سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۱۷

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۷

غلظت رنگ تاکتیک در تابلوی انتخابات

چنان که‌ از وضعیت آرایش نیروها تا کنون برمی آید، می توان از چهار‌ ضلع اصڵی که‌ در این انتخابات می توانند برآمد داشته‌ باشند، اسم برد: 1ـ جناح اصولگرایان سنتی که‌ نمایندگانشان می توانند کسانی همانند جلیلی و ولایتی باشند 2ـ جناح اصولگرایان تندرو به‌ نمایندگی افرادی مثل لنکرانی 3ـ جناح دولت به‌ نمایندگی مشائی، و سرانجام جناح اصلاح طلبان و نیروهای نزدیک به‌ آنان به‌ نمایندگی فردی مثل هاشمی رفسنجانی.

 

به‌ انتخابات دوره‌ یازدهم ریاست جمهوری در ایران بیش از چند هفته‌ای نمانده‌ است. با وجود این که‌ انتخابات در شرایطی غیرآزاد و بدور از نرمهای دمکراتیک و مدرن برگزار می شود، اما با توجه‌ به‌ وضعیت خطیر کشور، این انتخابات می طلبد که‌ با وسواس و تحلیل مشخصتر به‌ پیشوازش رفته‌ شود. وضعیت وخیم اقتصادی، تشدید تحریمها، بسته‌تر شدن فضای مدنی و سیاسی در سالهای اخیر که‌ نتیجه‌ مشخص قدرت گیری جناحهای تندرو درون نظام بود، و هم چنین خیز دوباره‌ تندروهائی از قماش مصباح یزدی ها و تفکر و تفسیر طالبانی از اسلام، آن پارامترهائی هستند که‌ خطوط عمده‌ شرایط کنونی را ترسیم می کنند. بنابراین با توجه‌ به‌ این خصایص، نیروهای خواهان تغییر و تحول در جامعه‌ ما خوب است که‌ به‌ نوعی توجه‌ خود را به‌ آن دسته‌ از نیروهائی در درون و پیرامون نظام معطوف کنند که‌ منتقد وضعیت موجود هستند و در برنامه‌ها و گفتمانهایشان راه‌ دیگر و مسیر دیگری را از آنچه‌ که‌ هم اکنون وجود دارد، معطوف کنند. تغییر مرحله‌ای و تاکتیکی برای برون رفت از شرایط وخامت بار کنونی در جهت زدودن تحریم ها، کاهش احتمال جنگ، سروسامان دادن به‌ وضعیت اقتصادی کشور و جلوگیری از تشدید قدرت تندروها در قدرت و فضای جامعه‌ از جمله‌ می توانند اهداف پیش رو باشند.

چنان که‌ از وضعیت آرایش نیروها تا کنون برمی آید، می توان از چهار‌ ضلع اصڵی که‌ در این انتخابات می توانند برآمد داشته‌ باشند، اسم برد: ۱ـ جناح اصولگرایان سنتی که‌ نمایندگانشان می توانند کسانی همانند جلیلی و ولایتی باشند ۲ـ جناح اصولگرایان تندرو به‌ نمایندگی افرادی مثل لنکرانی ۳ـ جناح دولت به‌ نمایندگی مشائی، و سرانجام جناح اصلاح طلبان و نیروهای نزدیک به‌ آنان به‌ نمایندگی فردی مثل هاشمی رفسنجانی.

در رابطه‌ با نیروی اول می توان گفت که‌ آنان افرادی رابه‌ پست ریاست جمهوری خواهند کشانید که‌ تابع بی چون و چرای رهبر و اوامر او باشند، در این تفکر بنابراین رئیس جمهور آینده‌ اراده‌ی از خود نخواهد داشت و مسیر را به‌ همان جهتی خواهد برد که‌ رهبر می خواهد (تشدید فضای واحد و توتالیتار در درون نظام). نیروی دوم که‌ پایه‌ جمهوریت نظام را موقتی می داند، جامعه‌ را به‌ مسیری جلو خواهد راند که‌ تنها حکومتی اسلامی تشکیل شود که‌ در آن نقش کنونی مردم نیز از میان برداشته‌ خواهد شد. این نیرو بشدت ضد دگراندیش است. نیروی سوم که‌ گرایشات اسلامیش را با ناسیونالیسم ایرانی و آزادیهای نسبی اجتماعی گره‌ زده‌، بشدت استبدادگرا و ضد مدنی است. با عروج این جریان اگرچه‌ نقش روحانیون تضعیف خواهد شد، اما با حذف فضای مدنی جامعه‌ نه‌ تنها تضعیف تئوکراسی به‌ قدرت گیری دمکراسی نخواهد انجامید، بلکه‌ نوعی دسپوتسیم غیر روحانی رشد خواهد کرد که‌ جامعه‌ ایران را بیشتر از پیش به‌ شکلهای کلاسیکی برخواهد گردانید. و با عروج نیروی سوم امکان عروج نیروئی میسر خواهد شد که‌ قرائتی میانه‌روانه‌ از اسلام دارد، فضا را برای بازگشت اصلاح طلبان باز می کند، به‌ تعدیل تنش در روابط خارجی کمک می کند و سرانجام اینکه‌ اقتصاد را بیشتر بر بستری پراگماتیستی هدایت خواهد کرد.

البته‌ این چهار ضلع ضرورتا بدین معنا نیست که‌ نهایتا هر چهار گرایش به‌ آخرین مراحل انتخابات خواهند رسید، بنابراین لاجرم بنابر منطق سیر رویدادها تغییراتی به‌ ناگزیر صورت خواهند گرفت. از جمله‌ اینکه‌ با عقب نشینی یا حذف تعدادی از آنها، گرایشات پشت سر آنان به‌ نیروهای دیگر در مراحل دیگر روی آورند (مثلا دوباره‌ قرارگرفتن مصباح یزدیها در پشت سر مشائی در صورت حذف لنکرانی)، اما آنچه‌ مهم است همانا رودررو قرار گرفتن دو گرایش اصلیست در جریان انتخابات: گرایش اول که‌ در کلیت خود بر حفظ وضع موجود و تعمیق آن تاکید دارد، و گرایش دوم که‌ خواهان تغییر در آن است. سیاست تاکتیکی می طلبد که‌ نیروهای تحول طلب در غیاب نیروی آزادی خواه‌ بر آن نیروئی تاکید کنند که‌ می تواند شرایط کنونی کشور را که‌ رو به‌ فاجعه‌ دارد، تغییر دهد. آنچه‌ نوع نگاه‌ را نسبت به‌ انتخابات هم اکنون تعیین می کند نه‌ پیشبرد سیاست کلان که‌ مبارزه‌ای است میان آزادی خواهان و کلیت نظام، بلکه‌ کمک به‌ برون رفت کشور و مردم ما از شرایط به‌ غایت خطرناک کنونیست. شرایطی که‌ موجودیت و خود زندگی را در کشور به‌ زیر سئوال برده‌ است.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۲ ۹:۲۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*

در راستای سامان‌یابی طبقۀ کارگر ایران!

آن روزهای ماه