سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۵۰

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۰

فلسفه زندگی- عنوانی جعلی،ذهنی،بورژوایی؟

فلسفه زندگی- عنوانی جعلی،ذهنی،بورژوایی؟

فلسفه زندگی؛ محصول بحران عبور کاپیتالیسم به امپریالیسم؟

“فلسفه زندگی” نتیجه اندیشه ۴ فیلسوف بورژاویی با نام: دیلتای، برگسن، شوپنهاور، و نیچه است که هرگونه امکان شناخت و موضوع شناخت را نسبی میداند. این جریان فکری شاخه ای از مکتب رمانتیسم آلمانی است که افکار: خردگریز، بدبین، نسبی گرا، شکاک، آگنوستیک، درونگرا، و لاادری را در فلسفه بورژوایی نمایندگی میکرد. چپ ها آنرا بیان بحران کاپیتالیسم در حال عبور به مرحله امپریالیسم ارزیابی میکنند. فلسفه زندگی جریانی است ذهنی و ایده آلیستی. آن تفکر اصلی جهانبینی فلسفه بورژوایی در عصر امپریالیسم است. فلسفه زندگی از نظر جهانبینی بیان بحران عمومی کاپیتالیسم و عکس العمل جهانبینی آن است. فلسفه زندگی مشاهدات الهامی حسی و غریزی ذهنی را اساس موضوع سیستم فکری خود قرار میدهد. آن نه تنها جریان فلسفه اواخر بورژوازی بلکه تمایلی است به جریان کل ایدئولوژی امپریالیسم.

خصوصیات منفی نام برده فوق پیرامون فلسفه زندگی موجب تشویق و رشد فاشیسم در اروپا شد. تاکید” فلسفه رندگی” روی شناخت الهامی حسی وحی ئی بدلیل خردگریزی، خلاف شناخت عقلگرایانه واضح و روشن و قابل تعریف نیست و از طزیق نسبی گرایی و راز و رمز عرفانی امیدوار است که دیگران نیز بتوانند از طریق الهام به نتیجه گیری مورد نظر و دلخواه آن برسند. منابع آن عبارتند از: رمانتیسم آلمانی قرن ۱۸، فلسفه پوزیویتیسم شلینگ، نقد فرهنگی نیچه در قرن ۱۹، و فلسفه ترس و هراس کیرکگارد. نخستین بار شلگل، فیلسوف رمانتیسم المانی، حدود ۱۸۰۰ میلادی مقاله ای با عنوان “درسهایی درباره فلسفه زندگی” منتشر کرد.

نمایندگان” فلسفه زندگی” غیر از برگسن فرانسوی و دیلتای آلمانی،عبارتند از: زیمل، اسپنگلر، فرایر، کلاگس، و اسپرانگلر. عناصر این فلسفه در بعضی از مکاتب فکری دیگر مانند: پراگماتیسم، پدیدار شناسی فنومنولوگی، و اگزیستنسیالیسم، دیده میشوند. برگسن و دیلتای تاکید زیادی روی تجربیات درونگرا و درونگرایی مشاهدات می نمودند. در این فلسفه: نیچه، کلاگه، و فرایر، آموزشهای زیست شناسانه نژادی ژنتیک و خونی را مطرح میکردند که مورد استفاده ایدئولوژی فاشیسم قرار گرفت. متفکری بنام میش، کتابی با عنوان ” رابطه فلسفه زندگی و فنومنولوگی” منتشر کرد. اصطلاح” فلسفه زندگی “در قرون ۱۸-۱۹ در فضای فرهنگی اروپا مطرح بود و اغلب در مقابل فلسفه نظری مطرح میشد و خود را فلسفه ای برای زندگی عملی؛ میان اشراف و روشنفکران بورژوازی معرفی نمود. فلسفه زندگی در قرن ۲۰ فقط در فرانسه و در آلمان تداوم زمانی یافت.

نمایندگان “فلسفه زندگی”، عقلگرایی فلسفه کلاسیک بورژوازی را با خردگریزی ایده آلیستی عوض نمودند و بجای شناخت علمی، شناخت الهامی حسی را مورد توجه قرار دادند. حتی گروهی از متفکران لیبرال اعتراف نمودند که اساس” فلسفه زندگی” متکی به: خردگریزی رمانتیسم، ایده آلیسم شلینگ، عرفان برگسن، و نقد فرهنگی نیچه، است. طرفداران فلسفه زندگی اشاره میکنند که در جریان مشاهدات فرد، وحدت عین و ذهن اتفاق می افتد. در فلسفه زندگی مهمترین مقوله های زندگی یعنی: معنی، ارزش، هدف، ساختار، زمان، تحول، رابطه کل و جزء، خاص و عام، مورد توجه قرار میگیرند. در این فلسفه ادعا میشود که: زندگی، کل انسان و جهان و ماهیت آندو را نشان میدهد، انسان موضوع است، و جهان عین و واقعیت میباشد. تمام تولید و خلاقیت انسان عملکرد های زندگی هستند. زندگی موضوع مهم هستی است. فهم و درک نیز یک عملکرد زندگی است. فلسفه زندگی اغلب محتوایی انتقادی نسبت به فرهنگ دارد. خصوصیات دیگر فلسفه زندگی عبارتند از: خردگریزی آشکار و ایده آلیسم عینی رو به زوال؛ با یک تمایل مداوم به آیده آلیسم ذهنی، یاس شناختی، آگنوستیک لاادری براساس رمز و راز عرفانی، خودسری و بی منطقی متدیک، نسبی گرایی آگاهانه، با چاشنی های پوزیویتیستی، و راسیسم بیولوژیک.

دیلتای(۱۹۱۱-۱۸۳۳.م)، فیلسوف آلمانی، نویسنده مقالاتی درباره “روش شناسی فلسفه زندگی”، به جای توضیح عقلگرایانه جهان و زندگی، از دید عرفانی استفاده میکرد که خاص روشنفکران برگزیده بورژوازی و اشراف بود. او میگفت: هرشناخت انسانی نسبی است، همه چیز بشکل پروسه و جریان جاری است و چیز ثابتی وجود ندارد، انسان در پروسه و جریان تاریخ حل و ذوب میشود، زندگی فقط بشکل مشاهدات و تجربیات انسانی وجود دارد. دیلتای و برگسن پیرامون نقش علوم تجربی و علوم انسانی برای شناخت” فلسفه زندگی” شبیه هم فکر می نمودند.. او میگفت: رابطه اشیاء و موضوعات در طبیعت، صوری و آبستراکت است ولی در موضوعات روانی و تاریخی زنده و تجربی است. درک مسائل طبیعی در جهان بشکل روانی تجربه میشود و نه در متدهای علمی عقلگرایانه. دلیل این تفکر خردگریزانه قطع رابطه با سنت مترقی و روشنگری، و فلسفه کلاسیک بورژوازی بود که دیلتای آگاهانه به آن می پرداخت. وی اعتراف نمود که: انسان روی خرابه های سنت مذهبی، ادعاهای متافیزیک، و سیستم های متظاهر فرهنگی، زیست میکند. خرد گریزی دیلتای به نقل از مارکسیست ها: همراه با یاس و ناامیدی، شکست و ضعف نیروی جسمی، غرایز ناشناس تیره، رنج و محدودیت ناشی از توهمات، و حصارهای بیشمار زندگی، بود.

برگسن(۱۹۴۱-۱۸۵۹.م)، نویسنده فرانسوی و برنده جابزه نوبل ادبیات، نویسده کتاب “تحولات اخلاق”، دومین فیلسوف مدرن “فلسفه زندگی” کوشید تمام اتفاقات جهان و زندگی را بر اساس مفهوم زندگی توصیح دهد. او میگفت: نیروی خلاق زندگی موجب تحول جهان شده است و عالی ترین سطح این اصل و پرنسیپ، انسان و آگاهی اوست. در نظر برگسن عقل و فهم قادر نیستند ماهیت واقعیات را توضیح دهند، فقط الهام است که اسیر زمان و مکان عقل و فهم نیست و قادر است جهان و واقعیات را شرح دهد. در الهام مورد علاقه طرفداران فلسفه زندگی، تداوم زمانی محض وجود دارد که نوعی مشاهده با جریان آگاهی است. باید پرسید: چه رابطه ای میان الهام و روشنفکری، یا میان الهام و آگاهی وجود دارد ؟ برگسن میگفت: زمان وابسته و اسیر آگاهی است. تداوم زمان محض شرط آزادی انسان است.

برگسن که در خانوده ای یهودی بدنیا آمده بود، میگفت: مسیحیت و اخلاق مسیحی باید نیروی خلاق فلسفه زندگی باشد. او در رابطه با نیچه گفته بود: زندگی اصل و پرنسیسپ هستی است. فلسفه زندگی در ادبیات و هنر نیز آثاری را بخود اختصاص داد؛ مثلا آثاری از مارسل پروست و دالی. در نظر برگسن زندگی یک رودخانه جاری ابدی است و فلسفه یک عمل ساده است که در آن همیشه خلاقیت را میتوان تجربه کرد. بیش از ۲۳۰۰ سال است که فلسفه مراقب و محافظ زندگی است از طریق: لذت روشنفکری اپیکور، آرامش و قناعت رواقی، و شکاکی پیرون. برگسن میگفت الهام و حس، ابزار شناخت هستند و نه تفکر و اندیشه. جستجوی رمز و رازهای فلسفه زندگی مهمتر از تفکر مکانیکی عصر جدید است. فلسفه در جستجوی زمان برباد رفته است. دالی پیرامون تابلو نقاشی های حلزونی اش میگفت: مقوله اصلی زندگی، زمان جاری بشکل زمان خلاق است چون زمان جاری از طریق الهام، لحظه شناخت است.

— بی دلیل نیست که مورخین مارکسیست فلسفه؛ این چنین نقدی بی رحمانه و نابودکننده به این “فلسفه زندگی” کذایی هپروتی ؛در دانشنامه های چپ نموده اند.

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۶ اردیبهشت, ۱۴۰۲ ۱:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار