سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۹:۲۴

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۴

پیش بسوی دستیابی به آزادی و برابری در ایران!

این مبارزات و رهبری آن، در صورتی به برقراری آزادی و برابری در جامعه منتهی می شود، که گفتمان دمکراتیک در جامعه تعمیق شده باشد. در چنین صورتی روشن است که نه تنها سرنگونی این نظام در دستور کار مردم قرار خواهد گرفت، بلکه چگونگی نظام آتی نیز از هم اکنون پایه ریزی خواهد شد

Getting your Trinity Audio player ready...

۳۲ سال است که  سرکوب آزادیخواهان، تداوم خفقان و تشدید فشارهای اقتصادی و فقر بر مردم، در دستور کار رژیم اسلامی حاکم بر ایران قرار دارد.

در مقابلۀ جدی و موَثر با اجحافات و مشت آهنین رژیم، که سازمان داده شده است، طبعاً مردم نیز به  سازماندهی نیاز دارند. تا شانس تداوم و گسترش مقاومت مردمی، بعقب راندن رژیم و سرانجام سرنگونی نظام توسط خود مردم ایران را، ممکن و میسر نمایند.

سازماندهی مبارزات مردم برای سرنگونی رژیم، اما، اتحاد و یا لااقل هماهنگی نیروهای مردمی طلب را می کند.

برای اتحاد و یا لااقل هماهنگی نیروهای مردمی – برای سازماندهی مبارزات در سراسر کشور- نیاز به ایجاد و یا پدیداری رهبری است.

اما، این مبارزات و رهبری آن، در صورتی به برقراری آزادی و برابری در جامعه منتهی می شود، که گفتمان دمکراتیک در جامعه تعمیق شده باشد. در چنین صورتی روشن است که نه تنها سرنگونی این نظام در دستور کار مردم قرار خواهد گرفت، بلکه چگونگی نظام آتی نیز از هم اکنون پایه ریزی خواهد شد.

 موضوع حائز اهمیت اینست که ؛ گفتمان دمکراتیک، از نظر نیروهای مختلف اجتماعی، متفاوت است.

گفتمان اصلاح طلبان نظام، شورای ملی مقاومت، سلطنت طلبان، دمکرات های پیگیر و  نیروهای چپ و کارگری، یکسان نیست. متفاوت و بعضاً متضاد است.

۱-      اصلاح طلبان نظام، خواهان تداوم حیات جمهوری اسلامی متکی بر قانون اساسی این رژیم و طبعاً تداوم اصل ولایت فقیه هستند.

۲-      شورای ملی مقاومت، و در راّس آنها سازمان مجاهدین خلق ایران، خواهان جمهوری اسلامی، از نوع دیگری هستند:

خواهان جمهوری اسلامی دمکراتیک هستند. که دولت آن ” تجسم اراده خدا در پهنه اجتماعی است که از طریق آن دولت ( مجاهدین – شورا ) بظهور میرسد.”.

   3  – سلطنت طلبان، ( هواداران خاندان پهلوی ) خواهان برقراری نظامی هستند که در راَس آن رضا پهلوی قرار دارد و پس از او نیز در انحصار ورثۀ او قرار خواهد داشت.

رهبر نظام سلطنتی- سایه خدا – نه از طریق انتخابات آزاد و با رای مردم ، بلکه از طریق وراثت بحکومت خواهد رسید.

ابتدا رضا خان میرپنج ، پس از او محمد رضا پهلوی در رهبر نظام بودند، و در تداوم آن رضا پهلوی و بعد از او نیز فرزند رضا ،  بعنوان “شخص اول مملکت” ، در راَس امور قرار خواهند داشت.

۴ – دمکرات های پیگیر و  نیروهای چپ و کارگری، مایل اند که ارادۀ اکثریت شهروندان کشور- برای تامین منافع اکثریت عظیم – نظام آتی کشور را شکل بدهد.

 برای آنان ارادۀ اکثریت مردم برای تعیین سرنوشت، استوار بر خواست های آزادیخواهانه و برابری طلبانه و با تکیه بر جنبش های کارگری، زنان، جوانان و دانشجویان و.. تحقق خواهد یافت.

 

با توجه به این مقدمه طبیعی است که در مسیر تعمیق گفتمان دمکراتیک و سازماندهی مردم، راه و نظرات نیروهای آزادیخواه و برابری طلب از نیروهای دیگر، جدا می شود.

باید توجه داشت که نیروهائی در جامعه وجود دارند که نجات جامعه از چنگال رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران را با تکیه و یا با کمک نیروهای امپریالیستی، ممکن و میسر می دانند :

ـ سلطنت طلبان از این دسته اند، لذا آلترناتیو امپریالیستی هستند. عبرت انگیز است: در زمان آغاز حمله ایالات متحده امریکا به افغانستان و ورود نیروهای نظامی به آن کشور، رضا پهلوی گفت؛ مگر خون مردم افغانستان رنگین تر از مردم ایران است؟

ـ شورای ملی مقاومت و مجاهدین هم متاسفانه بنابر تجربه بعد از مهاجرت رهبری آنان از ایران، در جایگاه آلترناتیو نا مطلوب امپریالیستی قرار گرفته اند و بسیاری از سیاست ها و شیوه های مبارزاتی آنان، تمامیت خواهانه و لذا غیر قابل اعتماد هستند.

ـ اصلاح طلبان رژیم هم – که با ادعای عدم همکاری با نیروهای امپریالیسم از قدرت رانده شده اند- برخلاف تمایل اکثریت قریب به اتقاق مردم آزادیخواه و برابری طلب، خواهان تداوم حیات همین نظام، همراه با اصلاحاتی هستند  و در بهترین حالات، دوران سیاه روح الله خمینی را؛ دوران طلائی ارزیابی میکنند.

ـ اما، نیروهای چپ و کارگری، هم با حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ایران مخالف هستند و هم با دخالت امپریالیست ها در سرنوشت مردم.

آنان مدعی هستند که آزادی و برابری تنها با دخالت آگانه و سازمان داده شدۀ خود  مردم ممکن و میسر خواهد شد. لذا رهبری آن نیز در مسیر پیشرفت همین مبارزات بوجود خواهد آمد.

کوتاه سخن : تلاش برای اتحاد نیروهای متضاد اجتماعی و ایجاد رهبری مشترک این نیروها ، ناممکن است و نتایج مطلوبی بنفع مردم را نخواهد داشت. تجربه چگونگی مسیری که انقلاب بهمن ۱۳۵۷ طی نمود، حاوی درس های خونبار و گرانبها است!

  • با همۀ این تفاضیل، اما همچنان مسئله چه باید کرد؟ برای برقراری آزادی و برابری در ایران،مطرح است.

۳۲ سال است که مردم ما برای رسیدن به آزادی و برابری، همواره با سّد استبداد و دیکتاتوری رژیم جمهوری اسلامی، بویژه دستگاه ولایت و شخص ولی فقیه روبرو بوده و هستند.

بنابراین در کشور ما برای رسیدن به  آزادی و برابری، مردم ما ناچار هستند که سرنگونی این رژیم را تدارک ببینند.

واقعیت اینست که در مقطع کنونی اکثریت قریب به اتفاق شهروندان کشور؛ کارگران و زحمتکشان مزد بگیری هستند که با فروش نیروی کار خودشان قادر هستند به زندگی بخور و نمیر شان، ادامه دهند.

این محرومان و لگدمال شدگان چاره ای ندارند جز آنکه برای رهائی از نظام ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران، بخودشان؛ به آگاهی خودشان، به سازماندهی خودشان و با تعمیق آگاهی هایشان و تلاش برای پیوند مبارزاتشان در بخش های مختلف ، متکی شوند.

انتظار و آرزوی ظهور رهبر فرهیخته و تشکیلات جدا از طبقه کارگر و دیگر مزدبگیران تحت ستم، که آنان را نجات دهد، خیال پروری و خود فریبی است. ” کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.”.

کارگران و و دیگر مزدبگیران تحت ستم و مبارز؛ از همۀ ملیت های ساکن ایران، اعم از فارس، ترک، کُرد، عرب، بلوچ و … برای ایجاد نظامی انسانی که تامین منافع اکثریت عظیم را میسر نماید، موظفند گذشته از تلاش جهت سازماندهی و تعمیق گفتمان دمکراتیک، از همین امروز زمینه ها و ابزار برقراری آن نظام را تدارک ببیند.

فراموش نباید کرد که ؛ مبارزه دمکراتیک، جاده صاف کن مبارزه طبقاتی است. آنچه فردا درو خواهیم کرد، نتیجۀ آن بذری است که امروز می کاریم.!

لذا کارگران، زنان، جوانان، دانشجویان و مبارزان ملیت های ساکن ایران، برای ایجاد جنبش انبوه و سرنوشت ساز فردا، در جهت برقراری آزادی و برابری، می بایست در مقطع کنونی در حین تلاش برای تعمیق گفتمان دمکراتیک در جامعه، با حرکت ازخواست های بلاواسطه شان، با سازماندهی اعتصابات در محل کار و زندگی شان و تدارک تظاهرات در صورت امکان و ضرورت، تلفیق مبارزه مخفی و علنی، یاری رسانی به نافرمانی مدنی جهت ناممکن نمودن فرمانروائیِ فرمانروا و تلاش در جهت پیوند مبارزات بخش های مختلف مردم ؛ به تدارک آینده ای همت گمارند که ، نه تنها رژیم تمامیت خواه دینی “جمهوری اسلامی ایران” را بزیر خواهد کشید، بلکه به وزن و اهمیت بیشتر  آنان در پایه گذاری نظام آتی  کشور جهت گسترش حقوق کارگران، زنان، جوانان و ملیت های ساکن ایران منجر شود.

ـ در مسیر تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، چهار نظرگاهی که در ابتدا به آنها اشاره شد (بعنوان نیروهای سازمان داده شدۀ فعلاً موجود ) نیز موظف هستند که:

۱-       با تعمیق گفتمان دمکراتیک – آنگونه که خود آنها تشخیص می دهند – در جهت سازماندهی مردم حرکت بکنند و اتحاد نیروهای هم طیف خودشان را ممکن و میسر نمایند. در عین حال بهر وسیله ممکن از خواست ها و مبارزات بحق مردم و سازماندهی آنان توسط خود مردم، حمایت بنمایند.

۲-      زمانی که شرایط داخلی (دوران اعتصابات سراسری و تظاهر ات توده ای) و شرایط خارجی (عدم امکان دخالت امپریالیست ها در امور داخلی ایران) به حّدی از پختگی برسند که سرنگونی جمهوری اسلامی را در دستور کار اکثریت عظیم توده حق طلب قرار داده باشند، هماهنگی نیروهای مخالف رژیم با تکیه بر مردم  – یا هماهنگی آن بخش هائی که وزن تعیین کننده خواهند داشت – می تواند در سرنگونی جهت دار رژیم فعلی، تاَثیر گذار باشد.

 

روشن است که چگونگی مختصات  نظام بعدی در ایران، بستگی به برآیند نیروهای موجود در صحنه، در آن مقطع  دارد. امید که اقبال اکثریت قریب باتفاق مردمان کار و زحمت، به حمایت و نیرو رسانی به تشکل های دمکرات های پیگیر، چپ و کارگری باشد. به امید آن روز.

در اینجا یادآوری چند نکته ای خالی از لطف نیست :

ـ  دمکراسی- یعنی حکومت اکثریت مردم- در صورتی میتواند برقرار شود که همه شهروندان کشور – بدون استثناء – از آزادی های سیاسی کامل برخوردار شوند. واقعیت اینست که بدون دمکراسی، نمیتوان به آزادی دست یافت. اما، آزادی بنیادی انسان، بستگی به تعمیق دمکراسی دارد.

ـ دمکرات های پیگیر، طبعاً پس از سرنگونی جمهوری اسلامی ایران به همت مردم ایران، پس از ایجاد مجلس موّسسان – برای تاَسیس نظام بعدی – از مردم خواهند خواست که در رابطه با مجلس موَسسان، به نمایندگانی راَی بدهند که تمام قدرت سیاسی را به نمایندگان شورای عالی منتخب همه مردم واگذار می نمایند.

طبعاً در آن نظام، خود حکومتی وسیع همۀ مردم از طریق نهادهای حاکمیت توده ای، برقرار خواهد شد. این مهم با پیروزی جنبش اکثریت عظیم، برای تامین منافع اکثریت عظیم، ممکن و میسر خواهد بود.

۱۰ جولای ۲۰۱۱ – ۱۹  تیر ماه ۱۳۹۰

تاریخ انتشار : ۲۰ تیر, ۱۳۹۰ ۸:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل