سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۶:۵۸

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۸

چرا در کنار جمهوری اسلامی و در مقابل مردم ایران؟

ما امیدواریم همان گونه که نیروهای سیاسی چپ ایران حقوق بشر را به یکی از محورهای اصلی فعالیت خود تبدیل کردهاند، دوستان ما در سراسر جهان نیز بدین امر توجه کنند که هویت چپ بدون حقوق بشر و توجه شایسته بدان قابل تصور نیست. ما از دولتهای چپ انتظار داریم در رأیگیریهای آتی در مجامع بینالمللی رسیدگی کننده به امر حقوق بشر در ایران، در کنار جمهوری اسلامی قرار نگیرند

Getting your Trinity Audio player ready...

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) اطلاع یافت که روز ۱۸ دسامبر ۲۰۰۸، نمایندگان چین، کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به قطعنامه ای حاوی ابراز نگرانی از نقض حقوق بشر در ایران رأی منفی دادند. این قطعنامه بر اساس گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد تنظیم شده بود.
امتناع از محکوم کردن نقض حقوق بشر در ایران، به معنای همراهی با تلاش برای جلوگیری از همبستگی بین المللی با مبارزات آزادیخواهانه و عدالت پژوهانه مردم ایران است. قرار گرفتن در کنار جمهوری اسلامی در موضوع حقوق بشر، به معنای صحه گذاشتن به همه موارد نقض حقوق بشر است که در ایران رخ می دهد و در قطعنامه بدانها اشاره شده است. برای ما به عنوان بخشی از نیروی چپ ایران، به عنوان سازمانی سیاسی که همواره متعهد به همبستگی بین المللی نیروهای چپ بوده است، دردناک است که شاهد باشیم برخی از مدعیان مواضع چپ در عرصه جهانی، یاری رسان حکومتی شده اند که حامل عقب مانده ترین افکار و مجری شنیع‏ترین اعمال می‏باشد.
در جمهوری اسلامی ایران، نه تنها مجازات قرون وسطایی مانند سنگسار و قطع اعضای بدن اجرا می شود، بلکه سرکوب اتحادیه های کارگری، جریانات چپ دانشجویی و سازمانهای سیاسی چپ مانند سازمان ما در تمام طول سی سال حیات این نظام ادامه داشته است. برای آن که درباره ماهیت چپ ستیز و کارگر ستیز جمهوری اسلامی به داوری بنشینیم، لازم نیست به اعدامهای دسته جمعی اعضای سازمانهای چپ در سالهای دهه ۱۹۸۰ میلادی بازگردیم، بلکه کارنامه همین سالهای اخیر حکومت ایران برای نشان دادن ضدیت این حکومت با نیروهای ترقیخواه و عدالت پژوه در ایران کافی است. دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، نه تنها به کارگران ایرانی اجازه فعالیت مستقل سندیکایی نمی دهد، بلکه رهبران اتحادیه های کارگری را تنها به جرم دفاع از منافع صنفی کارگران به زندان می افکند و آنها را شکنجه می کند. در سال جاری میلادی ده ها دانشجوی ایرانی تنها به دلیل دفاع از مواضع چپ بازداشت شدند و ماه ها در زندان ماندند.
حکومت ایران که در عرصه بین المللی می کوشد حمایت دولتهای چپ را جلب کند، در داخل ایران مدافع منافع اقلیتی غارتگر است. وزیر کشور کابینه محمود احمدی نژاد که در گذشته از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است، ظرف چند سال از محل رانتهای دولتی ثروتی افسانه ای به دست آورده است که به تأیید خود او از ۱۰۰ میلیون دلار تجاوز می کند. قدرت واقعی در ایران در دست یک الیگارشی متشکل از روحانیون، فرماندهان نظامی و صاحبان سرمایه کلان است که برای حفظ سلطه خود بر کشور، خفقان و سرکوب را بر ایران حاکم کرده اند. در سالهای اخیر فقر، بیکاری و فاصله طبقاتی در ایران پیوسته افزایش یافته است.
حمایت سیاسی نیروهای چپ از چنین حکومتی در عرصه بین المللی، برای نیروهای چپ ایران قابل درک نیست. چنین حمایتی، به اعتبار و حیثیت چپ در عرصه سیاسی ایران لطمه می زند و جلب همبستگی مردم ایران با جنبش جهانی چپ را دشوار می کند.
ما بنا را بر این می گذاریم که دولتهایی مانند چین، کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا صرفاً با حرکت از منافع کوتاه مدت اقتصادی به قطعنامه در مورد حقوق بشر در ایران رأی منفی نداده اند و برخی ملاحظات سیاسی را نیز در این موضع خود مد نظر داشته اند. اگر این ملاحظات سیاسی شامل ایستادگی در برابر هژمونی طلبی دولت ایالات متحده در عرصه جهانی باشد، پرسش ما از چهار دولت نامبرده این است که با داشتن تجربه سوسیالیسم واقعاً موجود در قرن بیستم، چگونه می توان امر حقوق بشر را به امری فرعی تبدیل کرد و آن را تحت الشعاع سایر اولویتهای سیاسی قرار داد؟ آیا چپ از بی توجهی به حقوق بشر به اندازه کافی لطمه ندیده است؟ آیا این انگیزه که رأی شما در مجامع جهانی با رأی آمریکا و متحدانش یکی نباشد کافی است تا با قطعنامه ای مخالفت کنید که با لحنی بسیار ملایم و دیپلماتیک، نگرانی از وضع حقوق بشر در ایران را بازتاب می دهد؟
اگر منافع اقتصادی و معاملات با جمهوری اسلامی انگیزه اصلی رأی منفی به قطعنامه باشد، دولتهایی مانند چین، کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا چه تفاوتی با سوداگران بین المللی دارند؟ آیا رأی در مورد حقوق بشر از نظر دولتهای مدعی مواضع چپ قابل خرید و فروش است؟
آیا دولتهای نامبرده با انگیزه ایجاد یک «کارتل سکوت» به قطعنامه رأی منفی داده اند تا متقابلاً جمهوری اسلامی به قطعنامه های مشابه در مورد کشورهای دیگر رأی منفی دهد؟ چنین معامله ای در چارچوب اصول و موازین یک نیروی چپ چگونه قابل توجیه است؟
دولتهائی که در عرصه جهانی با یکه تازی نئوکانها و سرمایه داری مالی مخالفت می کنند، دولتهایی که می گویند مدافع منافع اقتصادی توده های وسیع میلیونی در برابر برتری طلبی دولتهای غربی و میلیتاریسم آمریکایی اند، بارها خواهان همبستگی بین المللی در این مبارزه شده اند. آنها چگونه از مردم ایران چنین حمایتی را می طلبند در حالی که رأی آنها در مخالفت با قطعنامه ابراز نگرانی از نقض حقوق بشر در ایران، از انظار مردم ایران پنهان نمانده است. به ایرانیانی که از ما در مورد همراهی رهبران سیاسی چپ با امثال احمدی نژاد و خامنه ای می پرسند، چه می‏توان گفت؟ ما به عنوان مدافعان همبستگی بین المللی چپ در ایران، این رفتار متحدان بین المللی خود را چگونه توضیح دهیم؟
ما امیدواریم دولتهایی که توسط نیروهای سیاسی چپ تشکیل شده اند در آینده به جای دادن رأی مخالف به محکومیت نقض حقوق بشر در ایران، در کنار مردم ایران قرار گیرند و از مبارزات آزادیخواهانه و عدالتجویانه آنان حمایت کنند. ما امیدواریم همان گونه که نیروهای سیاسی چپ ایران حقوق بشر را به یکی از محورهای اصلی فعالیت خود تبدیل کرده اند، دوستان ما در سراسر جهان نیز بدین امر توجه کنند که هویت چپ بدون حقوق بشر و توجه شایسته بدان قابل تصور نیست. ما از دولتهای چپ انتظار داریم در رأی گیریهای آتی در مجامع بین المللی رسیدگی کننده به امر حقوق بشر در ایران، در کنار جمهوری اسلامی قرار نگیرند.

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
۲۳ دسامبر ۲۰۰۸
 

تاریخ انتشار : ۳ دی, ۱۳۸۷ ۱:۳۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران