سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۴:۵۵

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۴:۵۵

واقعیت «تغییر» در سیاست آمریکا

جنگ پاکستان با طالبان با پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و جنگنده های آمریکا که، تا کنون منجر به کشته و زخمی شدن هزاران نفر و آواره کردن بیش از دو میلیون نفر در خاک میهن خویش گردیده است، برجسته ترین و مشخص ترین نشانه «تغییر» منفی در سیاست آمریکاست

Getting your Trinity Audio player ready...

سازمان ملل می گوید: جنگ پاکستان با طالبان، بزرگترین آوارگی انسانها در ۲۰ سال اخیر را در پی داشته است. (کانال تلویزیونی «صدای آمریکا»، ۲۳ ماه مه سال ۲۰۰۹)

خشونت ها و شعله های آتش جنگهای آمریکا در دوره ۱۶ ساله ریاست جمهوری بیل کلینتون دموکرات و جرج بوش(پسر) جمهوریخواه، ضربات جدی بر نفوذ و اعتبار جهانی و منافع نا مشروع آمریکا وارد ساخت، روحیه ضد آمریکائی مردم جهان را تشدید کرد و شعار «یانکی گو هوم»، بار دیگر بر سر زبانها افتاد. مقامات آمریکائی در سفرهای خارجی خود، با تنفر عمومی و اعتراضات وسیع خلقهای کشورهای مختلف استقبال می شدند، نام آمریکا با جنگ و تجاوز و اشغال، توطئه و قتل و جنایت، غارت و چپاول و دزدی مترادف شده بود… در چنین شرایطی، باراک اوباما، رئیس جمهور جدید آمریکا با شعار «تغییر»، وارد میدان مبارزات انتخاباتی شد و پیروز گردید.
شعار«تغییر» و پیروزی اوباما، بارقه امید به رهائی را در دلهای بشریت به تنگ آمده از زورگوئیها و لشکرکشیها آمریکا و ناتوان از مقابله با توان نظامی آن آفرید و تا مدتی، از شدت نگرانیهای بحق مردم کاست. جوّ متشنج جهانی نسبتا آرامش گرفت و صبر و انتظار جایگزین آن گردید.
چه علل و عواملی طرح شعار «تغییر» در سیاستهای آمریکا را ضروری گردانید؟ همچنانکه فوقا اشاره شد، مجموعه اقدامات نظامی، سیاسی و اقتصادی فراقانونی دولت آمریکا، زمینه و موجبات گسترش و تعمیق نفرت و انزجار جهانی مردم برعلیه آمریکا را فراهم ساخت. طبیعی بود که، ادامه چنین روندی منافع کمپانیها و شرکتهای فراملیتی این کشور، بخصوص کنسرنهای اسلحه سازی آن را مورد تهدید قرار می داد و احتمال بیرون رانده شدن آمریکا از بسیاری از کشورها را تقویت می کرد. باد زمان پرده ساتر فاجعه اقدامات آمریکا در شبه جزیره بالکان و تخریب و تجزیه یوگسلاوی را بر افکند. دائمی کردن جنگهای اشغالگرانه و شکست سنگین آمریکا در جنگهای پرهزینه استعماری افغانستان و عراق تمام محاسبات آمریکا و معادلات منطقه را بر هم زد. فاجعه انسانی عراق در نتیجه حمله آمریکا که، باز هم بگفته سازمان ملل متحد، بزرگترین فاجعه انسانی بعد از فاجعه انسانی سال ۱۹۴۸، یعنی، فاجعه ای که خود همین سازمان ملل با تقسیم سرزمین فلسطین بین یهودیان مهاجر و مردم بومی آن، موجبات قانونی اشغال فلسطین، ویرانی شهرها و آبادیهای این سرزمین و آواره ساختن میلیونها انسان آن را فراهم ساخت، در قرن گذشته و حاضر بود و همچنین، کشتار سیستماتیک مردم افغانستان بدست نیروهای ناتو تحت رهبری آمریکا، نمی توانست وجدان بشریت آگاه جهان را برعلیه ماشین جنگی و سیاسی آمریکا برنیانگزاند. همین چند مورد و موارد مشابه آنها، بسیاری از متفکران و نظریه پردازان تنظیم کننده سیاست های آمریکا را بر آن داشت تا بمنظور حفظ موقعیت و منافع آمریکا بمثابه سرکرده امپریالیسم جهانی، تدبیر دیگری اندیشیده، با پیش کشیدن شعار«تغییر»، شمشیر برّان آمریکا را در غلاف حریری بر سر مردم فرود آورند. کلمات «دمکراسی» و «حقوق بشر» را بر بال هواپیماهای جنگی با سرنشین و بی سرنشین، بر سینه سلاحهای کشتار جمعی آمریکا حکّ کرده و برسر در صدها پایگاه نظامی آن، تابلو «مرکز گسترش دموکراسی و دفاع از حقوق بشر» را بیاویزند.
هنوز که مدت زمان زیادی از آغاز دوره چهارساله ریاست جمهوری باراک اوباما نگذشته است، بموازات سخنان و گفتارهای دیپلوماتیک متداول، واقعا هم اقداماتی حاکی از«تغییر» ات جدی در جهت تحکیم و ادامه سیاستهای بویژه، ۱۶ سال اخیر آمریکا مشاهده می شود.
افزایش تعداد نظامیان آمریکائی حاضر در افغانستان از ۳۸ هزار نفر به ۷۰ هزار نفر، تشدید کشتار مردم این کشور، بویژه کشته و مجروح ساختن صدها زن و کودک در استان فراه، گسترش جبهه جنگ با تروریسم در پی دیدار سه جانبه حامد کرزای و آصف علی زرداری (آقای ۱۰ درصدی)* و باراک اوباما، رؤسای جمهور کشورهای افغانستان، پاکستان و آمریکا در واشینگتن از افغانستان تا پاکستان، افزایش خشونتها و بمب گذاری های عراق، تاکید بر ادامه و تشدید تحریمها برعلیه ایران، از جمله علائم مشخصه «تغییر» ات جدید، ولی، منفی در سیاست خارجی آمریکاست.
جنگ پاکستان با طالبان با پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و جنگنده های آمریکا که، تا کنون منجر به کشته و زخمی شدن هزاران نفر و آواره کردن بیش از دو میلیون نفر در خاک میهن خویش گردیده است، برجسته ترین و مشخص ترین نشانه «تغییر» منفی در سیاست آمریکاست.  ویژگی جنگ پاکستان با «بنیادگرائی اسلامی» و «تروریسم طالبان» در این است که، دولت جدید آمریکا بر نشان دادن پایبندی خود به «تغییر» و در اجرای مفاد آن، مردم پاکستان را به قول شاعر و مبارز افسانه ای، شهید خسرو گلسرخی، بدست «احمد آقای آجان» کشتار می کند، با آواره ساختن دو میلیون نفر از خانه و کاشانه فقیرانه خویش، بگفته سازمان ملل متحد، «بزرگترین فاجعه انسانی ۲۰ سال اخیر را» به مردم پاکستان تحمیل می نماید، بدون آنکه، مثل عراق و افغانستان بطور علنی و مستقیم وارد جنگ شود، آن را برنامه ریزی و هدایت می کند. حوادث خونین ماههای اخیر افغانستان و پاکستان، شمشیر برّان آمریکا را در غلاف حریری نشان داده، واقعیت «تغییر» منفی را تأئید می کند. بنابراین، در هر شرایطی نباید به اسارت توهمات راهبردهای فریبکارانه سیاستگذاران آمریکا در آمده و با دل بستن به وعده  وعیدهای پیش از انتخاباتی و امیدواری به «تغییر» از بالا، خصلت و ویژگیهای طبقاتی سرمایه داری امپریالیستی را به فراموشی سپرد. زیرا:
«عاقبت گرگ زاده گرگ شود   گرچه با آدمی بزرگ شود».
سوم خرداد ماه ۱۳۸۸
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*- آقای آصف علی زرداری، رئیس جمهور کنونی پاکستان، از زمان نخست وزیری خانم بی نظیر بوتو، بجهت اینکه۱۰ درصد تمام قراردادهای پاکستان با دولتها و شرکتهای خارجی را به خود اختصاص می داد، با لقب «آقای۱۰درصدی» شهرت یافت.

تاریخ انتشار : ۴ خرداد, ۱۳۸۸ ۰:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»