سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۶:۲۹

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۹

در بند زنان زندان اوین چه می‌گذرد؟ نگاهی به «پندار، کردار و گفتار» سلطنت‌طلب‌ها!‎

بهاره سلیمانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، طی نامه‌ای که به دست زمانه رسیده، شرایط بند زنان زندان اوین را به تصویر کشیده است. بهاره سلیمانی در این نامه از تجربه زیسته خود در بند زنان زندان اوین و برخورد طرفداران «سلطنت پهلوی» با دیگر زندانیان پرداخته است و می‌نویسد: « آن‌ها بر این باورند که زندان اوین را محمدرضا پهلوی برای تروریست‌ها ساخته و خیلی هم کار درستی کرده و خودشان را دارای حق آب و گل در این‌جا می‌دانند!» این مطلب را به اشتراک بگذارید .

Getting your Trinity Audio player ready...

نامه بهاره سلیمانی: در بند زنان زندان اوین چه می‌گذرد؟ نگاهی به «پندار، کردار و گفتار» سلطنت‌طلب‌ها!

متن نامه بهاره سلیمانی از زندان اوین:

اول از همه این موضوع را روشن کنم که به عنوان یک انسان آزادی‌خواه و زندانی سیاسی با هر شکل از سرکوب، زندان، سلول انفرادی، اعدام و شکنجه مخالف هستم. من معتقدم که هیچ‌کس نباید به خاطر دیدگاه سیاسی و عقیدتی‌اش مورد آزار و اذیت قرار گیرد یا زندانی شود. به همین دلیل از حق و حقوق تمام زندانیان فارغ از این که چه عقیده یا گرایش سیاسی دارند دفاع کرده و خواهم کرد و معتقدم باید فضای سالم و آزاد برای بحث و جدل بین گرایشات سیاسی و عقیدتی متفاوت موجود باشد.

با اعلام این موضوع و باور عمیق، لازم می‌دانم گوشه‌ای از تجربیاتم را در مواجهه با گرایش و رفتار سیاسیِ مشخصی در این‌جا بیان کنم.

تا پیش از این که به زندان بیایم برخورد مستقیمی با «سلطنت‌طلبان» نداشتم. تنها در شبکه‌های اجتماعی و تصاویری که از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شد شاهد برخوردهای خشن، هتاکی و فحاشی آن‌ها با مخالفانشان بودم. تصورم این بود که مقتضای فضای این شبکه‌ها است.

حالا در زندان هستم و بالاجبار و با تأسف زیاد باید دوران حبسم را با طرفداران رضا پهلوی و نگرش سلطنت‌طلبی آن‌ها بگذرانم. مهم نیست که آن‌ها خودشان را «پادشاهی‌خواه»، «مشروطه‌خواه» یا هر نام دیگر بنامند. مهم ماهیت تفکر و دیدگاهشان است.

به جرأت می‌گویم که برخی از آن‌ها از بی‌اخلاق‌ترین، بی‌پرنسیب‌ترین و بی‌سوادترین افرادی هستند که در بند سیاسی زنان زندان اوین حضور دارند. یکی از قوانین بند زنان این است که توهین و تحقیر گرایش سیاسی و عقاید دیگران ممنوع است. اما بارها و بارها این قانون از سوی این افراد نقض شده است. به راحتی با الفاظ رکیک و توهین‌آمیز به گرایش فکری و هویت دیگران حمله می‌کنند. شاید بد نباشد به چند نمونه اشاره کنم.

طرفداران پهلوی معتقدند همه‌ی کسانی که در دوران پهلوی مبارزه کرده‌اند و فعال سیاسی بوده‌اند (فارغ از هر گرایشی) تروریست و قاتل بوده‌اند و مدام از این واژه‌ها استفاده می‌کنند. آیا مرضیه احمدی اسکویی، مهرنوش ابراهیمی، معصومه طوافچیان، خسرو گلسرخی، کرامت دانشیان، سعید سلطان‌پور و … که جان‌های عزیزشان را برای رهایی و بهروزی مردم در مبارزه علیه رژیم فاشیستی پهلوی از دست داده‌اند تروریست بوده‌اند؟

کاش این فعالان سیاسی خفن و طرفداران سینه‌چاک دوران پهلوی کمی مطالعه کنند تا بدانند که سعید سلطان‌پور شاعر محبوب و سراینده‌ی جاویدان «آفتاب‌کاران جنگل» زمانی که توسط سازمان امنیت مخوف شاه دستگیر شد و به زندان افتاد یکی از اتهاماتش خواندن کتاب «مادر» ماکسیم گورکی بود و بدانند که چاپ و فروش کتاب‌های مارکسیستی ممنوع بود و همراه داشتن این کتاب‌ها حکم زندان داشت. از دید آن‌ها شاملو، شاعر بزرگ و آزادی‌خواه مرتد و خیانت‌کار است. چرا؟ چون مترقی است و برای آزادی‌خواهان و اعدام‌شدگان در دوران پهلوی شعر گفته است. آن‌ها بر این باورند که زندان اوین را محمدرضا پهلوی برای تروریست‌ها ساخته و خیلی هم کار درستی کرده و خودشان را دارای حق آب و گل در این‌جا می‌دانند! آن‌ها از رژیمی دفاع می‌کنند که ساواکش در همین زندان اوین جان‌های بسیاری را زیر شکنجه گرفت و بدن‌هایشان را تکه و پاره کرد و روی همین تپه‌هایی که هر روز صبح چشمانمان مقابلش باز می‌شوند چه سروهای استواری را تیرباران کرد. آیا نسل پدران و مادران ما که هم قبل و هم بعد از انقلاب ۵۷ مبارز بوده‌اند و در هر دو دوره زندان را تجربه کرده‌اند تروریست هستند؟ اگر مخالفت و مبارزه با حکومت‌های فاشیستی (با هر گرایش و دیدگاه سیاسی و با هر دلیلی اعم از اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و …) تروریسم است، پس نباید از معترضین دی ۹۶، آبان ۹۸ و پاییز ۱۴۰۱ هم دفاع کنند زیرا طبق دیدگاه این گرایش، آن‌ها هم تروریست هستند. نمی‌شود سخیفانه و فرصت‌طلبانه با وقایع سیاسی برخورد کرد. هر جا که به نفع باشد معترضین بشوند فرزندان میهن و هر جا که به ضرر باشد تروریست بشوند.

یکی دیگر از بی‌اخلاقی‌ها و ضدانسانی‌ترین رفتارهای آن‌ها، توهین و حمله به مهاجرین افغانستانی و هویت آن‌هاست. این گرایش سیاسی عقب‌افتاده و عمیقاً ارتجاعی به دفعات و با استفاده از الفاظ «سگ افغانی»، «افغانی عوضی»، «اگر گیر طالبان افتاده بودی تیکه‌تیکه‌ات کرده بودند و جمهوری اسلامی تا حالا بهت لطف کرده» دیدگاه نژادپرستانه‌ی خود را آشکار می‌کنند و هنگامی که با اعتراض دیگران روبرو می‌شوند که این برخورد فاشیستی است، اذعان می‌کنند که بله ما فاشیستیم و به آن افتخار می‌کنیم. این برخورد آن‌ها نه از روی عصبانیت است و نه لجبازی با کسانی که با آن‌ها مخالفت می‌کنند. آن‌ها واقعأً فاشیست هستند. کسانی که در مقابل تلویزیون از رشد نئونازی‌ها در کشورهای دیگر به وجد می‌آیند و شادی می‌کنند. کسانی که ستایشگر هیتلر هستند به این دلیل که نژاد آریایی را نژاد برتر می‌دانست. پس از گذشت بیش از سه ربع قرن از افول فاشیسم هیتلری هنوز برای اکثریت مردم آلمان اسم آوردن از هیتلر تابو است اما در ایران برای این طیف اسطوره است. اولین کتابی که می‌خوانند کتاب سخیف و بی‌مایه‌ی «نبرد من» هیتلر است که برایشان حکم کتاب مقدس را دارد.

حتماً این طرفداران نژاد برتر آریایی نمی‌دانند که اگر گیر نئونازی‌های آلمان بیفتند «ژن برتر آریایی» به دادشان نمی‌رسد و ممکن است زنده‌زنده سوزانده شوند. این که کشور خود را دوست داشته باشی یک احساس طبیعی است که هر انسانی می‌تواند به سرزمین و دیار خود داشته باشد. اما وطن‌پرستی به این معنی که وطن و کشور و «مرز پرگهر» خود را برتر از دیگران بدانی و به برتری ملی، قومی و نژادی اعتقاد داشته باشی مساوی با شوونیسم است و منجر به دیدگاه‌های نژادپرستانه و فاشیستی می‌شود.

مورد دیگری که اخیراً بخشی دیگر از چهره‌ی واقعی سلطنت‌طلبان را آشکار کرد بعد از سر دادن شعار «مرگ بر سه فاسق، ملا، چپی، منافق» از سوی طرفداران این طیف در لندن بود. برخی از سلطنت‌طلبان بند زنان در حمایت از شعار گفتند این سه فاسق سزاوار قصاص هستند (یعنی ما چپ‌ها و طرفداران سازمان مجاهدین). چرا؟ چون مخالف آن‌ها هستیم.

طرفداران این تفکر اسطوره‌ شان شعبان بی‌مخ است که در دوران پهلوی همراه با نوچه‌های اراذل و اوباشش به اعتراضات مردمی و به مخالفین رژیم پهلوی حمله کرده و آن‌ها را قلع و قمع می‌کردند. همان شعبان بی‌مخی که طرفداران سلطنت با غرور از او با عنوان شعبان جعفری «تاج‌بخش» یاد می‌کنند؛ لقبی که شاه به عنوان دستخوش به یک لمپن داد. بهتر است که آقای پهلوی ژست دموکراتیک به خود نگیرد و حرف‌های عوام‌فریبانه تحویل مردم ندهد. من و هم‌بندی‌هایم در تجربه‌ی زیسته‌مان در زندان و در کنار طرفداران پهلوی، فشرده‌ی نگرش، اخلاقیات و رفتارهایشان را هر روز تجربه می‌کنیم.

سخن آخر آن که تاریخ هرگز به عقب باز نخواهد گشت. ما هم تا پای جان مبارزه خواهیم کرد و اجازه‌ی تجربه و تکرار دوباره‌ی ظلم و ستم و تباهی و استبداد را نخواهیم داد. ما در مقابل بد و بدتر به بد تن نمی‌دهیم و معتقدیم که درون آن بد بدترین نهفته است.

بهاره سلیمانی، زندانی سیاسی

بند زنان زندان اوین

۲ بهمن ۱۴۰۱

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن, ۱۴۰۱ ۶:۴۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند