سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۹:۲۷

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۷

چرا خصلت ایدهئولوژیکی جمهوری اسلامی تقویت شده است؟

همه حکومتهای ایدهئولوژیک در دنیای واقعی سیاست می کنند، و بنابراین به نوعی به بازی رئال پولیتیک پایبند هستند، اما این تعلق واقعی و گریز ناپذیر به معنای غیر ایدهئولوژیک بودن آنان نیست. جمهوری اسلامی نیز به نوعی به این امر پایبند است

Getting your Trinity Audio player ready...

با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و پشتیبانی بی دریغ خامنهای از وی، جامعه ایران شاهد آن بود که کسانی در جمهوری اسلامی سکان قدرت را به دست گرفتند که نماینده جناح راست افراطی، سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی و سرانجام جریانات اصولگرا در کل بودند.

یکی از تحولات متعاقبه در جمهوری اسلامی که با سرکار آمدن این جریان پیش آمد تشدید خصلت ایدهئولوژیکی رژیم بود، که البته این تشدید با تشدید عناصر دیکتاتوری نیز در جامعه همراه بود. اگر در دوران اصلاحات همچنان جامعه وجود و تسلط گفتمان اسلامی را تجربه می کرد، اما این گفتمان از خصوصیات ایدهئولوژیکش کاسته شد، و سعی کرد با نزدیک شدن به دیدگاههای دیگر و تلطیف خود، خود را بیشتر در یک فضای نرم رقابتی قرار دهد. اصلاح طلبان، دیگر به آن معنای سنتی ایدهئولوژیک نبودند، بلکه می خواستند به معنای مدرن آن ایدهئولوژیک باشند، بدین معنی که در یک فضای سیال فکری گفتمان خود را پیش ببرند، و نه در یک گفتمان صرفا رقابتی و حذف گرایانه. و این البته نه به معنای ایدهئولوژی تر شدن آنان، بلکه به معنای مدرن شدن آنان بود.

اگر بخواهیم تشدید خصلت ایدهئولوژیکی رژیم را در چند خط برجسته کنیم، می توان در جملات زیرین آن را چنین فرموله کرد:

ـ برجسته شدن بیش از پیش تبلیغات ضد لیبرالیستی و ضد غربی در سخنان سران رژیم، از جمله احمدی نژاد و خامنهای.

ـ حملات لفظی خامنهای به تدریس و حضور قوی علوم انسانی در دانشگاههای ایران و انتقاد شدید وی از جوانان برای گرویدن به این تئوریها در تشریح و تبیین پدیدههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.

ـ سرکوب شدید در جامعه زیر لوای سرکوب عناصر ضد اسلام و غرب گرا.

ـ حذف و سرکوب همه آن روزنامهها و عناصری که به این گفتمان تقابل صرف، باور نداشتند.

ـ تقویت ارتباط با نیروهای اسلامی تندرو در منطقه.

البته همراه با این تحولات ما شاهد آن بودیم که این جریان به حذف نیروهای اصلاح طلب که حامل گفتمانی دیگر بودند، دست یازیدند، که خودبخود همراه با این عمل به حذف تمام آن نیروهای روحانی ای که با این جریان در کل تعریف می شدند نیز منجر شد. حتی کار از این هم فراتر رفت و عمل تقابل، گاها خصلت ضد روحانی نیز به خود گرفت. که از جمله این خود را در اختصاص دادن پستهای دولتی به عوامل سپاه و نه روحانیون جلوهگر ساخت.

شاید این متناقض نما بنمایاند که چگونه می شود در حین حذف طیف وسیعی از روحانیون، عناصر ایدهئولوژی را در خود تقویت نمود! زیرا که یک حکومت دینی با حضور روحانیون می تواند عنصر ایدهئولوژی خود را حفظ کند، و با جابجائی نوع نیروهای شرکت کننده خودبخود عنصر ایدهئولوژی هم تضعیف می شود. در جواب این فرضیه باید گفت که اولا روحانیون تماما حذف نشدهاند، دوما اینکه حذف این بخش از روحانیون زیر لوای آلوده شدن آنان به مال دنیا و از یاد بردن ارزشهای انقلابی پیش برده میشود (سخنان احمدی نژاد را در هنگام مناظرههای تلویزیونی به یاد آوریم). سوما اینکه حضور یک ایدهئولوژی دینی تنها با حضور بدنی همه روحانیون در حکومت تعریف نمی شود. و در این مورد می تواند حضور کاریزمائی یک روحانی در گذشته برای مشروعیت بخشیدن به چنین جلوه ایدهئولوژیکی کافی باشد. چهارم اینکه لازمه هر نوع دیکتاتوری حضور قوی یک ایدهئولوژی است، و بنابراین دیکتاتوری مورد نظر احمدی نژاد تنها با ایدهئولوژی اسلامی امکان پذیر است و نه با تفکرات دیگر.

البته همه حکومتهای ایدهئولوژیک در دنیای واقعی سیاست می کنند، و بنابراین به نوعی به بازی رئال پولیتیک پایبند هستند، اما این تعلق واقعی و گریز ناپذیر به معنای غیر ایدهئولوژیک بودن آنان نیست. جمهوری اسلامی نیز به نوعی به این امر پایبند است، و چیزی که آن را از دیگران متمایز می کند این است که در تمامی این سالها به رغم خصلتهای ضد غربی اش، در صدد ارتباط با آنان و ایجاد رابطه عادی بوده است. اما این نوع ارتباط از نظر جریان راست افراطی و خامنهای تنها آنگاه امکان پذیر است که رژیم به عنوان خودش و با نرمهای خودش در جامعه جهانی پذیرفته شود، و نه با معیارهای دیگر. که لازمه چنین امری نیز اعتراف به آن به عنوان بزرگ قدرت منطقه وتعامل با آن بر اساس پذیرفتن هویتهای وجودی و سیاسی اش. اگر بخواهیم آن را فرموله کنیم چنین می شود: “در دنیای پست مدرن کنونی که همه ارزشها در خود ارزشند، پس ما هم به عنوان یک حکومت ویژه، ارزشیم.” پس “وجود، اما تنها با انتخاب خود.”

دولت کنونی از زاویه چنین دیدگاهی است که به سیاست می پردازد، و درست یکی از علل عدم پیشرفت آن نیز همین مسئله است. آنان با سیاست از زاویه پیروزی ایدهئولوژیکی می نگرند، و تا چنین باشد پیشرفت واقعی امکان ناپذیر است.

تاریخ انتشار : ۲۶ آبان, ۱۳۸۸ ۹:۳۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل