سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۲:۰۷

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۷

در باره ی جنبش سبز

جنبش سبز یک جنبش برآمده … از گرایش مدرن جامعه، برآمده از خواست نیروی مدرن، خواست نیروی پیشرو … است. جنبش زنان ایران مهمترین و پایدارترین و مدرنترین بخش این نیروی عظیم است. آزادی زن درفش زیبای مبارزهی مدرن در جامعهی ایران و در مسیر جنبش سبز است. آزادی زن معیار معیارهای دموکراسی در ایران است. تنها با این معیار معتبر میتوان دموکراسی راستین را از دموکراسیهای اختراعی تمیز داد

 

مصاحبه امير مومبينی با نشریه آرش شماره ١۰۴ (بخش اول)

Getting your Trinity Audio player ready...

پس از نمایشهای خیابانی ۲۲ بهمن برخی مدعی شدند که جنبش سبز در این حرکت شکست خورده است و نوعی نگرانی پدید آمده است. نظر شما در این باره چیست؟

در اپوزیسیون، فکری که به خود وعدهی پیروزی فوری جنبش سبز را داده بود کمی شکست احساس کرده است. در حکومت، فکری که کمین کرده بود تا به خشونت دامن بزند و از خشونتها برای تهاجم بیشتر به مردم بهره بگیرد، آن هم دچار شکستهایی شده است. اما جنبش شکست نخورده است بلکه از یک نشیب گذشت، یا در یک نشیب قرار گرفت. این قابل پیشبینی بود. بدترین بدفهمی سیاسی در حکومت و اپوزیسیون این است که دیده نشود در این لحظه علاوه بر حکومت و اپوزیسیون میلیونها ایرانی رویاروی هم ایستادهاند و یا در این کشاکش کنار هم قرار ندارند. در چنین وضعیتی هیچ راهحل آسان و سریعی وجود ندارد. این مبارزه زمان بیشتری لازم دارد. نرسیدن به وضعیت مطلوب در یک اقدام شکست نیست بلکه نرسیدن به وضعیت مطلوب است؛ همین. جنبش سبز یک جنبش عظیم اجتماعی است که در اندیشه و در قلب میلیونها انسان جریان دارد. تاوقتی که خواستهای جنبش برآورده نشود این مبارزه ادامه دارد.

آیا اگر سبزها در آخرین حرکت بزرگ خود در صف مستقل خودشان تظاهرات میکردند و نیروی عظیم اعتراضکنندگان را با نشان سبز به نمایش میگذاشتند نمیتوانست یک پیروزی بزرگ باشد؟ آیا احساس نمیشود که خطایی در هدایت جنبش صورت گرفته است؟

باید امکانها را شناخت. پس از حوادث عاشورا، آیا بدون ریسک درگیری شدید امکان حرکت بزرگ مستقل در آن لحظه وجود داشت؟ از پیش آشکار بود که امکان ۲۲ بهمن در چنگ حکومت است و دولت احمدینژاد برای تحریک علیه مردم تدارک دیده است. این که آقایان موسوی و کروبی تظاهرات مستقل اعلام نکردند و نگفتند که حتما با آرم سبز در راهپیمایی شرکت کنید خود مبتنی بر یک ارزیابی بوده است. شاید فکر تأمین امنیت نیروهای سبز آنها را به این راه کشاند که این بار صف جداگانه تشکیل ندهند. راهپیمایی مستقل در آن لحظه میتوانست هم نیروی سبز را نشان دهد و هم شرایط برخورد بسیار خشن با سبزها را فراهم کند. یعنی یک مثبت و یک منفی. تظاهرات نامستقل جلو خشونت تدارکدیده شده در آن لحظه را گرفت اما سبزها را نشان نداد و احساسات منفی پدید آورد. به هر گونه، مهار خشونت در مقطعی که جوانان ما در زندان و در معرض خطر هستند بسیار مهم بود.

اگر در آینده وضعیتهایی مشابه پیش بیاید چه باید کرد؟

یک تجربهی بزرگ به دست آمد. حل شدن نیروی معترض در صفوف سازمانیافته از سوی حکومت درست نیست. اما دشوار است که از پیش بگوییم چه باید کرد. هر وضعیتی را در لحظه و زمان مشخص خودش باید بررسی کرد. سعی کنیم که از اهمیت پیشبینیهای خودمان بکاهیم و در عوض بر آمادگی خودمان برای رویاروی با وضعیتهای گوناگون بیفزاییم. جنبش سبز لازم است که انواع راههای مبارزهی دموکراتیک را به کار گیرد. همیشه باید راه حل آلترناتیو داشته باشیم. اگر روشی با مانع رو به رو شد روش جانشینی باید وجود داشته باشد. راههای بسیاری وجود دارد که باید کشف شوند. به هرگونه مبارزه یعنی اعمال نیرو و اعمال نیرو ناچار با تقابل نیروی حریف روبرو میشود و ما نمیتوانیم به حریف تعارف کنیم و هی عقب بنشینیم.

به هر حال احزاب و نیروهای پیشرو میکوشند تا حدی شرایط آینده را حدس بزنند و راههایی را پیشنهاد کنند.

درست است. این یک تلاش مفید است. اما این «احزاب و نیروهای پیشرو» سعی نکنند نسخهی خود را به حرکت مردم تحمیل کنند یا نسبت دهند. در مبارزه با رژیم ولایت فقیه، به عکس مبارزه با رژیم شاه، تا این لحظه بیشتر خود مردم مبتکر و رهبر اصلی مبارزهی مردمی بودهاند. خصوصاً زنان و جوانان. میلیونها مردمی که توسط فعالان سیاسی به نبرد با رژیم شاه سوق داده شدند اکنون قدم به قدم آن فعالان سیاسی را به میدان مبارزهی خاص خود در مقابله با رژیم ولایت فقیه هدایت میکنند. فکر کنید برخی گروهها که با آن همه آب و تاب انتخابات را تحریم کرده بودند پس از انتخابات با شعار «رای من کو» دنبال جنبش سبز راه افتادند! کدام راه درست بود و کدام نیرو پیشرو بود؟ از سوی دیگر، همین که مردم حرکتی جدی را شروع میکنند و در برابر این همه ستم فریادی از دل برمیکشند برخی از مصلحتطلبان داخلی و خارجی که آنها هم رندانه نام اصلاحطلب بر خود نهادهاند به لرزه میافتند و شروع میکنند به بستن صداخفه کن جلو دهان خود و دیگران. مردم در داخل و زیر آن همه تهدید و فشار بسیار شجاعانهتر و مبتکرانهتر از آنهایی عمل میکنند که در خارج و در امنیت به سر میبرند. همه را نمیگویم بلکه منظورم همان مصلحتطلبان ملقب به اصلاحطلب است.

پس از نظر شما مردم واقعیتها را بهتر میشناسند؟

مقایسه نمیکنم. مردم خود جامعه هستند. جامعه یک ارگانیسم زنده است که برای زیست و بهزیستی و تداوم تلاش میکند. همین راهبر اصلی جامعه است و همین آفرینندهی اصلی خواستها و شعارهای مردم است. هزاران سال جوامع بشری بدون حزبها و بدون نقشهها و سناریوها راه خود را به سوی آیندهی بهتر باز کردند. امروز هم سرانجام زندگی راه خود را باز خواهد کرد. روشن است که احزاب سیاسی و تشکلهای مبارزاتی خود جزیی از زندگی سیاسی و اجتماعی امروز هستند.

آیا این خاصیت اجتماعی میتواند به خودی خود خواستها و شعارهای پیشروتری به وجود بیاورد؟ آیا مردم بدون کمک حزب و رهبری، بدون پیشاهنگ، میتوانند شعارهای پیشروی برای جنبش پیدا کنند؟

منظور کمبها کردن نقش احزاب نیست. منظور نشان دادن دیگر امکانات جامعه، خصوصا جامعهی مدرن، برای بالاکشیدن خود است. جوامع بشری همه با هم مرتبط هستند. در عصر ما این ارتباط چنان تنگاتنگ است که ما از دهکدهی جهانی حرف میزنیم. در این شبکهی تنگاتنگ روابط کمیت و کیفیت فکر و فرهنگ و خواستهای اجتماعی به سوی همسانی و همسطحی و یگانگی پیش میرود. اگر چه تا رسیدن به مقصد زمان بسیار طولانی نیاز است اما جلو این روند تعادلآفرین را نمیتوان گرفت. میتوان در حرکت و سرعت آن اختلال ایجاد کرد اما متوقف کردن آن تقریبا ناممکن است. مسألهای که بر این پایه طرح میشود و باعث دعوا میگردد این است که در این روند کدام جوامع و کدام فکرها و فرهنگها خود را به دیگری نزدیک و با آن هماهنگ میکنند. به نوعی همان قانون انتخاب اصلح در طبیعت عمل میکند. یعنی جامعهی تواناتر، کاراتر، بهتر و زیباتر به طور طبیعی خود را تنزل نمیدهد بلکه دیگر جوامع تدریجاً خود را تغییر داده و با آن هماهنگ میشوند. در این پروسه عناصر قوی و کارا و زیبای جوامع عقب مانده نیز امکان انتقال به جامعهی پیشرو جهانی را دارند. در طول تاریخ هر زمان جایی از جهان مهد تمدن و پرچمدار پیشرفت بوده است. در روزگار ما جامعهی پیشرفته، مدرن و دموکراتی که در غرب تکوین یافته است سرمشق است. الگو شدن این جامعهی مدرن آن طور که کسانی چون آل احمد تصور میکردند غربزدگی در مفهوم منفی آن نیست. این جامعهی مدرن برآمده از تمدن کل بشریت است و از آن همه است. مسیر تکامل جامعهی جهانی گسترش این جامعهی مدرن دموکرات در سطح جهان است. منشأ اصلی فکر مردم تحولخواه جامعهی ما نیز ناشی از اطلاع آنها از این جامعه و میل آنها برای زندگی با استانداردهای چنین جامعهایست. توجه کنید که در روسیه و چین و دیگر نقاط جهان چه تعداد حزبها و دولتها کوشیدند تا جامعه مسیر این الگو را در پیش نگیرد. اما چه شد؟ جامعه و مردم سرانجام چیره شدند و همان الگو را شروع کردند به پیاده کردن. اینها همه نشان می دهد جامعه بهتر از احزاب راه خود را انتخاب می کند. هر جزء این جامعهی مدرن دموکرات که توسط مردم درک گردد و خواسته شود خود یک هدف و شعار اجتماعی و سیاسی است. یک تفاوت اساسی در شیوهی برخورد عامهی مردم پیشرفتخواه با گروههای سیاسی ما این است که، مردم وضعیت اکنون خود را با یک وضعیت بهتر تجربه شده مقایسه میکنند. مثلا، وضعیت دوران شاه را با اروپا و وضعیت اکنون را با وضعیت دوران شاه و اروپا مقایسه میکنند و به طرف یک پدیدهی عینی اشاره میکنند و میگویند که چه میخواهند. اما گروههای سیاسی آرمانخواه وضعیتهای موجود را با ایدهآلهای ذهنی خود مقایسه میکنند. چیزی که برای مردم ناملموس است و میتواند به کلی خیالی و به دور از دسترس باشد. جامعهی طرازنوین سوسیالیستی، حکومت کارگری، جامعهی عدل علی، دموکراسی دینی، حکومت اسلامی، ولایت فقیه، رژیم پادشاهی، اینها همگی در تراز خیالبافی برای جامعه هستند. از نظر من در مبارزهی سیاسی، دموکرات کسی است که حرکت طبیعی جامعه را مبنا قرار میدهد و ضمن همراهی با جامعه با آن تبادل نظر میکند و به سهم خویش برای بهسازی آن تلاش می کند. کسی که با یک سناریوی آماده وارد میدان میشود تا جامعه و تاریخ را مطابق نقشهی خود بسازد دموکرات نیست. ممکن است فکرهای خوبی داشته باشد، اما دموکرات نیست. خلاصه، نقش حزبها بس مهم است، اما حزبها باید روی جادهی خواستهای مردم حرکت کنند نه این که جادههای خیالی بکشند.

همین جا مناسب است که کمی به مسالهی رهبری در جنبش سبز بپردازیم. آیا فکر میکنید که جنبش سبز دارای رهبری است؟ نقش آقایان موسوی و کروبی را چگونه ارزیابی می کنید؟

تا آنجا که به اقدامات علنی، عملی و مشترک مردم معترض در ایران بر میگردد، از مقطع انتخابات تاکنون آقایان موسوی و کروبی نقش بسیار مهمی ایفا کردهاند؛ هم در هدایت میدان مبارزه، هم در تشجیع مردم، هم در استفاده از نفوذ سیاسی و مذهبی خود در جمهوری اسلامی برای مهار نسبی خشونت استبداد. در این زمینه حمایتهای آقایان منتظری و صانعی و برخی دیگر از روحانیون منتقد و مردمی براستی یک سرمایهی عظیم برای جنبش بودهاست. اما در مورد رهبری فکری و خواستی جنبش پدیدهای را که در بالا به آن اشاره کردم باید به حساب آورد. در روند، و نه در لحظه، فکری که با الگوی جامعهی پیشرفتهی مدرن و دموکرات زاویه داشته باشد با حرکت جامعه زاویه پیدا میکند. امید است که انسانهای حقطلبی چون موسوی و کروبی بیش از پیش همراه این خواستهای جامعه باشند. جنبش سبز یک جنبش برآمده از نیروی مدرن جامعه است. این جنبش برآمده از گرایش مدرن جامعه، برآمده از خواست نیروی مدرن، خواست نیروی پیشرو دانشآموز و دانشآموخته و جوانان جویای آیندهی بهتر است. جنبش زنان ایران مهمترین و پایدارترین و مدرنترین بخش این نیروی عظیم است. آزادی زن درفش زیبای مبارزهی مدرن در جامعهی ایران و در مسیر جنبش سبز است. آزادی زن معیار معیارهای دموکراسی در ایران است. تنها با این معیار معتبر میتوان دموکراسی راستین را از دموکراسیهای اختراعی تمیز داد. این خواستها در مسیر هماهنگ کردن جامعهی سنتزدهی ایران با جامعهی مدرن دموکرات هستند. اگر کسی چنین برداشتی از جنبش سبز داشته باشد هیچ نیرویی را در لحظه به لحاظ فکری و توان عملی در حد رهبری این جنبش نمیداند. برعکس، تا اینجا جنبش سبز رهبر خود و رهبر گروه های سیاسی بوده است. جنبش سبز یک کار مشترک جمعی است. رهبر قاطع این جنبش ارادهی جمعیت مدرن جامعهی ایران برای دستیابی به استانداردهای جامعهی مدرن جهانی است.

———————————–

amir.mombini@gmail.com

تاریخ انتشار : ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۸۹ ۸:۳۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل