سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ تیر, ۱۴۰۵ ۰۷:۲۲

دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۲

علی اشرف درویشیان: ایران را دوست دارم

ایران را دوست دارم چون که مزرعه‌های سرسبز و معطر برنج شمال را دوست دارم. چون جنگل‌های انبوه مازندران و رشت را دوست دارم. ایران را دوست دارم چون فردوسی و شاهنامه‌اش را دوست دارم. چون رستم و سهراب و گردآفرید و تهمینه را دوست دارم. چون شیراز را دوست دارم. حافظ و سعدی را دوست دارم. چون کرمانشاه را دوست دارم و ابوالقاسم لاهوتی، شاعر نامدار کرمانشاهی را دوست دارم. باغ‌های کرمانشاه و درخت‌های آلوچه و انگور و سیب و گلابی‌اش را دوست دارم. چون بیستون و شیرین و فرهاد را دوست دارم. چون لاله‌های واژگون لرستان را دوست دارم. ایران را دوست دارم زیرا دکتر محمد مصدق، خسرو روزبه، خسرو گلسرخی و قهرمانانی چون بیژن جزنی و محمد مختاری و جعفر پوینده و ... را دوست دارم.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

 

علی اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر سوسیالیست  را همه می‌شناسند. او سال ها است که در میان ما نیست .او در سوم شهریور سال ۱۳۲۰ در خانواده‌ای کرد در کرمانشاه به دنیا آمد. زمانی که تنها دوازده سال داشت به کارگری مشغول شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در کرمانشاه گذراند و بعد از اتمام دوره‌ی دبیرستان به روستاهای اطراف کرمانشاه رفت و در آن‌جا به تدریس پرداخت. علی اشرف درویشیان در سال ۱۳۴۵ به تهران آمد و در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه  تهران مشغول به تحصیل شد. او در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی خود را تغییر داد و در رشته‌ی روان‌شناسی تربیتی تحصیلات خود را تکمیل کرد. در اواخر سال ۱۳۵۲ بود که او علاوه بر کار در دانش‌سرای عالی تهران با شهناز دارابیان آشنا شد. این آشنایی به ازدواج ختم شد.

 

 او در زمینه داستان و پژوهش، کارهای ماندگاری از خود به جا گذاشته است. «صمد جاودانه شد» نخستین کتاب علی اشرف بود که به مناسبت مرگِ «صمد بهرنگی» نوشته شده است. «از این ولایت»، «آبشوران»، «درشتی» و… از مجموعه داستان‌های او هستند. رمان «سال‌های ابری» و «سلول ۱۸» نیز در کارنامه او می‌درخشند. علی اشرف کارهای پژوهشی در زمینه‌های مختلف نیز دارد. «افسانه‌های مردم ایران» در۱۹ جلد که با همکاری «رضا خندان»(مهابادی) کار شده، یکی از این پژوهش‌ها است که در آن، قصه‌ها و افسانه‌های ایران، گردآوری شده است.

 

درباره درویشیان بسیار سخن گفتند و ناگفتنی‌های بسیاری نیز هم‌چنان مکتوم مانده است. نویسنده‌ای که تلخی قلمش، برای صاحبان قدرت، آزردگی به همراه داشت . قلم او درد «نداری» و فقر را تصویر می‌کرد. دردی که هیچ‌وقت درمان نشد و در سینه‌اش ماند و ماند تا ازپایش انداخت. او راوی مردمان حاشیه «آبشوران»، مردمان «لب آب» و «ناکامان دره فره‌سو» بود. درویشیان معلمی بود که در کنار معلمی، همچون دیگر نویسندگان تاثیرگذار ایرانی، نویسندگی می‌کرد. آن‌قدر نوشت و نوشت تا به زندانش افکندند .او بخش‌هایی از زندگی اجتماعی خودش را در داستان‌هایش به تصویر کشیده است. درویشیان کوشیده تا راه صمد بهرنگی را ادامه دهد.

 

علی اشرف درویشیان ، در کودکی خود رنج‌های بسیاری را برای تکه‌ای نان تجربه کرد. «در مدرسه بر دستان کوچکش ترکه‌های چوب شکست تا از او انسانی فرمان‌بر بسازند، اما او فرمان نبرد تا از قامت آموزگاری که واژگان را با مهر بر زبان می‌راند و در دل دانش‌آموزان روستایی و محروم شهری می‌نشاند، فراتر رود و نویسنده «ایستادگی» معنا شود». زندان انگیزه او را در بیان فقر و نداری مردم بیشتر کرد و فرصتی شد برای نوشتن. داستان‌های او را می‌توان حبسیه نامید. در مجموعه «از این ولایت» می‌گوید:«باید اعتراف کنم که این زندان کرمانشاه بود که به‌طور خیلی جدی، مرا به نوشتن داستان واداشت. اوایل مرداد ۱۳۵۰ در کنگاور کرمانشاه دستگیر شدم. در آنجا مشغول گردآوری افسانه‌های کردی بودم و شب‌ها در قهوه‌خانه‌ها می‌خوابیدم؛ پلیس مشکوک شد و مرا تحویل ساواک داد… دوران سخت بازجویی که تمام شد و توانستم در میان زندانیان سیاسی و عادی، گوشه‌ای، جایی برای خودم دست و پا کنم، نشستم به مرور زندگیم و حوادث و تجربه‌هایی که دیده و اندوخته بودم و ناگهان در آن گوشه دلگیر، دور از چشم جاسوسان، بغض قلمم ترکید و داستان «ندارد» را نوشتم». شخصیت‌های او در داستان، در واقع مجموعه‌ای از تیپ‌های دور و بر خودش بودند.

 

 

شخصیت‌های داستان «از این ولایت»، بسیار ساده اند. نویسنده با شرح چهره نیاز علی، او را قهرمان داستان خود انتخاب می‌کند. «این پسربچه، همان ندارهای سراسر کشور ماست که با سن اندکشان، با دنیایی از مشکلات و محرومیت‌ها مواجه بوده و جز نان خالی برای خوردن و پاره‌پوش‌هایی برای پوشش بدن نحیف و درمانده خود نداشته‌اند . در واقع، «ندارد» درویشیان، نماینده فقر وسیعی از جامعه ماست؛ چراکه این نداردها ماحصل سیستم ظالمانه سرمایه‌داری دوران پیشین‌اند.» نویسنده از عنصر «گفت‌وگو» هم در معرفی او استفاده می‌کند. او در داستان‌هایش به مردم فرودست می‌پردازد و رفیق راهشان است .

 

او راوی مردمان حاشیه آبشوران، مردمان لب آب و ناکامان دره فره‌سو بود. او شصت‌ سال برای بیداری جامعه‌ رنج برد. در گفت‌وگویی در پاسخ به سوالی که «آیا شما در تصویر کودکان فقیر غلو کرده‌اید؟»، پاسخ داد:«نه، به هیچ وجه، چون این بچه‌ها، شاگردهای من در «گیلان‌غرب» بودند؛ که فقیر بودند؛ که ناشتا سر کلاس غش می‌کردند؛ سال به سال چیزی روی آتش نمی‌جوشید که این‌ها بخورند؛ سالیانه گوشت نمی‌خوردند؛ هیچ‌وقت.

 

 و بعد هم «آبشوران» که خانواده خودم بودند؛ خودمان بودیم، من و برادرهایم. تازمانی که ظلم و بی‌عدالتی و فقر در جامعه هست، این کارها ادامه دارد؛ خواننده دارد. مگر افرادی که برایشان این مسائل بی‌اهمیت است، از کنارش بگذرند. تا زمانی که بیدادگری و ظلم و فقر و استثمار ادامه دارد، این‌ها هم ادامه خواهد داشت و من هم زندگی این ها را نوشتم.»

 

شخصیت اصغر در داستان «فصل نان» نماد فقر هزاران هزار کودکی است که «صندوق بدبختی» خود را هرروز، در خیابان‌ها و سر گذرها، به دوش می‌کشند و شب ننه پیر بالای سرش، غصه‌دار می‌خواند:«ای کوچولوی نان‌آورم! ای گربه خاک‌آلودم! قربان دست‌های زبر و ترک‌خورده‌ات بروم عزیزکم».

خانم شهناز دارابیان، همسر علی اشرف درویشیان در اشاره به داستان” نیاز علی ندارد” گفته است:

“نیازعلی” اسمش بود و “ندارد” فامیلی‌اش؛ نشانی بود از سال‌ها تدریس خالقش در مناطق محروم، روستاهایی که بچه‌ها پابرهنه به مدرسه می‌آمدند، کودکانی که تنها وسیله بازی‌شان کاغذ مچاله شده بود، درست مثل نیازعلی “از این ولایت” که همیشه شرمنده بود از «ندارد»، از نام خانوادگی‌اش که البته مشترک بود با دیگر همکلاسی‌هایش. “نیازعلی ندارد” تنها بخشی از مشاهدات علی اشرف درویشیان از سال‌ها تدریس کودکان محروم مناطقی چون گیلانغرب بود؛خالق مجموعه داستان‌هایی همچون “آبشوران”، “درشتی” و”فصل نان” خودش هم در خانواده‌ای تهیدست متولد شده و با فقر ناآشنا نبود. نوزده سال بیشتر نداشت که برای تدریس عازم روستاهای مرزی شد، لمس سختی‌های زندگی کودکان و محرومیت‌های مردم تا آخر عمر رهایش نکرد و او را بر آن داشت تا بنویسد و نوشت. حتی در سال‌هایی که اسیر زندان و گرفت و گیرهای مأموران امنیتی برای افکار آزادیخواهانه‌اش شد. سومین مرتبه زندانی شدنش منتهی به حبسی یازده ساله شد، هر چند که همزمان با انقلاب درهای زندان‌های سیاسی باز شد و به خانه بازگشت. با این حال پاشنه زندگی‌اش طوری چرخید که هیچ گاه محدودیت‌ها و نامهربانی‌ها دست از سرش برنداشت، از معلمی محروم شده بود، بنابراین تصمیم گرفت که فقط بنویسد، باز هم از درد و رنج طبقه محروم و معتقد بود که ادبیات مهم‌ترین وظیفه‌اش همین است. شاید همین نگاه بود که مخلوقات ادبی‌اش را ماندگار کرد.

ایران را دوست دارم :

او ایران را دوست داشت با همه آشفتگی‌هایش. در این باره گفته است:«ایران را دوست دارم چون که مزرعه‌های سرسبز و معطر برنج شمال را دوست دارم. چون جنگل‌های انبوه مازندران و رشت را دوست دارم. ایران را دوست دارم چون فردوسی و شاهنامه‌اش را دوست دارم. چون رستم و سهراب و گردآفرید و تهمینه را دوست دارم. چون شیراز را دوست دارم. حافظ و سعدی را دوست دارم. چون کرمانشاه را دوست دارم و ابوالقاسم لاهوتی، شاعر نامدار کرمانشاهی را دوست دارم. باغ‌های کرمانشاه و درخت‌های آلوچه و انگور و سیب و گلابی‌اش را دوست دارم. چون بیستون و شیرین و فرهاد را دوست دارم. چون لاله‌های واژگون لرستان را دوست دارم. ایران را دوست دارم زیرا دکتر محمد مصدق، خسرو روزبه، خسرو گلسرخی و قهرمانانی چون بیژن جزنی و محمد مختاری و جعفر پوینده و … را دوست دارم. کوچه‌های بچگی‌ام را که در ایران است، دوست دارم. معلم‌های گذشته‌ام را، استادانم را، همه و همه را دوست دارم و ایران را که جایگاه ستارخان و باقرخان و یارمحمد خان کرمانشاهی و صفرخان و صمد بهرنگی است، دوست دارم . ایران را دوست دارم زیرا شعرهای شاملو و فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی را دوست دارم و در پایان کلمه «پایان» را دوست دارم؛ زیرا وقتی در دوران بچگی‌ام، در مدرسه مشق‌هایم تمام می‌شد و به پایان می‌رسیدم، شاد می‌شدم؛ چون می‌دانستم که دوران زحمت‌ها و خستگی‌هایم به پایان رسیده است.

علی اشرف درویشیان، روز پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۶بر اثر بیماری در سن ۷۶ سالگی در گذشت.

 

یادش گرامی باد !

 

چهارشنبه ۴ آبان ماه ۱۴۰۱- ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲

 

تاریخ انتشار : ۶ آبان, ۱۴۰۱ ۱:۴۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

توافق ۱۵ ژوئن؛ موفقیت دیپلماسی ایران برآمده از تاب‌آوری

خطر متافیزیگ نادیده گرفته شد

حمید اشرف؛شرحی از سرگذشت چه‌گوارای ایران!

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – اردیبهشت ماه ۱۴۰۵

بحران ناتو، رقابت امپریالیستی و آینده نظامی اروپا

حمید اشرف