سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۹:۵۱

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۱

فدرالیسم نیازی مبرم برای اسپانیا

چرا فدرالیسم هم ملی گرایان کاتالونیا و هم ملی گرایان اسپانیایی را میآزارد؟ چرا بخشی طرفداران فدرالیسم را خائن و بخشی دیگر آنها را یاوه سرا می خوانند. بسیار روشن میباشد که "خیانت" ما به خاطر آنست که فکر می کنیم، نه اسپانیا و نه کاتالونیا دارای هویت ملی یکدستی نیستند. و اینکه معتقد هستیم دو و یا تعدادی بیشتر از ملت ها می توانند با هم در یک دولت زندگی کنند. یک ناسیونالیست بر این باور است که برای یک ملت یک دولت وجود دارد و برای یک دولت یک ملت. و تمامی آحاد یک ملت می باید تلاششان آن باشد تا هویت یکدست خودشان را حفظ کنند.

توضیح

اسپانیا کشوری چند ملیتی است که هر کدام زبان و فرهنگ مستقل خودشان را دارند. در سال های دیکتاتوری فرانکو که چهل سال به درازا کشید این واقعیت عینی انکار می شد و خلق غالب و مسلط (کاستیانو و یا اسپانیایی) از طریق تمرکز قدرت در پایتخت اعمال حکومت می کرد. بعد از مرگ فرانکو و برقراری دمکراسی، در قانون اساسی مصوب سال ۱۹۷۸ بمیزان زیادی به ایالاتی که دارای زبان و فرهنگ خودشان بودند خود مختاری داده شد و به دفعات متعدد از جمله در زمان نخست وزیری خوزه لوئیس زاپاترو این حقوق و اختیارات افزایش پیدا کرد، این سیاست به میزان زیادی احساسات ملی گرایانه و نتیجتا اسقلال طلبانه خلق های اسپانیا از جمله کاتالان ها و باسک ها را تعدیل کرد. در سال ۲۰۱۱ حزب پوپولار که بخش های عمده مالی اسپانیا را به لحاظ سیاسی نمایندگی می کند با اکثریت مطلق آراء به قدرت رسید. از آن سال تاکنون اسپانیا دچار تحولات عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شده است. سیاست های بغایت راست این حزب در همه زمینه ها از جمله موضوع خلق ها احساسات ناسیونالیستی را در بخش وسیعی از ملیت ها آنچنان تقویت کرده است که کاتالان ها در آستانه جدایی از اسپانیا قرار گرفته اند. کاتالان ها ادعا میکنند  که مورد تبعیض حکومت مرکزی در زمینه های مالی و مالیاتی قرار دارند آنها ناظر فرسایش تدریجی اختیارات دولت ایالتی شان وعدم توانایی در تاثیرگذاری در روند سیاسی اقتصادی بقیه اسپانیا از طریق داشتن یک سنای فدرال هستند و همچنین آنها شاهد انکار وجود فرهنگ ها، زبان ها و ملیت ها از طرف دولت مرکزی هستند. همه واقعیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امروز کاتالونیا می گوید که این ایالت در آستانه جدایی از اسپانیا قرار دارد. مقاله ای که در پی می آید خلاصه شده مقاله ایست تحت عنوان ” فدرالیسم نیازی مبرم برای اسپانیا “که رهبر حزب سوسیالیت کاتالونیا میگل ایستا لورنس ( Miquel Iceta Llorens ) در دفاع از فدرالیسم برای جلوگیری از شقه شدن اسپانیا در تابستان گذشته در روزنامه ال پاءیس منتشر کرد.

حمید حسینی

 

فدرالیسم نیاز مبرم
چرا فدرالیسم هم ملی گرایان کاتالونیا و هم ملی گرایان اسپانیایی را میآزارد؟ چرا بخشی طرفداران فدرالیسم را خائن و بخشی دیگر آنها را یاوه سرا می خوانند. بسیار روشن میباشد که “خیانت” ما به خاطر آنست که فکر می کنیم، نه اسپانیا و نه کاتالونیا دارای هویت ملی یکدستی نیستند. و اینکه معتقد هستیم دو و یا تعدادی بیشتر از ملت ها می توانند با هم در یک دولت زندگی کنند. یک ناسیونالیست بر این باور است که برای یک ملت یک دولت وجود دارد و برای یک دولت یک ملت. و تمامی آحاد یک ملت می باید تلاششان آن باشد تا هویت یکدست خودشان را حفظ کنند. برای یک ناسیونالیست اسپانیایی بسیار ناگوار است اگر بشنود که اسپانیا از ملل گوناگون تشکیل شده است. و برای یک ناسیونالیست کاتالان سخت است اگر به او بگویند که ملتش دولت مشترکی دارد با سایر ملل و سایر ایالات.

من بر این امر آگاهم که مضمون ” کشوری با ملیتهای متفاوت” برای خیلی ها هم در کاتالونیا وهم در بقیه اسپانیا محتوایی بیگانه است. با در نظر داشت اینکه جای دادن کلمه ملیتها در قانون اساسی سال ۱۹۷۸ نیز کار ساده ای نبود. امروز هیچ نیروی مترقی و صادقی نیست که به این باور نرسیده باشد که دوران اعتبار قانون اساسی اسپانیا مصوب ۱۹۷۸ به پایان رسیده است و نیازمند بازنگری ژرف در خیلی از زمینه ها علی الخصوص مسئله خلقهاست. در واقع غیرمسئولانه و غیرصادقانه است که به ملل موجود در اسپانیا قانون اساسی را تحمیل کنیم که مغایر هویت طبیعی و عینی آنهاست. اگر اسپانیا کشوری مرکب از ملیت های مختلف است پس ساختار منطقی و مناسب برای مدیریت آن هم می بایست  فدرالیسم شود. سیستم فدرالیسم اجازه میدهد هویت هر ملتی در درون یک مجموعه با وجود تفاوت هایش تضمین و حفظ شود.

مبنای فدرالیسم از توافق حاصل می شود و مشخصا همین توافق است که موجب آزاردگی ناسیونالیست ها می شود. آیا میتوانیم مضامین مهمی نظیر پرچم، سرود، نمادها، زبانها، تیمهای ورزشی را مورد مذاکره و توافق قرار دهیم؟ ما بر این باوریم که میتوانیم. ناسیونالیست ها نه تنها این را باور ندارند بلکه بر آتش مناقشات میدمند و آنهایی که به راه مذاکره و توافق میروند را خائن می نامند و فراموش میکنند که اگر راه توافق سخت و ناهموار است ولی راه تقابل نتیجه ای جزء فاجعه ندارد.

فدرالیسم یعنی اتحاد و استقلال. یک بینش سیاسی ریشه گرفته از برادری و برابری برای جلوگیری از تقابل احساسات ملی متفاوت که با برجسته کردن هویت خویش حذف دیگری را در نظر دارد. در اصل فدرالیسم امکان توافقی را ایجاد میکند که احترام و وفاداری متقابل، از الزامات آنست. فدرالیسم راه حل مشکلات پیچیده ای است که ذاتی روابط موجود میان خلقهایی است که با مکانیسم های متفاوت و واقعیتهای عینی مجبور به همزیستی با یکدیگر بوده اند و در همان حال ارائه راه حلهایی که امکان همکاری و همبستگی میان خلق ها را فراهم می کند. 

ما از فدرالیسم به چهار دلیل حمایت می کنیم:

۱. بدلیل هم خوانی آن با ارزش های آزادی، برابری، برادری و همبستگی.

۲. بدلیل همخوانی آن با دنیای جهانی شده امروز، دنیاهایی مستقل ولی بهم پیوسته و بهم وابسته.

۳. به دلیل آن که از تقابل هویتها ی ملی (ملیتهای مختلف) جلوگیری می کند، و از فروپاشی جامعه به علت هویت متفاوت آحاد متشکله ی آن مانع می شود.

۴. بدلیل آنکه بر پایه مذاکره و توافق شکل می گیرد. 

ما سوسیالیستهای کاتالونیا پیشنهادهایمان را برای اصلاح  قانون اساسی فدرال با هشت بند بشکل زیر ارائه میدهیم:

۱. تعریف اسپانیا بعنوان دولتی فدرال.

۲. قبول آنکه اسپانیا کشوریست که در آن ملل و یا ملیت های مختلف، همراه با ایالت های متفاوت زندگی می کنند.

۳. تعریف مشخص وظایف و اختیارات دولت مرکزی و تفویض مابقی آنها به دولت های خودمختار.

۴. قبول وجود اختیارات متفاوت در دولتهای خودمختار که بر اساس ویژه گی های ملی هرکدام از آنها و سوابق تاریخی شناخته شده هر کدام به آنها تعلق می گیرد.

۵. عرصه فرهنگ و زبان منحصراً در اختیار ایالت هایی است که دارای زبان و فرهنگ مستقل هستند.

۶. مبانی ریشه ای همبستگی میان خلق ها از موارد اصلی قانون اساسی است که توازن مالی یکی از مهمترین عرصه های تجلی آن خواهد بود.

۷. عدم تمرکز در قوه قضاییه و تفویض آن به ایالات خود مختار.

۸. تبدیل مجلس سنای فعلی به شورای فدرال تشکیل شده از دولتهای خود مختار ایالات. 

فدرالیسم نه تنها یک نیاز، بلکه تنها راه حل ممکن مناسبات، میان خلق هاست.
ترجمه از حمید حسینی 

تاریخ انتشار : ۷ اسفند, ۱۳۹۳ ۰:۱۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار