سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۸:۵۱

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۱

چرا یک منشور؟

پایان کار هرچه باشد، بستر تجربه جدیدی برای «چپ» نیست و آن را از قید سنت رها نخواهد کرد. جدا بودن، و جدا ماندن، رمز حفظ «پرنسیب ها خواهد گشت. و ما باز هم، از این اندیشه دور خواهیم افتاد که می شود اختلاف داشت ولی به «وحدت» رسید.

Getting your Trinity Audio player ready...

        آخرین سمینار «وحدت چپ» متشکل از سه جریان و برخی فعالان چپ، در چند روز آینده برگزار می شود. ارائه چندین و چند «منشور» به سمیناری که می بایست سازمانگر سقفی از تفاهم و دربرگیرنده گرایشات متنوع و متفاوت در درون یک حزب واحد باشد، نوع نگاهی را برجسته می کند که توجه به آن، برای پیشرفت کار سمینار می تواند موثر باشد.

  آیا واقعا «اراده» ای برای وحدت وجود دارد؟

       بنای چپ از بدو تولد بر تفرقه نهاده شده است. از مانیفست کمونیست! آنجا که مارکس و انگلس گفتند: روبروی طبقه کارگر، فقط اقشار و طبقات ارتجاعی ایستاده اند. از آن پس چپ در هیچ کجای جهان روی آسایش نیافت، تا این ایده پرورش پیدا نکرد، که دیگران هم، آدم هستند و اعضای یک جامعه. تنها چپ هائی سر برآوردند که درها را بر روی «غیرخودی»های شان گشودند و به این تآمل رسیدند که در سیاست نباید انشعاب کرد. که دانستند در زندگی واقعی جایگاه یک سیاست بی برو برگرد و بدون مخالف از محدوده پیله ای فراتر نمی رود.

      برای بخش قابل توجهی از چپ ایران متاسفانه نه دلائل شکست احزاب کمونیست اولیه، نه میراث حزب توده و نه انشعابات سازمان سوز فدائی، گویا هرگز مشق شب نبوده است. در داخل کشور«چپ» مادام که شرایط تشکل نیافته باشد کسی نمی تواند سرشت امروز آن را محک بزند. با این حال گمانه ها از رشد عقلانیت و تفاهم در میان آنان، نشان دارد. در خارج از کشور که عرصه بر آزمون خطاها بسته است، میدان برای به نمایش گذاشتن «پرنسیب»ها وسعتی به ابعاد دنیای غرب دارد. با این همه آب رفتن و از دنیای جوانان دور افتادن، بار شتری ست که نمی شود پنهان اش کرد.  پس درعالم واقع، وحدت و همبستگی به یک نیاز حیاتی بدل می شود. این وحدت اما در دنیای پراکنده ما هرگز نتوانسته است از مرزهای یک رویا فراتر برود. تناقض مابین سنت و ضرورت هرگونه تلاش برای وحدت را خواه و ناخواه به بن بست می رساند. همه و همیشه از نیاز حیاتی وحدت حرف می زنیم، ولی وقتی پای عمل به میان می آید بگونه سرزنش باری پس می کشیم و در وادی آرمان های پر آشوب مان فرو می رویم.

       وقتی نمی توانیم بر روی یک مبنای کلی و جامع الشمول به تفاهم برسیم، آنگاه که «خط قرمز» ها اجازه نمی دهد به یک فصل مشترک نزدیک شویم، چرا باید تردید کنیم که اگر وحدت را ضرورت نیز بدانیم ولی هرگز نمی توانیم اراده پایداری برای وحدت  باشیم. 

       لازمه اراده وحدت، پذیرش منشور واحد است. بدون تفاهم بر روی یک منشور جامع الشمول همان بهتر که هیچ کنگره ای برگزار نکنیم. مابقی یعنی اینکه، منشورهای دیگر نیز می توانند به رای کنگره گذاشته شوند، فقط یک «تعارف» دمکراتیک مآب است. دمکراسی نیست. بعکس پشتیبانی از تسلط جوئی نظری را می رساند! چرا؟ چون هژمونی خواه است! «هویت و سیاست» را می خواهد توامان با رآی گیری حل کند. خود هویتی، بی هویت کردن مخالف فکری خویش را در سر می پرورد. «سیاست و استراتژی سیاسی» هویت نیست. «منشور» ولی یک هویت است. سیاستها روش های اجرائی کردن منشورها هستند. «منشور» سیمای کلی دارد و سمت را مشخص می کند. منشور و هویت را نمی شود با تعداد افراد جمع زد. هویت، آئینه ای را می ماند که بیان هیچ گرایش واحدی نیست ولی هرگرایشی می تواند بازتاب خویش در آن ببیند. سیاست و استراتژی سیاسی می تواند اقلیت و اکثریت داشته باشد. می تواند با فراکسیون تعریف شود و جمعی در جمعی دیگر را فرا بگیرد، ولی منشور هر کنگره یا بهتر بگوئیم هویت کنگره نمی تواند اقلیت داشته باشد. به عبارت دیگر هیچ اقلیتی حاضر نیست هویت خود را در رای دیگران مستحیل نماید. فقط در شرایطی اقلیت و اکثریت در کنگره شکل می گیرد که کنگره در پایان اجلاس خویش حول یک مسئله مبرم جامعه، موضع گیری سیاسی نماید.

      در اجلاس گذشته خیلی از دوستان به این بحث ایراد گرفتند که وحدت با این عمق از اختلافات درون ما، در فردای کنگره، ما را تجزیه خواهد کرد. راه حل منطقی این رفع نگرانی، یکی عدول از وحدت و دیگری همان به رای گذاشتن منشورهای متفاوت است. نتیجه یکی بیش نیست: اینکه، با اکثریت آوردن یک منشور، بقیه منشورها یا کوله بارشان را می بندند و یا به رای اکثریت کنگره تمکین می کنند.

      پایان کار هرچه باشد، بستر تجربه جدیدی برای «چپ» نیست و آن را از قید سنت رها نخواهد کرد. جدا بودن، و جدا ماندن، رمز حفظ «پرنسیب ها خواهد گشت. و ما باز هم، از این اندیشه دور خواهیم افتاد که می شود اختلاف داشت ولی به «وحدت» رسید.

 

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۳۹۳ ۷:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود