سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۹:۱۳

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۳

ذهنیت تاریخی

و این چنین قالب ذهنی ما (قبلە عالم و...) در گسترە زمانی بیشتری بە بازتکثیر خود می پرداخت زیرا کە در یک کنش روانی عجیب، هر سە زمان گذشتە و حال و آیندە دوبارە در یک رابطە کاملا جدید با مختصات رئالیستی ـ جادوئی خود را می یافتند کە در آن انسان جامعە ما در یک معنای پروستی چنان در گذشتە غرق می شد کە برای پیداکردن جزئی ترین جزئیات سالهای از دست رفتە، حاضر بود نور چشمان خود را برای پیداکردن دوبارە یک سوزن زنگ زدە در پستوی خاطرات برای همیشە از دست بدهد، تنها بە شرطی کە حضور ابدی قبلە عالم در قالب ذهنی اش، آسیبی نبیند.

شاە شاهان، قبلە عالم، سایە خدا، نمایندە خدا بر روی زمین و… رهبر مسلمین جهان کلمات و توصیفاتی هستند کە ذهنیت انسان ایرانی را طی روند تاریخ، از زمان هخامنشی تا قاجار، دوران پهلوی و نیز جمهوری اسلامی بخوبی نشان می دهند. البتە مشخص نیست تا چقدر میان اصطلاحات و کلمات بکاربردەشدە در دربار، و جامعە ارتباط مستقیم وجود دارد، اما مشخص است کە ذهنیت غالب، لااقل در راس قدرت سیاسی (و البتە با نظم ذهنی پاتریاکی کە در خود جامعە هم وجود دارد) کاملا یک ذهنیت بردە ـ بردەدار، رعیت ـ فئودال، امت ـ خدا، شبان ـ گلە و پدر ـ فرزندیست کە در آن همیشە آنی کە در بالا نشستە دانای کل، انسان کامل، برآمدە از اولوهیت، بهترین و بی خطاترین است و دیگران درست عکس چنین توصیفاتی.

در این ذهنیت تاریخی عجیب، بە گاە تغییرات آنچە در مرحلەای گاها بە مشکل تبدیل شدە خود شخصی بودە کە ردای قبلە عالم، سایە خدا و… بر تن داشتە و نە خود مفهوم و ذهنیت قبلە عالم، سایە خدا و… .

بە این ترتیب تمام روندهای تاریخی ما، بە گاە قیام مردمان، سرانجام شد شاە شاهانی کە جایگزین شاە شاهان دیگری می شدند، و یا قبلە عالمی کە جای را بە قبلە عالم دیگری تنگ می کرد و برآمد تکرار همان ذهنیت تاریخی بود. در این ترتیب تاریخی، قالب شاە شاهان، قبلە عالم… و رهبر مسلمین جهان باقی ماند و آنچە آمد و رفت آدمهائی بودند کە هر کدام چند صباحی را چنین ردائی بر تن کردند، یا بر تنشان کردند تا بمانند و ملک را ارباب دیگری بجویند.

اما این تسلسل فاجعەبار تنها رو بە آیندە نداشت. تنها اینگونە نبود کە تنها آنی کە می آمد و یا بود، تقدیس می شد، بلکە همیشە آنانی هم کە رفتند عاقبت الامر مقدس می ماندند و آە غمگین ما ناظر بر سئوال بزرگ چرائی رفتن بی موقعشان بود، زیرا کە همیشە در چنین ذهنیتی، گذشتە نسبت بە حال و آیندە برجستەتر، کاملتر و خوشبختر می نمود. و این چنین قالب ذهنی ما (قبلە عالم و…) در گسترە زمانی بیشتری بە بازتکثیر خود می پرداخت زیرا کە در یک کنش روانی عجیب، هر سە زمان گذشتە و حال و آیندە دوبارە در یک رابطە کاملا جدید با مختصات رئالیستی ـ جادوئی خود را می یافتند کە در آن انسان جامعە ما در یک معنای پروستی چنان در گذشتە غرق می شد کە برای پیداکردن جزئی ترین جزئیات سالهای از دست رفتە، حاضر بود نور چشمان خود را برای پیداکردن دوبارە یک سوزن زنگ زدە در پستوی خاطرات برای همیشە از دست بدهد، تنها بە شرطی کە حضور ابدی قبلە عالم در قالب ذهنی اش، آسیبی نبیند.

و اینچنین، این ذهنیت تاریخی آیندە خود را در گذشتە می جست. و یا گذشتە خود را در آیندە. نە اینکە گذشتە چراغ راە آیندەاست! و البتە بر همان منطق، آیندە هم چراغ راە گذشتە! و تسلسل زمانی در ابقای قالبهای ذهنی می تواند توهم جاودانگی ببخشد، و وجود را در عین ناوجودی اش توهم بودن ببخشد. گوئی زمان برای تک تک ما همیشە باقی می ماند و بدین طریق ما می توانیم خیلی آسان با روح مردگان چند هزار سالە رابطە معنوی و معنائی ایجاد کنیم! بیهودە نیست کە شاە شاهان، قبلە عالم،… و رهبر مسلمین جهان در عین جلاد بودنشان، و در عین آغشتەبودن دستانشان بە خون انسانها، این چنین غراء و مغرور بخود، از فراز همە بە دنیا بە ما می نگرند و گوئی اینکە همیشە ما علیرغم پیشکش کردن هر آنچە کە داشتیم و داریم، باز بە ایشان مقروضیم! گوئی همیشە چیزکی وجود دارد کە بشیوەای ناعادلانە از نگاە آنها پنهان شدەاست و ما قرار است با چشمانی آلودە بە گناە و تنی سنگین بە سرب کفری سزاوار جهنم، در مراسم گاوکشان بە آنان تقدیمش کنیم.

و شاە شاهان و قبلە عالم و… همیشە کرم دارند و مزین بە لطف و مرحمت. و البتە قبل از هر چیز بە یمن و میمنت جسمی و حضور فیزیکی اشان. و ما قرار است لذت ببریم و انکشاف بهشت از دست رفتە را در خفا و آشکار، پیش خودمان و خلق خدا اعلام کنیم.

البتە تا وجود آدمی دیگر در قالب قبلە عالمی دیگر.

و اعجاز دیگر این ذهنیت تاریخی این است کە هر بار نامی دگر بر آن می نهیم و پیش خود بە این تعبیر می رسیم کە چنان هم نیست کە گویا گذشتە تکرار می شود؛ مگر نە اینکە یک بار شاە شاهان است و بار دیگر قبلە عالم و در دور دیگر رهبر مسلمین جهان! پس ما هم گذشتە را داریم و هم آیندە!

در این ذهنیت تاریخی گویا قرار است تنها چیزی کە تغییر نکند رابطە میان فرد و قدرت است. در این فرهنگ جمع گرائی بشدت آغشتە بە مشروعیت بدون خدشە و مقدس بالائی ها، قرار است دیگران همیشە ‘ما’ آنها باقی بمانند و تنها زمانی وجود دارند کە ‘ما’ آنها هستند.

و این قالب کە در آن آیندە باید بیشتر از آنکە حامل خود باشد، حامل گذشتە است، انسانهائی می آفریند کە وجود خود را در این تلفیقهای ارتجاعی زمانی باز می یابند.

و باز این سئوال بزرگ باقی می ماند کە براستی راز ماندگاری قالب ‘قبلە عالم’ چیست. بی گمان راز نە در سبیل ناصرالدین شاهی است، نە در صورت تراشیدە و صاف شاە کبیر و نە سرانجام در ترکیب ریشە و عمامە ولی فقیە.

من گاها بە عکس آنها خیرە شدەام،… بە چشمانشان. و آنجا حس تحقیر انسان ایرانی را نسبت بە خود بازیافتەام. و چشمان آنها بخوبی این را هم می بینند و هم در خود نگە می دارند. آنان حتی بگاە تغییر هم همین حس را بە قبلە عالم دیگری منتقل می کنند.

و آنجا کە تحقیر وجودی خود حاکم است، غروری در آن سوی رابطە دو سر رشد می کند کە بەضرور قالب خود را باز می یابد. همان قالب را می گویم،… قالب قبلە عالم. بهترین قالب خودتحقیری و ماندگاری آن در طی اعصار.

تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور, ۱۴۰۰ ۱۰:۴۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*