سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۳:۰۱

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۱

در گرامیداشت یاد زهرا حب الوطنی اصل «مادر اسدالهی»

در آخرین دیدار با فرزندش در زندان اهواز، وقتی از وی خواست که به خواست زندانبانان تن در داده و خود را نجات دهد و دل اندوهگین وی را بیش از این نیازارد، در مقابل گفته فرزندش که: “زن عمو دل ات می خواهد که تنها تو عزادار من باشی یا اینکه دهها مادر دیگر عزادار فرزندانشان باشند؟” با سر تصمیم فرزندش را مبنی بر عدم مصاحبه تلویزیونی و قبول اعدام تأیید کرد. او با وجود حس عمیق مادرانه، از اینکه پسرش به خاطر حفظ باورهای سیاسی و لو ندادن رفقایش اعدام را پذیرفته بود، همواره بر خود می بالید. جنایتکاران وقتی در زمستان ۱۳۶۷ رفیق رحیم (علی چریک) را گلوله باران کردند، زن عمو بقیه سالهای عمر خود را با آن زخم عمیق و کاری دشمن زیست.

Getting your Trinity Audio player ready...

“درد عشقی کشیده ام که مپرس،
زهر هجری چشیده ام که مپرس!”

زهرا حب الوطنی اصل «مادر اسدالهی» که پیش خانواده، رفقا و آشنایان به “زن عمو” شهرت داشت، دیروز دوشنبه ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۹ درگذشت. زن عمو انسان بسیار متواضعی بود که از سالهای اوایل دهه پنجاه در ارتباط با فرزندانش درگیر مسائل سیاسی شد؛ زنی که ۴ سال تمام از مرده و زندهء پسرش رفیق رحیم اسدالهی (علی چریک) در چهار سال پیش از انقلاب که به جنبش چریکی پیوسته بود خبر نداشت. روزهای بعد از انقلاب که طلوع خورشید انقلاب، ظهور همزمان پسرش را نوید می داد، شاید خوشبخت ترین روزهای زندگی وی بود که دیری نپائید. مصادره کنندگان انقلاب که وجود انقلابیون اصیل را بر نمی تافتند، رحیم را در اردیبهشت ۱۳۶۲ در اهواز دستگیر کردند. ۵ سال دوره زندان، ضمن اینکه دوره مقاومت و از جان گذشتگی رحیم بود، ۵ سال آزگار رفت و آمد دور و دراز زن عمو از تبریز و تهران به اهواز برای ملاقات فرزندش، شکوه عشق مادری وی را بیش از پیش نمایان ساخت. زن عمو در راه ملاقات مشقت بار با فرزند زندانی اش در اهواز که دژخیمان بارها از ان به بهانه های گوناگون ممانعت بعمل می آوردند، خم به ابرو نیاورد؛ برعکس نجات فرزند از سیاه چال های رژیم در وی تلاش و امید بسیاری را بوجود آورد. افزون بر این دهه شصت، سال های دربدری همه خانواده ها و رفقای مبارز بود؛ زن عمو هم نمی توانست نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد، او کمر همت بست و با اینکه فرزند دلیرش زندانی دژخیمان بود، با فرزندان دیگرش راهی دیار غربت شد. او که تمام عمر خود را در تبریز گذرانده بود، اکنون مجبور بود راهی تهران شود. تهرانی که در آن کمترین رفیق و آشنایی نداشت. بدینگونه روزهای ملالت بار زندگی در غربت رقم خورد.

روزهایی را بیاد دارم که زن عمو درد قلب بزرگ اش را پیش من باز کرده و گفته بود که رحیم در اهواز زندان است و منهم زندانی این چهار دیواری هستم. از صبح منتظرم که عصر بشود تا بچه ها از سر کار برگردند. زن عمو زن درد کشیده ای بود که خم به ابرو نمی آورد، دل بزرگی داشت که همه دردهای عالم را در درون اش جای می داد و هرگز و پیش هیچ کس آنرا بروز نمی داد.

در آخرین دیدار با فرزندش در زندان اهواز، وقتی از وی خواست که به خواست زندانبانان تن در داده و خود را نجات دهد و دل اندوهگین وی را بیش از این نیازارد، در مقابل گفته فرزندش که: “زن عمو دل ات می خواهد که تنها تو عزادار من باشی یا اینکه دهها مادر دیگر عزادار فرزندانشان باشند؟” با سر تصمیم فرزندش را مبنی بر عدم مصاحبه تلویزیونی و قبول اعدام تأیید کرد. او با وجود حس عمیق مادرانه، از اینکه پسرش به خاطر حفظ باورهای سیاسی و لو ندادن رفقایش اعدام را پذیرفته بود، همواره بر خود می بالید. جنایتکاران وقتی در زمستان ۱۳۶۷ رفیق رحیم (علی چریک) را گلوله باران کردند، زن عمو بقیه سالهای عمر خود را با آن زخم عمیق و کاری دشمن زیست.

او زنی خود ساخته بود که سالهای طولانی زندگی از وی انسانی دوراندیش، صبور، مهربان، اجتماعی، یار و مددکار دیگران و بیش از همه مادری فداکار ساخته بود. او رفقای زیادی را در دامن خود پرورانده و بر گردن خیلی رفقای دیگر نیز حق مادری داشت. او بین فرزندان خود و رفقای آنها فرقی قائل نبود و به همین سان بود که همه وی را “زن عمو”ی خود می دانستند.

زن عمو تا چند ماه پیش تمام کارهای خود را خود انجام می داد، در مجموع تنی سالم و هوشی سرشار داشت، تنها در چند ماهه اخیر و خصوصا” بعد از فوت خواهرش “خاله مرحمت” احوال اش دگرگون شد و حال اش رو به وخامت گذاشت. تا اینکه روز دوشنبه ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۹ برای همیشه ما را وداع گفت. قلبی که حسرت و فراق ابدی فرزند شجاع و مبارز خود را بیش از سی سال کشید، دیروز از طپش باز ایستاد‌ و به سوی وی پر کشید. زن عمو طبق خواسته خود در آرامگاه “عمو”- شوهرش – که ۴۳ سال پیش فوت کرده بود، آرام گرفت، در حالیکه پیراهن گلگون پسرش رحیم را که در هنگام اعدام بر تن داشت، (طبق خواسته خود) با خود به درون مزار می برد. این آخرین درس زندگی بود که “زن عمو” حتی بعد از مرگ اش به اطرافیان و دوستداران خود می داد.
احد واحدی

تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین, ۱۳۹۹ ۲:۵۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند