واژه اتحاد رایج ترین اصطلاح در بین فعالین سیاسى اپوزیسیون ایران است. واژگانى مانند اتحاد، ائتلاف، جبهه متحد و همکارى هاى موردى علیرغم آنکه به کرات استفاده مىگردد. متأسفانه به همان نسبت هم کمتر به کار گرفته مىشود. وقتى نیروهاى اپوزیسیون در مورد اتحاد و همکارى داد سخن سر مىدهند، چنان دچار سرگیجه مىشوى، انگارکه نه خود اینان اند که هنوز گامى عملى در این راستا بر نداشته اند. درمى مانى که با این همه مشتاقان همکارى و فعالیت مشترک، چرا تاکنون هیچ گونه جبهه و ائتلاف و اتحاد سیاسى را در بین این نیروها شاهد نبوده ایم؟ آیا عامل استبداد و نیروى خارجى را در این امر تعیین کننده مىدانیم؟ خود ما و این همه نیروهاى متنوع، نقشى در این تشتت و نابسامانى نداریم؟ حداقل از لحاظ نظرى مىدانیم که چنین نیست.
و همهی ما به درجاتى مقصریم. این امر نیازمند بازنگرى اساسى در باورها و رفتارهاى مان در خصوص روابط متقابل احزاب، احزاب با اعضاء خود و فعالین سیاسى با توده هاى مردم است. براى دست یابى به جبهه اى واحد لازم است، اهداف اتحاد و سیاست هاى اجرائى اهداف فوق با خرد جمعى مجدداْ تعریف گردند. نمى توان بدون درک واقعیت هاى تاریخى وارد عرصه اى شد، که احتمال حصول نتایج منفى آن بمراتب بیشتر از نتایج مثبت اش مىباشد. نهایتاْ مشاهده مىشود علیرغم رشد روحیه ى وحدت طلبى، متأسفانه فرهنگ تشتت و انزوا طلبى قوى تر عمل مىکند.
ضرورت اتحاد
صرف به کارگیرى مداوم واژهی اتحاد توسط احزاب و سازمان هاى سیاسى اپوزیسیون و فعالین سیاسى، صدور قطعنامه و فراخوان و تدوین پلاتفرم هاى متعدد در رابطه با امر اتحاد و همکارى نیروهاى سیاسى، خود حاکى از عینیت این نیاز است. از لحاظ نظرى اکثریت قریب به اتفاق این جریانات سیاسى نیاز جنبش دمکراتیک و جنبش طبقاتى میهن مان را به مسئله اتحاد و یکپارچگى، نیروها درعرصه هاى مختلف باور نموده اند. آنها یقین دارند که به تنهائى قادر به تأمین اهداف مورد نظرشان نیستند.
متناسب با برنامه اى که ارائه مىشود، و هدفى که تعریف مىگردد، راه کارهائى هم براى آنها طرح مىشود. هر برنامه اى سواى بیان آماج ها و اهداف اش، روش هاى دست یابى و متحدین خود را هم صراحتاْ یا تلویحاْ مشخص مىسازد. حتا اگر تدوین کنندگان آن برنامه بخواهند از این مسئله طفره روند. برنامه ارائه شده خود، نیروهایى را که پتانسیل لازم براى فعالیت در راستاى تحقق چنین امرى را دارند، مشخص خواهد ساخت.
اتحاد مىتواند در اشکال و ابعاد مختلف طرح وبکار گرفته شود. اتحاد مىتواند همکارى و یا همراهى حول مسائل موردى مانند دفاع از آزادى زندانیان سیاسى باشد. یا ائتلافى باشد استراتژیک حول مسائل دمکراتیک، از قبیل نفى جمهورى اسلامى، مبارزه در راه دمکراسى، حقوق بشر و جمهورى خواهى. در ابعادى تنگ تر از اتحاد دمکراتیک، مىتوان اتحاد چپ را حول مبارزات طبقاتى شکل داد.
اتحاد چپ علاوه بر خواست هاى دمکراتیک و مبارزه براى دمکراسى و حقوق بشر، بایستى تأمین عدالت اجتماعى و گذر از سرمایه دارى به نظام سوسیالیستى را در رأس آماج هاى خود قرار دهد. و علیرغم تفاوت هاى نظرى دفاع از منافع طبقه کارگر گرانیگاه برنامه هاى این طیف مىباشد. عالى ترین شکل اتحاد، اتحاد حزبى است. اتحادى با پیوندهاى مستحکم تر، برنامه هاى گسترده تر، جهت گیرى هاى مشخص تر و دامنه اختلافات محدودتر، نسبت به اتحاد جبهه اى. داشتن اساسنامه و برنامه و پیش بینى راه کارهاى دست یابى به اهداف برنامه از مشخصه هاى حزبى است. هیچکدام از این اشکال اتحاد، نمى تواند جایگزین و آلترناتیو دیگرى شود. وجود هر یک نافى دیگرى نیست. و حضور در یکى از این اتحادها مغایرت ومنافاتى با حضور در اتحادى دیگر ندارد. هر چند که مىتوان براى حضور خود در این جمع ها اولویتى قایل شد. ولى به واسطه این تعیین اولویت ها نمى توان، اشکال دیگر همکارى را تعطیل نمود.
همکارى هاى موردى
همانطوریکه گفته شد این شکل اتحاد داراى دامنه و ابعاد گسترده ترى نسبت به اشکال دیگر مىباشد. به اقتضاء این گسترده گى، خواست هاى آن هم محدودتر و مشخص تر است. دفاع از آزادى زندانیان سیاسى، رفع تبعیض جنسى علیه زنان، مخالفت با جنگ، نفى ولایت فقیه و موارد مشابه، هرکدام مىتواند موضوعى براى ایجاد جنبش توده اى و وسیع باشد. نمى توان کسى را از حضور در این پیکار مشترک بازداشت.
همراهى با تمامى جریانات معتقد به دمکراسى و حقوق بشر در این چارچوب امرى لازم است. البته نسبت این همکارى و همراهى متناسب با شخصیت سیاسى آن جریان متفاوت و اشکال مختلفى خواهد داشت. تمامى نیروهاى دمکرات و چپ، جریاناتى که دمکراسى و حقوق بشر راارج مىنهند، در این مجموعه جاى دارند. با بخشى از نیروهاى طرفدار رژیم هاى سلطنتى و حکومت دینى که متعهد به حداقل هایى از دمکراسى و حقوق بشر هستند، در این موارد مىتوانیم همکارى داشته باشیم.
اتحاد دمکراتیک
خواست هاى دمکراتیک از اساسى ترین خواست هاى مردم کشورمان مىباشد. پس از گذشت ۲۸ سال از انقلاب بهمن ۵۷، انقلابى که براى تحقق خواست هاى دمکراتیک و عدالت اجتماعى و رفع شکاف هاى طبقاتى بوقوع پیوست. جنبش دمکراسى خواهى کشورمان نه تنها نتوانست به اهداف خود دست یابد، حتا در مواردى مجبور به عقب نشینى هم شد. حقوق فردى، حقوق زنان و حقوق بشر شدیدتر از قبل نقض مىگردد.
عدالت اجتماعى و خواست هاى دمکراتیک مهم ترین و اصلى ترین خواست و نیاز توده هاست. صحبت از دمکراسى بدون رویکرد عدالت خواهانه، به مسخ دمکراسى خواهد انجامید. اگر خود را مقید به انتخاب از بین بد و بدتر ننمائیم، استبداد مذهبى حاکم تفاوت چندانى با سلف سلطنتى اش و آلترناتیو نئولیبرالیستى امپریالیسم، در تضییع منافع طبقات زحمتکش ندارند. تنها تفاوت در یافتن امکانى براى فریاد زدن است.
ما معتقدیم چپ مؤظف به تلفیق مبارزات دمکراتیک و مبارزات طبقاتى است. کم بهاء دادن به هریک از آنها انحراف از سوسیالیسم علمى ودر خدمت اردوى سرمایه است. بر همین اساس به اتحاد دمکراتیک حول دمکراسى، حقوق بشرو جمهورى خواهى با رویکردى عدالت خواه و در عین حال سکولار باور داریم. رفع ستم ملى و ستم جنسى و برقرارى حکومتى دمکراتیک و مردمى از اهداف اصلى این اتحاد مىباشد. گذشته از شیوه هاى مبارزاتى و تعلقات طبقاتى، التزام به آماج هاى فوق و اعتقاد به نفى جمهورى اسلامى و ترسیم خط حائل با رژیم هاى سلطنتى و مذهبى از ارکان اتحاد دمکراتیک خواهد بود. تلاش این جبهه صرفاْ براى نفى استبداد نیست. دست یابى به جامعه اى دمکراتیک و حکومتى مردمى خواست محورى این اتحاد مىباشد.
اتحاد استراتژیک با طرفداران مشروطه سلطنتى و مذهبى امرى غیر منطقى و تشتت زاست. همکارى و همراهى ما با این نیروها صرفاْ به مسائل موردى محدود مىشود. اساساْ همکارى ساختارى با جریاناتى که نظام فکرى شان غیر دمکراتیک و ارتجاعى است، نیروهایى که سرکوب دمکراسى، نقض حقوق بشر و حکومت استبدادى را در کارنامه خود دارند، اشتباهى محض به شمار مىرود. امید به استفاده از امکانات رسانه اى آنها خیالى باطل است. دوستانى که تمام حیثیت خود را در این قمار باخته اند، مىتوانند نمونه اى از دستآورد این سیاست شان را در استفاده از امکانات آنها شاهد بیاورند. آنها براى رسیدن به اهداف شان تنها مىخواهند، نیروهاى چپ و دمکرات را همچون وسیله اى مورد استفاده قرار دهند.
براى اینکه اتحاد دمکراتیک رویکردى عدالت خواهانه داشته باشد، لازم است حضور نیروهاى مترقى و چپ در این اتحاد قوى تر شود. هر چه حضورچپ پررنگ تر شود، رویکرد عدالت خواهانه در این اتحاد عمیق تر خواهد شد. هر جریان سیاسى با مشخصات و رنگ و بوى خود در این جبهه حضور خواهد یافت. درست است که این اتحاد بر پایهی اشتراکات شکل خواهد گرفت، پویائى آن در پذیرش و شفافیت دادن اختلافات است.
از اینرو حضور چپ در این اتحا د نمى تواند مانع بیان نکته نظرات و ارائه برنامه هاى خود باشد. در این پیکار چپ را الزامى به تعطیلى مبارزه طبقاتى نیست. چپ تعمیق مبارزات دمکراتیک را در راستاى گسترش مبارزات طبقاتى مىخواهد و مىداند، و ارتباط دیالکتیکى آن دو را باور دارد. لزوم حضور فعال چپ در این عرصه ازهمین موارد ناشى مىگردد.اتحاد گسترده چپ تضمینى است براى داشتن نقش مؤثردر اتحاد دمکراتیک کشورمان.
چپ براى اینکه پیشکار و کارگذار و هوراکش دیگران نشود، لازم است صفوف خود را حول خواست هاى طبقاتى و ارزش هاى سوسیالیستى متمرکزسازد. مبارزات طبقاتى را با مبارزات دمکراتیک هماهنگ سازد. چپ نبایستى پرچم دمکراسى خواهى را به دست افراد مردد، طرفداران نئولیبرالیسم، نیروهاى ارتجاعى، سلطنت طلب و اصلاح طلبان مذهبى و حکومتى واگذار نماید.
اعاده حیثیت از سرکوب گران مدافع سلطنت و ولایت فقیه از وظایف چپ و نیروهاى دمکرات نمى باشد. ما نمى توانیم اندک نیرو و اعتبار خود را صرف چنین کار بى سرانجامى نمائیم. این از وظایف تاریخى خود آنهاست.
اتحاد نمى تواند صرفاْ بر پایه اعتماد متقابل بنا گشته و پایدار بماند.همچنین بایستى توجه نمود که اتحاد صرفاْ براى اتحاد نیست. بلکه ابزارى است براى پیشبرد و تحقق اهدافى دیگر. ساختارسازى براى اتحاد امرى ضرورى است ولى کافى نمى باشد. هر ساختارى هدف و پروژه اى را دنبال مىکند و با وجود آنهاست که معنا مىیابد. پس در هر اتحادى وجود ساختار و هدف به همراه هم لازم است. حفظ ساختار به هر قیمتى موجب بیهوده گى و انفعال کل ساختار خواهد شد. هر ساختارى بجز برنامه و اهداف، بایستى سیاست هاى روشنى را جهت رسیدن به آن اهداف ارائه نماید. مبارزه در راستاى اهداف و پروژه تعریف شده، موجب پایدارى ساختارو معیارى براى سنجش و کارآیى اعضاى آن ساختار خواهد بود.
احزاب و سازمان ها پایه و ارکان هر اتحاد سیاسى را تشکیل مىدهند. با روحیه ضد حزبى نه تنها شکل گیرى اتحاد جبهه اى ممکن نیست. بلکه حرکتى واپس گرایانه خواهد بود. سیاست هاى هر حزبى متناسب با توان آن حزب در داخل اتحادها حس خواهد شد. لازمه اتحاد، کنار گذاشتن برنامه و کار حزبى نیست، و جبهه هم نمى تواند جایگزین حزب شود. هر حزبى طبیعتاْ با برنامه و آماج هاى خود در اتحاد شرکت و با شهروندان سخن خواهد گفت. و سعى خواهد نمود نقش خود را در درون ساختار متحد پررنگ تر سازد.
اتحاد امرى نظرى است که بر بستر مبارزه تحقق خواهد یافت. و براى شکل گیرى آن داشتن روحیه اتحاد لازم است. اتحاد امرى سلبى و هم ایجابى است. و هیچ اتحادى نمى تواند از کنار شخصیت ها ى منفرد سیاسى، فرهنگى و علمى به آسانى عبور کند. تمامى نیروهاى دمکرات، چپ، دمکرات، ملى، و جنبش هاى اجتماعى معتقد به دمکراسى، حقوق بشر، جمهورى سکولار، حذف ستم ملى وجنسى در زمره متحدین ما در اتحادى دمکراتیک به شمار مىآیند.
اتحاد چپ
در فرهنگ سیاسى به خصوص فرهنگ سیاسى ایران، چپ مسامحتاْ به نیروهایى اطلاق مىشود، که خواهان نفى استثمار انسان، معتقد به مبارزه طبقاتى و در پى برقرارى نظام سوسیالیستى هستند. در این مبارزه چپ جانبدار و مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان و برعلیه اردوى سرمایه است. بطور کلى چپ صفتى سوسیالیستى است. در شرایطى که طرفداران نئولیبرالیسم سعى در کمرنگ کردن تفاوت هاى چپ با جریانات بورژوازى هستند، بهتراست در استفاده از عبارت چپ بر صفت سوسیالیستى آن تأکید کنیم.
تنوع فکرى چپ نه تنها بازدارنده نیست، بلکه موجب پویایى و شکوفایى آن خواهد بود. چپ با بهره گیرى از بینش مارکسیستى در برخورد با پدیده هاى اجتماعى و تحلیل ماتریالیستى و دیالکتیکى در پى ایجاد تحولات بالنده اجتماعى است. در جریان این تحولات مداخله آگاهانه انسان را شرط لازم و البته نه کافى، براى گام برداشتن در راستاى تکامل اجتماعى مىداند.
به همین دلیل خواهان مداخلهی مؤثر نیروهاى پیرو سوسیالیسم علمى در مبارزات سیاسى – اجتماعى و تحولات جوامع انسانى مىباشند. این چپ سوسیالیسم را نظامى اجتماعى و آلترناتیو بالقوه نظام سرمایه دارى مىداند، و برقرارى آن را بعنوان نظامى ارزشى به فردائى موهوم محول نمى کنند. کسانى که صرفاْ بر ارزشى بودن سوسیالیسم تأکید مىورزند و مبارزه در راه برقرارى سوسیالیسم را در شرایط کنونى مردود مىشمارند، در زمره چپ هاى مرددى قرار دارند، که در اردوى چپ متحدین ثابت قدم و قابل اتکائى به شمار نمى آیند. هرچند آنها متحدین با ارزشى براى چپ در مبارزات دموکراتیک هستند.
نیاز مبرم به دگرگونى هاى سیاسى و آبستن حوادث بودن جامعه ایران، ضرورت وحدت گسترده چپ را اقتضاء مىکند. این اتحاد در تقابل با اتحاد دموکراتیک نبوده، بلکه تلاشى در راستاى دموکراتیزه و رادیکالیزه کردن جنبش دموکراسى خواهى است. نیروهایى که نخواهند و یا نتوانند در این راستا گام بردارند، خواسته ویا نخواسته آب به آسیاب دشمن طبقاتى کارگران و زحمتکشان مىریزند. اگر امروز پس از گذشت ۲۸ سال، جمهورى اسلامى همچنان پابرجاست. بخشى از مسئولیت آن متوجه نیروهاى سیاسى جامعه به خصوص چپ مىباشد. چپى که ادعاى دفاع از منافع طبقاتى کارگران را دارد، چپى که خود را مسلح به بینش مارکسیستى مىداند،و بر میراث نظرى لنین مباهات مىکند.
چرا از درک این واقعیت ساده عاجز است؟ مسلماْ عامل استبداد جمهورى اسلامى و ترفندهاى امنیتى آن در ایجاد شبهه و اختلاف در بین اپوزیسیون، به خصوص اپوزیسیون چپ نقش مهمى داشته است. یونسى وزیر اطلاعات خاتمى در واپسین مصاحبه هاى خود صراحتاْ به نقش جمهورى اسلامى در ممانعت از شکل گیرى اپوزیسیون متحد اعتراف نمود. ولى سؤالى که همچنان مطرح است این که جرا نیروهاى اپوزیسیون و چپ براى برون رفت از این دامگه دشمن چاره اى نمى اندیشند و اقدامى نمى نمایند؟ مسلماْ عوامل زیادى در این امر دخیل اند. ولى اختلافات شخصى و ترجیح منافع فردى و گروهى به منافع کل جنبش دموکراتیک و طبقاتى و استیلاى فرهنگ استبدادى و فرد محورى از عوامل اصلى این تشتت به شمار مىآیند.
فروپاشى شوروى و غلبه نئولیبرالیسم، چپ را دچار بحران ساخت. هرچند پس ازدو دهه چپ جهانى از زیر این آوار بیرون آمده، با تجدید آرایش و با اتکاء به تجارب کسب شده نقش خود را ارتقاء مىدهد. تجربه انقلاب بهمن ۵۷ به همراه دو عامل فوق چپ ایران را دچار بحرانى ساخته است که هنوز سنگینى آن را روى دوش خود احساس مىکند. چپ در گستره جهانى دچار بحران ایدئولوژیک و هویتى شد.
ولى توانست آن را پشت سرگذاشته و بالنده تر از قبل از این مرحله هم گذر کند. اما چپ ایران در پى سیاست هاى سرکوب و ترور و خفقان سیاسى نتوانست ارتباطى ارگانیک با طبقه کارگر برقرار سازد، و از پایگاه اجتماعى خود گسست. نابودى تشکیلات احزاب وسازمان هاى چپ، مهاجرت کادرها و رهبران شان به خارج و طولانى شدن زمان مهاجرت موجب از بین رفتن فضاى گفتگو و گسست بین نسل ها و فعالان چپ گردید. و دمیده شدن خون تازه در رگ هاى چپ و تشکیلات چپ را مانع شد. بحران رهبرى ناشى ازگسست از پایگاه اجتماعى چپ موجب تضعیف نقش تفکر پرولترى در رهبرى جریانات چپ، و رشد تفکر اقشار بینابینى به واسطه حضور وسیع شان در بین احزاب چپ گردید. این بحران رشد تفکرات انحرافى و رفرمیستى محض در قالب نظام سرمایه دارى را در پى داشت. تفکرات سوسیال دموکراسى برآمد منطقى این گرایش بود. که گریبان اکثر جریاات چپ به خصوص سازمان ما را فرا گرفته است.
ضعف تئوریک و عدم توان تحلیل مسائل جهانى، منطقه اى و ملى، به کاربست سیاست هاى مقطعى و دنباله روانه ناشى از این گرایشات و برخوردهاى غیر دموکراتیک تشکیلاتى، موجب ریزش نیروهاى چپ و جدایى گسترده کادرهاى تشکیلاتى از تشکیلات سابق شان گردید. از طرفى بخش دیگرى از نیروهاى باقى مانده با مجیزه گویى از نئولیبرالیسم، اکثر این تشکیلات چپ را از محتوا خالى کردند. این روند انحراف به راست گسترده در بین نیروهاى چپ، احزاب و سازمان هاى معتقد به سوسیالیسم علمى را به عدم همکارى با نیروهاى دمکرات و سوسیال دمکرات واداشته، و از ترس اینکه مبادا خصلت کمونیستى خود را از دست دهند دچار سکتاریسم نموده، ورفتار غیر منطقى و انزواطلبانه را درون خود نهادینه کنند.
علیرغم بحران ها و ضربات وارده، فلسفه وجودى چپ هیچگاه زیر سؤال نرفته و چپ را به بحران موجودیت دچارساخته است. آنچه امروزضعف چپ محسوب مىشود، وچپ ایران را بشدت آزار مىدهد، تشتت و تفرقه موجود در بین نیروهاى چپ است. امروز مبرم ترین وظیفه چپ غلبه بر روحیه ى تفرقه و تشتت است. مطمئناْ صف آرایى متحد چپ موجب گسترش تفکرات رادیکال و مارکسیست – لنینیستى در میان چپ ایران خواهد شد.
همانطورى که گفتیم، مهمترین وظیفه چپ اتحاد نیروهاى متفرق و متشتت خود زیر پرچم سوسیالیسم است. چپ با نیرویى متحد خواهد توانست در مبارزات دمکراتیک کشورمان نقشى در خور ایفاء نماید.در صورت تحقق چنین امرى مطمئناْ وزن و اعتبار چپ در بین نیروهاى اپوزیسیون و متحدین ما در جبهه دمکراتیک افزایش خواهد یافت و تمایل آنها را به همکارى و اتحاد با چپ را موجب خواهد شد.
اتحاد چپ مىتواند هسته اتحاد گسترده دمکراتیک در کشورمان باشد. اتحاد چپ موجب افزایش تحرک رقباى سیاسى چپ نیزخواهد شد. نیروهاى چپ اگر بدون اتحاد گسترده گردان هاى چپ و انسجام تشکیلاتى خود وارد تعامل و همکارى با سایر نیروها براى ایجاد اتحاد دمکراتیک شوند. یقیناْ نخواهند توانست حرکتى مستقل از خود ارائه دهند و برنامه خود را عرضه و صف مستقل چپ را شکل دهند. و چه بسا به کارگزاران و هوراکشان جریانات قوى تر از خود تبدیل شوند. چپ بایستى متحداْ و با برنامه و آماج هاى خود در اتحاد دمکراتیک شرکت کند. اما بایستى توجه نمود که نه تحولات اجتماعى و نه توده هاى مردم تا ابد منتظر ما براى شکل دهى اتحاد چپ نخواهند ماند. این اتحاد را امروز باید سازمان دهى کرد. در روزهاى بحرانى و در جریان تحولات تاریخى فرصتى براى شکل دهى چنین امرى نخواهد بود. و مورد دیگر آنکه جریانات چپ به واسطه عدم شکل گیرى اتحاد چپ نمى توانند وظایف دمکراتیک خود و به تبع آن حضور در جبهه اى با مشارکت نیروهاى دمکرات را به بعد از اتحاد چپ حواله نمایند.
برنامه و وظایف چپ
چپ براى حضور در هر اتحادى و در جریان مبارزات سیاسى خود اهدافى را دنبال مىنماید، که از اهم آن مىتوان موارد زیر را برشمرد:
دفاع پیگیر از دمکراسى مشارکتى و مردمى، و تلاش براى تعمیق آن به لایه هاى زیرین جامعه
• برقرارى نظام سوسیالیستى بعنوان بدیل و آلترناتیو نظام سرمایه داری
• نفى استثمار انسان از انسان و دگرگونى مناسبات اجتماعى به نفع کارگران و زحمتکشان
• تلاش براى سازماندهى سیاسى و طبقاتى طبقه کارگر و رشد آگاهى هاى سیاسى و طبقاتى آن
• جانبدارى از اردوى کار در مبارزات طبقاتى بر علیه اردوى سرمایه
• مبارزه براى اتحاد طبقاتى کارگران و زحمتکشان، و دفاع از انترناسیونالیسم پرولتری
• مبارزه علیه غارت گرى هاى امپریالیسم و سیاست هاى نئولیبرالیستى آن
• دفاع از صلح و محیط زیست
• دفاع از حقوق اقلیت هاى ملى، مذهبى، زنان و کودکان
در این مبارزه کمونیست ها و سوسیالیست ها در اردوى چپ به همراه متحدین خود در جنبش هاى اجتماعى، منتقدین جهانى سازى سرمایه دارى، اتحادیه هاى کارگرى براى تحقق آماج هایش تلاش مىورزند.
ساختار اتحاد چپ
در این بلبشو و تشتت و تفرقه چپ، بخشى از چپ هاى مردد و استحاله یافته که به سوسیال دمکراسى گرایش پیدا کرده اند، و مدافع “جهانى سازى“ یا به قول خودشان “جهانى شدن” گشته اند. خواهان تشکیل حزب چپ با صفاتى چون دمکرات، مدرن، نوین، فراگیر، تأثیرگذارو… شده اند. گویى با اضافه کردن پسوند هاى فوق حزب مورد نظرشان مالک چنین خصوصیاتى خواهد شد.
آنها مىخواهند نیروهاى پراکنده چپ را که ۲۸ سال است هنوز نتوانسته اند، حتى حول کم ترین خواست هاى خود به کوچک ترین تعامل و همکارى دست یازد، را حول خواست هاى اساسى و استراتژیک در حزبى واحد گرد هم آورند. علیرغم اینکه حزب مورد نظر آنها چیزى به غیر از احزاب سوسیال دمکرات اروپایى نیست. چرا این دوستان نمى خواهند حزب مورد نظر را صریحاْ و با نام شناخته شده اش معرفى نمایند؟ آیا به غیر از این است که زیر نام جذاب ودر عین حال کلى “چپ” و با پسوندهاى دهان پرکن قصد کلاه بردارى سیاسى دارند؟ آنها مىخواهند با تمسک به این نام مجعول بخشى ازنیروهاى چپ و معتقدین به سوسیالیسم علمى را به سوى خود به کشانند. حزبى که با جعل و دزدى و کژراهه گى آغاز مىکند، یقیناْ عاقبت به خیر نخواهد شد.
ما اعتقادى به تشکیل حزب چپ با مشخصات و پسوند هاى فوق نداریم، و مطمئنیم چنین حزبى در صورت تشکیل به جمع کوچکى از طرفداران منفرد سوسیال دمکراسى و احزاب و سازمان هاى استحاله یافته در سوسیال دمکراسى محدود خواهد شد. این حزب جدید که صرفاْ نامى به نام هاى موجود و عددى بر تعداد تشکیلات موجود چپ خواهد افزود، حتا در اندازه و قواره احزاب موجود هم برآمد نخواهد داشت.
از طرفى ما تعدد و تشتت احزاب و سازمان هاى چپ را برآیند طبقات اجتماعى و اقشار بینابینى نمى دانیم. این تعدد حاصل تفکرات خورده بورژوایى و فرهنگ مبتنى بر فردگرایى واستبدادى، حاکم بر ماست. تشکل هاى چپ که تعداد آنها شاید از یک صد هم فراتر رود، را مىتوان در سه و یا حداکثر چهار حزب سیاسى طبقه بندى نمود. حزب سوسیال دمکرات شاید بتواند در منتها الیه راست طیف چپ جاى گیرد. ولى در پروسه مبارزات طبقاتى زیاد نمى توان روى آن حزب حساب کرد. تا رسیدن به آن منزل تشکیل جبهه اى از احزاب، سازمانها و شخصیت هاى منفرد چپ را امرى منطقى، ضرورى و در دستور روز مىدانیم.
سازمان ما بنابه سابقه تاریخى اش، توان لازم براى همکارى با اکثر قریب به اتفاق سازمان ها و احزاب چپ را داراست. از این رو ضرورى است، هم گام با تلاش براى سازماندهى اتحادى دمکراتیک با مشارکت نیروهاى دمکرات و جمهورى خواه نسبت به شکل گیرى اتحاد چپ با مشارکت گسترده احزاب و سازمان هاى چپ به همراه شخصیت هاى منفرد سیاسى، فرهنگى و علمى چپ کشورمان مساعدت نمائیم.
اتحاد حزبى
عالى ترین شکل اتحاد، اتحاد حزبى است. یکپارچگى طبقه کارگر شرط اساسى براى توانایى عملکرد حزب بشمار مىآید. به همین دلیل نمى توان منکر ضرورت حزب یکپارجه و مقتدر طبقه کارگر بود. اساساْ تشکیلات پیش شرط هر اقدام تحول طلبانه اى است. طبقه کارگر نیز براى حفظ استقلال خود از کلیه احزاب بورژوازى به حزب سیاسى خود نیازمند است. “بدون حزب سیاسى، پرولتاریا هرگز به مبارزه آگاهانه طبقاتى نخواهد رسید. بدون چنین تشکیلاتى طبقه کارگر محکوم به ناتوانى است.”
(و.اى. لنین- وظایف فورى ما) طبقه کارگر براى سازماندهى قدرت طبقاتى خود و متحد کردن کلیه زحمتکشان و ستمکشان، نخست باید به سازمان یابى خود در یک حزب پیشرو و انقلابى بپردازد. حزب طبقه کارگر محصول پیکار طبقه کارگر و کانون مبارزه آگاهى طبقاتى پرولتاریاست. حزب کارگر حاصل اقدام آگاهانه پیشآهنگ آگاه است، و شکل مستقلى از آگاهى طبقاتى پرولتاریاست. چیرگى بر بحران عقیدتى و دستیابى به آگاهى طبقاتى راه حل چنین کارى است. طبقه کارگر براى مقابله با جهانى سازى سرمایه دارى نیازمند حزب سیاسى و گسترش سازماندهى طبقه خود مىباشد. متأسفانه علیرغم نیاز چپ ایران به حزب متحد و مقتدر طبقه کارگر، از این خواست فرسنگ ها دورهستیم. شکل گیرى حزب طبقه کارگر، نیاز مبرم طبقه کارگر ایران و ابزار لازم براى پیشبرد و تعمیق مبارزات طبقاتى، وظیفه همین امروز طبقه کارگرو چپ وفاداربه سوسیالیسم، کشورمان است.
وحدت سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت و اتحاد فداییان خلق ایران
وحدت سازمان فدائیان خلق ایران-اکثریت و اتحاد فدائیان خلق ایران در خدمت و در راستاى وحدت چپ مىباشد. ما نه تنها این وحدت را امرى خجسته میدانیم، معتقدیم که این دو سازمان مىتوانند با وحدت خود و دعوت از سایر جریانات چپ براى پیوستن به این اتحاد موجب وحدت و یکپارچگى نیروهاى چپ کشورمان گردند. اگر این دو سازمان با داشتن اشتراکات زیاد نتوانند با یکدیگر متحد شوند، اصولاْ نمى تواننداز وحدت گسترده چپ سخن به میان آورند.
به باور ما جدایى این دو سازمان اساساْ نه بر مبناى دلایل منطقى، بلکه بنابه علل غیر قابل توجیه و غیر دمکراتیک بود. و هیچ دلیلى هم براى ادامه آن وجود ندارد. این دو سازمان فراتر از اتحاد در قالب چپ مىتوانند در چارچوب تشکیلاتى واحد گرد هم آیند. تفکر غالب در هر دو سازمان با تفاوت هایى به سوسیال دمکراسى نزدیک است. هرچند گرایش رادیکال در سازمان اتحاد فدائیان خلق پر رنگتر از سازمان ماست. اما این تفاوت ها بحدى نیست که موجب دورى آن دو گردد. ما این اتحاد را به فال نیک مىگیریم و امیدواریم، اتحاد فوق موجب تشدید و تقویت تمایلات چپ سوسیالیستى در مولود این اتحاد گردد.
ما در راستاى وحدت حزبى و اتحاد چپ ایران خواهان شکل گیرى فراکسیون کمونیستى در داخل سازمان مىباشیم. وهمهی رفقاى فدایى را فرا مىخوانیم، ضمن تلاش براى حفظ وحدت تشکیلاتى و اعتلاى سازمان، تمامى توان تشکیلاتى، سیاسى و ایدئولوژیک خود را براى ایجاد رنسانس مارکسیستى در سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت و کل جنبش فدائى و چپ ایران بکار گیرند.
بیانیه وحد ت
(سند پیشنهادى به کنگره دهم)
پس از گذشت یکصد سال از انقلاب مشروطیت، دمکراسى و عدالت اجتماعى، همچنان اصلى ترین خواست جنبش دمکراتیک مردم ایران است. ادامه استبداد پهلوى و قاجار، سه دهه زندگى تحت حاکمیت سیاه جمهورى اسلامى در زیر سانسور و اختناق، سرکوب و ترور، شکنجه و اعدام، با چهره اى مذهبى بود. در این ۲۸ سال تمامى دستاورد هاى دمکراتیک مردم ایران مورد تعرض حکومت مذهبى قرار گرفته است. کارگران، زنان و کودکان بزرگترین قربانیان استبداد دینى بشمار میآیند. هنوز آماج هاى انقلاب بهمن ۵۷ دست نیافتنى است. وتشتت و تفرقه در بین نیروهاى سیاسى چنان مستولى و گسترده است، که جمهورى اسلامى آلترناتیوى براى خود نمى بیند. در شرایطى که امپریالیسم براى کنترل منابع نفتى و حتا حکومت ایران چنگ و دندان تیز مىکند.
براى نیروهاى دمکرات و چپ دیگر فرصتى باقى نمانده است. اگر این احزاب نتوانند و یا نخواهند در اندک فرصت باقى مانده نسبت به انسجام و اتحاد نیروهاى متفرق خود حول خواست هاى مشخص اقدام نمایند. کسان دیگرى میوه چینان این غائله خواهند بود. و مطمئناْ مجبور خواهیم شد از بین گزینه هاى جهان سرمایه دار و نئولیبرالیسم یکى را انتخاب کنیم. آلترناتیو آنها براى جمهورى اسلامى سلطنت طلبان و یا اصلاح طلبان دینى است.
سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت با آگاهى بر اینکه هیچیک از احزاب و سازمان هاى سیاسى ایران به تنهائى قادر به تحقق خواست هاى دمکراتیک و طبقاتى مردم ایران وزحمتکشان کشورمان نمى باشند. وبا درک وضعیت حاد کنونى و بحران آفرینى هاى جمهورى اسلامى و آلترناتیو سازى امپریالیسم، دست همکارى به سوى تمامى احزاب، سازمانها و شخصیت هاى سیاسى معتقد به دمکراسى، حقوق بشر، جمهورى سکولار و سوسیالیسم دراز مىنماید. سازمان ما متناسب با خواست هاى متفاوت جریانات سیاسى و در ابعاد وعرصه هاى مختلف براى شکل گیرى اتحادى پویا و مؤثر جهت تحقق اهداف و برنامه هاى مورد توافق تلاش خواهد نمود.
ما خواهان همکارى در اشکال و عرصه هاى مختلف هستیم، از جمله:
همکارى با تمامى احزاب، سازمانها وشخصیت هاى سیاسى دمکرات براى مواردى همچون آزادى زندانیان سیاسى، رفع تبعیض جنسى، دفاع از صلح
و. .. همکارى جبهه اى در قالب اتحادى دمکراتیک با مشارکت احزاب، سازمانها وشخصیت هاى سیاسى براى تحقق خواست هاى دمکراتیک: دمکراسى،
حقوق بشر،جمهورى سکولار، رفع ستم ملى، آزادى زندانیان سیاسى، رفع تبعیض جنسى، دفاع از صلح و. .. • همکارى جبهه اى در قالب اتحاد چپ براى تعمیق مبارزات طبقاتى و جانبدارى از طبقه کارگر و زحمتکشان. انعکاس هرچه بیشترتفکر مبتنى بر
عدالت اجتماعى و خواست هاى طبقاتى در درون جنبش دمکراتیک • سازمان ما از وحدت با سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران درچارچوب تشکیلات واحد حزبى و یا اتحاد چپ – جبهه اى- بعنوان هسته اى براى شکل
گیرى چپ متحد حمایت مىکند کنگره شوراى مرکزى را مؤظف مىنماید، در هر یک از زمینه هاى فوق براى گسترش همکارى و شکل گیرى اتحادى گسترده تمامى تلاش خود را بکار بندد.



