سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۲۷

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۷

چرا طبقه کارگر؟

اگر مبارزات کارگران و ميليون ها کشته در اين راه نبود، سرمايه داري همچنان لجام گسيخته به ترکتازي خود ادامه مي داد.اين مبارزات کارگران و آزاديخواهان جهان بوده که سرمايه داري را وادار به عقب نشيني کرده است. نه به اصطلاح عقلانيت و انعطاف پذيري آن.اگر نبود فشارهاي طبقه کارگر و اگر سرمايه داري مي توانست از هر انسان ١٨ساعت کار مي کشيد.

Getting your Trinity Audio player ready...

الف) چرا طبقه کارگر عامل تغییر است؟ چرا این طبقه است که دگرگونی را برای جامعه حاصل می کند و علاوه بر اینکه خود را آزاد می کند دیگر انسان ها را هم آزاد می کند؟ چرا کارگر برای شرایط بهتر و مطلوب تر دست به چالش با شرایط نامطلوب موجود می زند؟
ب) برای پاسخ به این سئوالات در ابتدا لازم است که شناختی اجمالی از طبه کارگر داشته باشیم. متاسفانه همیشه تعاریف نادرست و نا کافی از این طبقه ارائه شده است که با واقعیت عینی واقعا موجود همخوانی ندارد. در کل اگر بخواهیم تعریفی اجمالی از کارگر بدهیم هر آن کس که برای ادامه ی حیات خود مجبور است که نیروی کار خود را بفروشد و هیچ سرمایه و ابزار تولیدی در دست ندارد را جز طبقه کارگر محاسبه می کنیم. در این تعریف از استاد دانشگاه گرفته تا کارگر کوره پزخانه از پزشک گرفته تا رفتگر قرار می گیرد. چون اینان تماما فاقد ابزرا تولیدند و مجبور به فروش نیروی کار خویش!
ج) کار به عنوان تکامل یافته ترین شکل کنش زیستی انسان عامل تغییر است. انسان با کار خویش جهان اطراف خود را دگرگون می کند.اما زمانی که انسان این کار خود را در برابر مزدی ناچیز می فروشد کارش از خودش بیگانه می شود یعنی باز هم او جهان را تغییر می دهد اما نه آنگونه که خود می پسندد. بلکه آنگونه که سیستم سرمایه داری می پسندد. نه در جهت خواست اکثریت بزرگ انسان ها بلکه در جهت منافع اقلیت کوچک سرمایه داران. این کار انباشته شده گذشته کارگر است که به صورت سرمایه در می آید تا مناسبات کهنه و پوسیده و ناعادلانه این سیتم را باز تولید کرده و تداوم بخشد .اینگونه است که کار او که باید برای تغییر و دگرگونی باشد موجب سکون می شود و همچون زنجیری بر پایش می افتد. چون او فاقد ابزار تولید است و زمانی می تواند کارش را در جهت میل خویش به کاربندد که ابزار تولید داشته باشد. مجبور نباشد در برابر مزدی ناچیز کارش را که پاره ای از وجودش است بفروشد.
د) بورژوازی مدرن بر خلاف ادعای دروغین عقلانیتش، بزرگترین افسانه پرداز تاریخ است. او به وسیله ی رسانه هایش و روشنفکرنما هایش اعلام می کند که تاریخ به پایان رسیده است.وضعیت کنونی انسانها سرنوشت محتومشان است و ما محکوم به زیستن در چنین شرایط نامطلوبی هستیم.فاصله طبقاتی امری است طبیعی، فقر اجتناب ناپذیر است، کار کودکان ضروری و … او افسانه هایی را همچون رفاه و آزادی و … را به خورد انسان ها می دهد، در حالی که میلیارد ها انسان اسیر چنگال های آن هستند . او جهان را زیبا و دلپذیر معرفی می کند و همه را دعوت می کند که بیشتر کار کنند، آن هم نه برای بهتر شدن وضع خویش بلکه برای بیشتر شدن سود بورزوازی و تداوم این سیستم پوسیده و کهنه… اما نقد ما از درون به مناسبات بورژوازیست ما نه پیشا مدرنیم و نه پسا مدرن ما در عین حالی که اعتراض داریم و خواهان تغییریم اما مدرنیم ما از درون این وضع به تغییر بنیانی آن دست می زنیم. بورزوازی اکنون دیگر تبدیل به سنتی ارتجاعی شده و نیاز به تغییری مدرن و پیشرو دارد.
ه) سرمایه داری از زمانی که به وجود آمد و تغییر بنیانی در مناسبات تولیدی و روابط مادی و اقتصادی انسان ها داد تماما در پی آن بود که سودش را بیشتر کند و در این راه نه مرز می شناسد نه جنس نه نژاد نه دین و نه….. بلکه تنها به فکر سرمایه است و تنها واژه مقدس برای او پول است. اگر مبارزات کارگران و میلیون ها کشته در این راه نبود، سرمایه داری همچنان لجام گسیخته به ترکتازی خود ادامه می داد.این مبارزات کارگران و آزادیخواهان جهان بوده که سرمایه داری را وادار به عقب نشینی کرده است. نه به اصطلاح عقلانیت و انعطاف پذیری آن.اگر نبود فشارهای طبقه کارگر و اگر سرمایه داری می توانست از هر انسان ۱۸ساعت کار می کشید. اما اکنون این مبارزات قرن ها بوده که سرمایه داری را وادار به عقب نشینی کرده است و و این خود به مثابه ی یک عمل انقلابی است یک پروسه ی انقلابی که همچنان ادامه دارد. تا آنجایی که کار مزدی را ملغا سازد، تا ابزار تولید را عمومی کند،تا کار انسان را تنها عامل تغییر جهان سازد، تا انسان را از مسخ شدن در مناسبات کهنه و پوسیده رها سازد. کارگران و انسانهای سرتاسر جهان در راه این مبارزه جز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و جهانی را بدست خواهند آورد اگر متحد شوند. 

تاریخ انتشار : ۸ اردیبهشت, ۱۳۸۴ ۵:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.