سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۱:۵۵

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۵

روایتی نوین از نئولیبرالیسم

با کم رنگ کردن نقش دولت های غربی و بخصوص آمریکا و انگلیس در همین فجایع دهه های اخیر خاورمیانه و همطراز نشان دادن این نقش در کشتارهای و آوارگی های میلیونی مردم کشورهای جنگ زده ، دولت ها و قدرتمداران این کشورها را نمایندگان مهد آزادی و دموکراسی و سعادت بشریت نامیده، نه تنها خلط مبحث می نمایند، بلکه با چرخاندن واقعیتها جریان به نحوی وارونه جلوه داده می شود و گرگ ها را در لباس میش وارد صحنه می نمایند.

همه ما مواردی را به یاد داریم  که وقتی در را به روی بعضی ها می بندی، با زیرکی خاصی از پنجره وارد می شوند. چطور جانی ترین قاتلان بشریت به ناجیان ملت تبدیل می شوند و دشمنان سعادت بشریت در جلد آزاده ترین یاران آنها بزک شده و به ما تحویل داده می شوند. برای تشریح این روایت نوین نئولیبرالی باید سناریو را به نحوی به تصویر کشید.

اگر در مورد هر سناریوئی بطور مستمر و ادامه دار واقعیت ها را به میزان کمی هم که شده منحرف و مختلط کرده باشند، در ادامه و استمرار آن به مرحله ای خواهیم رسید که واقعیت ها صد و هشتاد درجه وارونه جلوه داده شده و کاملا در مقابل راهکاردرست، راستین و مردمی قرار می گیرند. از زبان این روایت سیاسی  کار به جائی می رسد که تنها راه “نجات” مردم ایران از خفقان، دیکتاتوری و عذاب جمهوری اسلامی ایران را در وارد شدن آمریکا و انگلیس در لباس دوست جهت نجات مردم ایران به صحنه معرفی می نماید.

برای تصویر این روایت چندین پیش فرض لازم می باشد. کنار همدیگر چیدن این پیش فرض ها روایت نوینی از تئوری سیاسی نئولیبرالی به ما می دهد که از پنجره وارد شدن دزدی که از در فرار کرده بود را به ارمغان آورده و گرگ را در لباس میش به عنوان ناجی ملت ایران معرفی می نماید.

پیش فرض ها از این قرار به تصویر کشیده می شوند:

الف- جمهوری اسلامی ایران بزرگترین عامل بدبختی، ذلت و عقب ماندگی و …. مردم ایران می باشد،

ب – جمهوری اسلامی ایران باعث اصلی ناامنی در کل منطقه خاورمیانه می باشد،

پ – روسیه و چین بزرگترین دولت های قدرتمند بین المللی حامی جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی می باشند،

ج – همه قدرت های بزرگ جهانی فقط و فقط به دنبال منافع شخصی خودشان می باشند، و هیچکدام دلشان به حال مردم ایران نسوخته است،

چ – مردم ایران به تنهائی قادر به خلاص شدن از دست حکومت جمهوری اسلامی ایران نیستند، لذا احتیاج به حمایت جهانی دارند،

ح – کشورهای قدرتمند جهانی به دو جبهه تقسیم می شوند، جبهه آزادی و دموکراسی، که عمدتا کشورهای  غربی امپریالیستی نئولیبرالیسم جهانی را شامل می شوند، و دیگری جبهه کشورهای قدرتمند دیکتاتوری چین کمونیستی و روسیه،

خ – نیروهایی که نبرد رهائیبخش را در ایران به پیش می برند، باید با جبهه دولت های دموکراتیک غربی (آمریکا و انگلیس بطور خاص) مناسبات نزدیک برقرار کرده و از حمایت آنها در این نبرد رهایبخش بر علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده و با همدستی آنها قدرت سیاسی در ایران را بدست گرفته و آزادی و دموکراسی را به ایران بازگردانند،

د – سیاست یک چالش تنازع بقا برای حفظ خویش و رسیدن به هدف به هر قیمت و از طریق ائتلاف با قدرتمندترین نیروهای درگیر در تناقضات داخلی و منطقه ای می باشد،

ذ – کشورهای بزرگ غیر دموکراتیک جهانی از قبیل روسیه و چین، برای مردم ایران خطرناک تر از جبهه کشورهای غربی دموکراتیک می باشند. با حمایت کشورهای غربی باید جلو هرگونه نفوذ استعمارگرانه چین و روسیه در ایران را گرفت.

بگذارید پیش فرض ها را اینجا خاتمه دهیم. گرچه می شود این فرضیه ها را با جزئیات بیشتر تا چندین و چند مورد دیگر ادامه داد. اینها پیش فرضیه های تئوری نئولیبرالی نوین استراتژی سیاسی برای عبور از جمهوری اسلامی ایران می باشد. هدف تئوریسین های این روایت سیاسی نئولیبرال در اینجا این می باشد تا از طریق اختلاط واقعیت ها با غیرواقعیت ها از یک طرف، برجسته و اغراق کردن در مورد نقش جمهوری اسلامی ایران، چین و روسیه در فجایع دهه های گذشته خاورمیانه از افغانستان گرفته، تا عراق، سوریه، لیبی، عربستان، یمن، مصر و غیره.

 با کم رنگ کردن نقش دولت های غربی و بخصوص آمریکا و انگلیس در همین فجایع دهه های اخیر خاورمیانه و همطراز نشان دادن این نقش در کشتارهای و آوارگی های میلیونی مردم کشورهای جنگ زده ، دولت ها و قدرتمداران این کشورها را نمایندگان مهد آزادی و دموکراسی و سعادت بشریت نامیده، نه تنها خلط مبحث می نمایند، بلکه با چرخاندن واقعیتها جریان به نحوی  وارونه جلوه داده می شود و گرگ ها را در لباس میش وارد صحنه می نمایند.

تاثیرات این روایت سیاسی در شرایط ایران چگونه انطباق می یابد؟ این روایت چنین طرح می کند که، درست است که آمریکا در زمان مصدق کودتا کرده شاه را بر سر قدرت برگرداند و نفت ایران را از دست استعمار کهن انگلیس در آورده و به کنترل خود در آورد. درست است زمانی که شاه ایران نمی خواست حلقه به گوش امریکا باشد و تلاش می کرد تا حدودی بصورت مستقل عمل نماید، امریکا و غرب در زمان کارتر طبق تصمیمات کنفرانس گوادلوپ تصمیم به  برداشتن شاه از یک طرف و حمایت از خمینی و در سر کار آوردن ایشان و تشکیل جمهوری اسلامی ایران گرفتند. درست است که ما تابحال شاهد دهها، بلکه صدها مورد دیگر دخالت های استعمارگرانه آنها در امور کشوهای خاورمیانه از جمله ایران بوده ایم، اما، با وجود این، روایت سیاسی نئولیبرالی نوین این طور طرح می کند که، خطر روسیه و چین برای ایران از استعمار پیر انگلیس و آمریکا بیشتر می باشد. بر اساس این روایت  مگر نمی بینیم که روسیه و چین تنها حامیان بین المللی جمهوری اسلامی ایران می باشند؟ مگر نمی بینیم که روسیه در دریای خزر چه کارها که نمی کند و چینی ها ماهیگیری دریای عمان و خلیج فارس را در انحصار خود در آورده اند؟

ما یک مثل ترکی داریم که می گوید روزی ملا نصرالدین دو تا گوساله داشت که یکی از آنها بند ریسمان را پاره کرده و فرار می کند. ملا آمده و این یکی گوساله را که هنوز فرار نکرده بود کتکی حسابی می زند. می پرسند ملا چرا این گوساله را می زنی، جواب می دهد شما نمی دانید، اگر این یکی بند را پاره کرده بود، از آن یکی تندتر فرار می کرد. مثل مشابهی در انگلیسی وجود دارد که ترجمه مضمونی آن چنین می باشد که یارو  چشمش را به حضورش فیل در خانه می بندد، ولی دنبال خرابکاری های موش در خانه می گردد.

در شرایطی که سرمایەداری مالی جهانی برای غلبه بر بحران های داخلی خویش به شدت به جنگ افروزی و تکرار رفتارهای استعمارگرانه روی اورده است، نئولیبرال های وطنی ما چشم به فجایع آفریده شده توسط دولت های آمریکا و انگلیس و یارانشان در جهان، خاورمیانه و کشور خودمان ایران طی دهه های گذشته بسته و کشتار و آوراگی دهها میلیون مردم توسط آنها را چشم پوشی کرده و خطر روسیه و چین را تا آن اندازه بزرگ می کنند که به بهانه ممانعت و جلوگیری از نقش آنها در ایران، دست به دامن حمایت و تقاضای کمک کردن از آمریکا، انگلیس و حتی عربستان و اسرائیل در ایران جهت بازگرداندن آنچه که آنها آزادی و دموکراسی نئولیبرالی ویژه خودشان می نامند، می زنند.

بلوک سیاسی مربوطه ای که نئولیبرال های وطنی خود را به آن متعلق می دانند شامل اعتلافی جهانی با آمریکا، انگلیس، اسرائیل، عربستان و آریاپرستان داخلی می باشد. آنها نه تنها در مورد اقدامات غیر بشری آمریکا، اسرائیل و دیگر اعضای این گروه بندی، از قبیل کشتار اخیر بیش از شصت نفر فلسطینی در نوار غزه سکوت می کنند، از تحریمات آمریکا علیه ایران دفاع می نمایند، بلکه از هر نوع دخالت، حمله و اعمال غیر انسانی اعضای گروهبندی مربوطه  بر علیه کشورهای منطقه از جمله ایران بطور مستقیم و غیر مستقیم حمایت می نمایند.

در اینجا این سوال پیش می آید که آیا این  حضرات نئولیبرال ایرانی خودمان هستند که از حمایت قدرتمداران غربی استفاده می کنند، و یا اینکه این آنها هستند که مثل عروسک های خیمه شب بازی آلت دست استعمار کهن انگلیس، و امپریالیسم به جنون افتاده و در حال از هم پاشیدگی آمریکا گردیده اند. دموکراسی وارداتی آنها از آمریکا و انگلیس چیزی بجز تحویل دودستی کشورمان به انحصار امپریالیسم به جنون افتاده در حال اهتزار نمی باشد.

 

 

تاریخ انتشار : ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۳:۳۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار