سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۸

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۸

پاسخی به «پاسخ» رفیق بهروز خلیق

باید از رفیق خلیق پرسید کدام سازمان سیاسی راست کردار درست اندیش را در سراسر تاریخ می شناسید که با بهره گیری از تجارب احزاب جهانی و انطباق دادن این تجارب با ظرفیت ها و مطالبا ت مردم کشورش«با مشکلاتی به مراتب بیشتراز سازمان» شما روبه رو شده باشد؟

بهزاد امیدی

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

” اقبال لاهوری ”
                                                                                            

   رفیق خلیق مسئول محترم هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت در مقام پاسخ به برخی از مسائل مطرح شده دریک مقاله تحت عنوان «اغتشاش در اندیشه وعمل»، منتشره در سایت صدای مردم ومقاله دیگری از این نگارنده با عنوان «انتقاد سازنده – در پاسخ به فراخوان سازمان اکثریت که دراخبار روز، کار و عصر نو” درج شده است، به یک نمونه از مسایل مطروح  پرداخته و فرموده اند «می‌توان جریان‌ چپ ایدئولوژیک بود، دور خود حصار کشید، به عنوان جریان بسته عمل کرد و از وارد شدن در ائتلاف‌ها و یا تلاش برای شکل‌دادن همکاری و اتحاد اجتناب نمود، در چنین حالتی دعوت و مراجعه‌ای صورت نمی‌گیرد و لذا مشکلی هم پیش نمی آید. چنانچه برخی جریان های چپ در چنین وضعیتی هستند. اما سازمان ما، سازمان سیاست‌ورز و کنشگر در عرصه همکاری ها و اتحادها است. دعوت و مراجعه به سازمان ما در درجه اول به موقعیت کنونی سازمان برمی‌گردد.»
مقدمتا و با علم به این که رفیق خلیق می دانند، یادآور می شود که ایدئولوژی(جهان بینی)  در مفهوم عام آن  مجموعه ای از نظریات، مفاهیم وتصورات یک فرد یا گروهی از افراد درباره جهان پیرامون،اعم از طبیعت و جامعه است و نظریات فلسفی هسته مرکزی  این جهان بینی  است، زیرا عمده ترین مسایل مربوط به طبیعت و جامعه را مطرح می کند و به آن ها پاسخ می دهد. درجامعه طبقاتی جهان بینی نیز طبقاتی است. نه تنها چپ (که بیش از همه‌ی طبقات وگرایش های اجتماعی دارای تعلق ایدئولوژیک است )، راست ترین محافل نئولیبرال هم سخت پای بند ایدئولوژی اند. نگارنده البته به هیچ وجه موافق حاکمیت سیاسی و تک وجهی، یا به عبارت دیگر حکومت ایدئولوژی نیست.اما می داند که علم مخالفت با ایدئولوژی  با هدف تخطئه و دشمنی با مارکسیسم افراشته شد. آیا احزاب سوسیال دمکرات، دمکرات مسیحی، سوسیالیست و… فاقد ایدئولوژی و فلسفه سیاسی مشخص اند؟  واگر نه، پس باید ازرفیق خلیق پرسید، چرا باید بشریت را از تجهیز به ایدئولوژی متکی بردانش  مبارزه طبقات وکاربست آن محروم کرد؟ آیا اذعان به

نا توانایی روش شناسی مارکسیستی و ناکارآمد بودن آن در سازمان متبوع شما حاصل معرفت و کند وکاوعلمی است؟ کشف دینامیسم تاریخ وکارکرد جبری طبقات در برابرهم و تقدیم دیالکتیک ماتریالستی به بشریت ورهاندن جهانیان از پس مانده های موهومات بر جامانده در ذهن فلاسفه‌ی قرون هیجده و نوزده، مگر نه به سود طبقات اجتماعی تهیدست و بر ضد سرمایه داری بود و هست؟  جریانات طبقاتی خاصی که درشوروی سابق نافی ایدئولوژی چپ زیر پوشش نفی حاکمیت ایدئولوژی بودند، چون بر اسب مراد تاختند ایدئولوژی سرمایه را چنان جایگزین ایدئولوژی مارکسیستی کردند که امروزه هیچ رکنی ازارکان جامعه را در سراسر این جمهوری ها، بدون تجلی حاکمیت مافیایی سرمایه  نمی توان یافت.
رفیق بهروز خلیق حتما از همه واقعیتهایی که در کشورهای سوسیالیستی سابق رخ داده و می دهد بی اطلاع نیستند، برای اطلاع بیشر لطف کنند در دانشنامه های روسی زبان معتبر کنونی سراغی از جایگاه امروزی کسانی بگیرند که منتقد سینه چاک ایدئولوژی مارکسیسم بودند و ببینند آیا اکنون فارغ از ایدئولوژی می زیند وآیا عمدتا دستشان به عفن زار سرمایه – آن هم از نوع تجاری اش- آلوده نیست؟ جای دوری نرویم، درهمین دورتموند آلمان، در دو قدمی شما، سری به فرزندان تاجیکستان بزنیم و ببینیم  چرا و چگونه  صد ها کودک که باید در پرتو چراغ خانواده و در کنف مهر پدران و مادرانشان و بهره مند از فرهنگ وآداب و رسوم شان بزرگ شوند در این شهر با چشم گریان رها شده اند.

 

“وارد شدن در ائتلاف ها و یا تلاش برای شکل دادن همکاری واتحاد” را – اگر در کاربرد واژه ی «مقدس» مجاز باشم – مقدس می دانم. این شیوه ی عمل، یک پاسخ گوهرین به مبرم ترین خواست  تاریخ میهن ماست، وتلاش های سازمان را در این زمینه  باید ارج نهاد. درعین حال تذکار این نکته  ضرور می نماید که این اتحاد ها باید بتوانند در داخل کشور به نیروی مادی تاثیر گذار مبدل شوند. چپ از” ائتلاف” و «همکاری واتحاد» برداشت لغوی ندارد وآن را با مقادیر کمی نمی سنجد  وگرنه سازمان مجاهدین راباید به یمن همکاری دیروزش با صدام و تلاش امروزی اش با دیپلماسی غرب، به ویژه امریکا، بر چشم مردم جای داد. نگارنده ی این سطور، وحدت، همکاری و اتحاد را با نیروهای اردوی کار ورنج، اولویت اول سازمان های چپ، و پس از آن همکاری  و اتحاد عمل را با نیروهای هوادار استقلال وحاکمیت ملی ایران وظیفه مبرم و تاریخی این لحظه از تاریخ مردم ایران  می داند. هم اکنون مصالح و منافع میهنی ما بااهداف پایه ای  نیروهای ملی و هواخواه استقلال میهن، که هم اینک و نوعا در عرصه های اقتصادی و سیاسی تاکید بر گرایش های  سوسیال دموکراتیک  دارند ونیز با بخشی از نیروهای مذهبی مخالف رژیم فقها که حامل گرایش های ترقی خواهانه واستقلال جویانه اند، هم سویی مرحله ای دارد. از این روست که چپ – البته چپی که این نگارنده می شناسد وتا پایان این نوشته نیز جایگاهی محفوظ  دارد – ائتلاف و اتحادش را فقط و فقط در میان نیروهای کار وزحمت، استقلال طلبان، آزادی خواهان و عدالت جویان می کاود وملاکش صرف کمیت حضور وشرکت نیست، آن هم با نیروهایی که نه در جامعه  شناخته شده اند و نه برنامه مشخصی برای کشورداشته اند و دارند. به کیفیتی باید اندیشید که سودمند وپاسخ گوی مصالح مرحله ای امروز میهن ما باشد. این چپ در گستره ی جهانی نیز در خانه ای مقام می گزیند که خانه ی هموندانش باشد.هموندان ما در گردهمایی های بزرگ وسراسری کمونیستی- کارگری نمود وحضور دارند. اینجاست که حضور و شرکت معنای تاریخی و مردمی کسب می کند .

“سیاست ورزی” و “کنشگری” و”دعوت” و”مراجعه” نیز البته با “موقعیت” زمانی هر سازمانی پیوند بلافصل دارد، اما این” موقعیت” را فقط ما نیستیم که می شناسیم، جبهه ی مقابل نیز بوها را خوب می شناسد. او نیز استحاله ها را دم به دم انتظارمی کشد واز امپریالیسم با همه ی امکانات تحقیقاتی و رفتارسنجی اش که بگذریم، همین حاکمیت جهل وخرافه ی ایران نیز به هر دمی از تنفس سیاست ورزان و کنشگران درون وبیرون حاکمیت، حساس است و در صدد است تا بساط حکومت خود را بر خانه ای بگستراند که از مصالح ساختمانی کوره های سرمایه و ستم نشان گرفته است.

 

در ادامه مطلب، رفیق خلیق می افزایند که ” به سوسیالیسم باوردارند”، اما نگاه شان به«سوسیالیسم» نه “تقلیل”، که «تغییر» یافته است .

این که سازمان به سوسیالیسم باور دارد، پدیده ی تازه ای نمی تواند باشد، چرا که از نخست مدعی بوده است. پس این “باور” خشنودی خاصی را برنمی انگیزد. اما آن «تغییر»، پرسش برانگیز و نیازمند توضیح است. سوال کنونی این است که سیمای این «سوسیالیسم درتغییر» در کدام برنامه ترسیم شده است، و جزء جزء این پیکره در کدام زمین شکل گرفته است؟ این سوسیالیسم از کدام فلسفه سیاسی الهام گرفته است؟ پشتوانه های  تاریخی این سوسیالیسم کدام ها هستند؟ آیا سازمان راساً مبدع  این سوسیالیسم تغییریافته است، یا پیکره ی از پیش شناخته ای را در تاریخ سراغ گرفته است؟ می دانیم که اسناد کنگره های امروزین سازمان به “ارزش های سوسیالیستی” اشارت دارند، نه به یک نظام سوسیالیستی که خواهان زوال نظام سرمایه داری باشد.

 

در باره «حزبیت» نیز کم وبیش همین پرسش ها متبادر می شوند. این حزبیت بر کدام تجربه ی تاریخی تکیه دارد؟ آیا با احزاب چپ جهان تعامل داشته است؟ و آیا از تجارب آن ها بهره گرفته است؟  آیا اصولآ به انسجام تشکیلاتی معتقد است؟ آیا باوردارد که باید  برای دوری جستن از ایده‌آلیسم  به شواهد تاریخی متکی بود؟ چرا حزب نباید در زمین استوار «سانترالیسم دمکراتیک» بنا شود؟ مگر نه این است که هرتشکیلاتی را “سری” است که آن را ظرفیت ها و قابلیت های اندیشگی، سازمانگری و اجرایی برخی از اعضا در یک نظام دمکراتیک و با رای مخفی و آگاهانه ی همه ی اعضا پدید می آورد؟ و مگر نه این است که این « سر»، تجسد خرد جمعی یک تشکیلات سیاسی است؟ اگرسازمان نیز بیرون از این حیطه نمی اندیشد، مشروحاً و به همگان پاسخ دهد که آیا این «سر» درعمل و نه در ذهن، در طرح ریزی برنامه ها، در تدوین سیاست های کلی تشکیلات، در پیش نهادها  و راهکارها، در تعیین شعارهای مرحله ای و لحظه ای و وظایفی از این دست مجاز است یا نه؟ اعضا در برابر تصمیمات این سر، چه وظایفی دارند؟ آیا انضباط داشتن  در بیرون، و در عین حال منتقد و صاحب نظربودن در درون، اسلوب ناکارامدی است؟ بفرمایید با شیوه فعلی سازمان  چه گونه می توان اراده ی واحدی را برای اجرای مصوبات سازمانی بسیج کرد؟ آیا این شیوه ی اداره ی سازمانی تا کنون جواب مطلوب داده است؟

باید از رفیق خلیق پرسید کدام سازمان سیاسی راست کردار درست اندیش را در سراسر تاریخ می شناسید که با بهره گیری از تجارب احزاب جهانی و انطباق دادن این تجارب با ظرفیت ها و مطالبا ت مردم کشورش«با مشکلاتی به مراتب بیشتراز سازمان» شما روبه رو شده باشد؟ آیا «انشعاب، اخراج و حذف”، در گذار ده هاساله ودر سایه ی بحران های ناشی ازسیرحوادث وسلطه ی حاکمان مستبد و یورش های ددمنشانه به احزاب و سازمان های سیاسی و مترقی در سراسر کشور از یک سو، و زیر تآثیر تکانه های شدید سیاسی در جهان از سوی دیگر برای یک حزب سیاسی نامالوف است؟ واگر چنین است،  این«انشعاب ها، اخراج ها و حذف ها”، در سازمان رفقای ما ناشی از کدام عارضه است؟
سخن پایانی را با خود آقای خلیق در میان می گذارم: دوست عزیز! جدل های نا بهنگام میان یاران مردم، گشودن میدان به سود دشمنان مردم است. می بینید که ذهن یاران شما از پرسشها ی فراوانی انباشته است. هر دریچه ای نیز که گشوده می شود، افق پرسشها را گسترده تر می کند.  اما صرف انرژی در میدان چنین پرسش و پاسخ ها نیازمند فرصت هایی دموکراتیک است. امروز که میهن من وشما در آتش بحران های ناشی از جنگ افروزی ها وتحریم ها و تضادهای درون حکومتی می سوزد وهدم وهتک مشروعیت های کاذب و طلوع سپیده دم رستاخیزی تازه به یمن حضور مردم، آینده ای دیگر را نقش می زند، من گرد و خاک این میدان را می خوابانم. نخستین تجربه ی امروزی ام در این میدان، اگر چه بر ذهن من پرتوانی تازه تاباند، اما برای مردم ما واضع درسی نخواهد بود. آن ها سخت در گیر مشکلات صنفی، معیشتی، آزادی طلبی و طبقاتی خوداند، ومن سخت پای بند این لحظه.  

به امید دیدارتان در ایران

بهزاد امیدی

 

 

تاریخ انتشار : ۱ شهریور, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

استراتژی کلان نتانیاهو در حال فروپاشی است

ترامپ و نتانیاهو؛ از بازطراحی خاورمیانه تا خطر بحران دائم

وقتی انسانیت از تمدن عقب می‌ماند!

تجدید نظرطلبی یا بازاندیشی در مفهوم امپریالیسم و ضد امپریالیسم

فناوری بهتر فقط می‌تواند در یک سیستم پساسرمایه‌داری توسعه یابد

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟