سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۴۶

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۶

در مورد جنبش شبکه ای(قسمت چهارم)

امروز بسیاری از فعالین دیروز فاقد هرگونه ایدئولوژی سیاسی هستند. این تودهٔ عظیم ضمن اینکه از وضعیت حاکم بر جهان ناراحت و خشمگین هستند معتقدند که دیگر کار چندانی نمیشود کرد. اتــوپــی سیاسی گذشته در نزد این افراد به دیستــوپــی سیاسی (ناامید بودن و منفی دیدن آینده) تبدیل شده است.

موج نوین جنبش

در آن زمان که دولتهای ملی توان بازتقسیم بخشی از ارزش افزوده را داشتند، میتوانستند به تعهدات خود در مورد قراردادهای اجتماعی عمل کنند و طبعاً حکایت موفقیت و دستآوردهای درخشان، زنده و پابرجا بود. سیستم پارلمانی به شهروندان امکان میداد انتظارات آنها را از طریق نمایندگانشان به مجلس و از آن طریق با دولت مطرح و به آنها جامهٔ عمل بپوشانند. با بینالمللی شده دولت آن گامهای بلند موفقیت و قراردادهای اجتماعی حاصل از آن رنگ باختند. شرایط سیاسی و شاخص رشد اقتصادی آن دوران که شهروندان غربی به آن دلخوش بودند، تغییر کرد.

بموازات اُفت دستآوردهای درخشان، این تفکر پدید آمد که خطر عمدهای که آیندهٔ جنبش کارگری را تهدید میکند در ارتباط مستقیم با مسئلهٔ صلح و محیط زیست میباشد. چراکه این انسانها هستند که آینده را رقم میزنند. جامعه شناس سوئدی هوکن تورن در آثار خود نشان میدهد که در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ جنبش نوین بر خلاف فرهنگ غالب در جهان غرب رشد و گسترش یافت. دلنگرانی اصلی این جنبش ترس از آیندهٔ بشریت بود. بسیاری از فعالان، این حرکت متعلق به نسل دههٔ ۱۹۵۰ بودند. این جنبش مشروعیت رهبران سیاسی را زیر سئوال برد. رهبرانی که دچار تب جنگطلبی و گسترش سلاحهای کشتار جمعی که موجودیت بشریت را تهدید میکرد شده بودند. مضمون این اعتراضات در درجهٔ اول رهبران سیاسی حاکم را نشانه رفته بود و شکل آن بیشتر به نوعی نافرمانی مدنی تبدیل شده بود. بخش زیادی از اعضا و فعالان سندیکائی در این جنبش فعال بودند. این حرکت جمعی مردمی کاملاً جدا از خواست سازمانهای رسمی تحت پوشش سندیکاها صورت میگرفت. تفاوت عمدهٔ آن با فعالیت سندیکاها شرکت جمعی کل فعالین در آن بود. سیاست به زندگی روزانهٔ فعالین راه پیدا کرده بود و هیرارشی مناسب خود را طلب میکرد. بعبارت دیگر شکل فعالیت جنبش از چهارچوبهای متعارف مبارزهٔ پارلمانی و پیروی از قوانین مصوبهٔ مجلس خارج و به خیابانها کشیده شد.

وقتیکه مدرنیته ترک برمیدارد

با اُفول خورشید موفقیتهای چشمگیر کشورهای شمال، این امیدواری بوجود آمد که اقبال کشورهای جنوب در دستیابی به مدرنیته بلند است. و این کشورها میتوانند با شتابی بیشتر به آن دست یابند.جنبش ضد جنگ ویتنام که در آغاز دههٔ هفتاد به اوج خود رسید بود، این درک را بوجود آورد که ضعیفترین حلقهٔ سلطهٔ امپریالیسم در کشورهای جنوب است. بسیاری از فعالین جنبش همبستگی با مردم ویتنام عمیقاً باور داشتند که با حمایت از جنبشهای رهائیبخش و مبارزه با استعمار نوین میتوان به کشورهای جهان سوم کمک کرد تا خود کنترل مواد خام کشورشان را بدست گیرند. باور آنروز چنین بود که دست یافتن به چنین مقصودی میتواند پیآمدهای بسیار سنگینی برای منافع و تضعیف مواضع امنیتی کشورهای غربی داشته باشد. به این اعتبار نیروهای سیاسی در غرب امکان خواهند یافت تا با بهرهگیری از فضائی که بوجود خواهد آمد به مذاکره و چانهزنی سیاسی با دولتهای خود بپردازند. در این دوران جنبش همبستگی با تمام توان خود از هر جنبش رهائیبخش ملی و ضد امپریالیستی و حتی احزاب حاکمی که پس از استقلال به قدرت رسیده بودند حمایت میکرد. ولی درکی در جنبش همبستگی آرام آرام شکل گرفت که معتقد بود نباید از جنبشهائی که پس از رهائی از یوغ استعمار و به قدرت رسیدن، آرمان خود را رها میکنند، دفاع کرد. این تفکر که به همبستگی انتقادی معروف بود در ارتباط و همزمان با مطرح شدن خواست “نظم نوین اقتصاد بینالمللی” به اوج خود رسید. بسیاری معتقد بودند که نباید از جنبشها و کشورهائی که به این جبهه از مبارزه نمیپیوندند حمایت کرد. بموازات دور دوم جنگ سرد که ایالات متحده با هدف زندانی کردن کمونیسم در خانه و باز پس گرفتن دستآوردهای اتحاد شوروی در کشورهای جنوب آغاز کرده بود، هجوم نئولیبرالیسم که پس از نشست کـُـن کون (۱) در آغاز دههٔ ۱۹۸۰ نیز با موفقیت روبرو شد. غلبهٔ نئولیبرالیسم باعث شد تا جنبش همبستگی به یکباره انگیزهٔ خود را تا حد زیادی از دست بدهد. سیاست دولت ریگان موفق شد تا مقاومت دولتهای بسیاری از کشورها را درهم شکند. قدرتهای بازار توانستند تا با بهرهگیری از لیبرالیزه کردن و برچیدن نظام و قوانین ناظر بر بازار، جامعهٔ مدنی را بلحاظ ایدئولوژیک خلع سلاح کنند. جنبشی که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکل گرفته بود رها شد. تنها استثائی که باقی ماند جنبش ضد آپارتاید و جنبش همبستگی در حمایت از جبههٔ کشورهای مقدم در مبارزه با رژیم نژادپرست پورتاریو بود. (سلستروم ۱۹۹۹). تنها جنبشهای تک خواستهای مانند جنبش صلح، محیط زیست و جنبش زنان باقی ماندند که در سالهای بعد تحت نام جنبش آلترناتیو خود را نشان دادند. پایان موفقیتها در کشورهای شمال و مشکل مدرنیته در جهان سوم تقریباً مقارن با فروپاشی نظام اتحاد شوروی بود. پیآمد این تحول باعث شد تا نئولیبرالیسم بتواند پایههای ایدئولوژیک خود را تقویت کرده و سلطهٔ خود را اعمال نماید. جنگ مغلوبه شده بود و دوران نبردهای سخت ایدئولوژیک به پایان رسید.

امروز بسیاری از فعالین دیروز فاقد هرگونه ایدئولوژی سیاسی هستند. این تودهٔ عظیم ضمن اینکه از وضعیت حاکم بر جهان ناراحت و خشمگین هستند معتقدند که دیگر کار چندانی نمیشود کرد. اتــوپــی سیاسی گذشته در نزد این افراد به دیستــوپــی سیاسی (ناامید بودن و منفی دیدن آینده) تبدیل شده است. (وینتهاگن، ۲۰۰۲). احساس و روحیهٔ بیخیالی بویژه در بخش زیادی از جوانان

کشورهای غربی کاملاً مشهود است. بچههای بعد از جنگ در جامعههائی متولد شدند که شاخص رشد اقتصادی در آنها بالا بوده و رفاه اجتماعی بعنوان حق طبیعی آنها محسوب میشد. برخورداری از حق زندگی بهتر از حقوق اولیه محسوب میشد و حقیقتاً نیز چنین حقوقی وجود داشت. ولی جوانان امروز از چنین امکاناتی برخوردار نیستند. آینده برای آنها در هالهای از ابهام قرار گرفته است. اتوپی تودهای در بارهٔ دولتهای رفاه و برپائی خانهٔ مردم مانند دیکتاتوری پرولتاریا و حق کشورهای جهان در تنظیم و رقم زدن استراتژی آیندهاشان، برباد رفته است.

ادامه دارد

—————————–

*این ترجمه و سایر ترجمهها در سایت من نیز درج شده:

www.eyghaz-mahmoud.blogspot.com

تاریخ انتشار : ۲۸ مهر, ۱۳۸۸ ۸:۵۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حق حیات و مسئولیت قضاوت

حضور دهها هزار نفر از کارگران و کارکنان در خیابان های برلین

غرق‌شدن در هیچ

پایان دیکتاتوری در گرو تمرکز بر اشتراکات

سلطنت مطلقه ؛ آنارشی جنگل گرگ ها

بیانیه مشترک تشکل های مستقل: اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) روز مبارزه و نمایش قدرت طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری