سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۱:۵۷

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۷

مرثیه ی درخت

با یاد مصدق

من، اولین سپیده ی بیدار باغ را
- آمیخته به خون طراوت -
در خواب برگ های تو دیدم
من، اولین ترنم ِ مرغان صبح را
- بیدار ِ روشنایی ِ رویان ِ رودبار -
در گل افشانی تو شنیدم.

ما را حتی امان گریه ندادند

 

م.سرشک می گوید:

«نسبت به مصدق نوعی حُبّ و بغض توأمان ambivalence پیدا کردم. گاه این طرف غلبه می کرد، گاه آن طرف. غالبا شیفتگی بود و کم تر خشم و تردید. و این بود و بود تا روزی که با دوستم رضا سیدحسینی در خیابان استانبول نزدیکی های میدان مُخبرالدوله از کتاب فروشی نیل می آمدیم. روزنامه های عصردرآمده بود.

کیهان در گوشه ی صفحه ی اول خبر مرگ مصدق را چاپ کرده بود. مدتی به روزنامه خیره شدم و خطاب به مصدق عباراتی گفتم: که خوب، پیرمرد بالاخره…

یکباره زدم زیر گریه؛ از آن گریه های عجیب و غریب که کم تر در عمرم بر من مسلط شده

است. رضا سید حسینی دست مرا گرفته بود و می کشید که بی صدا! الان می آیند و ما را می گیرند و من همان طور نعره می زدم. بالاخره از او جدا شدم و خودم را رساندم به خانه

مان. منزلی بود در خیابان شیخ هادی… با یکی از هم کلاسی های هم شهری ام اجاره کرده بودم. گریه کنان رفتم به خانه و در آن جا شعر “مرثیه ی درخت” را سرودم*:»

 

خواب بلند و تیره ی دریا را

– آشفته و عبوس –

تعبیر می کند ؟

من می شنیدم از لب برگ

– این زبان سبز –

در خواب نیم شب که سرودش را

در آب جویبار، بدین گونه شسته بود:

 

 

– در سوکت ای درخت تناور!

ای آیت خجسته ی در خویش زیستن!

ما را

حتی امان گریه ندادند.

 

 

من، اولین سپیده ی بیدار باغ را

– آمیخته به خون طراوت –

در خواب برگ های تو دیدم

من، اولین ترنم ِ مرغان صبح را

– بیدار ِ روشنایی ِ رویان ِ رودبار –

در گل افشانی تو شنیدم.

 

دیدند بادها،

کان شاخ و برگ های مقدس

– این سال و سالیان که شبی مرگواره بود –

در سایه ی حصار تو پوسید

دیوار،

دیوار ِ بی کرانی ِ تنهایی تو –

یا

دیوار باستانی ِ تردیدهای من

نگذاشت شاخه های تو دیگر

در خنده ی سپیده ببالند

حتی،

نگذاشت قمریان پریشان

( اینان که مرگ یک گل نرگس را

یک ماه پیش تر

آن سان گریستند )

در سوک ِ ساکت ِ تو بنالند.

 

بیرون ازین حصار کسی نیست

گیرم در آن کرانه نگویند

کاین موج روشنایی مشرق

– بر نخل های تشنه ی صحرا، یمن، عدن…

یا آب های ِ ساحلی ِ نیل –

از بخشش ِ کدام سپیده ست

اما ،

من از نگاه آینه

– هر چند تیره ، تار –

شرمنده ام که : آه

در سکوت ای درخت تناور،

ای آیت خجسته ی در خویش زیستن،

بالیدن و شکفتن،

در خویش بارور شدن از خویش،

در خاک خویش ریشه دواندن

ما را

حتی امان گریه ندادند.**

 

 

۱۵ اسفند ۱۳۴۵

 

 

*: در جست و جوی نیشابور: زندگی و شعر محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)، مجتبی بشر دوست، تهران، ثالث- یوشیج، چاپ نخست : ۱۳۷۹، ص ۱۸۸ .

**: روشن تر از خاموشی : برگزیده ی شعر امروز ایران، مرتضی کاخی، تهران، آگه، چاپ پنجم : ۱۳۸۳، صص ۸۳۸- ۸۴۰.

گیرم،دیگر کدام روزنه، دیگر کدام صبح

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۳۹۰ ۴:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

هنر آتش‌بس: “ماجراجویی نظامی بی‌ملاحظه آمریکا ادامه دارد!”

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟