سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۲:۰۹

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۹

قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی

اگر امروز نه، در آینده باید به مردم پاسخ داد که اگر ما واقعاً خواهان صلح هستیم چرا در قبال خطر واقعي و حاضر سکوت اختیار کرده ایم و بر طبل خطر مفروض و آتي مي کوبیم؟ چرا در کنار مخالفت با هرگونه برنامه نظامي اتمي از طرف ایران، مخالفت خود با سیاست قدرت هاي اتمي در استفاده از سلاح اتمي علیه کشورهاي غیر اتمي، و بر علیه سیاست حمله پیشگیرانه اتمي را اعلام نمي کنیم؟

Getting your Trinity Audio player ready...

کنفرانس بررسی قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی- سال ۲۰۰۵، از ۲ تا ۲۷ مه در مقر سازمان ملل در نیویورک برگزار شد. این قرارداد هر پنج سال یکبار بررسی می شود. در کنفرانس سال ۲۰۰۰، پنج کشور ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه قول داده بودند که در جهت از بین بردن سلاح های اتمی خود گام های عملی بردارند. 

کشورهای اتمی امضاء کننده قرارداد همچنین متعهد شده بودند که از دادن سلاح هسته ای یا فنی آوری تولید سلاح های هسته ای به کشورها غیراتمی خودداری کنند. دولت های غیر اتمی امضاء کننده قرارداد متعهد شده بودند که در صدد تولید سلاح های اتمی و یا دست یافتن به فن آوری تولید سلاح های اتمی بر نیایند.
در شرایطی که دولت های دارای سلاح های هسته ای هیچ گام جدی بسمت کاهش و محو زرادخانه های اتمی خود بر نمی دارند، قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی به ابزاری برای حفظ انحصار این کشور ها در این زمینه تبدیل شده است.

البته هدف اصلی قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی که در سال ۱۹۶۸ به تصویب سازمان ملل رسید غیر از این است. در سال ۱۹۹۶، دادگاه بین المللی لاهه به اتفاق آرا نظر داد که ماده ۶ قراداد منع گسترش سلاح های اتمی برای کشورهای اتمی الزام قانونی نابود کردن زرادخانه سلاح های اتمی شان را همراه دارد. کنفرانس بعد از کنفرانس خواهان خلع سلاح اتمی – کامل و بدون قید وشرط- شده است. 

بدون تردید در سال ۲۰۰۵، جهان با خطر فزاینده گسترش سلاح ها اتمی روبرو است. دولت بوش به خصوص از انجام تعهدات خود در چهارچوب قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی و مصوبات کنفرانس ۲۰۰۰ ، طفره می رود. دولت بوش تولید نسل جدیدیی از سلاح های اتمی – که کوچک و جمع و جور هستند- را آغاز کرده است. ایالات متحده آمریکا به بهانه « جنگ با تروریسم» زیرپا گذاشتن قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی را توجیهه می کند.

دولت بوش در صدد تغییر قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی به شکلی است که دولت های دارای سلاح های اتمی موظف به نابود کردن زرادخانه های اتمی خود نباشند. دولت بوش بر این نظر است که توافقنامه کنفرانس سال ۲۰۰۰ صرفاً اهمیت تاریخی داشته و از این به بعد آماده حمایت از مواد سیزده گانه آن توافقنامه نیست.

همزمان با کنفرانس فوق، فعالیت هایی از طرف جنبش جهانی برای پایان دادن به تولید سلاح های اتمی و جنبش ضد جنگ برگزار شد. در روز اول ماه مه، راه پیمایی بزرگ « نه به سلاح اتمی، نه به جنگ» در برابر مقر سازمان ملل و محل برگزاری کنفرانس صورت گرفت.
سازمان های غیردولتی از بیش از ۹۰ کشور جهان در مراسم متنوعی که در این ماه برگزار شد شرکت داشتند. هیباکوشا ( بازماندگان ژاپنی بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی از طرف آمریکا) در این فعالیت های شرکت کردند. هئیت « شهرداران برای صلح» به نمایندگی از طرف ۱۰۵ شهر در ۲۵ کشور جهان در این فعالیت ها شرکت داشت و خواست نابودی کامل سلاح های اتمی تا سال ۲۰۲۰ را در دستور فعالیت های خود قرار داد. همچنین چند نشست همگانی در ارتباط با کاربرد اورانیوم مصرف شده درسلاح های امریکایی در جنگ عراق، اعلام خاورمیانه بعنوان یک منطقه عاری از سلاح های هسته ای برگزار شد.

برنامه هسته ای ایران و اهداف جنبش صلح 

در ارتباط با سلاح های اتمی، جنبش جهانی صلح دو هدف را دنبال می کند: نابود کردن سلاح های اتمی موجود و جلوگیری از گسترش سلاح های اتمی. اما دولت آمریکا سیاست خارجی، دیپلوماسی و تبلیغات خود را کلاً بر موضوع منع گسترش سلاح های اتمی دیگران متمرکز کرده است، بدون آن که بخواهد به زرادخانه هسته ای عظیم خود بپردازد. اکثر کشورهای جهان بر این نظرند که بدون خلع سلاح اتمی ۵ قدرت بزرگ اتمی، پیشرفت واقعی در زمینه منع گسترش محتمل نخواهد بود.

به گفته زاکری آلن، مسئول اجرایی « ابتکار قدرت های میانی» که از نزدیک با دولت های غیر اتمی برای تحت فشار قرار دادن ایالات متحده جهت گام برداشتن در مسیر خلع سلاح کار می کند « بدون پیشرفت در عرصه خلع سلاح، منع گسترش سلاح های اتمی راه به جایی نخواهد برد.» بروس گاگنون، سرپرست « شبکه جهانی علیه سلاح و انرژی اتمی در فضا» می گوید ایالات متحده در صدد ساختن نسل جدیدی از سلاح های هسته ای است. او این سلاح ها را « زرادخانه عوامفریبی» می نامد، زیرا آمریکا همزمان کشورهای جهان را به خودداری از ساختن چنین بمب هایی موعظه می کند. گاگنون می افزاید: « آمریکا با پی گیری «جنگ ستاره ها» و ساختن سپر دفاع موشکی در عمل به مسابقه تسلیحاتی اتمی در فضا دامن می زند.»

حمله اتمی 

بعد از حملات یازده سپتامبر، دولت بوش از فرصت به دست آمده برای دست زدن به یک سیاست بسیار تجاوزکارانه، یک جانبه و میلیتاریستی استفادهده کرد. دولت بوش به بهانه « جنگ با تروریسم» از تعهدات خود در چهاچوب کنفرانس بررسی قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی در سال ۲۰۰۰ فاصله گرفته است. بعنوان مثال، دولت بوش در سال ۲۰۰۲، منطبق با « استراتژی امنیت ملی» خود اعلام کرد که اگر لازم بداند از سلاح های اتمی بر علیه کشورهای غیر اتمی استفاده خواهد کرد. این سیاست بر خلاف مفاد قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی است.

در سازمان ملل، دو گروه از کشورها- جنبش عدم تعهد و ائتلاف برنامه جدید که قدرت های میانی مانند ایرلند و آفریقای جنوبی را در بر می گیرد خواهان پای بندی پنج قدرت بزرگ اتمی- به ویژه آمریکا- به تعهدات خود در کنفرانس ۲۰۰۰ هستند.

استفاده صلح آمیز از فن آوری هسته ای

موضوع دیگر، سیاست خصمانه آمریکا نسبت به کشورهایی است که منطبق با حقوق تضمین شده خود در قرارداد منع گسترش سلاحهای اتمی، تصمیم به استفاده صلح آمیز از فن آوری هسته ای بگیرند. خانم لوسیا ماریرا، سرپرست دفتر نمایندگی برزیل در سازمان ملل معتقد است که دولت ها حق برخورداری از کاربرد فن آوری هسته ای برای تولید انرژی را دارند « فن آوری هسته ای ما از آن خود ما است و تماماً در داخل کشور ما حاصل شده است. این چیزی است که برای توسعه آینده کشورمان به آن نیاز داریم.»
متاسفانه بخش قابل توجهی از نیروهای صلح خواه کشور ما که همزمان وظیفه خطیر اپوزیسیون بودن را هم بر دوش دارند، در انطباق با سیاست بیرون نگر خود، همسو با سیاست خارجی آمریکا در این عرصه گام بر می دارند. برای مثال دیدگاهی که سیاست داخلی خود را ادامه سیاست خارجی آمریکا قرار داده است، هر قدر هم که در باره خطر بنیادگرایی صحبت و تبلیغ کند، طبیعتاً به برداشت محدود و تنگی از بنیادگرایی می رسد. در تبلیغات آنان نظر دولت های غربی در باره بنیادگرایی تکرار می شود. آنان به تبع این تبلیغات، بنیادگرایی یهودی و تنش آفرینی آن در منطقه را نمی بینند، آنان بنیادگرایی مسیحی اوانجلیست های نومحافظه کار را نمی بینیند. آنان بنیادگرایی هندو و تبلور آن در اعمال سیک های هندو و بنیادگرایی بودایی و تبلور آن در شخص دالایی لاما را نمی بینیم. و بدتر از همه، حمایت غرب از این بنیادگرایی ها و حتی حمایت تاریخی غرب از بنیادگرایی اسلامی را نمیبینند. این غفلت موجب شده است که احتمال سازش بنیادگرایان داخلی و بنیادگرایان آمریکایی را نبینند. آنها از یک طرف هدف اصلی جنبش صلح یعنی خلع سلاح اتمی عمومی و کاهش زرادخانه اتمی قدرت های بزرگ و نابود نهایی آن را کنار گذاشته اند و تبلیغات خود را نه تنها بر موضوع منع گسترش سلاح هسته ای از طرف ایران بلکه بر منع گسترش فن آوری هسته ای از طرف ایران متمرکز کرده اند.

آیا می دانیم نتیجه غفلت از ندیدن این موضوعات چیست؟
خطر اینست که اینان احتمال سازش بنیادگرایان داخلی کشورمان را با بنیادگرایان آمریکائی نبینند، یعنی مشابه سازشی که در ترکیه به رهبری حزب توسعه و عدالت صورت گرفت، سازشی که در همین زمان آمریکا در عراق با شیعیان بنیادگرا انجام می دهد.بنابراین آیا در محاسبات و ملاحظات سیاسی خود به این فکر کرده ایم که جمهوری اسلامی ممکن است در مرحله ای در برابر فشار غرب به اصطلاح وا بدهد و سازش کند؟ آیا ما واقعاً باورمان شده که جمهوری اسلامی راه صدام را تا درگیری کامل و تمام عیار ادامه خواهد داد؟ اگر فردا طبق خواست های ما جمهوری اسلامی سازش کرد، دست از حمایت تروریسم برداشت، غنی سازی را متوقف کرد و مثل لیبی همه چیز را در بسته بندی مخصوص به واشنگتن فرستاد، و آمریکا هم مانند مورد لیبی، مصر، اردن، عربستان سعودی و غیره چشم بر تجاوز به حقوق بشر در ایران بست و رژیم را بعنوان متحد خود در آغوش گرفت و دفاع از منافع حیاتی خود در منطقه را به رژیم واگذار کرد، آنوقت تکلیف ما بعنوان اپوزیسیونی که مبارزه سیاسی خود را بر اساس آنچه برای غرب خوب است برای ایران هم خوب است، قرار داده چه خواهد بود؟ 

این دیدگاه هدف اصلی جنبش صلح یعنی خلع سلاح اتمی عمومی و کاهش زرادخانه اتمی قدرتهای بزرگ و نابودی نهایی آنرا کنار گذاشته و تبلیغات خود را نه بر موضوع منع گسترش سلاح هسته ای از طرف ایران بلکه بر منع گسترش فن آوری هسته ای از طرف ایران متمرکز کرده است.
در شرایطی که قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی نه تنها به خطر اتمی واقعی که متوجه جهان است نمی پردازد، بلکه حتی کمترین تاثیر منفی بر منافع قدرت های اتمی ندارد، سیاست این بخش از اپوزیسیون هر چه بیشتر از جنبش جهانی صلح، کشورهای غیر متعهد، قدرت های میانی فاصله گرفته و ناخواسته در خدمت سیاست خارجی قدرت های بزرگ قرار می گیرد. چنین سیاسـی در عمل به اعتبار این نیروها در میان مردم لطمه خواهد زد.

اگر امروز نه، در آینده باید به مردم پاسخ داد که اگر ما واقعاً خواهان صلح هستیم چرا در قبال خطر واقعی و حاضر سکوت اختیار کرده ایم و بر طبل خطر مفروض و آتی می کوبیم؟ چرا در کنار مخالفت با هرگونه برنامه نظامی اتمی از طرف ایران، مخالفت خود با سیاست قدرت های اتمی در استفاده از سلاح اتمی علیه کشورهای غیر اتمی، و بر علیه سیاست حمله پیشگیرانه اتمی را اعلام نمی کنیم؟ 

برنامه عمل پیشنهادی

۱- توقف کامل تولید سلاح های اتمی از طرف قدرت های اتمی
۲- توقف کامل تولید مواد اولیه تولید سلاح های اتمی از طرف همه کشورها
۳- امضاء قراداد همه جانبه منع آزمایش سلاح های اتمی
۴- امضاء قرارداد غیر قانونی کردن استفاده و تهدید استفاد از سلاح اتمی- طی دوره انتقالی لازم برای محو سلاح های اتمی.
۵- تعهد کشورهای غیر اتمی نسبت به سیاست غیر اتمی باقی ماندن
۶- موافقتنامه زمان بندی شده برای محو سلاح های اتمی موجود
۷- ایجاد سیستم مناسب نظارت بر اجرای اصول فوق.

تنها با فعالیت، تبلیغ و روشنگری همه جانبه در این عرصه هاست که می توان در انظار عمومی و در سطح جامعه بعنوان یک نیروی صلح دوست، آگاه و مستقل اعتبار کسب کرد و قادر شد در کنار مردم با نیروهای جنگ طلب و تنش آفرین داخلی و خارجی مقابله کرد. 

تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد, ۱۳۸۴ ۱:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»