سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۰:۲۴

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۴

دو برخورد به بیانیه: “تروریسم هسته ای اسرائیل را متوقف کنید”

در منطق این دوستان، دفاع از ایران، دفاع از جمهوری اسلامی است. خامنه ای چون بد است، پس اسرائیل خوب است. جمهوری اسلامی چون مرتجع است پس حمله به ایران مشروع است. این دوستان همه چیز می گویند، تا از پرداختن به مسئله اصلی طفره بروند. آسمان و ریسمان می بافند تا حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران را توجیه کنند. از آنها می پرسم، آیا مرتجع بودن، فاسد بودن، جنایتکار بودن - و یا هر صفتی که دلشان بخواهد خود اضافه کنند - جمهوری اسلامی، مجوز حمله به ایران می تواند باشد؟

Getting your Trinity Audio player ready...

اخیرا بیانیه ای تحت عنوان، “تروریسم هسته ای اسرائیل را متوقف کنید” انتشار یافت. آقایان هدایت سلطانزاده و محمد آزادگر نیز در عکس العمل به آن بیانیه، نوشته ای در انتقاد و رد آن تحت عنوان، “متوقف کردن تروریسم هسته ای اسرائیل یا اعلام حمایت ازحکومت اسلامی”؟ نوشتند. 

نویسنده  این سطور نیز، برخورد انتقادی به  نوشته آقایان سلطانزاده و آزادگر، را ضروری تشخیص داده و نظر خود را در این زمینه، با دوستان و خوانندگان در میان می گذارد.

رئوس اصلی اعلامیه آقایان، سلطانزاده و آزادگر را می توان چنین خلاصه کرد:

۱)  امضاء کنندگان از جمهوری اسلامی دفاع می کنند، و این تصادفی نیست، زیرا در گذشته نیزآنها مدافعین جمهوری اسلامی بوده اند.

۲)  این اعلامیه، هم صدایی و همسویی با مقامات جمهوری اسلامی و لابی های آن است.

۳)  این بیانیه، مقابله با بیانیه “نه به جمهوری اسلامی” است که اخیرا منتشر شده است، و تلاش دارد تا تاثیر آنرا کم رنگ کند.

۴)  بیانیه، تخریب در مرکز غنی سازی هسته ای را، نوعی تخریب در بازگشت به برجام ارزیابی می کند. در صورتی  که برجام برای مردم سودی نداشته است. ایران انرژی اتمی لازم ندارد و هدف اش ساختن بمب اتمی برای تضمین بقای خود است. چرا بیانیه این تلاش را محکوم نکرده است.

۵)  رژیم جمهوری اسلامی از بمب اتمی… هم برای ایران خطرناک تر است. بیانیه سیاست های تروریستی، شکنجه، سرکوب… را محکوم نکرده است.

۶)  جمهوری اسلامی، مدام موجودیت اسرائیل را تهدید می کند و اسرائیل طبق حقوق بین الملل حق دفاع از خود را دارد.

***

اسرائیل، به مرکز هسته ای ایران، که تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی است، حمله کرد، و عده ای طی بیانیه ای آنرا محکوم کردند. از نظر آقایان سلطانزاده و آزادگر، هدف نویسندگان بیانیه ی “تروریسم هسته ای اسرائیل را متوقف کنید” طرفداری از جمهوری اسلامی است. این دوستان خود، صریحا نمی گویند که موضع شان در رابطه با حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران چیست؟ البته، تلویحا از آن دفاع می کنند، زیرا می گویند، اسرائیل طبق حقوق بین الملل حق دفاع از خود را دارد! برایم این سوال مطرح است، اگر بر اثر حمله اسرائیل مواد رادیو اکتیو پخش، و فلاکت بزرگی  ببار می آمد، آیا این دوستان این عمل را هم حق دفاع مشروع اسرائیل می دانستند؟

به نظر این دوستان، محکوم کردن حمله به تاسیسات هسته ای ایران، مساوی با هم صدا شدن و همسویی با جمهوری اسلامی و لابی های آن است.  این استدلال نادرست است. زیرا محکوم نکردن آن نیز، همصدا و همسو شدن با اسرائیل و آمریکا و دنبالچه های وطنی آنهاست.

اگر از منطق این دوستان حرکت کنیم، آشکار است که نه گفتن به برجام و مخالفت با آن نیز، به معنی همصدایی و همسویی با فاسد ترین، مرتجع ترین و مافیایی ترین جناح جمهوری اسلامی است. بعلاوه همصدایی و همسویی با ترامپ ها و نئو کان هایی از ردیف پمپئوهاست، که برجام را یکطرفه لغو کردند، و تحریم ها و سیاست های فشار حداکثری را بر علیه مردم ایران اعمال نمودند. از این دوستان می پرسم، مگر می شود حرفی زد و یا موضعی اتخاذ کرد که با یکی همصدا و همسو نشد؟ در آن صورت، باید حرفی نزد و موضعی اتخاذ نکرد، زیرا نهایتا با کسی و یا جریانی همسو و همصدا خواهی شد! مگر این که این دوستان معتقد باشند که تنها خود آنها حق صحبت دارند!

ادعای دیگر این است که، محکوم کردن حمله به تاسیسات هسته ای، برای خنثی کردن کمپیین “نه به جمهوری اسلامی”، و تبلیغ انتخابات است! این استدالال هم نادرست است. انگار که امضای ۱۴۰۰ نفر در کمپین “نه به جمهوری اسلامی” لرزه براندام جمهوری اسلامی انداخته و حرکتی تعیین کننده در راه “سرنگونی قریب الوقوع” جمهوری اسلامی است. در حالی که در سالهای اخیر، صدها نوع  از این کمپین ها براه افتاده، و این هم یکی از آنهاست. بنظرم این دوستان، مسئله تحریم انتخابات را با هیجان سرنگونی امروز و فردای جمهوری اسلامی قاطی کرده اند.

اگر معیار قضاوت، محتوای بیانیه نبوده بلکه سابقه و مواضع سیاسی گذشته و حال امضا کنندگان است، نمی دانم آقایان در لیست امضا کنندگان کمپین “نه به جمهوری اسلامی” چه دیده اند که ما نمی بینیم. آیا سابقه و مواضع سیاسی آنان که اکثرا از سلطنت طلبان عمدتا خارج نشین، اصلاح طلبان رانده شده و نا امید، و برخی سیاسیون سابق پشیمان، و شرمنده از گذشته خویش، که اکثرا در آرزوی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران بسر می برند،  بهتر از امضا کنندگان “بیانیه تروریسم هسته ای اسرائیل را متوقف کنید” است؟  البته من در باره آنهائی که با مواضعشان آشنائی دارم (از هر دو طرف) صحبت می کنم و در باره بقیه قضاوت نمی کنم. قضاوت فله ائی در مورد  هر دو طرف در بهترین حالت بی مسئولیتی است.

در منطق این دوستان، دفاع از ایران، دفاع از جمهوری اسلامی است. خامنه ای چون بد است، پس اسرائیل خوب است. جمهوری اسلامی چون مرتجع است پس حمله به ایران مشروع است. این دوستان همه چیز می گویند، تا از پرداختن به مسئله اصلی طفره بروند. آسمان و ریسمان می بافند تا حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران را توجیه کنند. از آنها می پرسم، آیا مرتجع بودن، فاسد بودن، جنایتکار بودن – و یا هر صفتی که دلشان بخواهد خود اضافه کنند – جمهوری اسلامی، مجوز حمله به ایران می تواند باشد؟ 

آیا این دوستان از تاریخ سی ساله بعد از فروپاشی شوروی درسی نیاموخته اند؟ دوبار حمله به عراق و اشغال عراق، به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی! حمله به افغانستان به بهانه انفجار برج های تجارت جهانی. دخالت نظامی در سوریه با سازماندهی داعش و جانیان داعشی –  وهابی – تکفیری… به بهانه کاربرد سلاح های شیمیایی توسط “رژیم بعثی و قاتل اسد”! حمله به لیبی به بهانه  فساد و دیوانگی معمر قذافی! امروز هم حمله به ایران، به بهانه قصد ایران در ساختن بمب اتمی! آنهم از طرف کشوری که خود دارای بزرگترین زرادخانه اتمی در منطقه است. در کدام یک از مداخلات نظامی آمریکا و “متحدین” اش، که سبب، کشتار و آوارگی میلیون ها انسان بیگناه، تجاوز به صدها هزار زن، و غارت، ویرانی، و نابودی این کشورها، و تباهی زندگی نسل های آینده  این کشورها شد، موازین و اصول حقوق بین الملل مراعات شده بود؟  و وقیحانه تر آنکه، آنهمه جنایت و فرومایگی را به بهانه مبارزه با دیکتاتورها، و با وعده  دموکراسی و حقوق بشر مرتکب شدند!

چون ایران موجودیت اسرائیل را تهدید می کند، پس اسرائیل حق دفاع از خود را دارد، این ادعا فاقد جدیت است، زیرا با واقعیت خوانایی ندارد. هم اسرائیل می داند که ایران چنین ظرفیتی ندارد، هم خود جمهوری اسلامی. اینها جدل لفظی اند، که هم برای اسرائیل و هم جمهوری اسلامی مصرف داخلی دارند. ناتانیاهو، بعنوان فاسد ترین رهبر تاریخ اسرائیل، در سایه  این جدل هاست که می تواند در انتخابات آرای بیشتری بیاورد، و جمهوری اسلامی هم در سایه آن می تواند، عوام فریبی کند.

اگر ملی ترین، مترقی ترین و مردمی ترین حکومت جهان هم در ایران سرکار بیاید، آمریکا و متحدین اش باز با هزار ترفند، تبلیغات و جنگ روانی و دخالت نظامی، در پی سرنگونی این حکومت خواهند بود. زیرا، آمریکا برای حاکمیت متزلزل جهانی خود، احتیاج به تسلیم مطلق کشورها و روی کار آوردن دست نشاندگان مطلق خود دارد. نمونه بارز آن حکومت اردوغان در ترکیه است. آمریکا زحمات زیادی برای سازماندهی “حزب عدالت و توسعه” کشید، پول های زیادی هم خرج اینکار کرد، و تا حدودی هم موفق  شد. ولی اردوغان دست نشانده مطلق او نبود، در خیلی از زمینه ها، علی رغم منافع آمریکا و بر خلاف منافع آمریکا، از منافع ملی ترکیه دفاع کرد. دلیل کودتا علیه اردوغان نیز همین مسئله بود. جو بایدن، چه قبل و چه بعد از انتخاب بارها و آشکارا گفته است که به اپوزیسیون ترکیه کمک خواهد کرد تا اردوغان را سرنگون کنند!  قبول “نسل کشی ارمنی” توسط حکومت آمریکا هم تنها در این رابطه قابل ارزیابی بوده، و یک تصمیم سیاسی است که در چارچوب سیاست فشار فزاینده آمریکا علیه ترکیه قابل درک است.

در یک کلام، آمریکا نه به یک کشور شریک غارتگری های خود، بلکه به حکومتی دست نشانده احتیاج دارد، تا هر چه گفت، اجرا کند، و در چارچوب استراتژی آمریکا در خدمت او باشد. آمریکا هیچ وقت به حکومت های مستقل، مردمی، و کشورهای دموکراتیک احتیاج نداشته، بلکه دشمن خونین آنها  بوده و هست. آمریکا عجله دارد و زمان علیه آمریکاست، زیرا در هرزمینه در رقابت با چین و حتی روسیه در حال باختن است. دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی را هم از این منظر باید دید.  آیا بلایی که آمریکا بر سر کشورهای همسایه ایران آورده است برای تجربه آموزی کافی نیست؟ 

این دوستان انتظار دارند که اگر کسی بخواهد در موافقت و یا مخالفت  با موضوع مشخصی اظهار عقیده کند، ابتدا باید، فساد، سرکوب گری، جنایات، خیانت ها… جمهوری اسلامی را ردیف کند تا حق اظهار نظر داشته باشد، والا، طرفدار جمهوری اسلامی قلمداد شده و نظرش نیز پیشاپیش باطل است!

خلاصه اینکه، این دوستان بجاست که بدون توجه به هم صدا شدن و یا نشدن با این و آن، صریح و شفاف نظر خودشان را در این مورد بیان کنند که:

آیا وجود حکومتی مرتجع و غیر مشروع در ایران، و یا هر کجای جهان (که البته  تشخیص مشروعیت و یا عدم مشروعیت  با آمریکا و اسرائیل خواهد بود) می تواند ترور دانشمندان و شخصیت های آن حکومت مرتجع، خرابکاری و نابودی زیر ساخت های آن کشور و اعمال تحریم های فلج کننده اقتصادی که مردم عادی را هدف می گیرد و نهایتا تجاوز نظامی به کشور هدف را توجیه و مشروعیت به بخشد یا نه؟  پرداختن به این بحث از این جهت حیاتی است که متاسفانه در آینده شاهد ادامه فزاینده این روند دخالت ها، چه در شکل دامن زدن به اختلافات مذهبی و اتنیکی و استفاده از آن به عنوان اهرمهای فشار در جهت پیشیرد سیاست های استعماری خود و چه بصورت ادامه ترورها، خرابکاری ها و حتی تجاوزهای نظامی خواهیم بود.

تاریخ انتشار : ۹ اردیبهشت, ۱۴۰۰ ۱۱:۳۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند