سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۱

دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۱

در جستجوی یک کلمه

تقدیر من این بود که بارها و بارها به دنیا بیایم، و هر بار نیز در جستجوی معنای زندگی باشم! تا امروز که هزاران فرسنگ راه رفته‌ام؛ هزاران شهر دیده‌ام، واز میان میلیون‌ها انسان شاد وغمگین عبور نموده ام؛ شاهد عشق‌ها، جنگ‌ها، ویرانی‌ها، و درخاک رفتن بسیار پادشاهان وقدرتمندان بوده‌ام، هنوز نتوانسته ام زندگی را معنا کنم.

Getting your Trinity Audio player ready...

 به شهری در آمد با باروهای بلند و خانه های خشتی  که درهای چوبی کوتاهی  داشت. می دانست که خانه آن سوار در این شهر است. سواری که قرن ها پیش این شهر را برای یافتن تنها یک کلمه تَرک گفته بود؛ خانه در انتهای شهر، که اکثریت خانه‌های آن ویران شده بودند، قرار داشت. درب چوبی عظیم که به سختی گشوده می شد. حیاطی مملواز علف های هرز که تمامی خانه را در بر گرفته بود. هیچکس به این خانه نمی آمد حتی کودکان برای بازی.

در انتهای حیاط، تنها، زیر زمینی از خانه باقی مانده بود. با صدها کتاب که بسیاری از آن ها را موریانه ها طی سال ها جویده بودند. اما هنوز دنیائی کتاب در آن جابود. کتاب‌هائی در باب رمل و اصطرلاب، در باب علم ریاضی،  آئین کیمیا گری، شعرها، داستان‌ها، سفر نامه‌ها و کتاب‌های تاریخی که بیشتر آن‌ها بر پوست نازک انسان‌ها نوشته شده بود، که  ترسناک‌ترین کتاب‌های این کتابخانه اساطیری را تشکیل می دادند.

هر صفحه آن‌ها را که می گشود بر وحشتش افزوده می شد. تمامی صفحات آن جنگ بود و مرگ! قحطی بود و طاعون! حکایت پادشاهان بود، تکیه زده بر تخت‌های طلائی و توده مردمی که دستی بر دهان ودستی بر چشم، زانو در برابر آن‌ها زده بودند. مردمانی با کتف های سوراخ شده که پادشاهی طناب از آن ها گذرانده بود. تمامی این تاریخ پوشیده از ستمگری خادمان دین بود بر مردم، با خدائی جبار بر فراز سرآنان.

روزها و روزها جستجو کرد و سر انجام نخستین سفر نامه سواری که در جستجوی یک کلمه بود را یافت. سفر نامه ای کوچک اما عجیب؛ چندین صفحه که تمامی کلمات، مکان ها و زمان‌ها در آن تکرار می شدند؛ چیزی جز تکرار نبود. هر کلمه ای که می خواند درون کلمه‌ای دیگر بود، و کلمه دیگر درون کلمه ای دیگر؛  و نهایت، کلمه‌ای که هربار تلاش کرد آن را به خواند، محو می شد؛ وباز به همان کلمه ای که شروع کرده بود برمی‌گشت.

 مکان ها  نیز چنین بودند؛ هر مکان بر روی مکانی دیگر ساخته شده بود؛ مکان تازه‌ای نبود. زمان، تکرار لحظه ها بود، در عبوری دوار. مردمانی با چهره‌های شبیه به هم که براین خانه‌ها  فرود می آمدند. در زمانی شناور که  کودکان جوان می شدند، جوان‌ها، پیر و پیران از خانه‌ها خارج می شدند،  تا باز در سیمای نوزادان بازگردند.

چرخه ای که همیشه در گردش بود؛  می رفتند و می آمدند. هیچ چیزی ثابت نبود. به یاد گفته سلیمان پیامبر افتاد که گفت:

“هیچ چیز تازه ای بر روی زمین نیست و هر چیز تازه، چیزی نیست جز نسیان”.

سفر نامه کوچک با این نوشته سوار خاتمه می یافت: “تقدیر من این بود که بارها و بارها به دنیا بیایم، و هر بار نیز در جستجوی معنای زندگی باشم! تا امروز که هزاران فرسنگ راه رفته‌ام؛ هزاران شهر دیده‌ام، و از میان میلیون‌ها انسان شاد وغمگین عبور نموده ام؛ شاهد عشق‌ها، جنگ‌ها، ویرانی‌ها، و درخاک رفتن بسیار پادشاهان وقدرتمندان بوده‌ام، هنوز نتوانسته ام زندگی را معنا کنم. شاید زندگی معنائی ندارد! سَیال و گذرا بودن زندگی، آن را از معنا تهی می سازد، و به اندازه تمام انسان‌ها، معانی مختلف به آن می دهد، که هیچ کدام  ثابت و واقعی نیستند. چه میزان این ثابت و جاودانه نبودن زندگی برای من  که انسان‌ها را قرن هاست می بینم،  آرام بخش است”.

از زیر زمین نیمه ویران بیرون آمد. چگونه می‌توانست رد پای اسب سواری را که هزاران سال پیش از این دروازه بیرون آمده و به جستجوی یک کلمه رفته بود، بگیرد. می دانست این کلمه وجود دارد، اما درون میلیون‌ها کلمه پنهان شده  و هنوز سوار در جستجوی آن کلمه‌ای است که “شاه کلید” حیات بود. می دانست که به هر حال سوار تا انتهای این کوچه رفته واز تنها دروازه شهر خارج شده است. 

غروب بود به دروازه شهر رسید. دروازه‌بان در حال بستن دروازه بود؛ از میان دروازه نیمه‌باز، خود را به خارج دروازه کشید. دشتی دید که تا انتهای افق کشیده شده است، با جمعیتی انبوه که برخی چابک، و برخی خسته و سردرگریبان، به سوی افق در حرکت بودند. تعدادی در سکوت، تعدادی در جدال لفظی با یکدیگر:

” سوار از این راه رفته است، من یقین دارم!”

“نه! از آن راه؛ چرا که در کتاب مقدس بشارت این راه داده شده!”

 او می داند که راهی در کار نیست. کلمه همان جا است؛ در همان دشت گسترده شده تا لایتناهی!  در میان میلیون‌ها مردم، و سوار نیز در میان آنان.

تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد, ۱۳۹۶ ۵:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایمنی را قربانی سود نکنید، اول ایمنی بعد کار !

معرفی کتاب «از لس‌آنجلس تا قزوین» — عباس عبدی

خطرگسترش دامنه جنگ وکنترل ناپذیرشدن آن، و آزمون آتش بس جدید؟

سلول انفرادی؛ جایی برای شکستن انسان

جغرافیای فقر؛ از اسلامشهر تا تهران؛ روایت دردناک «پریچهر»: حاضرم گرسنه بمانم اما بی‌سرپناه نشوم!

اسپانیا درباره حضور مأموران اطلاعاتی در میان مهاجران هشدار داد