سند همکاری ۲۵ سالە چین و ایران، بی گمان تا حدود قابل توجهی مشکل سرمایەگذاری خارجی در ایران را حل کردە و بە کشور این امکان را می دهد کە از زیر فشار روزافزون تحریمهای آمریکا مقداری کمر راست کردە و پروژە فشار از بیرون برای تغییر و یا سرنگونی را حدود قابل توجهی بە عقب براند.
می توان گفت اگر ایالات متحدە روش خود را نسبت بە ایران تغییر ندهد، جمهوری اسلامی بیش از پیش بە دامان قدرتهای مانند چین و بعد از آن روسیە و هند درغلتیدە و دور جدیدی از مناسبات اقتصادی را با آنان شروع خواهدکرد کە درست مانند سند همکاری ۲۵ سالە از شفافیت برخوردار نخواهدبود، اما بە توان مقابلە جمهوری اسلامی با آمریکا خواهدافزود.
بایدن نگرانی خود را از این قرارداد ابرازنمود، و این ابراز نگرانی نشان می دهد کە در دنیای بشدت رقابتی امروز کە چین بیش از پیش بە جایگاە اول در هرم قدرت راندە می شود، چقدر جابجائی در بعضی مهرەها می تواند اثر قابل توجهی داشتەباشد. ایران زیرکانە از مدتی پیش بحث سند همکاری را پیش کشید تا بتواند بر روند تصمیم گیری های سیاسی در آمریکا تاثیرگذار باشد، اما وضع پیچیدەتر از آن بود کە تصور می شد و جو بایدن نتوانست بنوعی روند انعقاد این سند را کند و یا متوقف کند.
حال سئوال این است در شرایطی کە جمهوری اسلامی می تواند امنیت خارجی خود را بیشتر تامین کند، سیاست غرب در مقابل آن چە خواهد بود؟ در جواب می توان گفت کە:
ـ اروپا بشیوە خود رابطە با ایران را ادامە خواهدداد، و امید دارد از طریق احیای برجام بە آن گسترش بخشد،
ـ از توان آمریکا برای فشار بر جمهوری اسلامی کاستەخواهدشد، و این بمنزلە موقعیت بهتر ایران در مذاکرات احتمالی خواهدبود،
ـ سیاست فشار حداکثری و یا فشار بطورکلی وارد روند دیگری خواهد شد، کە در آن این فشار از معنای واقعی خود تهی خواهد شد،
ـ پا بە پای تحکیم موقعیت اقتصادی، بعلت اینکە هستە سخت قدرت در نظر دارد گام دوم انقلاب را بردارد، جامعە بیشتر بە سمت بستەشدن شرایط سیاسی پیش خواهد رفت؛ ادامە منازعات با آمریکا، اتخاذ چنین سیاستی را پیش نهادهای قدرت توجیە خواهد کرد.
پس آیا می توان گفت کە غرب بنوعی با یک کشور جدید از نوع میانمار یا کرەشمالی روبرو خواهدشد (البتە ما مختصات ویژە خود)؟ آیا می توان گفت کشورهائی کە با غرب رقابت می کنند از حوزە جغرافیائی منسجم تری برخوردار خواهندشد؟
بی گمان نوک اصلی سیاست آمریکا رو بە چین است، و گرویدن ایران بە این کشور در استراتژی ایالات متحدە مشکلات معینی ایجاد خواهدکرد.
البتە آمریکا هنوز ایران را بطور کامل نباختەاست، وارد شدن دوبارە در برجام و تعدیل یک سری سیاست در قبال ایران می تواند این کشور را دوبارە از چین دور کردە و سیاست تعادل با غرب را برگرداند، اما آیا ایالات متحدە در این مورد آمادگی لازم را دارد؟ با اسرائیل و عربستان و غیرە می خواهد چکار کند؟
با این سند چین گام نسبتا بلندی در گسترش نفوذ خود در خاورمیانە برداشتەاست. چین در رقابت نفس گیر جهانی، منابع انرژی مورد نیاز خود را بیش از پیش تضمین کردەاست؛ و در آن سوی آبهای جهان، جو بایدن با بازگشت نسبی بە سیاست کینزی (اختصاص مقرری بە شهروندان و نیز تزریق پول برای ایجاد اشتغال)، تلاش می کند با ساماندهی بە وضعیت درونی امریکا، بهتر در مقابل چین قد برکشد. بە نظر می رسد کینزیسم تئور جاافتادەتری است نسبت بە نئولیبرالیسم در مقابلە با چین!
بهرحال، وضعیت زیاد برای آمریکا مناسب نیست. جو بایدن بە یک انقلاب در استراتژی و نگاە کلان خود احتیاج دارد، اما آیا چنین استراتژی یافت می شود؟



