سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۶:۳۹

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۹

نمایشنامه ظهور مجدد مومیائی ها!

مجاهدین خلق که همیشه با مشکل فقدان فاکت ها و شواهد لازم برای اثبات حضور ادعائی خود در ایران و در متن مبارزات مردمی مواجه بوده اند، و بطورمعمول هم همه ادعاهای حکومت اسلامی در همه حوزه ها را دروغ و یاوه می دانند، الا در موردی که سردمداران و رسانه ها و مقامات امنیتی رژیم با هدف تخطئه اعتراضات مردم آن را به دشمنان خارجی و مشخصا سازمان مجاهدین ( منافقین) منتسب نمایند.

الف-  با ادبیات آک بندشده چندین دهه پیش که مثل همیشه بوی نا می دهد و تماما چندش آور و سرشار از عباراتی چون فدا، رودخروشان خون، اشرف نشان، خرج کردن بی مهابا از شرف شهدا و سخن گفتن از جانب آن ها هم چون یک وکیل تسخیری، و مزخرفاتی از این قبیل، که نشان می دهد چندان هم فرقی هم نمی کند به دنبال آن باشیم که آیا  نویسنده اش به لحاظ فیزیکی زنده است یا مرده! پاسخ هرچه باشد، بهرصورت او در همان فضای چندین دهه پیش دفن شده است!.

پ- محتوای بیانیه چنان است که به دولت فخیمه آمریکا نشان بدهند که تنها نیروی برانداز و وفادار و جایگزینی که دولت آمریکا به دنبالش هست این سازمان است و لاغیر. و بهمین دلیل هم سعی می کند که در کنارشیخ و به عنوان رقیب، نظام شاهی را هم نیروی سوخته به تصویربکشد و در این میان دستی هم روی مصدق و کودتا علیه او می کشد. اما حمل کالای قاچاق در آن جا از پرده بیرون می افتد که او مستظهر به حمایت تمام عیارهمان ارباب کودتاچی است و آن را به شکل وقیحانه، آن گونه که خود ارباب ادعا می کند به عنوان دفاع از حقوق بشر، جار می زند! و حال آن که همین ارباب در معامله با دولت کره شمالی رسما و با صدای بلندی که همه بشنوند می گوید در مذاکراتش با اون موضوعی بنام حقوق بشر در کارنیست. اما او نمی داند که هم شیخ و هم شاه و به همراه آن ها خود وی، هم چون وانموده و نسخه بدلی آن ها- یک کارت سوخته شده است. هرچه که خوبان همه دارند، او تنها دارد، اما چه باک! مگر ما در دوره ظهورمومیائی شده ها زندگی نمی کنیم؟! مگر مسعودرجوی مومیائی شده چه چیزی کمتر از دیگرمومیائی ها شده ها دارد؟!

ت- به مانند همیشه و با وقاحت کامل اعتراضات وخیزش های مردمی را به حساب خود واریزکرده است. او نمی داند که در عصرماقبل شبکه ها اگر کسانی بودند که فریب این نوع ادعاها را بخورند، اما در عصرشبکه ها که مردم و جوانان، هم به مثابه کنشگران و هم ثبت کنندگان هرواقعه توسط خود در صحنه و اشتراک گذاری آن، و در عصرعاملیت جنبش ها، دیگر به کسی اجازه نمی دهند که به سادگی گذشته در غیاب بی صدایان، مدعی سخنگوئی و زعامت شوند. از قدیم گفته اند که آدم زنده وصی و وکیل نمی خواهد. جنبش های خودجوش امروزی آن اسب های راهواری نیستند که امثال رجوی ها و خمینی ها و رضاپهلوی ها بتوانند به سادگی آن ها را زین کرده و بتازند. جنبش مردم اردن و مغرب و ایران و… همین راستاها را نشان می دهند.  دیگر این جورادعاها هیچ آبی را گرم نمی کند و سکه مورداستفاده آقای مسعودرجوی و سازمان متبوعش از رونق افتاده است.

ث- مجاهدین خلق که همیشه با مشکل فقدان فاکت ها و شواهد لازم برای اثبات حضورادعائی خود در ایران و در متن مبارزات مردمی مواجه بوده اند، و بطورمعمول هم همه ادعاهای حکومت اسلامی در همه حوزه ها را دروغ و یاوه می دانند، الا در موردی که سردمداران و رسانه ها و مقامات امنیتی رژیم با هدف تخطئه اعتراضات مردم آن را به دشمنان خارجی و مشخصا سازمان مجاهدین ( منافقین) منتسب نمایند. در این موارد هرچه که رژیم می گوید صددرصدراست است و با لعنت برمنکرش آن ها را در بوق و کرنا کرده و با قاطی کردن آب و مبالغه گوئی های شناخته شده خود، به عنوان سندی کوبنده نسبت به حضورگسترده خود در متن جنبش در چهارگوشه جهان جار می زنند و بخورددیگران و قدرت های حامی خود می دهند. درحالی که همه می دانند که جمهوری اسلامی از دیرباز به عنوان یک شگردشناخته شده برای تخطئه اعتراضات مردم همیشه نیازداشته است که آن ها را به دشمنان نظام و بویژه با وقوف به عدم محبوبیت مجاهدین در میان مردم، به آن ها منتسب کند تا هم انزوای خود را به پوشاند و هم برای معترضان پرونده سازی کند و هم با سیلی صورت خود را در انظارعمومی و جهان به عنوان این که دارد «با مشتی تروریست» مبارزه می کند سرخ نگهدارد. اگر مطلق سازی دوگانه نظام و دشمن را از حکومت اسلامی بگیرید چیزی از آن باقی نماند، هم چنان که اگر همین دوگانه سازی رژیم و مجاهدین را از  قلوی دوم و نارس اسلام سیاسی که در حسرت دوری از قدرت تاقتش تاق شده و هم چنان بخود می پیچد بگیرید، چیزی از آن باقی نخواهد ماند!

ج- گرچه رسم است که عموما مردم «مرده های زنده شده» را بدشگون می دانند و می ترسند و فاصله می گیرند. از دیرباز این پرسش مطرح بوده است که آخر چرا در این مملکت مردگان باید برای زندگان تعیین تکلیف کنند؟! آیا در جامعه ایران مردگان در پس وجود و ذهن زندگان، هم چون جهان برزخ، جاخوش کرده اند و به زیست خود ادامه می دهند تا به گاه دست دادن فرصت، به ناگهان از زیرخاک بر خیزند و با روبیدن گردوخاک از سروصورت خود، هم چون زامبی ها و جسدهای متحرک وارددنیای زندگان شوند؟! هرچه که باشد چندین دهه است که در جامعه ما رسما مردگان بر زندگان حکم می رانند و ما با نوعی تراژدی رژه زامبی ها مواجهیم و بهمین دلیل مبالغه نیست که از نبردمردگان و زندگان به عنوان بخشی از واقعیت موجودی تاریخ خودمان  سخن بگوئیم.  و باز هرچه که باشد رجوی هم از تبارهمین مردگانی است که سودای حکم راندن بر زندگان را داشته و دارند. بجای پاسخ روشن و سرراست به این پرسش معلق مانده در فضای ذهنی افکارعمومی که سال هاست می خواهد بداند که او در کجا دفن شده و چطور هی بین دنیای باقی و دنیای فانی تردد می کند و اصلا چرا او لذایذ جاودانی آن دنیا را به لذایذ گذرا و کوچک این جهانی ترجیح می دهد؟! بجای پاسخ به این پرسش ها توسط خوداین زامبی یا سازمان متبوع اشان، مسعودرجوی دوباره زنده شده و به منشورده فرمانی اشاره می کند که معمولا در زیربغل ناجیان بزرگ -هم از نوع واقعی و هم از نوع قلابی اش- موجودهست اشاره می کند:

مردم ایران! کانون ها و شهرهای شورشی و هزاران اشرف برپاکنید! البته نباید غافل بود که ناجی قلابی و بدلی ما این «راهبردبزرگ و نجات بخش» خود را نیز از روی نسخه اصلی – خامنه ای و سخنان او- کپی کرده است. چرا که وی وانموده است و نسخه المثنا و بیرنگ نسخه اصلی!چنان که در ارجاع به منابع این نوشته هم می توانید مشاهده کنید متن پیام فرمانده کل ارتش آزادیبخش، با کلیپی از سخنان خامنه ای همراه است که در آن خامنه ای و دیگرسردمداران نظام سخت از خیزش دیماه به دلیل آن که مراکزثقل آن در شهرهای کوچک بود و نیروهای رژیم را که بنا به سیاق معمول در شهرهای بزرگ به حال آماده باش بودند غافلگیرکرد. از همین رو حاکمیت با بررسی آن به «نقشه دقیق دشمنان» برای ایجادکانون های شورشی در شهرهای کوچک و… و حرکت به سمت شهرهای بزرگ پی برد که کل این ماجرا در سخنان خامنه ای بازتاب یافته است. سردمداران رژیم البته از مدت ها پیش به این واقعیت که اکثریت حمایت مردمی شهرهای بزرگ بخصوص تهران را از دست داده اند وقوف داشتند، اما تصور نمی کردند که پایگاه حمایتی آن ها درشهرهای کوچک هم فروپاشیده باشد. بهمین دلیل با خیزش و شورش این شهرها سخت غافلگیر و نگران آینده خود شدند و نیازمبرم داشتند که برای توجیه غافلگیری و ضعف خود و نیز البته تخطئه اعتراض های مردمی، دستاویزهای توجیه کننده ای داشته باشند. از این رو در اتاق های فکر و توسط دستگاه امنیتی اشان به بررسی این معما پرداختند. طبیعی بود که آن ها با فراست ذاتی خود به سرعت دست دشمنان خارجی را در این توطئه سازمان یافته کشف کنند، و سناریوئی را که خامنه ای به افشاء آن پراخت به پرورند. بدیهی است که هیچ قدرت مستبدی نمی گوید که من پایگاه اجتماعی ندارم، چرا که اعتراف به چنین حکمی به معنای اذعان به انزوا و انتحارسیاسی خواهد بود. او تنها می تواند با انتساب اعتراض ها به اقلیتی که گویا آلت دست دشمنان و توطئه های آن ها شده اند، ضعف خود را به پوشاند. حال مجاهدین و مشخصا مسعودرجوی که هم چون پارالل، وانموده و پارازیت سیستم و رهبران آن عمل می کند، با مهندسی معکوس سخنان خامنه ای را دستمایه ده فرمان جدید خودساخته است.

چ- گفتیم که مجاهدین بلحاظ برنامه و ساختار و سرشت خود از زمره مردگان و نسخه بدلی و المثنای نسخه اصلی است که چندین دهه است که در جامعه ما بر زندگان حکم می رانند. حال، تحقق سودای حکم راندن نسخه بدلی بر زندگان را در حالی که نسخه اصلی- حکومت اسلامی- خود به انحطاط و گندیدگی کامل رسیده و مردم ایران نیز بیزار از سلطه گذشته بر آینده  و مردگان و بر زندگانند، تا چه اندازه می توان جدی گرفت؟ آیا تاریخ تراژیک دیروز می تواند باردیگر و این بار ولو به شکل کمیک بر روی صحنه ظاهر شود؟ بی تردید پاسخ هرچه باشد دومی از جنس ظهورحباب بر روی بسترآب هست. مجاهدین با استعانت از دو عامل می کوشند که خود را به صحنه سیاسی ایران تحمیل کنند: نخست با استعانت از حمایت فعال از جانب قدرت های بزرگ غربی و بطورمشخص مستظهر به لابی خود در دولت آمریکا و قدرت نمائی از این منظر و ایفاء نقشی هم چون اسب تروا، و دیگری با پوشاندن چهره واقعی و حرکت با چراغ خاموش و پرسه زدن با ماسک بر چهره در لابلای شبکه ها و جنبش ها. در جهان امروزهم،‌ به دلیل بحران خلأ سیاسی و اجتماعی و قرارداشتن در دوره پوست اندازی و انتقال دردناک نظم کهنه موجود به نظمی نوین، ظهورناگهانی و چه بسا به همان سرعت مرگ ناگهانی این گونه حباب های سیاسی به خودی خود امرعجیبی نیستند. این که این حباب ها قبل از ترکیدنشان تا چه حد بتوانند دوام بیاورند و تا کجا پیش بروند به عوامل گوناگون و پیچیده ای بستگی دارند، و از جمله به این که به عنوان کارت بازی چند دست توسط بازیگران جهانی در شطرنج سیاس موردمصرف قرارگیرند. اما در این میان بعیداست که مردم ایران و آن اکثریت بزرگی که به دنبال مطالبات واقعی و زمینی خویش و کسب آزادی وعدالت اجتماعی به دست خویش هستند و تجربه بزرگ و تلخ گرفتارشدن در وادی سراب گون را نیز در برابرخویش دارند، بخواهند باردیگر با وساطت ناجیان و رهبرانی که قدرت ها برای قالب گیری و کنترل جنبش ها و بیرون کشیدن ماهیت واقعا دموکراتیک و ضد سیستمی آن در سودای حقنه کردن آن ها به جنبش ها هستند، مردگان را از ماه برزمین برکشند. مومیائی ها بهتراست آرام در گورخود بخوابند.

*- در معنای ظهور مومیائی اول نیز مطلبی نگاشته بودم که متأسفانه در تراکم رویدادها و اولویت بندی ها فرصت انتشارنیافت که البته با ادیت مجدد و روزآمدکردنش آن را منتشرخواهم کرد.

منابع:

سرنگونی محتوم، پیروزی محتوم: پیام شماره ۸ آرتش آزادیبخش و مسعودرجوی:

https://www.youtube.com/watch?v=zW23nJx79PU

 

چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!:

http://news.gooya.com/politics/archives/2016/07/214951.php

 

تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد, ۱۳۹۷ ۱۰:۳۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار