سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۲۱

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۱

سازمان و اتهام همکاری با سلطنت طلبان!

تقی روزبه اتهام سنگينی را به سازمان وارد کردند، اتهام همکاری با سلطنت طلبان. اما متاسفانه بخودشان هيچ زحمتی ندادند که اين اتهام را ثابت کنند و حتی اندک تلاشی هم در اين زمينه بعمل نياوردند. معلوم نيست ايشان از کدام سند سازمانی و کدام اقدام، چنين سياستی را نتيجه گرفتند؟

تاکنون درباره چگونگی شکل گیری و راه اندازی فراخوان ملی رفراندوم مطالب و مقالات زیادی از جانب موافقان و مخالفان آن در نشریات و سایت ها آمده است. آقای تقی روزبه یکی از مخالفان رفراندوم، در مقاله ای با نام ” کر مشترک “ که در سایت های ”عصر نو “ و ” صدای ما “ درج شد‏، به بررسی و نقد فراخوان رفراندم و عملکرد و اظهارات افراد و نیروهای پشتیبان این حرکت پرداخته اند. ایشان مقاله خود را اینگونه آغاز نموده اند که :
” بالأخره پس از مدتی سکوت، چهره‌هائی که هریک بفراخور خود نقشی در کارگردانی و سازماندهی رفراندوم در خارج کشور در همکاری با یکدیگر داشتند، آقایان محسن‌سازگارا، رضاپهلوی، حسین باقرزاده ویکی از اعضای هئیت سیاسی- اجرائی اکثریت (آقای علی مختاری) بطور همزمان به روی صحنه ‌آمده و مطالب و پیام‌هائی را درمورد رفراندوم و سئوالات و ابهامات ایجاد شده حول آن ابرازکردند. گرچه این اظهارات هرکدام بطور جداگانه مطرح شدند، اما دارای جهتگیری و تم‌های مشترکی بودند. ازسوی دیگر اظهار نظرهای فوق حاوی نکات تازه ای نبودند،اما تأکیدی بودند بر درستی شماری از ادعاها و انتقادهای اصلی اپوزیسیون‌ چپ و جمهوری‌خواهان دمکرات نسبت به ماهیت، هدف‌ها و عملکرد آن‌ها. علاوه بر گفته‌ها، ناگفته‌‌هائی‌هم وجود داشت که درحد خود مهم‌ هستند “ .
این سئوال مطرح است که ایشان با کدام دلایل و شواهد و مهمتر از آن با کدام وجدان سیاسی، رفیق علی مختاری را در کنار سازگارا، رضاپهلوی و حسین باقرزاده قرار داده اند؟ شاید به این عادت ناصواب که به میل خود و بی هیچ احساس مسؤلیتی، ابتدا چهره دلخواه خود را به حریف سیاسی دادن و بعد پرداختن به نقد و یا خراب کردن او . از آنجا که در این مقاله نه به مواضع و عملکرد وی، بلکه فقط به مصاحبه ایشان با نشریه کار استناد شده تا همکاری ایشان با آقایان سازگارا، رضا پهلوی و باقرزاده، در “کارگردانی و سازماندهی رفراندم در خارج از کشور” نتیجه گیری شود، خواننده مقاله رادپی میگیرد تا شاید از دلایل نویسنده مقاله در اثبات این ادعا آگاهی یابد. در مقاله بعد از شرح مفصلی از نقش آقایان سازگارا، رضا پهلوی و باقرزاده در جریان شکل گیری این حرکت، به نقش “چهره چهارم” پرداخته شده و آمده است که : 
” اما ازحق نباید گذشت که دراین میان وضعیت سازمان اکثریت ازهمه رقت‌ انگیزتربود. این سازمان که هم چون کبوتر دو برجه آشیانه‌ای درمیان جمهوریخواهان و آشیانه‌ای درمیان حامیان ائتلاف با سلطنت‌طلبان داشت، و شرمگین ازافشاء شدن نشست‌ها و توافقات پشت پرده اش با آن دیگران، تلاش براستی نافرجامی را بعمل آورد که ازطریق توضیحات سست ومتناقض با سیاست‌هائی که عملا مشغول پیشبرد آن‌ است، مخالفت سازمان خود با ائتلاف بین جمهوری‌خواهان و سلطنت طلبان را که باموج انتقاد روبه تزایدی مواجه شده، اعلام دارد و این‌ ائتلاف را که عملا صورت گرفته‌ است رفع و رجوع کند. براستی تاکی میتوان سردر برف فروبرد و در شرایطی که خود صادرکنندگان فراخوان و کارگردانان اصلی آن چون محسن سارگارا و یا کسانی چون رضاپهلوی از اتحاد”جمهوریخواهان” و سلطنت طلبان به مثابه امری صورت‌ گرفته سخن به میان می‌آورند، از نگاه به واقعیت‌ها و از بیان آن‌ها گریخت و به سیاست انجام بده و نامش نبر متوسل شد؟”
ایشان در پاراکراف فوق اتهام سنگینی را به سازمان وارد کردند، اما متاسفانه بخودشان هیچ زحمتی ندادند که این اتهام را ثابت کنند و حتی اندک تلاشی هم در این زمینه بعمل نیاوردند. معلوم نیست ایشان از کدام سند سازمانی و کدام اقدام ما چنین سیاستی را نتیجه گرفتند ؟ 
ایشان در ادامه مطلب تا بآخر به نقد مصاحبه آقای سازگارا، گفته های آقای رضا پهلوی و اظهارات آقای باقرزاده می پردازند، اما گویا فراموش می کنند که متهم چهارمی را هم در ابتدای مقاله خود نام برده اند. آیا متهم چهارم خود بخود متهم است و نیازی به اثبات نیست ؟ 
بی شک آقای روزبه می توانند در اسناد سازمانی ما، بویژه اسناد مصوبه کنگره چهارم سازمان، با مواضع ما نسبت به جریانات مختلف سلطنت طلبان آشنا شوند، اما اگرمبنای حکم صادره شان اقدامات برخی از اعضای سازمان ما در جریان فراخوان رفراندم هست، لازم است توجه ایشان را باین نکته جلب کنیم که سازمان ما سالهاست در روابط درونی خود از آنچه که به قواعد لنینی زندگی حزبی معروف بود و ما هم بدان پایبند بودیم فاصله گرفته و اکنون ضوابط دیگری در روابط سازمانی ما جاری می باشد. بعنوان مثال اعضای سازمان ما امروز دیگر موظف نیستند همیشه و همه جا از مصوبات سیاسی سازمان دفاع کنند و مروج آن باشند، بلکه مختارند هرجا که این مصوبات مورد قبول شان نبود نظرات شخصی خود را بنویسند و یا بیان کنند، مگر آنکه از طرف سازمان ماموریت پذیرفته و یا آنکه خود اعلام کنند که نظرات سازمان را بیان می دارند. بدین دلیل استناد به اقدامات، اظهارات و نوشته های اعضای سازمان بعنوان نظرات سازمان و نتیجه گیری از آنها جهت قضاوت روی سازمان نمی تواند واجد اعتبار باشد. تردیدی نیست که اعضای سازمان نیز باید به رعایت این قواعد بپردازند تا در این رابطه هیچ توهمی پیش نیاید. بعنوان مثال چندی پیش، در جریان یک اقدام مشترک که نام سازمان در کنار نام سلطنت طلبان قرار گرفت، هیات رئیسه سازمان طبق اطلاعیه ای خاطر نشان ساخت که ما ”در مرحله کنونی اتحاد وسیع جمهوری‌خواهان سکولار و دمکرات و تقویت نقش آن درجنبش دمکراتیک میهنمان را مهمترین وظیفه خود می‌دانیم “ …و” نظرات رسمی سازمان توسط ارگان‌های رسمی آن بیان گشته و لذا بیانات رفقای ما که تصریح نمایندگی ارگانی را نداشته باشند نظرات شخصی آنها محسوب می‌گردد“ . من نیز معتقدم که رفقای سازمانی ما در حرکت های بیرونی از ذکر عنوان سازمانی خود تا زمانی که ارگان مربوطه در آن حرکت مشخص تصمیمی اتخاذ نکرده است خودداری کنند، چراکه می تواند این توهم را بوجود آورد که ایشان به نمایندگی از ارگان یاد شده در این حرکت شرکت کرده اند در حالیکه چه بسا ارگان مزبور از آن بی خبر هم بوده باشد. به همین دلیل من عمل آندسته از رفقائی که با ذکر عضویت خود در هیات سیاسی ـ اجرائی، شورای مرکزی و یا بعنوان عضو سازمان پای بیانیه فراخوان امضا گذاشته اند را درست نمیدانم ، چراکه نه کنگره سازمان، نه شورای مرکزی و نه حتی هیات سیاسی ـ اجرائی تاکنون تصمیمی در مورد امضای فراخوان نگرفته اند . 
باردیگر نوشته آقای روزبه را پی میگیریم .آقای روزبه در قسمتی تحت عنوان ”ناگفته ها“ نوشته اند: ” گرچه خود این پیام‌ها و هم زمانی و کرمشترک آن‌ها، به روشنی خبرازهماهنگی و رایزنی قبلی این جریانات با یکدیگر می داد،اما طفره رفتن از پاسخ به سؤالات مطرح شده از جانب افکارعمومی‌، یعنی چه ازسوی کسانی که فراخوان را امضاء کرده‌اند و چه آن‌هائی که امضاء نکرده‌اند، خود بهمان اندازه گفته‌ها روشنگرانه بود. باین ترتیب انبوه سئوالات و ابهامات مطرح شده درمورد نقش این جریانات در تنظیم فراخوان، دامنه وکم وکیف و زمان شروع همکاری بین مدعیان جمهوری‌خواهی با سلطنت طلبان……. ،همگی بی‌پاسخ ماندند“ و اضافه کرده اند ”بی تردید این رازداری سنگین ازسه جهت مهم است. نخست آن که نشان‌می‌دهد دامنه این همکاری و میزان اطلاعات درز پیداکرده آن چنان است که آن‌ها ‌قادر به تکذیب آن‌نیستند. در حالی که طبیعی بود اگرشایعاتی چنین گسترده‌ نادرست می‌بود، و اگر ریگی در کفش کسی‌ ست،تکذیب‌ می‌شد. دوم آن که اعتراف به آن را درشرایط کنونی و پیش از‌آن که باصطلاح شرایط ذهنی فراهم‌ شده باشد،آسیب پذیرمی‌دانند. و سوم آن که قرار است این نوع همکاری‌ها، بشیوه حرکت با چراغ خاموش،هم چنان ادامه پیداکند.“
صادقانه باید بگویم که من خود متاسفانه تا کنون هیچ خبر یا گزارش رسمی از میزان شرکت و همکاری برخی از اعضای شورای مرکزی سازمان در جریان فراخوان اخیر رفراندم با مشروطه طلبان در جایی ندیده ام و فقط شاهد اخبار غیررسمی و شایعاتی بوده ام که بی شک مبنای قضاوت بسیاری از جمله آقای روزبه نسبت به سازمان ما شده است . بهمین دلیل مصرانه از شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) خواستارم که در این زمینه گزارش دهد و جریان امررا باطلاع اعضای سازمان و عموم برساند تا هرکسی از ظن خود مسائلی را به سازمان منتسب نکند. 

تاریخ انتشار : ۲۷ دی, ۱۳۸۳ ۷:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن