سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۳:۴۸

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۸

هژمونی طلبی بخشی از اپوزیسیون و تلاش برای مصادره جنبش سبز

در این مرحله از مبارزه جنبش سبز نقش "سپری" رهبران نهادین آن حائز اهمیت است. همانگونه که از حامیان برونمرزی و حمایت مجامع بین المللی از جنبش سبز استقبال میکنیم، باید از همراهی و "پوشش حفاظتی" و مواضع شجاعانه شخصیتهای حامی درونمرزی و مدافع جنبش سبز تا زمانی که همراه مردم هستند، علیرغم تفاوتهای نظری واختلاف مسلکی با آنها، قدردانی و حمایت کرد

بسیاری از ملت های عرب منطقه در طی چند ماه اخیر با استفاده از شاهراههای اطلاعاتی، هفت شهر عشق و آزادی را سیر نمودند. اما ما ایرانیان بعد از صد سال تلاش، همچنان اندر خم “همان” کوچه بن بست هستیم! چـــرا؟ پاره ای از چرای این حقیقت تلخ را می توان با الهام از دلایل موفقیت خیزش نسل جوان عرب در وادی خود شیفتگی و خودمحوری بخشی از اپوزیسیون برونمرزی ایرانیان جـُست. اقدام شجاعانه جوانان عرب تحسین برانگیز است زیرا که بقول مولانا حیلت را رها کردند وعاشقانه پروانه گشتند و اندر دل آتش آزادی درآمدند؛ سینه ها را از کینه ها شـُستند و شراب عشق را پیمانه شدند تا دیگران از این پیمانه عشق و آزادی بنوشند. اما مهمتر اینکه جمله آنان جان شدند تا لایق جانان شدند، و برای “سر” شدن با یکدیگر به رقابت نپرداختند. مولانا می گوید “گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را، دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو. گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه، ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو”. متاسفانه اپوزیسونی که خود را “سر” می داند، چرا باید برای زلف ِ صنم ِ آزادی ِ “دیگران” شانه شود؟ چرا؟ و اینگونه است که ما همچنان اندر خم کوچه خودپرستی، هم خویش را از نسل جوان بیگانه کردیم و هم خانه را ویرانه!

 

در شرایطی که موج آزادیخواهی سواحل اعراب را از دریای مدیترانه تا دریای عمان و از خلیج فارس تا دریای سرخ درنوردیده است، و جوانان جملگی از جان گذشتند و در درون کشتی استبدادزده ملوان شدند تا آن را به ساحل آزادی برسانند. هیچ ناخدای خودگماشته ای از آنسوی “ساحل عافیت” برای آنها نسخه “رهایی” نپیچید. متاسفانه در مورد خیزش نسل جوان ایرانی که به جنبش سبز معروف است، اینگونه نشد. بسیاری از چهره های اپوزیسیون که خود را نه تنها “سر” بلکه “سری برتر از سرها” می دانند، خوشحال شدند که جمله جوانان کشور جان شده اند و اینک لایق هدایت و رهنمودی توسط جانان آسوده در سواحل تبعید هستند. اما در این میان یک مشکل کوچک یا بهتر بگویم دو مشکل کوچک وجود داشت؛ و آن این بود که جوانان بپا خاسته موسوی و کروبی را رهبر نمادین جنبش می دانستند و در کنار فریاد مرگ بر دیکتاتور و جمهوری ایرانی، شعار یا حسین میر حسین نیز سر می دادند. شعار و مطالبات ساختارشکن نسل جوان که می خواهد از تمامیت سیستم شکست خورده و غیر قابل اصلاح جمهوری اسلامی عبور کند بر همه آشکار است، و مستلزم قلمفرسائی نیست. در نتیجه آنچه را که عیان است می گذارم و می گذرم. بهرحال علیرغم پیچیدگی های عینیت موجود درونمرزی، متاسفانه مبارزه برای قطع “سر” از “بدنه” جنبش سبز توسط بخشی از اپوزیسیون برونمرزی تحت عناوین و اسامی مختلف آغاز شد. در ماههای اخیر رژیم جمهوری اسلامی نیز به کمک اپوزیسیون شتافت و تلاش نمود تا عملا ً سران نمادین جنبش را از بدنه جامعه که جنبش سبز در بطن آن موجود است، جدا کند؛ و تصور رژیم بر این است که در این راستا تا حد زیادی موفق شده است. تکفیرهای متضاد اما عملا ً همسو بر علیه جایگاه و عملکرد موسوی و کروبی توسط برخی از اپوزیسیون از یک سو و رژیم جمهوری اسلامی از سوی دیگر مطرح می شود.گروه ها و محافل متعددی در بین اپوزیسیون برونمرزی که داعیه رهبری را در سر می پرورانند، با شعارهای مختلف به میدان آمده اند تا برای همیشه کار موسوی و کروبی را یکسره کرده و خود را رهبر جنبش سبز معرفی کنند. برای اثبات محق بودن خویش حتی انتخابات “کـلـیـکـی” در اینترنت انجام داده اند تا بصورت دمکراتیک برای همگان ثابت شود که بدنه جنبش سبز می خواهد از موسوی و کروبی اعلام برائت کرده و خود را به این “سرهای منتخب” وصل کند و نتیجتا ً مصادره خودخواسته جنبش سبز صورت گیرد.

 

البته این نه تنها حق دمکراتیک بلکه وظیفه هر گروهی است تا با متشکل شدن، کمال مطلوب و خواسته های خود را به مردم معرفی کنند و در جهت باروری و سمت و سو دادن مطالبات مردمی به سوی ایده آل های سیاسی و یا مسلکی خود تلاش نمایند. رقابت سیاسی برای تسخیر آرای مردم زمانی میسر است که میدان و قوانین بازی در یک جامعه آزاد و دمکراتیک برای همه مهیا شده باشد. رقابت سیاسی سالم با موج سواری تخریبی، موازی سازی توهینی و هژمونی طلبی فرقه ای تفاوت فراوان دارد. آسیب پذیری بل القوه جنبش سبز به دلیل سرکوب بدنه آن و حبس و حصر رهبران نمادین آن باید مورد مداقع کسانی که خود را دمکرات و آزدیخواه می دانند قرار گیرد. باید به شعور و آگاهی نسل جوان احترام گذاشت. آنها می دانند که چه می خواهند، و مهمتر اینکه چگونه با پرداخت کمترین هزینه و بهره برداری هوشمندانه از کانال ها و پتاسیل های موجود در جامعه به مطالبات مدنی ـ سیاسی خود دست یابند. البته نگرانی نسل قدیم که در امتحان بهمن ۵۷ رفوزه شد، ظاهرا ً این است که جوانان عصر اینترنت امروزی ممکن است همان اشتباه دیروزی ها را تکرار کنند. براستی از کی تا بحال “رفوزه شده” می تواند با اتکا به تجربه “مردودی” خود، درس موفقیت به دیگران بیاموزد؟ وانگهی ما که بعد از سه دهه زندگی در جوامع دمکراتیک و آزاد غربی خود نتوانستیم “مهربان” باشیم، چگونه می توانیم درس “مهربانی های” خود را به نسل جوان منتقل کنیم؟. این روزها شاهد اعلام موجودیت گروهای مختلفی تحت عناوین کنگره و شبکه و جنبش و مجلس و دولت در تبعید و غیره هستیم. نکات مشترک آنها الحاق کلمه سبز در کنار نام گروه خود و حمله به سران نمادین جنبش سبز می باشد. تقریبا ً همه آنها بطور انحصار طلبانه ای شیفته “پروژه های خود محور” هستند که “غیرخودی ها” در درون آن جایی ندارند. اگر کمی سماجت در تفحص بخرج بدهید، می توانید دُم خروس خودی را از زیر عبای آزادیخواهی آنان بوضوح ببینید. یکی می گوید عضویت در کنگره ملی برای همه ایرانیان آزاد است ـ منحای فلان گروه. دیگری ادعا می کند که برای آنها خودی و غیرخودی فرقی ندارد ـ مگر اینکه از فلان دسته و طیف باشند.

 

باید به شعور و آگاهی سیاسی نسل جوان ایرانی احترام گذاشت. آنها کمتر از جوانان تونسی و مصری و لیبیایی و سوریه ای نیستند. همانگونه که جوانان تحسین برانگیز این کشورها بدون داشتن دهها رادیو تلویزیون ماهواره ای اپوزیسیونی و دهها رهبر منتظر و دولت در تبعید توانستند دیکتاتورها را به چالش بکشند، جوان ایرانی نیز می تواند با درایت و به دور از تعصب مسلکی سرنوشت خود را رقم بزند، به شرط آنکه ما ساحل نشینان در غربت معذورات و محدودیت های آنان را درک کرده و به تیزهوشی مبارزاتی و تاکتیکی آنها اعتماد کنیم و از موعظه و تعیین تکلیف برای آنها از راه دور بپرهیزیم. نگارنده در سال ۱۳۸۸ در مقاله ای تحت نام ” آسیبشناسی جنبش سبز و نقش افراطیون در اپوزیسیون برونمرزی” نوشتم که “نسل جوان و آگاه امروز بر خلاف نسل متعصب ِ ماقبل خویش مسائل را از پشت عینک های سیاه و سفید ایدئولوژیکی و مطلقگرایانه نمی نگرد. موسوی و کروبی همواره اذعان نموده اند که رهبران این جنبش ِ خودجوش نیستند. در نتیجه بحث و جدال بر سر رهبری نیست. وابستگی گذشته آنها به رژیم و محدودیتها و معذوریتهای فعلی آنان بر هیچکس پوشیده نیست. اما هیچکس نمیتواند نقش نمادین و عملی آنها را بعنوان “ســپــر” (و نه ضرورتا ً رهبر) انکار کند. در این مرحله از مبارزه جنبش سبز نقش “سپری” رهبران نهادین آن حائز اهمیت است. همانگونه که از حامیان برونمرزی و حمایت مجامع بین المللی از جنبش سبز استقبال میکنیم، باید از همراهی و “پوشش حفاظتی” و مواضع شجاعانه شخصیتهای حامی درونمرزی و مدافع جنبش سبز تا زمانی که همراه مردم هستند، علیرغم تفاوتهای نظری واختلاف مسلکی با آنها، قدردانی و حمایت کرد. جنبش سبز قیام نسل جوان است که نمیخواهد درگیر نبردهای دیروز و اسیر دگم اندیشی گذشته باشد. آنها بر علیه هر چه که “کهنه و فرسوده” است قیام کردهاند. کــهــنــهای که بوی دشمنی و نفرت و خرافه پرستی و تعصب و مطلق اندیشی میدهد. “ما” به این نسل بدهکاریم، و آنها حق دارند خود را از دست “ما” خلاص کنند”.

 

اینک بعد از ۲۲ ماه ایستادگی و مقاومت شجاعانه، موسوی و کروبی و همسران آنها سزاوار انتقادات مثبت و پیشنهادات سازنده بهمراه حمایت و تحسین هستند. این زیبنده انسان های فرهیخته نیست که در چنین شرایط حساسی همایش و کنگره و گردهمایی های “خودی” را از یک سو تبدیل به مجلس “ختم سیاسی” برای موسوی و کروبی، و از سوی دیگر به مراسم تفویض رهبری جنبش سبز به “خودگمارده” های منصوب گروه خودی بکنند. حقیقتا ً باید در تعمیق دستاوردهای جنبش سبز کوشا شد. اینها به موسوی و کروبی ایراد می گیرند که “غیرخودی” ساختارشکن را بر نمی تابند، اما متاسفانه خودشان در حیطه عملکرد خویش “غیرخودی” را حذف می کنند. بهر روی بجای پیروی از میل و هوای مسلکی خویش باید از قالب اندیشه های کهنه برون شد و در گشودن قفل استبداد همانند دندانه های کلید با نسل جوان همراه شد. بقول مولانا ” اندیشه ات جایی رود وانگه تو را آنجا کشد، ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو. قــفــلـی بود میل و هوا بنهاده بر دل های ما، مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو!.

 

یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۰

Doshoki@gmail.com

تاریخ انتشار : ۲۱ فروردین, ۱۳۹۰ ۹:۱۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما