سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۱۷

سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۱۷

وعده‌هائی از جنس افتراق

دوران ترامپ و ترامپیسم، مانند هر پدیده دیگری، همان‌گونه که آغازی داشت، پایانی هم خواهد داشت. اما آنچه که موجب نگرانی است، صفت به ظاهر "غیر قابل پیش‌بینی" است که به ترامپ داده می‌شود. بنظر می‌رسد که کاربرد این صفت، بیشتر پنهان کردن، آتشی است که زیر خاکستر "تصمیمات غیر‌منتظره" نهفته است.

Getting your Trinity Audio player ready...

این روزها اکثر اخبار و گزارشهای رسانه‌های گروهی در جهان، معطوف‌اند به قوانینی که توسط دونالد ترامپ در چارچوب تحقق وعده‌های انتخاباتی‌اش، به امضاء می‌رساند. پُرسر‌و‌صدا‌ترین این قوانین، ممنوع کردن ورود شهروندان ۷ کشور از جمله شهروندان ایران به خاک آمریکا در ۳ ماه آتی پس از امضای این قانون است.

جدا از این که خود صدور این حکم، به مثابه حکمی که دارای پتانسیل نیرومند برانگیزنده احساسات نژادپرستانه است، می تواند موضوعی برای ارجاع به دادگاه ها و مجامع بین‌المللی باشد، و به دلیل زیر پا نهادن بندهای مختلف «اعلامیه جهانی حقوق بشر»، لازم است که از جانب مجامع بین‌المللی حقوقی و مراجع حقوق‌بشری، ارزش‌گذاری و واکنش ضرور در قبال آن صورت گیرد؛ اما با نگاهی به وضعیت آمریکا در چند وجه مختلف بین‌المللی، که قطعا تاثیرپذیر و تاثیرگذار بر اوضاع داخل آمریکا و بویژه «رای دهندگان» به ترامپ خواهد بود، می توان به اهداف کوتاه و درازمدت پنهان در این “گرد‌و‌خاک” برپاگشته از جانب ترامپ و تیم همراه او پی برد.

قبل از پرداختن به موضوع، نگاهی مختصر به نکته بسیار مهمی را ضروری می‌دانم. به دنبال اعلام نام ایران و ۶ کشور دیگر به عنوان کشورهائی که شهروندانشان اجازه ورود به خاک آمریکا را ندارند، با استفاده از طرق مختلف، تلاش شده است که تفاوتی میان مردم بخصوص ایران با مردم کشورهائی مانند عربستان سعودی و یا پاکستان، قائل شده و مردم ایران را در مقایسه با این ۲ کشور، مبرا از تروریسم و نیز فرهیخته و دانشمند و تاثیرگذار در پیشرفت علم و فرهنگ و … در آمریکا معرفی کنند. بررسی نادرستی این ادعا، موضوع این مطلب نیست، اما خود این فکر و این شیوه تفاوت‌سازی میان انسان‌ها، جلوه دیگری است از نژاد پرستی و غلتیدن در همان دامی ‌که ترامپ و همراهان برای مردم ایران و دیگر کشورهای جهان و حتی خود آمریکائیان نیز، گسترده‌اند.

 

ترامپ و خاورمیانه

از هنگام ورود به هزاره سوم، تحلیل‌ها حول این موضوع ارائه می‌شدند که ثقل سیاست ایالات متحده آمریکا از خاورمیانه به آسیای جنوب شرقی، و با هدف تلاش برای متوقف سازی چین در نزدیکی مرزهایش، منتقل شده است و خاورمیانه اهمیت سابق را برای آمریکا ندارد. یکی از دلایل ممانعت اوباما برای بازگرداندن نیروهای زمینی آمریکا به منطقه و شرکت دادن مجدد آنان در جنگ‌ با داعش در خاک عراق، نیز با همین تصمیم مرتبط بود. اما روشن بود که در غیاب آمریکا در منطقه (در مقطع پیشبرد این تصمیم از جانب آمریکا، روسیه هنوز اقدام به “اعلام وجود” به شیوه‌ای که در سوریه شاهدش بودیم، نکرده بود)، رقابت میان ۳ قدرت منطقه‌ای ترکیه، ایران و عربستان سعودی، برای کسب عنوان “قدرت برتر منطقه‌ای”، فزونی خواهد گرفت. روند رویدادها در عراق و سوریه بگونه‌ای پیش‌رفت که در وافع امر، ایران و ترکیه نسبت به عربستان، در موقعیت بهتری قرار گرفتند. عربستان سعودی به دنبال شکست‌های پیاپی سیاسی، تنها راه متوقف ساختن رقیب اصلی اش در منطقه و جهان اسلام، یعنی ایران را در بازگشت اوضاع به گذشته، به معنای حضور دوباره نظامی آمریکا در منطقه و استفاده از وضعیت متشنج میان ایران و آمریکا می دید و هنوز نیز به تحقق آن امیدوار است.

چالش‌ها و درگیری‌های میان دستگاه اداری اوباما و دولت عربستان در ماه‌های پایانی دوران ریاست جمهوری اوباما با انواع تهدیدات از جانب عربستان، مبنی بر خارج کردن سرمایه عربستان از بانک‌های آمریکا همراه بودند. در کنار آرام‌تر شدن تنش‌ها میان ایران و آمریکا که به دلیل مذاکرات منتهی به «برجام»، امکان فراهم شدن موقعیت برای بهبود مناسبات میان ۲ کشور را در اذهان تداعی می کردند، که متاسفانه به دلیل مخالفت نیروهای افراطی از هر ۲ طرف، بهای لازم به این دستاورد‌ مهم داده نشد.

هنوز قبل از پیروزی ترامپ در انتخابات و در مرحله مبارزه انتخاباتی ترامپ بود که وزیر خارجه عربستان سعودی در اظهار نظری که در سایت خبرگزاری رویترز انتشار یافت، از برنامه ترامپ در ۲ عرصه مبارزه با داعش و نیز متوقف ساختن ایران، اعلام پشتیبانی کرد. اما پس از اعلام پشتیبانی ترامپ از لایحه قانونی مصوبه کنگره و سنای آمریکا مبنی بر امکان تحقیقات و اخذ تصمیمات تنبیهی در رابطه با منافع و امکانات مالی کشورهای حامی تروریسم در خاک آمریکا، دولت عربستان از امکان بازنگری استراتژی مالی عربستان در ارتباط با آمریکا، سخن به میان آورد. روشن است که برای ترامپ در مرحله کنونی و با توجه به نیاز این کشور به سرمایه‌ عربستان سعودی در آمریکا که حدود ۷۵۰ میلیارد دلار برآورد می شود، بهبود رابطه با عربستان، در قیاس با ایران، در الویت برنامه‌ای ترامپ در خاورمیانه، قرار خواهد داشت.

تصمیمات اخیر ترامپ و تمایل شدید او به افزایش فشار بر ایران و برقراری تماس‌ها با مقامات عربستان را نیز می‌توان در همین چارچوب قرار داد. مناسبات ترامپ با نتان‌یاهو و بررسی مسائل مربوط به منطقه و بویژه ایران نیز به دلیل وجود لابی نیرومند اسرائیل در آمریکا را نیز می‌توان از همین «جنس» اما نوع غلیظ‌تر آن ارزیابی کرد. در اینجا منظور نه فقط سرمایه مالی لابی اسراییل، بلکه از آن نیز فراتر، خط و جهت سیاسی ای است که این لابی قدرتمند در دوران اوباما از پیشبرد آن در سیاست خارجی آمریکا ناتوان مانده بود، اما اکنون عرصه را برای خود باز و آماده می‌بیند.

 

ترامپ در مواجهه با روسیه و چین

یکی دیگر از اقدامات کمتر جنجال برانگیز، اما بسیار مهم ترامپ، خروج آمریکا از پیمان تجاری ماوراء اطلس بود. با درنظرداشت این موضوع که دلیل ایجاد این پیمان، ایستادگی در برابر چین در نزدیکی مرزهایش بود، این حرکت ترامپ، پیش از آنکه “واگذاری میدان” به چین معنا شود، نشانگر پذیرش این واقعیت از سوی ترامپ است که چین مدتهاست که مرزها را درنوردیده و در خود آمریکا مستقر گشته است. اعلام افزایش تعرفه گمرکی بر اجناس وارداتی از جمله چینی نیز، دلیلی است بر “تدقیق محل” جنگ اقتصادی از آسیای جنوب شرقی به خاک آمریکا. در اینجا اما عامل مهم دیگری نیز عمل می کند. چین بزرگترین دارنده اوراق بهادار آمریکاست، که حدود ۱,۲۴ تریلیون دلار برآورد می شوند. جالب این نکته است که با خروج آمریکا از پیمان تجاری ماوراء اطلس، عملا کشورهای منطقه در برابر چین، بی پشتیبان مانده اند. از جمله این کشورها ژاپن است که اتفاقا پس از چین، دومین دارنده اوراق بهادر آمریکا محسوب می‌شود. روشن است که ژاپن نه تنها تحت هیچ شرایطی خواهان درگیری با چین نخواهد شد، چه بسا روابط اقتصادی خود را با چین هرچه بیشتر گسترش دهد.

در عرصه سیاسی، اظهار نظر ترامپ در مورد پذیرش وجود چین تایپه، در واقع تدارک رویارویی است که هر لحظه می تواند به تنش شدید میان ۲ طرف منجر گردد. مستقر کردن تجهیزات سنگین دفاعی در جزایر مورد مناقشه و نیز در نزدیکی مرزهای روسیه، حکایت از نگرانی چین از سیر تحولات در ماه‌های آتی می کند.

در رابطه با روسیه، به نظر می رسد که ترامپ قصد دارد، با دادن امتیاز سیاسی به روسیه، از جمله در مورد اکرایین و سوریه، از یکسو و از سوی دیگر برقراری رابطه دوستانه با پوتین، روسیه را از متحد قعال در ارتباط با چین، به نظاره‌گر منفعل تبدیل نماید. هر چند راست افراطی در روسیه در جشن و شادمانی آمدن ترامپ همه امکانات خود را بکار گرفته است، اما پیوند روسیه با چین، فقط در «حسن همجواری» خلاصه نمی‌شود، وجود پیمان شانگهای، از یکسو، حمایت چین از روسیه در نپیوستن به تحریم‌ها، روابط اقتصادی عمیق میان ۲ کشور، احساس خطر از رخنه داعش به مناطق مسلمان نشین هر ۲ کشور، ماهیت و ابزار مبارزه با تروریسم چین و روسیه را با آنچه که ترامپ در نظر دارد، متفاوت می سازد.

قطعا رابطه آمریکا با کشورهای قدرتمند اروپا، از جمله آلمان و فرانسه، و نیز رابطه آمریکا با همسایگانش چه در شمال و چه در جنوب، هم متاثر از و هم تاثیرگذار بر موضوعات یاد شده در سطور بالا، خواهند بود. بررسی این روابط و امکان پیش‌بینی روندها، به علت روابط بسیار تنگاتنگ بویژه اروپا با آمریکا، نیازمند زمان و موضع‌گیری‌های متقابل آمریکا و اروپا در قبال مسائلی خواهد بود که پاسخی مشترک و مشخص از هر ۲ طرف را خواهد طلبید.

دوران ترامپ و ترامپیسم، مانند هر پدیده دیگری، همان‌گونه که آغازی داشت، پایانی هم خواهد داشت. اما آنچه که موجب نگرانی است، صفت به ظاهر “غیر قابل پیش‌بینی” است که به ترامپ داده می‌شود. بنظر می‌رسد که کاربرد این صفت، بیشتر پنهان کردن، آتشی است که زیر خاکستر “تصمیمات غیر‌منتظره” نهفته است. وجه تمایز ترامپ با او‌باما و بسیاری دیگر از روسای جمهور که همانا انجام وعده های انتخاباتی است، اما انجام وعده هایی از قبیل “آمریکا برای آمریکاییان” که دستاوردی به غیر از تفرقه، حتی در میان خود مردم آمریکا را نیز به دنبال نخواهد داشت، شاید در کوتاه مدت “موفقیت‌هایی” را هم درپی داشته باشد، اما جامعه بشری و خود جامعه آمریکا نیز، در تاریخ معاصر، درس‌های سنگینی از شعارهایی اینچنین گرفته‌اند و اجازه نخواهند داد که تاریخ، آن‌هم در شکل مضحک “ترامپ و ترامپیسم” تکرار گردد.

تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تکنولوژی در میدان نبرد طبقاتی: از مارکس تا فاشیسم دیجیتال پالانتیر

آینده ناتو و ترکیه

بیانیه نهایی اجلاس اوراسیا اعلام شد  

جنگ ایران و مبارزه راهبردی در ایالات متحده آمریکا

تنهایی در زمانه آشوب

اعتصاب زندانیان قزلحصار در اعتراض به اعدام‌ها وارد دوازدهمین روز شد