سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۸:۰۰

سه شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰

پیروزی نیازمند سازمان‌یابی است!

این را که اکثریت مردم ایران با ساختار حکومتی جمهوری اسلامی موافق نیستند و جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند، خود حکومت نیز می‌داند. خیزش سترگ ۱۳۸۸ این را بسیار رسا فریاد زد و اگرچه به خاک‌وخون کشیده شد فریادش نه تنها خاموشی نگرفت بلکه در خیزش‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ پژواک یافت و هربار قدرت‌مندتر از بار پیش خود را نشان داد. اکنون خیزش "زن، زندگی، آزادی" نیز همان را بسیار رساتر از هر زمانی فریاد می‌زند.

این را که اکثریت مردم ایران با ساختار حکومتی جمهوری اسلامی موافق نیستند و جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند، خود حکومت نیز می‌داند. خیزش سترگ ۱۳۸۸ این را بسیار رسا فریاد زد و اگرچه به خاک‌وخون کشیده شد فریادش نه تنها خاموشی نگرفت بلکه در خیزش‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ پژواک یافت و هربار قدرت‌مندتر از بار پیش خود را نشان داد. اکنون خیزش “زن، زندگی، آزادی” نیز همان را بسیار رساتر از هر زمانی فریاد می‌زند.

اینکه وزیر امور خارجۀ ایران می‌گوید «… من به آنها (کشورهای غربی و آمریکا) اطمینان می دهم که اتفاق بزرگ و مهمی در ایران در حال رخ دادن نیست، تغییر حکومتی در ایران انجام نخواهد شد …» [۱]، خود بهترین گواه بر این است که حکومت و کارگزاران‌اش می‌دانند که مردم این سامانۀ حکومتی را نمی‌خواهند.

شرایط انقلابی

ولی اگرمردم دست‌کم از ۸۸ به این‌سو این سامانۀ حکومتی را نمی‌خواهند، چرا این سامانه تاکنون دوام آورده است؟

پاسخ من این است که برای دگرگونی سامانۀ حکومتی افزون بر نخواستن مردم نتوانستن حکومت نیز لازم است [۲]. شرایط انقلابی با این دو بن‌پاره تعریف و گفته می‌شود زمانی به‌وجود می‌آید که مردم حاکمیت را نخواهند و حاکمیت قادر به حکومت نباشد. به‌گمان من دست‌کم از زمان برآمد جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ بن‌پارۀ نخست، یعنی نخواستن مردم، وجود داشته و دارد ولی تا امروز بن‌پارۀ دوم وجود نداشته و حاکمیت توانایی آن را داشت که با ترکیبی از نرمش و خشونت حکومت خود را ادامه دهد.

ظرفیت بالای خیزش “زن، زندگی، آزادی”

پرسش دیگر این است که آیا خیزش کنونی می‌تواند این همراهی چهارده‌سالۀ “نخواستن” و “توانستن” را برهم زند؟

منطق حکم می‌کند که همراهی “نخواستن مردم” و “توانستن حاکمیت” نمی‌تواند پایداری درازمدت داشته باشد. از روند رخ‌دادها نیز به‌روشنی می‌توان دید که از ۱۳۸۸ به این‌سو آرام ولی پیوسته صدای “نخواستن” بلندتر و بلندتر شده است و توانِ “توانستن” کمتر و کمتر. این تغییر دو عنصر تعیین‌کنندۀ شرایط انقلابی در دو راستای کاملا مخالف هم، بی‌گمان زمانی به نقطه‌ای می‌رسد که “توانستن”ای در کار نباشد و از دو سویۀ انقلاب سویۀ “نفی” متحقق شود حتی بدون اینکه حتما منتظر تحقق سویۀ “اثباتی” انقلاب بماند. امروز به‌روشنی می‌بینیم که بردباری مردم روزبه‌روز کمتر و خواست‌های مشخص، مانند برچیده شدن گشت ارشاد یا لغو حجاب اجباری، با شتابی زیاد به خواست‌های سیاسی که کل سامانۀ حکومتی را نشانه می‌گیرند تبدیل شده‌اند.

به‌گمان من خیزش کنونی، که در آن فریاد “نخواستن” بسیار بلندتر و رساتر از خیزش‌های پیشین است، ظرفیت آن را دارد که نیروی “توانستن حاکمیت” را بیش از پیش بساید و کاهش دهد، حتی به‌حدی که دیگر نتواند در برابر “نخواستن” بایستد!

چه می‌توان کرد؟

پرسش دیگر این است که در شرایط خطیر کنونی “چه می‌توان کرد؟”. یا دقیق‌تر “در راستای فراهم‌آوری شرایط پیروزی جنبش مردمی و پاس‌داری از این‌همه شور و رنج درهم‌آمیخته چه می‌توان کرد؟”.

به‌گمان من درست‌ترین کار این است که کوشش پایه‌ای متوجه سامان‌یابی و سازمان‌یابی مردم از طریق همکاری و همیاری جنبش‌های موجود مردمی شود. «تاکید بر هم‌پوشانی و درهم‌تنیدگی جنبش‌ها و خواست‌های اقشار، گروه‌های شغلی و اجتماعی و طبقات گوناگون، همچنین تاکید بر همکاری و همیاری آن‌ها با یکدیگر» [۳] راه‌گشای اصلی اوضاع امروزین است. این کار از طریق توافق جنبش‌های موجود روی خواسته‌های مشخص بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت می‌تواند هم به سامان‌یابی و سازمان‌یابی خواسته‌های مردم در خیابان‌ها یاری رساند و هم به شکل‌گیری و سازمان‌یابی نیروی رهبری مورد اعتماد مردم. حکومت پادشاهی پهلوی مردم را از داشتن احزاب سیاسی که در مواقع خطیر مدافع و پی‌گیر خواست‌های آن‌ها باشند محروم کرد. جمهوری اسلامی نیز در این راه پیرو راستین همان سیاست ضدمردمی شاهی شد و تا امروز به آن وفادار ماند.

امروز و در شرایطی که احزاب و سازمان‌های سیاسی هشتادساله و پنجاه‌ساله از امکان کنش‌گری علنی در کشور محروم‌اند، و احزاب و سازمان‌های سیاسی نوبنیاد تحت شدیدترین محدودیت‌ها قرار دارند، می‌توان کوشید جای خالی احزاب مردمی را از طریق همکاری و همیاری جنبش‌های شهروندی موجود پر کرد. همان‌گونه که گفته شد یکی از مهم‌ترین کارکردهای این همکاری و همیاری برجسته کردن خواسته‌های مشخص و طرح شعارها بر پایۀ آن‌ها در هر لحظۀ مشخص از پیشرفت خیزش است.

پی‌گیری این کوشش تا رسیدن به پیروزی لازم و نه تنها لازم بلکه حیاتی است، مستقل از اینکه زمان رسیدن به پیروزی دراز باشد یا کوتاه.

***** 

پانویس‌ها

[۱] https://www.isna.ir/news/1401070602287

[۲] منطق حکم می‌کند نوشته شود برای دگرگونی سامانۀ حکومتی افزون بر نخواستن مردم نخواستن یا نتوانستن حکومت نیز لازم است. ولی معمولا حکومت‌ها تا جایی که ناچار نباشند تن به دگرگونی سامانۀ حکومتی نمی‌دهند و نخواستن داوطلبانه‌ای در کارشان نیست.

[۳] https://kar-online.com/node/17862

 

تاریخ انتشار : ۱۲ مهر, ۱۴۰۱ ۶:۲۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دفاع از جنگ یا تمکین به استیصال…

Stop the war against Iran!

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نوروز در سایهٔ تجاوزِ نظامی

آیا فروپاشی جمهوری اسلامی، زیر بمباران دشمنان و در شرایط هم‌سنگی کنونی نیروها، به سود «چپ» است؟

ّ
International Affairs Bulletin

قرار بود برای برداشت سبزی‌ها برگردد