کند به اکثریت بزرگ جامعه اتهام اختلال ذهن و روان‌پریشی می‌زند. صرفنظر از گزارش‌های دیگری که تأیید کننده همین رویکرد اکثریت جامعه است، گرچه حتی اگر به‌فرض ادعای رژیم پیرامون در اکثریت بودن مدافعان حجاب هم صحت می‌داشت، باز هم مجوزی برای سرکوب حق پوشش آزاد اقلیت فراهم نمی کرد. در حقیقت حتی رفتار و عملکرد خود رژیم برهان قاطعی است برکذب این ادعا و تأیید همان حقیقت جامعه واقعی و نافرمان است. بفرض اگر ادعای رژیم یعنی همان بیش از ۸۰ درصد واقعیت می داشت، و یا میزان بی حجاب‌ها همان ٪۶.۴ بود، و رژیم نگران گسترش آن به سطوح فراگیر و خطر حکومت ناپذیرشدن همه‌گانی نبود، هیچ حکومتی مگر آن که دستخوش جنون شده باشد، اگر حتی به‌ اندازه یک ارزن عقل می داشت، هرگز حاضر نمی شد برای چنین درصدی چنین جنگ بزرگ و هم‌جانبه ای را با کلیت یک جامعه براه اندازد و تر و خشک را با هم بسوزاند. هیچگاه متوسل به آن لایحه کذائی و حقه ‌بازی‌های کثیف و بزدلانه برای تصویب باصطلاح یک قانون که دیگر حتی لایحه هم نبود و با تهدید و سلب خدمات اجتماعی و حقوق اولیه و جرائم سنگین و زندان‌ و تعمیم نظام پلیسی و کنترل به همه عرصه‌های اجتماعی که چیزی  کمتر از تنبیه همه ملت و اعلام جنگ به‌همه شهروندان و اقشارمختلف آن نیست. باین ترتیب نمایندگان دست نشانده و بفرموده، با  سلب خدمات اجتماعی و تهدید شغل و حقوق اولیه‌ای که هر دولتی موظف به تأمین آن‌هاست و نیز با پلمب کردن بسیاری مؤسسات اقتصادی و اجتماعی در شرایط تورم عنان گسیخته و فقر و فلاکت، عملا حتی از حوزه حجاب هم فراتر رفته و کل جامعه را هدف گرفته است. اعلام چنین جنگی به معنی تغییر اولویت‌های رژیم است. چنان‌که می دانیم سال فعلی توسط خامنه ای  سال مبارزه علیه تورم و گرانی و رونق‌اقتصادی نام‌گذاری شده بود که اینک به اولویت تأمین حجاب با هدف ایجاد جامعه اسلامی تبدیل شده است. البته در اصل دلیل چرخش‌ چنین آشکاری تهدید وجودی و احساس خطری است که حاکمیت و هسته اصلی قدرت از جانب خیزش انقلابی مردم دارد. باین ترتیب معلوم می شود که خود رژیم هم به آن‌چه که خود می گوید باور ندارد.  او بهتر از هرکسی می داند که امروزه با واقعیت یک عصیان و نافرمانی گسترده و  درحال گسترش زنان و همدلی یک جامعه خشمگین با آن و علیه دیگر تبعیض‌های سیستماتیک موجود مواجه هست.

معمولا وقتی صحبت از افت و خیزهای جنبش می شود، عادت بر دیدن جنگل از پشت درختان است. و حال آن که تداوم خیزش ولو با لحاظ کردن افت و خیزهای طبیعی و یا تغییر اشکال و ریل‌ها غالبا جلوی چشمان ما جاری است. چرا که ابعاد و شدت بحران‌ها و از جمله سیاست‌های بحران آفرین خود رژیم، بسختی به جامعه و جنش‌ها اجازه سکون و رکود بدهد. برعکس هردم شاهد کنده شدن و پرتاب بخش‌ها ولایه‌هائی از جامعه موسوم به خاکستری که خود را فشر متوسط می نامند به سمت صفوف جنبش اعتراضی و بسط آن به عنوان تنها گزینه دفاع از زندگی و احتراز از نابودی و ویرانی خود و جامعه و کشور و لاجرم تغییر مداوم توازن نیرو بسود جنبش هستیم. تنها لازم است که کلیت جنبش و تغییر ریل‌های آن در تناسب با فشارها و سرکوب‌ها را به شکل معینی از مقاومت تقلیل ندهیم و اهمیت هر بخش و هر حوزه را در پیوند با دیگر بخش‌‌ها در یابیم. البته رژیم  که متوجه این ضعف و تحلیل رفتن خود شده، برآن شده است که به نوعی با قدرت‌های منطقه ای و خارجی برای تقویت درآمدهای مالی و کاهش فشارها ولو به شکل توافقات عملی و نانوشته و حتی موقت حول برخی آزادسازی های مالی و یا کاهش تحریم‌ها در آزاء کاهش اندازه وغلظت غنی سازی و برخی سیاست‌های منطقه ای کنار آید. اما همین ها نیز می توانند وقتی بحران به نقاط اشباع نزدیک می شود و سیستم دچار بحران بازتولید قدرت و مولفه‌ های آن هست بجای تقویت انسجام بر شکاف‌های درونی آن وانتظارات جامعه و حتی تقویت اهرم فشارهای خارجی بیفزاید.

این نبرد و نافرمانی اجتماعی کنشی است جاری در عرصه عمومی علیه حکومتی درنده چون حکومت اسلامی. کنشی با ریسک بالا و جسارت نهفته در‌آن برای بازپس‌گیری قلمرو مهمی از عرصه حیات اجتماعی از چنگ رژیم. چنین کنشی در عین حال هم به عنوان نتیجه  و هم تداوم خیزش زن زندگی آزادی است به شکلی دیگر و در بستری دیگر که این چنین رژیم درمانده و غرق در بحران و پیشامدرن و انگلواره در کالبد جهان امروز را به خشم آورده و دستخوش رفتارهای شیزوفرنیک کرده است.

گسترش این مقاومت و تحکیم اتحاد صفوف آن حول مطالبات مشترک یک جامعه متکثر، بسط دامنه مقاومت بر پایه فعلیت بخشیدن به ‌دست ‌آوردهای تاکنونی خیزش در ریل‌های مختلف جامعه ای که انباشته از بحران‌ها و تبعیض‌های گوناگون است، و نیز اهتمام به پراکنده کردن صفوف دشمن و تشدید شکاف‌های درونی حاکمیت بویژه در ارگان‌های سرکوب و لایه‌های پائینی آن‌ها، نهایتا توازن قوا را به سود جنبش بهم زده و رژیم ‌بی آینده را به‌ محاصره خود در خواهد آورد!  نباید فراموش کنیم که رژیم اساسا فاقد عقبه‌های استراتژیک بقاء است. تنها تکیه گاه اصلی آن نیروی سرکوب و تفوق تاکتیکی گر چه شکننده آن است که می تواند در بستر پایداری و گسترش صفوف مقاومت ترک خورده و زایل شود.

 

زیرنویس:

۱. روزنامه ایران: ۸۰درصد مردم به حجاب اعتقاد دارند، اما ۶۸درصد مرم احساس می کنند اکثریت جامعه بی حجابی را دوست دارند

https://www.asriran.com/fa/news/906151/روزنامه-ایران-۸%DB%B0درصد-مردم-به-حجاب-اعتقاد-دارند-اما-۶۸درصد-مرم-احساس-می-کنند-اکثریت-جامعه-بی-حجابی-را-دوست-دارند

تاریخ انتشار : ۱۵ شهریور, ۱۴۰۲ ۷:۱۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن