سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۵:۰۱

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۱

نسبی گرایی: عیب و اشکال بزرگ مکتب «تاریخ گرایی»

انسان چیزی را میشناسد که خود تولید کرده باشد, مانند فرهنگ و تاریخ. فهمیدن تاریخ یعنی فهم خود و جهان. انسان از طریق درک و شناخت تاریخ میتواند خود را بشناسد.
Getting your Trinity Audio player ready...

ترجمه و تفسیرهای مغشوش از جریان تاریخ گرایی

مهمترین نقد به مکتب “تاریخ گرایی”، نسبی گرایی آن است. مثلا اگر بگویی هیتلر ۶ میلیون یهودی را به قتل رساند، سفسطه گر تاریخ گرا میگوید: استالین موجب مرگ ۲۰ میلیون شد! یا اگر بگویی در زندانهای شاه ۳۰۰۰ مبارز وجود داشت، مدافع تاریخ گرایی میگوید: خمینی در یک هفته این رقم مبارز را اعدام نمود! یعنی از طریق سبک و متد “نسبی گرایی” این مکتب، جنایت و اشتباه نسبی میشود تا مخوف بنظر نیاید.

یکی از متفکرین نخستین و کلاسیک این جریان: ویکوی ایتالیایی (۱۷۴۴-۱۶۶۸.م)  است. او میگفت: انسان چیزی را میشناسد که خود تولید کرده باشد, مانند: فرهنگ و تاریخ. فهمیدن تاریخ یعنی فهم خود و جهان. انسان از طریق درک و شناخت تاریخ میتواند خود را بشناسد. در آغاز تاریخ اندیشه، یعنی در دوره آرکائیک، شناخت انسان از خود، جهان، و جامعه، درک و فهمی اسطوره ای-شاعرانه بود. ویکو تاریخ خلقها را شامل مراحل خدایان افسانه ای، علاقه به قهرمانان و نقش انسانها میدانست و دوره های تکراری جوامع و فرهنگ بشری را شامل دوره های صعود، پیشرفت، شکوفایی، زوال، و پایان میدانست.

تاریخ گرایی (Hiistoricism – Historismus) واژه ای است لاتین، و مکتبی در قرن ۱۹ میلادی، که کوشید تمام پدیده ها و حوادث اجتماعی را از نظر تاریخ و با کمک منطق نسبی گرایی توضیح دهد. چپها و لیبرالها در مقابل راست ها و محافظه کاران، مدعی شدند که مقوله تاریخ گرایی به فرهنگ شکاکی و نسبی گرایی منتهی میشود؛ دارای یک بار منفی است، و امکاناتش محدود است. چپها آنرا اساس ایدئولوژی غیر تاریخی و سرگردان پایان بورژوازی میدانند. تاریخ گرایی مارکسیستی شرایط طبقاتی-تاریخی را مورد توجه قرار میدهد. تاریخ گرایی بورژوایی از روش و متد فردگرایی، ذهنی گرایی، و نسبی گرایی، استفاده میکند. مارکسیسم به قانونمندی درونی تاریخ باور دارد؛ مثلا تغییر و تحول و تکامل از  پایین به بالا؛ که در رابطه با پدیده های دیگر مانند روابط اقتصادی  نظامها و فرماسیونهای اجتماعی میباشند.

تاریخ گرایی بورژوایی، فرهنگ و تاریخ اندیشه را از پروسه تاریخی-ماتریالیستی جدا میکند. مارکسیست ها تاریخ گرایی بورژوایی را مدافع و خدمتکار حاکمیت امپریالیستی-بورژوایی میدانند. تاریخگرایی بورژوایی جریانی بود که از طریق سازمان سازی علم تاریخ در آلمان در میانه قرن ۱۹ میلادی بصورت رشته ای مستقل شکل گرفت. آن درکی فلسفی پیرامون تاریخیت تمام روشها و پدیده های اجتماعی از طریق تاریخ خاص و ارتباطات آنان با همدیگر بود و میکوشید حوادث و پدیده های تاریخی را با توجه به تاریخ شان توضیح دهد. برای فهم بهتر آن، مارکسیست ها رجوع به تفکر تاریخی را توصیه میکنند.

والتر بنیامین، ادیب و منتقد چپگرای یهودی تبار آلمانی، تاریخ گرایی را تاریخ نویسی نیروهای پیروزمند در جنگ میدانست و آنرا در مقالل ماتریالیسم تاریخی قرار میداد. پوپر میگفت: ادعای مارکسیستها پیرامون توانایی پیش بینی تاریخ بشر، نوعی فقر و ضعف تاریخگرایی را نشان میدهد. دیلتای در باره رابطه گذشته با حال میگفت: یک وضعیت سلسله مراتبی وجود دارد، و ما نه تنها دارای سنت نیستیم، بلکه سنت دارای ماست. چون تاریخ گرایی روشنگری را نوعی رمانتیسم میدانست، دوره های تاریخی و فرهنگی بشر را ظاهری میشمرد.

پدیده شناسی هوسرل به ادعاهای مکتب تاریخگرایی پاسخ منفی داد، بدون اینکه ارزش و اهمیت تاریخ برای فیلسوفان را منکر شود. منتقد مهم تاریخگرایی به ادعای لیبرالها، نیچه است، گرچه هدف وی نقد تئوری ذهنی هگل بود. بیماری تاریخی در نظام های ایدئولوژیک موجب فلج شدن اندیشه ورزی و رشد اعمال خشونت آمیز میشود. تکیه مورخین مارکسیست برای آنالیز تاریخگرایی روی قانونمندی درونی شرایط تاریخی-طبقاتی است. طبقه کارگر بدون هیچ محدودیتی جهت شناخت تاریخ، علاقمند به این قانونمندی در اجتماع است. از زمانیکه از دید مارکسیست ها بورژوازی وارد مرحله ارتجاعی شد و ماتریالیسم تاریخی بوجود آمد، مارکسیسم، تاریخگرایی مدرن بورژوایی را بطور سیستماتیک مورد نقد و بررسی قرار داد و سرانجام کنار زد. مارکسیسم بعد از معرفی دست آوردهای فلسفه تاریخ کلاسیک بورژوایی و دیالکتیک هگل، در ک تاریخی ایده آلیستی را کنار زد. در کتاب “فلسفه تاریخ قرن ۲۰” در سال ۱۹۶۴ متفکری بنام  توماس کون (T. Kuhn)، برخوردی انتقادی  با تاریخ گرایی از دید مارکسیستی انجام داد.

 

تاریخگرایی بورژوایی با کمک نئوکانتیسم تحول تاریخ را شبیه تحول و تکامل جانوران در طبیعت میدانست، یعنی انکار قوانین تاریخی اجتماعی با کمک مقوله های ذهنی گرایی، فردگرایی، و نسبی گرایی. تاریخگرایی بورژوایی فاکتها، شرایط، و دست آوردهای واقعی را از رابطه اجتماعی شان جدا میکند تا بتواند پدیده ها و اتفاقات را توضیح دهد و نه اینکه تحلیل دیالکتیکی نماید. نمایندگان مهم تاریخگرایی مدرن بورژوایی در پایان قرن ۱۹ دیلتای، آ.وبر، لیت، روتهاکر، و ترولچ بودند. نقش مهم ترولچ در کتاب “تاریخگرایی و مشکلاتش. ۱۹۲۲” و کتاب کارل هوسی “بحران تاریخگرایی .۱۹۳۲” مشاهد میشوند. پوزیویتیست ها غیر از لیبرالها و مارکسیستها، تحلیل و نظر و منطق تاریخگرایان را رد میکردند. بین تاریخگرایی روسی و آلمانی فرق هست. در اوایل قرن ۲۰ دو متفکر تاریخ گرایی بنام های ماینک و ترولچ کوشیدند آنرا از بدنامی  نجات دهند ولی نتوانستند تمام عیب و ایرادهای وارد را اصلاح کنند. ماینک تاریخگرایی را مفهومی دورانساز و بجای آگاهی تاریخی معرفی نمود. بعد از ویکه ایتالیایی، فان رانکه آلمانی، دومین نظریه پرداز کلاسیک تاریخگرایی بشمار می آید. او به مخالفت با تاریخگراایی ذهنی و ایده آلیستی آلمان پرداخت. تاریخگرایی در آغاز سعی نمود از طریق هرمنوتیک و تفسیر متون، خود را منطقی و علمی نشان دهد که با شکست روبرو شد. علت این شکست این بود که چون حوادث و اتفاقات تاریخی منحصر بفرد هستند و نمی توان آنان را عمومیت دارد،  تفسیر شان نیز در طول زمان تغییر میکند. علوم انسانی در مکتب تاریخگرایی اهمیت و نقشی دوگانه دارند.

 

منابع:

Biti, Vladimir. Literatur-Und Kulturtheorie. Hamburg: Roro-Verlag. 2001. S. 355-58

Meyers Universallexikon. Band 2. Leipzig: Veb-Verlag. 1979 S. 293

Philosophisches Wörterbuch. Leipzig: Veb-Verlag. 1966. S.324-25 & S. 521-23

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور, ۱۴۰۲ ۳:۴۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران