سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۳:۲۵

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۵

رابطە لاپوشانی اختلاس ۲۰ میلیاردی و قطع انگشت آفتابە دزدان

انگشتان بیچاره را به تختی بستند. رئیس دادگستری با بی شرمی و وقاحت رو به ماموران که به صف ایستاده بودند گفت: یکی از شما تبر را بردارد ودو انگشت سارق را از ته قطع کند. هیچکدام از ماموران حاضر به انجام اینکار نشدند. جوان را ترس ولرز وصف ناپذیری فرا گرفته بود. رئیس یکبارگی رو به من کرد وگفت: تو باید اینکار را بکنی. من که از کوره در رفته بودم....

 

حسین آقا پاسبان که همسایه ی قدیمی ماست امروز اسباب کشی دارد. اواخر خد متش است و دو سه سالی بیشتر به باز نشستگی اش نمانده است.  تعجب کردم وقتی شنیدم به یکی از شهرستانهای دور وبد آب وهوا منتقل شده است. از اداره مرخصی گرفتم تا در حمع و جور کردن و بار گیری وسایل منزلش کمک دستش باشم. صبح زود به منزلشان رفتم وشروع به جمع آوری اسباب و اثاثیه وبسته بندی آنها نمودیم. به گوشم خورده بود که انتقال محل خدمت حسین آقا انتقالی معمولی نیست وتبعیدش کرده اند. ولی فکر کردە بودم شایعە است. چون وی فرد درست کاری بود واصلا بهش نمی آمد خلافی ازش سر بزند. از بدو استخدامش درتنها زندان شهر کوچکمان نگهبان شده بود. کسانی که به هر علتی گذرشان به زندان افتاده بود همیشه از خوبی و ادب وی می گفتند و اینکه هیچگاه به زندانیان نه تنها سختگیری نمی کند بلکه کاری اگر هم از دستش بر آید از انجامش مطلقا مضایقه نمی نماید.

در سکوت محض کار می کردیم. غمی گنگ بر چهره اش نشستە بود. عرق از سرورویش می بارید که هر از چندی با دستمالی آنرا از پیشانی اش پاک می کرد. زنش برایمان چای آورد و رفت به راننده ی کامیون که دم در وسایل را با سلیقه خاصی درون ماشین می چید و آب خواسته بود، پارچ آبی را به او بدهد. وقتی نشستیم چای را بنوشیم، بی مقدمه گفت : از سیمایت پرسشی را که در ذهنت می چرخد می خوانم. بگذار موضوع را از تو پوشیده ندارم. من بیست واندی سال است که از سوی نیروی انتظامی مامور خدمت در زندانم وشرافتم را گواه می گیرم کە همواره به پاکی و صداقت انجام وظیفه نموده ام. خلافهایی را که بعضی از همکارانم می کردند نه تنها تایید نمی نمودم بلکە همیشه هم سعی می کردم آلوده نشوم. مثلا رساندن مواد مخدر به زندانیان معتاد واخذ پول از آنان و……  تا اینکه روزی جوانی روستایی را به اتهام دزدی انگشترطلایی که فوقش ده هزار تومان می ارزید به زندان آوردند. محکوم به قطع دو انگشت دست شده بود. طفلک قسم می خورد از روی نیاز مبرمی که به پول داشت به اینکار مبادرت  کرده است وگرنه ذاتا دزد نیست وبار اولش هم است. با همه ی اصرار عده ای خیر خواه، شاکی که فرد ثروتمند و با نفوذی  بود رضایت نداد که نداد. بالاخره روزی رئیس دادگستری برای اجرای حکم  به زندان آمد. جوانک را که از ترس ووحشت سیمایش از زرد چوبه زردتر شده بود به حیاط زندان آوردند. اسباب و اثاث اجرای حکم را در حیاط چیدند. آنهم چه وسایل دهشتناکی.

انگشتان بیچاره را به تختی بستند. رئیس دادگستری با بی شرمی و وقاحت رو به ماموران که به صف ایستاده بودند گفت:  یکی از شما تبر را بردارد ودو انگشت سارق را از ته قطع کند. هیچکدام از ماموران حاضر به انجام اینکار نشدند. جوان را ترس ولرز وصف ناپذیری فرا گرفته بود. رئیس یکبارگی رو به من کرد وگفت: تو باید اینکار را بکنی. من که از کوره در رفته بودم با لحنی محکم گفتم: نه جناب اینکار از من ساخته نیست. شما هم نمی توانید مرا واداربه این کار نمایید چون در حکم استخدام بنده نیامده که جلادم بلکه یک مامور ساده ام وبس. رئیس دادگاه که خشم حیوانی وجودش را فرا گرفته بود با نگاه کین توزانه ای به من، تبر را برداشته خود ش انگشتان آن مظلوم را با ضربه ای قطع کرد. جوان بیهوش شد و به دکتر که از قبل بالای سرش آورده بودند گفتند تا دستانش را که خون از آن فوران می زد پانسمان نماید. انگشتان قطع شده نیزبسان مرغ سر کنده اینور و آنور می پریدند.

….خلاصه این باصطلاح گستاخی را جناب رئیس به بنده نبخشید و فرمود که مابقی خدمتت را باید در یکی از شهرستانهای دور افتاده ی جنوب کشور که فوق العاده بد آب وهواست بگذرانی.

در این حین راننده با صدای بلند گفت: یاالله عجله کنید. حسین آقا که پا شد من دیگر نتوانستم آنجا بمانم. وبه بهانه اینکه کار واجبی دارم گیج و پریشانحال بسوی  خانه می رفتم و مدام خبر ورد زبان مردم در آن روز که سر تیتر اکثر روزنامه ها بود با سماجت خاصی در مغزم می چرخید: به علت مصلحت نظام جمهوری اسلامی و جلوگیری ازسواستفاده ی تبلیغاتی(( دشمن)) پرونده اختلاس بیست میلیارد تومانی از بانک صادرات  پیگیری نخواهد شد.

 

 

صادق شکیب   

تاریخ انتشار : ۲۷ فروردین, ۱۳۹۵ ۵:۲۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!