سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۱۹

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۹

مصطفی صابر و “انقلاب ۱۳۸۸”!

وظیفه هر مارکسيست به طور عام و مارکسيست - لنینیستهای واقعی به طور خاص اکنون این است که نقد تمام عیاری در مقابل آموزش های غلط ارایه دهند و همچنین آموزش درست مارکسیستی را پیش ببرند. تا پیش از زمان اوج گیری مجدد اعتراضات راه و روش و سبک کار گرایش صحیح (تبلیغ، ترویج و سازماندهی) در میان فعالین و انقلابیون جاگیر شده باشد.

مدتها بود که تلاش می کردم کانال جدید را در ماهواره خود پیدا کنم و از برنامه حزب کمونیست کارگری نیز استفاده نمایم ،تا اینکه روز ۴/ ۷ / ۱۳۹۱ موفق شدم.

  به محض یافتن این کانال شاهد برنامه ی مصاحبه با مصطفی صابر در رابطه با اعتراضات مسلمانان کشورهای مختلف به ساخت فیلمی که می گویند در آن به محمد اهانت شده است ،بودم . در رابطه با رد نوع حرکتهای اعتراضی حرفهایی زدند و در رابطه با علل این تنش از سوی دو طرف صحبتهایی کردند . به نظر من تمام تحلیل های ارایه شده غیر مارکسیستی بود،اما مهمتر از همه آنها این بود که اعتراضات سال ۱۳۸۸ را ایشان (صابر) این گونه بیان می کرد : “انقلاب ۸۸” این گفته نمی تواند حاصل افکار و اندیشه کارگری و مارکسیستی باشد. به نظرمی رسد افکار ایشان هر روز بیشتر از قبل به لیبرالیسم نزدیک می شود.

 این روزها که دشمنان انقلاب مانند تمامی کشورهای سرمایه داری از جمله آمریکا و طرفدارانش خود را انقلابی و مدافع “انقلابات” جدید قلمداد می کنند و گروههای ارتجاعی را مسلح کرده حرکتهای انقلابی توده های مردمی را به بیراه کشانده و دست نشانده های خود را به عنوان انقلابیون جا می زنند.  اتفاق لیبی و برنامه در حال اجرای جنگ در میان دو ارتجاع در سوریه را انقلاب می نامند هنوز به خود جرئت نداده اند اعتراضات ۱۳۸۸ ایران را انقلاب نامگذاری نماید و به این دلیل است که می گویم آقای صابر لیبرالتر از اوباما و اطرافیانش شده است. (من اعتقاد دارم کسانی که فکر می کنند جریان جنک دو ارتجاع در سوریه جریان انقلاب است و طرفداران امریکا – ترکیه – و دیگر کشور های عربی نیرو های انقلابی هستند همگی بلا استثنا دچار انحراف و پیرو زائده لیبرالیسم شده اند.)

 پس از شنیدن این مصاحبه تصمیم گرفتم دوباره جهت درک درست از انقلاب و مرتکب نشدن اشتباه در رابطه باتعریف انقلاب و ملزومات آن ، همچنین اهداف آن ،نیروهای به ثمر رساننده یک انقلاب و همچنین بررسی نوع انقلابی که با شرایط فعلی ایران و جهان می تواند مورد قبول بوده و نام انقلاب را به خود بگیرد بررسی کنم .

 چون می دانم ایشان (صابر) نیز از مخالفان سر سخت لنین هستند در نتیجه برای یافتن جواب سوالهای خود به سراغ مارکس و انگلس رفتم و نوشته های آنها در رابطه با مقوله انقلاب را تا حدود لازم خواندم ، آنچه نتیجه شد اینکه در اعتراضات  88 هیچ دلیل و عاملی وجود نداشت و ندارد که با تکیه بر آن بتوان گفت آن اعتراضات حتی در حد پیش درآمدی از انقلاب بوده باشد.  

حال آقای مصطفی صابر به چه دلیل آن را انقلاب می شناسد بهتر است خودشان توضیح دهند.

 من از ایشان میخواهم لطف کنند وتعریف خود از انقلاب را بیان نمایند، همچنین اهداف انقلاب، عوامل تأثیر گذار و تأثیر پذیر از انقلاب، شرایط ممکن شدن انقلاب و دشمنان و دوستان انقلاب و… را بیان کنند تا من هم بدانم ایشان به چه چیزی انقلاب می گوید ودلایل ایشان درمورد اینکه اعتراضات۸۸″ انقلاب” است، چست؟

 درک من از انقلاب در شرایط کنونی سیر مداوم اعتراضات به اشکال مختلف  و رشد یابنده است که در روند و پروسه خود دچار فرود و فرازهایی می گردد که هیچ وقت بخش هایی از آن مانند یک یا چندفرود یا فراز، انقلاب محسوب نمی گردد بلکه مجموعه تمامی فرود و فرازهای آن در طی روند خود تا  حدسرنگونی سیادت سیاسی سرمایه داری و برقراری حاکمیت طبقه کارگر یک انقلاب محسوب می شود . بنابراین تعریف حرکتهای حتی پیروزمندانه ی تونس و مصر نیز هیکدام انقلاب محسوب نمی شود بلکه بخشی از یک انقلاب هستند که گام بلندی در راه بستر سازی جهش انقلابی برداشته است که می توانند توده های زحمتکش این کشورها امکانات بسیار را جهت حرکت به سمت انقلاب خود بردارند . در نتیجه انقلابیون در تونس و مصر دریافتن راه و امکانات ادامه مسیر انقلاب پیروز شدند اما مردم در لیبی هنوز حرکت خود را شروع نکرده توسط ارتجاع و سرمایه داری جهانی در نطفه شکست خورده است و در سوریه و یمن نیز در حال حاضر دچار همین روند به شکست کشاندن حرکتهای انقلابی توسط ارتجاع و سرمایه جهانی و داخلی است.

 به نظرم می توان برای شناخت گرایشات مختلف چنین تعریفی را ملاک قرار داد که آیا یک گرایش انقلابی است یا زائده ای از سرمایه داری می باشد. بر این مبنا نیز از مصطفی صابر می خواهم دلایل خود را که اعتراضات ۸۸ را انقلاب می نامد بیان کند یا حداقا تعریف خود را از انقلاب اعلام نماید تا فعالین و مبارزان طبقه کارگر ضمن درک موضوع بتوانند از میان راههای مختلف بیان شده آنچه درست تر است را انتخاب نمایند . من بی صبرانه در انتظار بیان دلایل آقای صابر هستم تا اگر در برداشتهای خود خطا یا اشتباهاتی دارم آنها را برطرف نمایم.

  من چون خود به گرایش مارکسیسم- لنینیسم اعتقاد دارم بر این مبنا عملکرد و گفته های لنین را بیان می کنم که در اصول هرگز نمی توان ذره ای گذشت کردولی درتاکتیکها باید هر چه بیشتر نرمش نشان داد . تعریف انقلاب در حوزه اصول پایه ای است، نه تاکتیکی، بنابراین نوع تعریف و حرکت در اصول باید نشان دهنده این باشدکه آیا اندیشه یک تئوریسین که در داخل صف طبقه کارگر قرار دارد واقعا” در خدمت طبقه کارگر است ؟ یا در حین حضور در صف طبقه کارگر فعالیتش به سود طبقه مقابل است؟

 لنین می گوید:

 مادام که افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جملات ، اظهارات و وعده و وعید های اخلاقی ، دینی ، سیاسی و اجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند ، در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود.

 یعنی اینکه نوع تعریف ها از اصول در حوزه تئوریک و عملکردهای ما در حوزه پراتیک نشان دهنده درستی یا نادرستی مسیر حرکت ما هستند . گفته من این است که بیان کردن اینکه اعتراضات ۸۸ انقلاب بود در واقع غیر مارکسیستی است وضمن اینکه آموزش بسیارغلط به فعالین و توده های کارگری می دهد و انحرافات را در درون آنها به شدت دامن می زند در نتیجه به تمامی آنها که خود را مارکسیست می دانند باید نهیب زد که از هر گونه آموزش های غلط، غیرمارکسیستی وضدکارگری جلوگیری کرده و آنها را به شدت نقد کنند همانگونه که مارکس _انگلس و لنین از آموزش درست و علمی در مقابل انحرافات زمان خود با تمام توان دفاع می کردند و انحرافات را نقد می کردند حال چگونه می توان یکی از ارکان اصلی مارکسیسم که انقلاب است و این گونه مورد آموزش غلط واقع شده است را دید و خیلی آرام و ساکت خود را مارکسیست نامید؟

 به نظرم بیان چنین نظریاتی در واقع منحرف کردن توده ها و فعالین از اصول پایه ای مارکسیسم است که نتایج زیان بار بسیاری خواهد داشت و در آینده نزدیک که اعتراضات اوج بگیرد فعالین و توده ها با توجه به چنین آموزشهای غلط اعتراضات در حد لیبرالی را به عنوان انقلاب قبول کرده و دیگر نیازی به هدایت و رهبری اعتراضات به سمت و سوی نقشه مند و رشد یابنده تا پیروزی طبقه کارگر نیازی نخواهند دید .

 همان طوری که از تجمع قطره ها دریا می شود از مجموع آموزشهای درست در شرایط عینی انقلاب ، انقلاب پیروز می شود و در مقابل آن از مجموع آموزشهای غلط شکست انقلاب در زمانی که می تواند پیروز شود پیش می آید .

 وظیفه هر مارکسیست به طور عام و مارکسیست – لنینیستهای واقعی به طور خاص اکنون این است که نقد تمام عیاری در مقابل آموزش های غلط ارایه دهند و همچنین آموزش درست مارکسیستی را پیش ببرند. تا پیش از زمان اوج گیری مجدد اعتراضات راه و روش و سبک کار گرایش صحیح(تبلیغ، ترویج و سازماندهی) در میان فعالین و انقلابیون جاگیر شده باشد . در غیر این صورت هنگام اوج گیری دیگر زمان ارایه آموزش نخواهد بود بلکه آن وقت زمان درو  و برداشت است، نه زمان کاشت. کسانی که انجام وظیفه نقد و آموزش را به زمان اوج گیری اعتراضات موکول می کنند آنها نیز مارکسیست نیستند بلکه پیروان گرایش خود به خودی هستند که به زائده سرمایه داری و انحرافات گوناگون داخل صف طبقه کارگر تبدیل می شوند.

 

 ۵/۷/۱۳۹۱

 

 

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۵ مهر, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!