سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۱۵

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۵

شب آخر، پایان گفتگو؛ اما نه پایان مطلب!

راحت تر بگویم: طبقه متوسط و متوسط به بالائی که در دوره پهلوی بالا آمده بودند و عمدتاً نیز محصول رشد اقتصادی و اجتماعی آن دوره بودند، با تمام ایرادهایی که گرفته میشد، به هر حال طبقه متوسط، و روشنفکری سالمی بودند که سیمای روشنی داشتند، همه آنها زیر امواج انقلاب رفتند. طبقه ای که از بد حادثه نقش زیادی نیز در برپائی انقلاب داشتند. انقلاب اسلامی این طبقه را تار و مار کرد. ثبات اجتماعی را گرفت؛ ترکیب طبقاتی را برهم زد و بی ثباتی را که خوراک فرصت طلبان و لمپن های اجتماعی است، بر جامعه حاکم نمود.

می خندد و به شوخی می گوید:” این در واقع بیشتر حرف و حدیث خودم بود و چهل سالی که گذشت؛ چهل سالی که دیدم و تجربه کردم؛ حال کم یا زیاد، درست یا نادرست. ما نیز در میان سیلاب و بحران های ناشی از انقلاب واقعاً نتوانستیم یک شیوه و راه درست و منظم توأم با درک و اعتماد متقابل با فرزندانمان را انتخاب کنیم. فشارهای بیرون، استرس ها، همه و همه به درون خانواده منتقل میشد و فاجعه میساخت. گاه برخی مقالات تربیتی و روانشناسی در رابطه با کودکان و نوجوانان را می خوانم و به شدت متأثر می شوم؛ ما بسیار اشتباهات داشتیم، که متأسفانه قابل جبران نیستند. اما این انقلاب لعنتی و پی آمدهای آن مهم ترین عامل این نابسامانی بودند. یک مثل چینی می گوید: « نفرین می کنم که در زمان انقلاب ها به دنیا بیائی. » نفرینی که دامن ما و فرزندانمان را گرفت. در عرض مدت کوتاهی شالوده کشور به هم ریخت! سیل بنیان کن آن، بسیاری از روابط درست و جاافتاده را از جای کند؛ بی آنکه چیز درست تری جایگزین آن کند. نه تنها روابط، بلکه بدنه اجتماعی، روشنفکری، تخصصی و افراد تکنوکرات جا افتاده و تأثیر گذار را جاکن نمود.

راحت تر بگویم: طبقه متوسط و متوسط به بالائی که در دوره پهلوی بالا آمده بودند و عمدتاً نیز محصول رشد اقتصادی و اجتماعی آن دوره بودند، با تمام ایرادهایی که گرفته میشد، به هر حال طبقه متوسط، و روشنفکری سالمی بودند که سیمای روشنی داشتند، همه آنها زیر امواج انقلاب رفتند. طبقه ای که از بد حادثه نقش زیادی نیز در برپائی انقلاب داشتند. انقلاب اسلامی این طبقه را تار و مار کرد. ثبات اجتماعی را گرفت؛ ترکیب طبقاتی را برهم زد و بی ثباتی را که خوراک فرصت طلبان و لمپن های اجتماعی است، بر جامعه حاکم نمود.

جنگ، بیشترین کمک را به این حکومتیان تازه به دوران رسیده نمود. شیرازه اقتصاد، تولید، روابط اجتماعی مبتنی بر آن از هم گسیخت! فرهنگ و هنری که تازه داشت نمود می یافت، مورد تهاجم قرار گرفت. بی ثباتی محض در کف تازه به دوران رسیده های حاکم به سلاحی جهت رشد و جا افتادن این طبقه نوظهور شد. طبقه بی ریشه، بی حیا، دریده، فاقد کوچکترین حس و غرور ملی، حریص مانند یک اشغالگر، بیرحم مانند یک دشمن!

نگاه کن به فاصله سالهای پنجاه تا هشتاد که سالهای درد و الم و سقوط طبقه متوسط سنتی و سرمایه داری نوپا و قشرهای روشنفکری است. سالهای سخت ضربات بر پیکر دانشگاه ها و مدارس و قلع و قمع نیروهای سیاسی و روشنفکری. نگاه کن به قتل های زنجیره ای نویسندگان و هنرمندان و فشاری که به مطبوعات آوردند و بستن فله ای نشریات. بازتاب و نتیجه تمام این ها سکوت بود و سکوت، خفقان و رشد انگلی طبقه جدید رانت خوار، فاسد، بی هویت، تکیه داده بر حاکمیت! طبقه فاقد دانش، تخصص، تجربه. مانند هیولائی یک چشم که صرفاً مصرف می کرد و می کند و به غارت صندوق دولت مشغول است. – البته در اصل صندوق حکومت! – دزدی اموال عمومی، رانت خواری، زمین خواری، نفت خواری، (به شوخی می گوید: دکل خواری! ) را رواج داد. با ولع به جمع آوری و انباشت سرمایه پرداخت. آن هم بصورت نقدینگی!

بخش زیادی از طبقه متوسط گذشته، مربوط به دوران پهلوی را به طرق مختلف به صف کم درآمدها و تهی دستان روانه کرد. – گاه حتی با تیپا! – جامعه را بی هویت کرد، بی چهره، که هیچ کس جای خود نبود. این بزرگترین لطمه را به حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی جامعه زد. زمانی که هیچ کس در جای خود نباشد، سنگ روی سنگ بند نمی شود. نتیجه اش: همین ام القرای اسلامی است که می بینی.”

میهمانم خاموش می شود؛ خاموشی تلخ! اندکی بعد می گوید:” می دانی، روزی که طبقه متوسط را زمین گیر کردند تمام فشارهای اقتصادی، اجتماعی به چهاردیواری خانه منتقل شد. سخت است تن دادن یک طبقه عادت کرده به رفاه معین اقتصادی، عادت کرده به احترام اجتماعی، اُخت شده به فرهنگ اخلاقی مودبانه، و حال فروریختن تمامی آنها. مسلماً تبعات آن به خانه و خانواده رسید! مشاجرات زن و مرد که عمدتاً ریشه اقتصادی داشت و دارد. حسرت ها نسبت به گذشته که روزانه دهها بار تکرار میشد و حال، بیشتر هم شده است. سرخ کردن صورت با سیلی برای نگاه داشتن صورت ظاهر و نهایت، انتقال همه اینها به کودکان. کودکان این دوره تماماً محصول این وضعیت آشفته اند که در جریان آن بخش وسیعی از طبقه متوسط آسیب دیده نتوانست سرپا بایستد و نهایتاً سقوط کرد. اینهمه خشونت، طلاق، اعتیاد، فحشا بخشی ماحصل همین سقوط و نابرابری بسیار وحشتناک است که در مدت زمان کوتاه جامعه را به دارا و ندار تبدیل کرد و کینه عظیم را در دل جامعه خصوصاً جوانان به وجود آورد.

جوانان معترض، پرخاشگر، ناامید، بی باور نسبت به همه چیز و همه کس، محصول این پروسه اجتماعی هستند. این خشونت، این رشد خطرناک اعتیاد، در میان نوجوانان و جوانان محصول همین نابرابری و تحقیر اقتصادی و اجتماعی است. محصول خشونت، فقر و بی حرمتی که حکومت به جامعه و خانواده تزریق کرد.”

صحبت به درازا کشید و نوشته طولانی شد. قسمت پایانی را به زمانی دیگر می سپارم. چرا که خسته کردن خواننده شرط ادب نیست!

تاریخ انتشار : ۲۵ فروردین, ۱۳۹۷ ۱۱:۲۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!