سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۱۹

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۹

پنج نکته در مورد راهبرد سیاسی-انتخاباتی چامسکی

مشکل چامسکی پراگماتیسم عمیق اوست. او بجای آن که یک تحلیل روشن از ریشه های بحران بدهد و بر اساس آن راهبرد پیشنهاد کند، فقط لحظه ها و بالانس نیروهای جناح های قدرت را سبک سنگین می کند. او توضیح نمی دهد که اگر ترامپ ها و لوپن ها شورش وارونه ای اند علیه جهانی شدن ناعادلانه و تبعیض آمیزجهان، و بیان شکافی در طبقه سیاسی حاکم بر آمریکا، چرا بجای تشوق و تشدید قطب مستقل در بیرون از منازعات طرفین و علیه هردو جناح ارتجاعی باید کفه ترازو را به نفع یک طرف تقویت کرد

توضیح کار آنلاین

به کرات پیش می آید که نیروهای سیاسی خود را در برابر انتخابی از میان بد و بدتر ناگزیر و موظف ببینند. انتخابات جاری ریاست جمهوری امریکا یکی از این موارد است. پیشنهاد نوام چامسکی به نیروهای مترقی امریکا این است که در ایالات “شکننده”، یعنی در ایالاتی که کلینتون و ترامپ، هر دو، از شانس پیروزی برخوردارند، به کلینتون رأی دهند تا به این ترتیب از شانس پیروزی ترامپ بکاهند. اما در ایالاتی که پیروزی کلینتون “قطعی” است، به کاندیدای مورد نظر خویش رأی دهد. این رویکرد در نوشتۀ “۸ نکته در مورد حمایت از رأی دادن به شر کمتر” (۱) تشریح شده است. نوشتۀ حاضر نقدی است به رویکرد چامسکی.

پراگماتیسم سیاسی و تعلیق هویت؟

اول آن که، این رویکرد چامسکی اختصاص به عروج ترامپ ندارد. او بسیار پیش از این در دوره اوج فعالیت سندرز هم همین حرف را یعنی ترجیح کلینتون بروی در ایالت های چرخشی را بدلیل آنکه شانس پیروزی اش  به محافظه کار ان و نه الزاما ترامپ که چندان مطرح نبود پیشنهاد می کرد.

دوم آن که، انتخاب بد در برابر بدتر یک واقعیتی است که نه فقط منحصر به این دوره است  و نه فقط  منحصر به آمریکا. در فرانسه چه باید کرد؟  بین سارکوزی و لوپن .. درایران بین روحانی و مثلا حدادها  و در مصر بین السیسی و اخوان المسلمین و… و همه جا این واقعیت بدو بدتر وجود دارد .این دوگانه ها یک سیاست نهادی شده است و بهمین دلیل چیزی جز تعلیق فعالیت مستقل چپ و جنبش های اجتماعی طبقاتی و تشویق وتقویت آن ها نیست. این نوع راهبردها در تضاد کامل نظرات آنارشیستی و انتزاعی چامسکی در سطح تئوریک قرار دارد. وقتی پای تحلیل مشخص و انضمامی به میان می آید او بشدت از مواضع نظری خود فاصله می گیرد و به یک پراگماتیست کامل تبدیل می شود. نباید فراموش کرد که سیاست معطوف به قدرت و رو به بالا و سیستم  در تضاد کامل با ادعاهای او  در این زمینه است.

سوم آن که، تفکیک رأی در مقیاس توده ای و نه عضو محدود این یا آن حزب و جریان چپ، در ایالت های چرخشی و غیرچرخشی عملا ناممکن است. وقتی قرار بر پیروزی طرف کلینتون بر طرف خطرناک دیگری یعنی ترامپ باشد، پیامی که بطورعمومی و در مقیاس توده ای رله خواهد شد، توصیه به تقویت یک طرف است. در اصل مشارکت در پیروزی یک طرف سوای نیت و ذهن در عمل به منجر به یک جهش و کیفیت و پیروزی یک گرایش در مقیاس ملی تبدیل می شود. فرقی نمی کند که یک رأی موجب آن شده باشد و یا میلیون ها رأی.

چهارم آن که رأی دادن بازی با اعدادنیست بلکه به معنی مشروعیت بخشیدن و تزریق خون به بدن یک بیمار و آفریدن یک نیروی مسلط برخوداست. و طبیعی است که وال استریت بحران زده با این رأی نیروی تازه ای برای غلبه بربحران های خودآفریده بدست آورد.

و پنجم، وقی مردم به یک سیستم و یا جناحی از آن مشروعیت می بخشند به سادگی یک روشنفکرچپ از سیستم و پدیده ای که آفریده انده کنده نمی شوند. در ایران هنوزهم احمدی نژاد نفوذ دارد و خطرناکن است. نجات دهندگان یک سیستم بیمار و فرتوت به نوبه خود مدتها اسیرمخلوق خودآفریده می شوند. عبور از کسی که می افرینی فرایند دردناک و طولانی است.

مشکل چامسکی پراگماتیسم عمیق اوست. او بجای آن که یک تحلیل روشن از ریشه های بحران بدهد و بر اساس آن راهبرد پیشنهاد کند، فقط لحظه ها و بالانس نیروهای جناح های قدرت را سبک سنگین می کند. او توضیح نمی دهد که اگر ترامپ ها و لوپن ها شورش وارونه ای اند علیه جهانی شدن ناعادلانه و تبعیض آمیزجهان، و بیان شکافی در طبقه سیاسی حاکم بر آمریکا، چرا بجای تشوق و تشدید قطب مستقل در بیرون از منازعات طرفین و علیه هردو جناح ارتجاعی باید کفه ترازو را به نفع یک طرف تقویت کرد؟. چرا جنبش مستقل نباید از جنگ میان فراکسیون های بورژوازی بجای بازی در بساط آنها راه عبورخود را هموارنکند و هم چون نیروی فشاریک جناح وارد میدان شود؟ در این راهبرد راه خروجی جز ورود گام به گام به اعماق باتلاق قدرت وجود ندارد. چرا که بحران پس از انتخابات چه بسا وارد فاز جدیدی شود و همان منطق و الزامات رأی دادن تداوم حمایت از آن را نیز تداوم بخشد. این نوع سیاست ورزی تنها سبب آن می شود که امثال ترامپ به نماینده دروغین خواست تغییر که در زیرپوست جامعه آمریکا پرسه می زند تبدیل شوند و چپ حامی وضع موجود و مشاطه گرقدرت مستقر و بی اعتبارشده!

۸ نکته در موردحمایت از رأی دادن به شر کمتر

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=76429

تاریخ انتشار : ۱۶ آبان, ۱۳۹۵ ۸:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.