سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۵:۰۱

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۱

واندالیسم،- یعنی تخریب آثار فرهنگی و تمدنی دیگران

بعضی از مفسران واندالیسم، تخریب و نابودی فرهنگ را جزا و پاداشی آسمانی معرفی نموده اند. ماکیاولی آنرا ضرورت پریود و سیکل فرهنگی و تاریخی می دانست، هگل آنرا از جنبه های ضروری برای ترقی و پیشرفت بشر و جامعه بشمار می آورد. نیچه آنرا لازمه "اراده به قدرت رسیدن" بشمار می آورد، فروید آنرا در غریزه انسانی می جست. بورکهارد آنرا دلیلی می دانست تا ارزش آثار بجا مانده افزایش یابد.

نیچه میگفت، پدیده ای قابل تعریف است که فاقد تاریخ باشد، فرهنگ موجب انسانیت انسان میشود. واندالیسم فرهنگی یعنی خشونت علیه فرهنگ دیگران، علیه رقیب،علیه دشمن، و علیه دگراندیشان. آن یک تناقض در تاریخ تمدن و فرهنگ بشریست که مورخین نباید سرسرانه از نقد آن بگذرند. خشونت علیه فرهنگ و تمدن دیگران یک شکل خشونت فاحش علیه بشریت است. جای سیستماتیک واندالیسم فرهنگی در فنومنولوگی خشونت است که به اشکال مختلف تاریخ بشری را همراهی می کند. در تمام دورههای تاریخ انسان آگاه، چه در عصر باستان و چه در قرون وسطا، و چه در عصرجدید، تخریب فرهنگ و تمدن بیگانه و گاهی خودی، صورت گرفته است. حتی انسانهای غارنشین در عهد پارینه سنگی تصاویر نقاشی شده دیگر شکارچیان را گاهی تخریب می کردند.

جایی که فرهنگ، فرهنگ را تخریب و نابود کند، دعوتی است برای توحش انسانی، چون حیوان هم اینکار را نمیکند. و گاهی انسان چیزهایی را نابود میکند که موجب انسانیت او شده اند. خشونت علیه فرهنگ و تمدن دیگران، تضادیست آنتروپوزوژفی یا انسانشناسانه. آگاهی انسان نسبت به فرهنگ خود و فرهنگ دیگران، در مکان و زمان مختلف، دچار تغییر و نوسان میشود و امری نسبی است.

بعضی از مفسران واندالیسم، تخریب و نابودی فرهنگ را جزا و پاداشی آسمانی معرفی نموده اند. ماکیاولی آنرا ضرورت پریود و سیکل فرهنگی و تاریخی می دانست، هگل آنرا از جنبه های ضروری برای ترقی و پیشرفت بشر و جامعه بشمار می آورد. نیچه آنرا لازمه “اراده به قدرت رسیدن” بشمار می آورد، فروید آنرا در غریزه انسانی می جست. بورکهارد آنرا دلیلی می دانست تا ارزش آثار بجا مانده افزایش یابد.

در جنگ، تخریب آثار فرهنگی وسیله ایست برای تضعیف نمودن دشمن و یا انتقام از وی. در عصر نو، تخریب بعضی از آثار را ضرورتی برای ترقی و پیشرفت میدانستند. در قرون وسطا، در جنگهای مذهبی، آثار تصویری و عقیدتی دشمن را نابود می نمودند. در دوره باستان بعضی از آثار را نشانه توحش دانسته و آنان را نابود می کردند.

تئوریهای زوال و” دکادنس” اغلب به اینگونه تخریب ها میپرداختند. زوال شهر-دولت های یونانی، پایان اشرافیت اروپایی، بی اهمیت شدن نقش کلیساها در عصر روشنگری، مشمول تحقیقات تئوری دکادنس و زوال بوده. مخالفان واندالیسم فرهنگی بر این باورند که انسان از طریق خاطره و یادآوری آثار فرهنگی تمدنی خود و اجدادش اصلاح و تربیت میشود. ربودن آثار باستانی و اجساد مومیایی شده فراعنه مصری توسط جهانگرادان و باستانشناسان غربی در قرون گذشته نیز نوعی واندالیسم و تخریب بوده. دزدی و ربودن آثار فرهنگی دیگران، نوعی واندالیسم علیه صاحبان آن آثار است. خشونت علیه مردگان و قبرستانها، خشونت علیه خاطرات و احساسات بازماندگان و خویشاوندان آن جانباختگان است.

آسیب های فرهنگی در قرون وسطا اغلب نتیجه جنگهای مذهبی و عقیدتی بوده. در عصر نو و در عصر روشنگری، نیز جنبش سکولار آثاری را به بهانه ارتجاعی و ایدئولوژیک بودن، یا فئودالی و  مذهبی بودن، توسط جنبش و گروههایی مانند یاکوبی ها در اروپا نابود کرد. در زمان فاشیسم آثار یهودی و بعضی آثار مدرن را به بهانه ضدهنر بودن از بین بردند. در قرن گذشته و ذر زمان صلح به بهانه مدرنیزه کردن، بعضی از آثار بشری را از بین بردند. در زمان جنگ بر اثر بمبارانهای هوایی بسیاری از آثار فرهنگ و تمدنی را نابود کردند.

خشونت علیه آثار فرهنگی قدیمی تر از آگاهی نسبت به آن فرهنگ است. تخریب سمبول های هویتی انسان اولیه، تصاویر صحنه شکار در غارها از این قبیل واندالیسم است. واندالیسم مذهبی بعد از اشاعه ادیان تک خدایی و تئوری وحی، علیه دگراندیشان افزایش یافت. در سدههای میانه میسیونرهای مسیحی در خارج از اروپا به تحریب عبادتگاهها و بت های اقوام بومی پرداختند. اخناتون، فرعون مصر، بعد از عقیده با آفتاب پرستی، شروع به تخریب خدایان دیگر اقوام نمود. مسلمانان در جنگهای صلیبی شمائل و ایکون های مسیحی را نابود می کردند. در واندالیسم سیاسی از طریق نابودی دست آوردهای فرهنگی دشمن، او را تحقیر نمودند. با کنار زدن سمبول های هویتی دشمن، به اشاعه ایدئولوژی خود و تربیت جدید وی میپرداختند.

واژه “واندالیسم” به معنی تخریب آثار فرهنگی و تمدنی دیگران، نخستین بار در حین انقلاب فرانسه بشکل مفهومی اجتماعی تاریخی بکار برده شد. واندالها قومی ژرمن بودند که از یک قرن پیش از میلاد، تا قرن پنجم بعد از میلاد، از منطقه اروپای شمالی و کشورهای اسکاندیناوی بسوی جنوب اروپا و شمال افریقا کوچ نمودند و غیر از تصرف غنائم جنگی به تخریب آثار فرهنگی کشورهای اشغال شده در مسیر خود پرداختند، از جمله غارت شهر رم در سال ۴۵۵ میلادی و ویرانی شهر کارتاژ در سوریه امرزی در سال ۴۲۹. واندالها سرانجام در سال ۵۳۳ میلادی توسط سردار رومی دولت بیزانس بنام “بیلی سار” شکست خوردند و سرنگون شدند. امروزه اصطلاح واندال به معنی انسان خشمگین و مخرب در فرهنگ اروپایی بکار برده میشود که طبق ادعاهای غیرمستند تاریخی، اعتیاد به خشونت و تخریب کور، بی معنی و غیرلازم دارد. در همسایگی و حوالی ما ، مجسمه بودا در بامیان افغانسان توسط طالبان، پرسپولیس ایران توسط اسکندر مقدونی، و شهر آپروپولیس یونان توسط کورش هخامنشی، در طول تاریخ گذشته دچار واندالیسم شدند و از بین رفتند.

تاریخ انتشار : ۴ مهر, ۱۴۰۰ ۲:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار