سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۳:۰۹

یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۹

زندگی غم انگیز، فلسفه تراژدیک ما و نیچه: همدردی که با چه؟

نیچه فلسفه خود را آینده نگر می دانست؛ گرچه به خویشاوندی خود با نیهلیسم نیز اعتراف داشت. به نظر منقدین، او نه تنها مچ مسیحیت سنتی را بازکرد، بلکه به افشای ساده لوحی دگماتیسم فلسفی، علمی و عینی گرایی نیز پرداخت. امروزه او را آغازگر فلسفه مدرن غرب می دانند، چون او سنت و ارزشهای حاکم زمان خود را بطور رادیکال زیر سئوال برد

اشتباه نیچه، فیلسوف آلمانی، درآنجابود که با آثار مارکس آشنا نشد. همسایه ما، یوسف، می گفت که هرگاه دچار فشار و مشکلات روحی، اداری، شخصی یا اجتماعی می شود، به مطالعه یکی از ده ها کتاب بیوگرافی نیچه می پردازد، تا از طریق همدردی دوطرفه ،بخود آرامش دهد.
در باره نیچه می توان گفت که او زندگی غم انگیز و فلسفه ای تراژدیک داشت. وی فرزند یک کشیش بود. پدرش را در کودکی ازدست داد و خود درسن ۵۶ سالگی بعد از ۱۰ سال جنون درگذشت. وی در دوران کودکی چشمانی نزدیک بین داشت و در نوجوانی به سردرد میگرن و ناراحتی گوارشی مبتلا شد. در میانه سالی سفلیس گرفت و در دوره سربازی، در جنگ میان آلمان و فرانسه، از اسب چنان سقوط کرد که برای همیشه مجروح ماند؛ یعنی کسی که از قهرمانی جنگی، اجتماعی و فرهنگی سخن می گفت، خود انسانی ضعیف وغالباً بیمار بود و حتی برای این که چهره لطیف و زنانه اش را قدری خشن و مردانه کند، سبیلهای بلند و جاروبی لجوج آمیزی حمل می کرد. وی گرچه بدلیل نبوغ در سن ۲۵ سالگی استاد دانشگاه در رشته یونان باستان شناسی شد، ولی در سن ۳۵ سالگی، به سبب بیماریهای روحی و جسمی مختلف، بازنشسته شد و همچون یک کشتی شکسته در میان کوه های ایتالیا، دور از وطن، به مطالعه و فلسفه گری پرداخت.
وی تحت تاثیر تئوری تکامل داروین می گفت که خدا مرده است. در باره قطع تحصیل خود در رشته الهیات به مادرش نوشت که دانشجو برای تحصیل این رشته باید حداقل دارای عقیده ای باشد. از جمله دیگر شعارهای تحریک کننده نیچه این بود که می گفت او یک دینامیت است، و نیز این که “وقتی به سراغ زنان می روید،شلاق را فراموش نکنید!”، “روشنفکران و ایدئولوگها نباید بیش از تواناییهایشان به مردم وعده دهند”، “چنان زندگی کن که آرزو کنی یکبار دیگر بدنیا بازگردی”، “خدای خسته از جهان و ضعیف النفس دچار نفس تنگی همدردی باخودگردیده است”، “امید است که در آینده کسی مرا در ردیف مقدسین تاریخ بشمار نیاورد”، “انسان جانوری است گله ای که براثر نیاز، بیکاری و بی حوصلگی، دچارنوستالژی کشف حقیقت شده، ولی حقیقت یک دروغ و بازی زبانی است و انسان در زبان، بازی با دروغ رابازیافت.”
گروهی از مورخین تاریخ می نویسند که نیچه انگشت اش را روی زخمهای فلسفه غرب قرار داد، گرچه گروه دیگری فلسفه او را غیرعلمی و جنجال برانگیز می نامند. او نه تنها دین و فلسفه پیش ازخود، بلکه با هومانیسم غربی نیز وداع نمود. وی می گفت که شناخت عینی، غیرممکن است و زبان یک وسیله مناسب برای معرفی واقعیت نیست و مسیحیت در ادعای حق خود، با کمک دگمهایش، برای کشف حقیقت شکست خورده است.
توماس مان، نیچه و شوپنهاور را پیشگامان تئوری ضمیرناخودآگاه فروید می دانست. نیچه بعنوان اخلاقگرا، شاگرد شوپنهاوراست. او به تقلید از هلدرلین، شاعر آلمانی و معلم ادبی اش، دچاربدبینی فلسفی شده بود و می گفت”چون ما خود را نمی شناسیم، نمی توانیم صاحب تئوری شناخت گردیم، به این دلیل هیچ گاه در جستجوی خودنبوده ایم… انسان در طول تاریخ فقط به شناختهایی نائل آمده است که در مبارزات تئوری تحول و تکامل بدان نیاز داشته”. افکار نیچه در بحث میان طرفداران روشنگری پسامدرن و پست ساختارگرایی کنونی نقش مهمی بعهده گرفته اند.
نیچه زیر تأثیر سوسیال داروینیسم می گفت که چون انسان نوعی حیوان است، افکارش نیز گاهی حیوانی هستند و دچار غرایز، شهوات خواسته های وحشیانه شده و شناخت او محدود است. مهمترین اقدام نیچه کوشش برای تغییر ارزشهای مسیحیت بود. وی می نویسد: “در کتاب طبیعت باید حقیقت جهان را خواند.” وی می گفت که تغییر و ارزشگذاری جدید ارزشها نشانه اقدام آزادی انسان است. در نظر او فرهنگ یعنی وحدت سبکهای هنری درتمام کوششها، فعالیتها و خلاقیتهای زندگی یک خلق. او مدعی بود که سقراط ،پدر تمام انسانهای روشنفکر و تئوری گرا، مسئول زوال و نابودی غرایز خلاق و طبیعی انسان است. در نظر نیچه، اخلاق مسیحی راه سقراط را ادامه داد و موجب سانسور رشد غرایز طبیعی انسان شد. وی می گفت: “سالهاست که جهان حقیقی مسیحیت و غرب، خود افسانه شده اند.” پیرامون نیچه اشاره می شود که اگر او هنرمند ادبی زمان نبود، بعدها این چنین ادیبان را تحت تأثیر خود قرار نمی داد. سبک ادبی هنرمندانه و تیزهوشی روانشناسانه و روشن بینی انتقاد اخلاقی او، بعدها هنرمندان و فیلسوفان بسیاری را تحت تأثیر خود قرارداد.
نیچه فلسفه خود را آینده نگر می دانست؛ گرچه به خویشاوندی خود با نیهلیسم نیز اعتراف داشت. به نظر منقدین، او نه تنها مچ مسیحیت سنتی را بازکرد، بلکه به افشای ساده لوحی دگماتیسم فلسفی، علمی و عینی گرایی نیز پرداخت. امروزه او را آغازگر فلسفه مدرن غرب می دانند، چون او سنت و ارزشهای حاکم زمان خود را بطور رادیکال زیر سئوال برد. در پایان قرن ۱۹ نیچه راهنمای فلسفه مدرن غرب گردید، با کمک او فلسفه مدرن اروپا آغازشد.
نوع دیگر فلسفه غرب با کمک هگل، مارکس و کیرکگارد، در پایان قرن ۱۹ به اوج خود رسیده بود. نیچه این فلسفه پیش از خود را بدون استفاده از سیستم گرایی و ایدئولوژی در مسیر مدرن دیگری وارد نمود. وی یکی از منقدان و تحلیگران مهم فرهنگ و دین جامعه زمان خود بود. تشخیصها، پیش گوییها و اعلان نیهلیسم اروپا نشان از آن داشت که او حرف قرن خود را زده بود. او نگاهی روانشناسانه به حقیقت، فرهنگ و اخلاق غرب، که قرنها زیر تأثیر مسیحیت و مکتب اسکندریه یونان باستان بود، انداخت. او در روانشناسی نه شاگرد کیرکگارد بلکه شاگرد داستایوسکی است. نیچه در استتیک ادبی و هنری پیرو الهه شور و شوق و اشتیاق یونانی، یعنی دینوسیوس، است و به رد دیالکتیک ومنطق سقراط که پیرو الهه ای بنام آپولو بود، می پرداخت. نیچه در مقابل اعتقادات مسیحی مانند روز قیامت، آن دنیا، روح و گناه، مقوله آزادی اراده را قرارداد. وی جریان ابدی مرگ و زندگی انسان را بخشی ازچرخش دورانی فلک می دانست، که دائم تکرار می شود.
پیرامون تأثیر نیچه روی فلسفه سیاسی و ایدئولوژی فاشیسم امروزه ادعا می شود که از وی سوء استفاده شده و میان طرفداران نازیسم و نیچه یک سوء تفاهم پیش آمده. فاشیسم می خواست با کمک نظرات نیچه، ایدئولوژی خود را انتقادی و تاریخی نماید تا تئوری نژادی و دیکتاتوری اسطوره ای رهبری را توجیه کند.
بعد از پایان جنگ جهانی دوم، لوکاچ با کتاب “نابودی عقل و خرد”، نیچه را مقصر رشد فاشیسم در آلمان نمود. نیچه از خود یک فلسفه سیاسی سیستماتیک بجا نگذاشته است، گرچه فلسفه او تأثیر سیاسی جهانی داشته است. در سال ۱۹۴۱ فیلسوف سوئیسی، هانس بارت، نوشت که اهمیتی که ایدئولوگهای دولتهای توتالیتر به نظرات نیچه می دهند، ناشی از یک سوء تفاهم و سوء استفاده عمدی است. با وجود تحقیقات فراوان، تضادها و اشتباهات فلسفه نیچه هنوزکاملاً قابل شناخت نیستند.
نیچه می گفت که مسیح و سقراط بجای اراده بقدرت رسیدن، ادعای حاکم شدن اخلاق را در سرلوحه خود قرار دادند. چون زبان و قلم نیچه در زمان خود یک حادثه سیاسی و تحول فکری خاص بود، او مکرراً مورد سوء استفاده غرض ورزان قرار گرفت و چون نیچه طرفدار نوعی روشنگری است، نازیها در عمل و تئوری نمی توانستند بدون جعل نظرات وی، از او استفاده نمایند. ازجمله موضوعات مورد استفاده فاشیسم، مبحث انسان برتر و اراده بقدرت رسیدن، بقلم نیچه بودند. به این دلیل بعد از پایان جنگ جهانی دوم، برای فاشیسم زدایی آلمان، آمریکا و سایر کشورهای متفق، نقد و افشای نظرات نیچه را مورد توجه قراردادند. نیچه در جاهای مختلف آثارخود به رد لیبرالیسم، سوسیالیسم، فمینیسم، دمکراسی و جامعه شهروندی پرداخته است.

تاریخ انتشار : ۷ اردیبهشت, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فیروزه بنی‌صدر: چرا دفاع از اصل استقلال برای پیروزی جنبش حیاتی است؟

گرامی باد یاد و خاطره رزمندگان فدایی خلق

دی‌ماه خونین: آن‌جا که مرگِ کودک، جان‌ها را می‌سوزاند

پشتیبانی از طرح تاسیس مجمع ملی نجات ایران | نامه دبیرکل نهضت آزادی ایران به ریاست جبهه اصلاحات ایران

بررسی کیفری‌ی شعارها و تهدیدهای خشونت‌آمیز علیه اتنیک‌ها و دگراندیشان در تجمعات سیاسی در آلمان

“شب هولناک  “