سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۱۶

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۶

چرا یک منشور؟

پایان کار هرچه باشد، بستر تجربه جدیدی برای «چپ» نیست و آن را از قید سنت رها نخواهد کرد. جدا بودن، و جدا ماندن، رمز حفظ «پرنسیب ها خواهد گشت. و ما باز هم، از این اندیشه دور خواهیم افتاد که می شود اختلاف داشت ولی به «وحدت» رسید.

        آخرین سمینار «وحدت چپ» متشکل از سه جریان و برخی فعالان چپ، در چند روز آینده برگزار می شود. ارائه چندین و چند «منشور» به سمیناری که می بایست سازمانگر سقفی از تفاهم و دربرگیرنده گرایشات متنوع و متفاوت در درون یک حزب واحد باشد، نوع نگاهی را برجسته می کند که توجه به آن، برای پیشرفت کار سمینار می تواند موثر باشد.

  آیا واقعا «اراده» ای برای وحدت وجود دارد؟

       بنای چپ از بدو تولد بر تفرقه نهاده شده است. از مانیفست کمونیست! آنجا که مارکس و انگلس گفتند: روبروی طبقه کارگر، فقط اقشار و طبقات ارتجاعی ایستاده اند. از آن پس چپ در هیچ کجای جهان روی آسایش نیافت، تا این ایده پرورش پیدا نکرد، که دیگران هم، آدم هستند و اعضای یک جامعه. تنها چپ هائی سر برآوردند که درها را بر روی «غیرخودی»های شان گشودند و به این تآمل رسیدند که در سیاست نباید انشعاب کرد. که دانستند در زندگی واقعی جایگاه یک سیاست بی برو برگرد و بدون مخالف از محدوده پیله ای فراتر نمی رود.

      برای بخش قابل توجهی از چپ ایران متاسفانه نه دلائل شکست احزاب کمونیست اولیه، نه میراث حزب توده و نه انشعابات سازمان سوز فدائی، گویا هرگز مشق شب نبوده است. در داخل کشور«چپ» مادام که شرایط تشکل نیافته باشد کسی نمی تواند سرشت امروز آن را محک بزند. با این حال گمانه ها از رشد عقلانیت و تفاهم در میان آنان، نشان دارد. در خارج از کشور که عرصه بر آزمون خطاها بسته است، میدان برای به نمایش گذاشتن «پرنسیب»ها وسعتی به ابعاد دنیای غرب دارد. با این همه آب رفتن و از دنیای جوانان دور افتادن، بار شتری ست که نمی شود پنهان اش کرد.  پس درعالم واقع، وحدت و همبستگی به یک نیاز حیاتی بدل می شود. این وحدت اما در دنیای پراکنده ما هرگز نتوانسته است از مرزهای یک رویا فراتر برود. تناقض مابین سنت و ضرورت هرگونه تلاش برای وحدت را خواه و ناخواه به بن بست می رساند. همه و همیشه از نیاز حیاتی وحدت حرف می زنیم، ولی وقتی پای عمل به میان می آید بگونه سرزنش باری پس می کشیم و در وادی آرمان های پر آشوب مان فرو می رویم.

       وقتی نمی توانیم بر روی یک مبنای کلی و جامع الشمول به تفاهم برسیم، آنگاه که «خط قرمز» ها اجازه نمی دهد به یک فصل مشترک نزدیک شویم، چرا باید تردید کنیم که اگر وحدت را ضرورت نیز بدانیم ولی هرگز نمی توانیم اراده پایداری برای وحدت  باشیم. 

       لازمه اراده وحدت، پذیرش منشور واحد است. بدون تفاهم بر روی یک منشور جامع الشمول همان بهتر که هیچ کنگره ای برگزار نکنیم. مابقی یعنی اینکه، منشورهای دیگر نیز می توانند به رای کنگره گذاشته شوند، فقط یک «تعارف» دمکراتیک مآب است. دمکراسی نیست. بعکس پشتیبانی از تسلط جوئی نظری را می رساند! چرا؟ چون هژمونی خواه است! «هویت و سیاست» را می خواهد توامان با رآی گیری حل کند. خود هویتی، بی هویت کردن مخالف فکری خویش را در سر می پرورد. «سیاست و استراتژی سیاسی» هویت نیست. «منشور» ولی یک هویت است. سیاستها روش های اجرائی کردن منشورها هستند. «منشور» سیمای کلی دارد و سمت را مشخص می کند. منشور و هویت را نمی شود با تعداد افراد جمع زد. هویت، آئینه ای را می ماند که بیان هیچ گرایش واحدی نیست ولی هرگرایشی می تواند بازتاب خویش در آن ببیند. سیاست و استراتژی سیاسی می تواند اقلیت و اکثریت داشته باشد. می تواند با فراکسیون تعریف شود و جمعی در جمعی دیگر را فرا بگیرد، ولی منشور هر کنگره یا بهتر بگوئیم هویت کنگره نمی تواند اقلیت داشته باشد. به عبارت دیگر هیچ اقلیتی حاضر نیست هویت خود را در رای دیگران مستحیل نماید. فقط در شرایطی اقلیت و اکثریت در کنگره شکل می گیرد که کنگره در پایان اجلاس خویش حول یک مسئله مبرم جامعه، موضع گیری سیاسی نماید.

      در اجلاس گذشته خیلی از دوستان به این بحث ایراد گرفتند که وحدت با این عمق از اختلافات درون ما، در فردای کنگره، ما را تجزیه خواهد کرد. راه حل منطقی این رفع نگرانی، یکی عدول از وحدت و دیگری همان به رای گذاشتن منشورهای متفاوت است. نتیجه یکی بیش نیست: اینکه، با اکثریت آوردن یک منشور، بقیه منشورها یا کوله بارشان را می بندند و یا به رای اکثریت کنگره تمکین می کنند.

      پایان کار هرچه باشد، بستر تجربه جدیدی برای «چپ» نیست و آن را از قید سنت رها نخواهد کرد. جدا بودن، و جدا ماندن، رمز حفظ «پرنسیب ها خواهد گشت. و ما باز هم، از این اندیشه دور خواهیم افتاد که می شود اختلاف داشت ولی به «وحدت» رسید.

 

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۳۹۳ ۷:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سم‌ساز اعظم؛ فصل دوم: کسب‌وکار کثیف

نقش اسرائیل در مذاکرات آمریکا و ایران

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه

نه قدرت‌های غارتگر، نه حکومت سرکوب‌گر؛ مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند!

سازمان ملل نام اسرائیل را به «لیست سیاه» خشونت‌های جنسی در مناطق جنگی اضافه کرد

مدارا، عدالت و شنیدن روایت‌های دیگران، توافق‌هایی برای آینده‌ی ایران