سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۱۷

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۷

پیام بی رسالت تهدید

عموم رویدادهای دو روزۀ بین تنفیذ و تحلیف پیام مطلقاً روشن و بی ابهامی را برای خامنه ای و احمدی نژاد در برداشتند و آن این که پیام مطلقاً روشن و بی ابهام آنان، یعنی پیام تهدید، از رسالت خود بازمانده است.

هستند تحلیلگرانی که احمدی نژاد را مهره ای در دست خامنه ای می دانند و کردار سیاسی او را حرکاتی مقدمتاً در انطباق و یا برای انطباق با “منویات رهبر” تلقی می کنند. هستند همچنین تحلیلگرانی که خامنه ای را در محاصرۀ سپاه می دانند و هر آنچه را که او در دوران پس از “انتخابات” ۲۲ خرداد [و پیش از آن] برای به کرسی نشاندن احمدی نژاد انجام داده است، فرمودۀ فرماندهان سپاه ارزیابی می کنند. و نیز هستند تحلیلگرانی که کردار این دو را کلاً منفک و مستقل از هم، که موقتاً همسوئی یافته اند، به شمار می آورند.
ممکن است هر یک از این نظریات قراینی را در واقعیت برای تأئید خود بیابد، اما از تمام تجربۀ ۴ سال گذشته در مناسبات میان احمدی نژاد و خامنه ای که بگذریم، “قضیۀ مشائی” آشکار کرد که نزدیکتر به واقعیت این است که هیچ کدام از این دو عبدوعبید دیگری نیست و هر یک منافع و علایق خود را، سوای دیگری، دارد. حداقل این قدر هست که خامنه ای برکناری مشائی را، پس از مقاومت بسیار احمدی نژاد در برابر اعتراضات دیگران، از او بخواهد و احمدی نژاد هم مشائی را به گونه ای که آشکارا نشانۀ نارضایتی و نافرمانی نسبی او است، از پست معاونت ریاست جمهوری برکنار کند و به پست ریاست دفتر خود برگمارد.
اما سوی دیگر مناسبات خامنه ای و احمدی نژاد این است که خامنه ای اکنون سرنوشت سیاسی خویش را به سرنوشت سیاسی احمدی نژاد پیوند زده است و از ۲۲ خرداد به این سو گره های محکم و محکمتری را به این پیوند افزوده است. اعلام پیش از وقت پیروزی احمدی نژاد در “انتخابات” توسط خامنه ای، برآمد تمام قد او به نفع احمدی نژاد در نخستین نماز جمعۀ پس از انتخابات، صدور مکرر فرمان سرکوب اعتراضات مردم و اپوزیسیون به تقلبات انتخاباتی و … “جلوه هائی” از پایبندی خامنه ای به عقد خویش با احمدی نژاد و حامیان اویند. این همه در حالی است که از پس از ۲۲ خرداد هرچه جلوتر آمده ایم، اعتراض و انتقاد در درون نظام و از جانب حامیان تاکنونی خامنه ای و احمدی نژاد ابعاد بیشتری یافته و در روزهای منتهی به مراسم تنفیذ احمدی نژاد تا مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز پیش رفته بوده است.
پس، این نه فقط به عهدۀ احمدی نژاد بلکه به عهدۀ خامنه ای نیز بوده و هست که به مصاف با مجموعه مسائل قدعلم کرده در برابر حاکمیت برآید. از همین رو بود که تنفیذ ریاست جمهوری احمدی نژاد توسط خامنه ای می بایست نقطه اختتامی بر پاره ای از این مسائل باشد. حداقل این که این مناسبت می بایست آغازی باشد تا مخالفتهای درون جناحی را پاسخ و خاتمه دهد، در درون اصلاح طلبان شکاف اندازد، برای سرکوب گرایشهای راسخ در مخالفت با ریاست جمهوری احمدی نژاد در میان اصلاح طلبان زمینه چینی کند و این همه را دستمایه ای برای مهار اعتراضات مردم سازد. شاید اگر این همه مقصود حاصل آید، آن گاه برای مسائل خارجی گریبانگیر حاکمیت نیز بتوان چاره ای یافت.
به همین انگیزه ها بود که خامنه ای تم “انتخابات و خواصی که در آن مردود شدند” را برای سخنان خود در مراسم تنفیذ برگزیده بود. او با ارجاع به الله و اکبرهای شبانۀ مردم، آن را کاریکاتوری از انقلاب ۵۷ توصیف کرد و به “دشمنان” نسبت اش داد. دست زدن به تقسیم مخالفان به دو دسته، یعنی “مخالفان عصبانی و زخم خورده، که در چهار سال آینده به معارضه ادامه خواهند داد” و “منتقدانی که با نظام و رئیس جمهور دشمنی ندارند و باید دیدگاه ها و نظرات آنها را مورد توجه قرار داد”، شاه بیتهای سخنان خامنه ای برای حصول به اهداف پیشگفته بودند.
جلسۀ نخست دادگاه بعضی از اصلاح طلبان و “اعترافات” آنان، در حالی که حتی برخی از اصولگرایان پیشاپیش اعترافات احتمالی دستگیرشدگان را فاقد ارزش و اعتبار اعلام کرده بودند، تنها ۲ روز پیشتر از مراسم تنفیذ و به گونه ای نامنتظر از تلویزیون پخش شده بود. روزنامۀ کیهان در فردای روز “اعترافات” در تیتر اول اش از محرز شدن خیانت موسوی و خاتمی نوشته بود. شبهه افکنی در مورد اعتبار دادگاه هم جرم اعلام شده بود. اینها همه آرایش صحنۀ مراسم مذکور را تکمیل می کردند. همۀ تعبیه ها فراهم آمده بودند تا در مراسم تنفیذ یک پیام مطلقاً روشن و بی ابهام به معترضان انتخابات ۲۲ خرداد ابلاغ گردد: پیام تهدید.
اما این پیام ابداً قادر به انجام رسالت خود نشد و پیام ناکامی از کار درآمد. جدا از این واقعیت که عدم حضور خاتمی، رفسنجانی، موسوی، کروبی، حسن خمینی و … “تنفیذ” را تا حد مراسم افلاس جلوه داد، اعتراض خیابانی مردم در زمانی که مراسم جریان داشت و در ساعات پس از آن، درونۀ تهی آن را برملا کرد.
رویدادهای بعدی نیز کمکی به اثربخشی مورد انتظار از پیام نکردند. تنها ساعاتی پس از مراسم تنفیذ، روزنامۀ “جمهوری اسلامی” که صاحب امتیاز آن شخص خامنه ای است، در سرمقالۀ خود دادگاه پیشگفته را “کارگاه حذف و رفع” خواند و در خطابی مستتر به خامنه ای خواهان آن شد که “این کارگاه حذف و رفع را مثل بازداشتگاه شرم آور کهریزک تعطیل کنیم”. سرمقالۀ مذکور نه تنها اعتبار دادگاه معترضان به انتخابات را به تردید کشید، بلکه با طرح این سؤالات که “آیا قرار است افرادی که دارای سوابق درخشان خدمت به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و کشور و مردم هستند به جرم اعلام نارضایتی محاکمه شوند؟” و “آیا قرار است کسانی را که نه سابقه ای در انقلاب دارند و نه نقشی در شکل گیری نظام جمهوری اسلامی دارند و نه امام را می شناسند و نه امام آنها را می شناخت، همه کاره کشور کنند؟” به گونه ای نیمه مستقیم خامنه ای را خطاب می کند و او را مورد انتقاد قرار می دهد. حتی، با توجه به موضع روزنامۀ “جمهوری اسلامی” نسبت به مصباح یزدی، اشارۀ سرمقالۀ “جمهوری اسلامی” به همه کارۀ کشور کردن “کسانی که نه سابقه ای در انقلاب دارند و …” متوجه او است و این سؤال هشداری به خامنه ای: این هشدار که “تو را نیز نوبت خواهد رسید”.
کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در فردای روز تنفیذ از سمت خود به عنوان رئیس کمیتۀ ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان استعفا خواست. او دلیل استعفای خود را “موانع موجود بر سر راه فعالیت مؤثر کمیته، به خصوص جلوگیری از دسترسی اعضای آن به بسیاری از بازداشت شدگان و بازداشتگاه ها” اعلام کرد. در همین روز امامی کاشانی، از اعضای مجلس خبرگان و شورای نگهبان و از اصولگرایان شاخص، در سخنانی در مسجد جمکران “نور ولایت فقیه را کم سو” و ناتوان از حل مسائل دانست و دست به دامان امام زمان برای ظهور عاجل شد.
استعفای جلالی در رسانه های داخل کشور بازتاب چندانی نیافت و با تأئید یکی و تکذیب دیگری در پرده ای از ابهام پیچیده شد. گفتۀ امامی کاشانی نیز، که می تواند به تدارک حذف خامنه ای تعبیر گردد، توجه چندانی را جلب نکرد. اما این هر دو مورد، راه دراز و سنگلاخی را که احمدی نژاد و خامنه ای برای “به سقف کوبیدن سر” مخالفان و آن هم تازه در درون جناح شان در پیش رو دارند، آشکار کردند.
مراسم تحلیف ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی در روز چهارشنبه انجام شد. عدم حضور غایبان نامدار مراسم تنفیذ و بیش از ۸۰ درصد نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس و عدم حضور یا حضور ضعیف دیپلماتهای خارجی در آن، فضای داخلی مراسم را رقم زدند و اعتراضات ده ها هزار نفرۀ مردم، که از بدو مراسم تا ساعاتی پس از آن در نقاط گوناگونی در اطراف مجلس جریان داشتند، فضای بیرونی مراسم تحلیف را زیر سیطرۀ خود گرفتند.
عموم رویدادهای دو روزۀ بین تنفیذ و تحلیف پیام مطلقاً روشن و بی ابهامی را برای خامنه ای و احمدی نژاد در برداشتند و آن این که پیام مطلقاً روشن و بی ابهام آنان، یعنی پیام تهدید، از رسالت خود بازمانده است.

تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران