سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۹

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹

داش آکل و قانون ازدواج سرپرست با فرزندخوانده

تصویب این لایحه البته با مقادیر زیادی منت هم همراه بود از جمله اینکه امکان ازدواج سرپرست با فرزندخوانده از سوء استفاده جنسی کودکان پیشگیری کرده، یا هرگاه سرپرست خانواده حس کند که به فرزندخوانده نظر دارد فورا به حکم دادگاه می تواند با او ازدواج کند؛ و خبر تاسف بارتر اینکه پیش از پایان سن حضانت در صورت ضرورت (‌بخوان زیاده خواهی دل و چشم چرانی سرپرست خانواده)، مراسم خواستگاری با جلب نظر سازمان بهزیستی و دادگاه امکان پذیر است!

مدرسه فمینیستی: « داش آکل مردی سی و پنج ساله، تنومند ولی بدسیما بود.هرکس دفعه اول او را می دید قیافه اش توی ذوق می زد. اما اگر یک مجلس پای صحبت او می نشستند یا حکایت هایی که از دوره زندگی او ورد زبانها بود می شنیدند، آدم را شیفته او می کرد.{…} پدرش از ملاکین بزرگ فارس بود زمانی که مرد همه دارایی او به پسر یکی یکدانه اش رسید. ولی داش آکل پشت گوش فراخ و گشاد باز بود. به پول و مال دنیا ارزشی نمی گذاشت. زندگیش را به مردانگی و آزادی و بخشش و بزرگ منشی می گذرانید. هیچ دلبستگی دیگری در زندگیش نداشت و همه دارایی خودش را به مردم ندار و تنگدست بذل و بخشش می کرد، یا عرق دو آتشه می نوشید و سرچهارراه ها نعره می کشید و یا در مجالس بزم با یکدسته از دوستان که انگل او شده بودند صرف میکرد.{…} روزی که وکیل و وصی حاجی صمد شد و مرجان را دید در زندگیش تعییر کلی رخ داد. از یک طرف خودش را زیر دین مرده می دانست و زیر بار مسئولیت رفته بود از طرف دیگر دلباخته مرجان شده بود. ولی این مسئولیت بیش از هر چیز او را در فشار گذاشته بود.{…} اگر داش آکل خواستگاری مرجان را میکرد البته مادرش مرجان را به روی دست به او می داد.{…}  پیش خودش گمان می کرد هرگاه دختری که به او سپرده شده به زنی بگیرد نمک به حرامی خواهد بود…{…} هفت سال بدین منوال گذشت. داش آکل از پرستاری و جانفشانی در باره زن و بچه حاجی ذره ای فروگذار نکرد.{…} درین مدت همه بچه های حاجی صمد از آب و گل در آمده بودند.{…}.»(۱)

داش آکل، لوطی خوشنام شیرازی قهرمان داستانی به همین نام اثر صادق هدایت است. قیم و ولی خانواده دوست متوفایش که طبق وصیت نامه او اختیار کامل مال و جان و ناموس و همسر و پسر و دختران تازه بالغ و خردسال حاجی به او سپرده شده  است. اخلاق و سلوک او در مواجهه با اختیاراتی که طبق سنت دراداره کردن خانواده حاج صمد داشت چنان بود که در داستان آمد.

حالا در جوامع مدرن و پیشرفته  انتظار این است که  اخلاق مداری و لوطی منشی داش آکل در مواردی از این دست، جای خود را به  قوانین مدون و قراردادهای پیشرفته اجتماعی داده باشد. اما آنچه در این روزگار به چشم می‌آید رواج نوعی بی اخلاقی قانونی و محو اخلاق گرایی در جامعه است.

در آخرین روز شهریور ماه سال ۱۳۹۲، «‌لایحه حمایت از حقوق کودکان بی سرپرست و بد سرپرست»  در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. به موجب ماده ۲۷ این لایحه، طبق رای دادگاه صالح ازدواج سرپرست و فرزند خوانده قانونی اعلام شد. هرچند که این قانون اشاره مشخص به پدرخوانده و دختر خوانده ندارد اما این لایحه در عمل ازدواج پدرخوانده ها با دخترخوانده ها را قانونی اعلام کرده است. در روز دهم مهرماه سال ۱۳۹۲ این قانون به تصویب شورای نگهبان  رسید.

تصویب  این لایحه البته با مقادیر زیادی منت هم همراه بود از جمله اینکه امکان ازدواج سرپرست با فرزندخوانده از سوء استفاده جنسی کودکان پیشگیری کرده، یا هرگاه سرپرست خانواده حس کند که به فرزندخوانده نظر دارد فورا به حکم دادگاه می تواند با او ازدواج کند؛ و خبر تاسف بارتر اینکه پیش از پایان سن حضانت در صورت ضرورت (‌بخوان زیاده خواهی دل و چشم چرانی سرپرست خانواده)، مراسم خواستگاری با جلب نظر سازمان بهزیستی و دادگاه امکان پذیر است!

یاد کردن از سلوک داش آکل با مقایسه آنچه قانون جدید می توانست پیش پای او بگذارد، حسرت سنت لوطی گری و اخلاق مداری مردمان ساده دل آنزمانه را همچون خاطره ای امن و دور زنده می کند. هرچند معلوم نیست اگر داش آکل هنوز زنده بود و سفره گل وگشاد و رنگین رانت خواری مردانه در مقابلش چنین گسترده بود اصولا با مرجان و مادر و خواهرش چه می کرد؟!

البته داش آکل  قیم و ولی مرجان و مادر و خواهرش پس از فوت سرپرست خانواده بوده است و هیچگاه اقدام به ازدواج با بیوه حاج صمد و متعاقبا قبول فرزندخواندگی نکرده است. اما از آنجا که در مثل مناقشه نیست، اگر این لوطی خوش مرام شیرازی در این ایام زنده بود طبق قوانین جدید، می توانست با مرجان دختر تازه بالغ حاج صمد ازدواج کند و یا حتا می توانست درصورت «ضرورت» از طریق دادگاه به خواستگاری دختر خردسال حاجی که در سن پیش از حضانت است هم برود!!

ذکر این مثال با دستبرد به ادبیات صادق هدایت یادآور این موضوع است که در غیاب تاسف بار اخلاق و قانون که اساس یک جامعه بر آن استوار است، وظیفه ‌کنشگران جنبش های مدنی، مدافعان حقوق کودک و مشخصا تلاشگران جنبش زنان سنگین تر از همیشه است. سکوت در برابر این بی عدالتی و تماشای خشونت های عیان در جامعه، نه سلوک لوطی هاست و نه سیاق مدنی ها.

« کاری کنیم ورنه خجالت برآوریم »

این روزها با تمام سختی ها و تردیدها در انجام حرکت های اجتماعی گسترده،  حتی اگر فقط به نقل قصه ای به این سادگی به همین سادگی در جمع های رسمی و غیر رسمی بنشینیم و پرسش هایی را در پی آن طرح کنیم دست به  یک کنش اجتماعی زده ایم.  حتی اگر در یک روز تعطیل قراری زنانه بگذاریم و دست همسران، برادران، پسران و پدرانمان را بگیریم و به شیرخوارگاه ها برای دیدن دختربچه هایی برویم که معصوم و بی خبر از «ارزش جنسی» خودشان، چشم به راه پدر و مادری فداکار و مهربان نشسته اند، دست به یک کنش اجتماعی زده ایم. اگر اجازه استفاده از بیلبوردهای تبلیغاتی شهر را با کمک زنان دارای پست های بالای دولتی، حتی برای یکی دو روز از مسئولان شهرداری بگیریم و با الصاق نمادها و نوشتن شعارهای انسان دوستانه رواج نگاه جنسی نسبت به کودکان را تقبیح کنیم دست به یک کنش اجتماعی زده ایم. اگر هنگام خرید روزانه  از فروشنده سوپر محل، از نانوایی سر خیابان و از قصاب زیر بازارچه سوال کنیم که آیا چشم چرانی و داشتن نگاه جنسی  به کودکی که قرار است فرزند خوانده تو بشود انسانی و اخلاقی است؟ بی تردید دست به یک کنش اجتماعی زده ایم.

زخم های جامعه را نمی توان در انتظار رسیدن پزشک مجرب باز گذاشت، آنگاه که بی قانونی و بی اخلاقی ناشی از آن همچون نمکی هر روز بر این زخم  پاشیده می شود.

این روزها علیرغم همه محدودیت ها و سختی های روا شده اما حضور منتقد و تلاشگر کنشگران جنبش زنان و مدافعان حقوق کودک همچنان مایه دلخوشی است. افزوده شدن بنیه مدیریتی زنان برابری خواه در حوزه های تصمیم گیری این دلخوشی را مضاعف می کند. زنانی که با تلاش و تدبیر به بالاترین سطوح  مشاوران و معاونان  راه یافته اند، زنانی که امید است دفتر امور زنان و خانواده را پر رونق سازند. حضور این زنان در کنار طیف های متنوع و گروه های مستقل زنان تصویر قدرتمندی از سپاه ضد خشونت و ضد تبعیض به دست می دهد. تصویری برساخته از دانش، درایت و انگیزه که توان ساختن جامعه ای قانونمند، اخلاق مدار و بی نیاز از داش آکل ها و لوطی های خوش مرام زمان های دور را خواهد داشت.  

پانویس:

 ۱. برگرفته از  متن «داش آکل» در مجموعه داستان «سه قطره خون» نوشته صادق هدایت

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۴ آبان, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز