سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۴۱

یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۱

هیش (عروسی)

انتظار و نیامدن حنا، چشمهایش را داشت خیس می کرد و بغض غریبی در گلویش سنگینی می کرد. دلش می خواست که همه ی این آدمها، که آنجا بودند، نباشند و او دور از اغیار گریه کند.
Getting your Trinity Audio player ready...

گیره از موها برداشت، دو خرمن گیسو باهم به رقص درآمدند و همچون آبشار بر دوشش روان شدند در خیال چنین می دید. دل دیگر تاب نیاورد و سر فرود آمد در برابر آن همه شکوه، نفس در سینه حبس شد و زبان به لکنت افتاد.

سپیدی داشت ظلمت شب را می شست و دریا دیگر آن سیاهی شب را نداشت. دل کمی آرام شده بود. خنکای صبحگاهی که به صورت می خورد، کرختی شب و دلهره ها را جاروب می کرد. احساس خوبی به عادل دست می داد. صدای موتور لنج هم دیگر مثل سراسر شب آزارش نمی داد. عادل دیگر دلواپس زمان نبود. او بقولش عمل کرده بود و حالا با دست پرُ برمی گشت. به حنا قول داده بود که بخاطر تو برمی گردم. و حالا الهعد و وفا.

یک بار دیگر دستش را در جیب فروبرد و برای اطمینان بسته را با انگشتانش لمس کرد. گرمی بیشتری در چاله دستش احساس می کرد؛ هدیه حنا سر جایش بود. به او قول داده بود که یک سینه ریز و چند بنگری (النگو) برایش بخرد.

لنج سلانه سلانه به شهر نزدیک می شد، بادگیرها وگچکاریهای خانه ها چهره نمایان می کردند. عادل دیگر سر از پا نمی شناخت. این لحظه های آخر انتظار، دیوانه اش می کردند؛ انگار که زمان با او سر ناسازگاری نداشت و ندارد. اما او با صبر و حوصله حرکت می کرد.

دیدار حنا بعد از چند سال، و عروسی با او همه ی آرزوهایش بود و بس. دو تصویر در ذهن داشت، تصویر دوران جوانی و عکسی که طوبا، خواهرش، سه سال پیش برایش فرستاده بود. خرمن موها بر دوشش همچون آبشاری روان بود، و در زلالی چشمانش زندگی کمانه کرده بود. لبخندش آینده را نشان می داد. چقدر بزرگ شده بود، چقدر با آن زمانی که همدیگر را می دیدند فرق کرده بود؛ چه خانمی شده بود.

حنای عزیز آیا من برای تو هنوز آن عادل چند سال پیشم یا نه؟ من که بقولم وفا کردم، هم برات اشرفی و بنگیری دارم می آورم و هم پول عروسی مان و خانه ای که در آن می خواهیم زندگی کنیم.

عروسی که تو می خواستی، عروسی که می گفتی توی پنج دری، کپ تا کپ (انبوه) آدم باشه و زیبا، نصره و زلی (زلیخا) موقع ساخت خنچه دهل بکوبند و جفتی بزنند.

خوشحال بود ولی احساس غریبی داشت. انگار به دلش چنگ می زدند. بیش از حد مضطرب بود. از واکنش حنا می ترسید، این ترس نگرانی را در او دوچندان می کرد. از یک طرف خوشحال بود که بعد از چند سال حنا را می بیند و از طرف دیگر نگران واکنش او بود. نمی دانست او چه خواهد گفت و چه خواهد کرد.

در این حال وهوا، زندگی در چرخش بود و سپری می شد، بی آن که به فکر وخیال عادل تاملی کند. می رفت که سپیده را به روشنائی صبح تبدیل کند.

پنج دری کپ تا کپ پر شده بود. تمام فامیل از دورونزدیک برای خوشآمدگوئی آمده بودند، همسایه ها هم. فضای اتاق از بوی تنباک (تنباکو) و دود قلیان انباشته بود. گرما دوچندان شده بود . کولر اتاق دیگر کفاف این همه جمعیت را نمی کرد. طوبا، خواهر عادل، داشت به مهمانان شربت وینتو تعارف می کرد.

در این دوسه روزی که عادل برگشته بود، درخانه خیلی آمدوشد بود. طوبا و خانواده یک پایشان تو مُطبخت (مطبخ، آشپزخانه) بود و پای دیگرشان تو پنج دری. عادل گرچه حواسش به مهمانان بود و لبخند روی لب داشت، اما فکر و دلش پی حنا بود و چشم از در بر نمی داشت. داشت مضطرب می شد. تو ذهنش سئوالهای جورواجوری مطرح می شدند. چرا؟ نکند …؟

انتظار و نیامدن حنا، چشمهایش را داشت خیس می کرد و بغض غریبی در گلویش سنگینی می کرد. دلش می خواست که همه ی این آدمها، که آنجا بودند، نباشند و او دور از اغیار گریه کند.

عادل خود خوب می دانست که عشق حنا او را به بندر کشانده و تمام این مدت که دور از او بود، یک لحظه او را فراموش نکرده و او همیشه ملکه ی ذهنش بوده است. ولی امروز زندگی بازی دیگری با او شروع کرده بود.

تو که می دونی چقدر برایم عزیزی. کجائی؟ چرا نمی یائی؟ دارم دق مرگ می شوم، آخه بیرحم! مگر نمی دانی، من فقط به خاطر تو برگشتم! چه خطائی از من سرزده که این جوری مرا به انتظار می کُشی؟ چرا؟ چرا؟ تو چرا طوبا؟

تاریخ انتشار : ۱۳ تیر, ۱۴۰۵ ۱:۱۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در جستجوی امید در روزهای تیره ناامیدی

محاصره دریایی ایران و قحطی و گرسنگی دادن به ۹۰ میلیون ایرانی با هر هدفی که باشد توسط آمریکا جنایت جنگی است

جنگ اقتصادی دشمن کافی نیست؟

ادای احترامی به انسان‌های شریف و گمنام دههٔ شصت؛ ماجرای مسافرخانه گوهردشت

 اندوه فراوان از درگذشت، رفیق مرتضی آرامیان در شهر هانوفر

گرامی‌داشت یاد و خاطره جانباختگان فاجعه ملی تابستان ۶۷