سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۶:۴۶

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۶

چپ و اسطوره‌هاى مرتجع ضد امپریالیست

تحليل مارکسيستى تحليلى است که سوسياليسم و آلترناتيو جامعه سرمايه‌دارى را از درون خود متن مدرنيته بيرون مى‌کشد نه از حاشيه! سوسياليسم از درون سرمايه‌دارى رشد مى‌کند! سوسياليسم محصول پيشرفت و تکامل جوامع مدرن است! در اين ميانه چپى که مى‌خواهد نماينده اين سوسياليسم باشد مسئله‌اش نه تجاوز بيگانه به سرزمين و مقدساتش نه جنگ مقدس ميان اردوگاه‌ها است بلکه مسئله‌اش نبرد طبقاتى است

Getting your Trinity Audio player ready...

وقایع اخیر خاورمیانه که سرآمد آن جنگ اسرائیل و حزب‌الله است نه یک اتفاق خلق‌الساعه و امر دفعتى که محصول یک پروسه بلندمدت و چندین ده‌ساله در این گوشه از جهان بوده است که در اشکال گوناگون نمود پیدا کرده است و در چند سال اخیر نیز خصوصا بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر بر اساس سیاست‌هاى سرمایه‌دارى جهانى مبنى بر ایجاد کانون بحران در حاشیه براى برون‌رفت بحران واقعى سرمایه‌دارى در متن خویش تشدید شده است. به شکلى که نیروهاى ارتجاعى حاشیه‌اى اکنون در سرتاسر خاورمیانه و حتى جهان به راحتى جولان مى‌دهند!
۱- باید این نیروها را و پایگاه طبقاتى-اجتماعى‌شان را به‌طور مشخص و دقیق شناخت تا دچار اشتباه و این توهم که اینان نیروهاى ضد سرمایه دارى و عناصر مقاوم در برابر پیشرفت امپریالیسم هستند، نشد. اما متاسفانه برخى از نیروهاى چپ خصوصا در خود کشورهاى متن سرمایه‌دارى، از آنجا که خودشان با تن و جان طعم تازیانه‌ى این ضد امپریالیست‌هاى آسمانى و اسطوره‌اى را نچشیده اند، دچار آن شده‌اند. در این چند سطر من نه ادعاى موشکافى دقیق این نیروها را دارم نه توان آن را در قلم خود مى‌بینم که تحلیلى جامع و کامل از شرایط کنونى ارائه دهم. تنها به ذکر طرح‌واره‌اى براى گشودن باب گفتگو در این زمینه اکتفا می‌کنم تا در یک فرصت دیگر و با دقت بیشتر و جامع‌تر به تک‌تک این موضوعات بپردازیم.

۲- این نیروها پایگاه‌شان را در حاشیه جامعه مى‌جویند. اینان محصول مدرنیته آمرانه و از بالاى دهه‌هاى میانى قرن بیستم هستند. محصول و بازتاب طبیعى مدرنیته‌اى که نیروهاى مشابه‌شان نماینده وى و پسرخاله‌هاى بومى‌شان سرکرده آن بودند! از دل مدرنیته‌ى رضا خانى و محمد رضا پهلوى دیدیم که چه در آمد! از دل جمال عبدالناصر نیز اخوان‌المسلمین و از دل ناسیونالیسم عرب بنیادگرایى! اینان واکنش طبیعى نیروهاى حذف شده از فرایند مدرنیته از بالا هستند! نیروهایى که برایشان در متن تنگ سرمایه‌دارى و مدرنیته بومى و وطنى خاورمیانه‌اى جایگاهى نبود در نتیجه به حاشیه این متن رانده شدند. در این جا بود که هیولایى به وجود آمد. اما این هیولا در شیشه بود تا با فروپاشى شوروى و اعلام نظم نوین جهانى سرمایه‌دارى دوباره به خود تکانى داد و این شد که شیشه شکست! این هیولا اکنون به بیرون شیشه آمده و مادر خویش را آزار مى‌دهد!

۳- حال این نیرو که به وسط میدان آمده چه مى‌گوید و چه مى‌خواهد؟ به نظرم این یک توهم بچه‌گانه و به همان نسبت خطرناک است که اینان را بر ضد سیستم کلى سرمایه‌دارى بدانیم. اینان که زمانى خود دست پرورده‌ى سرمایه‌دارى جهانى بوده‌اند اکنون نیز در همان چارچوب مى‌گنجند نه بر ضد آن! از منظر دیگر هم مخالفت اینان را نه بر ضد نابرابرى محصول سرمایه‌سالارى که بر ضد آزادى محصول مدرنیته و اومانیسم باید دید! اینان ضد مدرن هستند! ضد تمدن انسانى مدرن! ضد هر آنچه بوى پیشرفت و انسان‌گرایى مى‌دهد، اینان به معناى واقعى کلمه مرتجع هستند! براى نمونه تنها برخورد اینان با زنان به عنوان نیمى از جامعه بشرى را نظرى بیافکنید! اینان نگاهشان نه روبه جلو بلکه رو به عقب است و در نوستالژى جامعه سنتى مى‌سوزند و جهانى را نیز با خود مى‌سوزانند.

۴- این حرکت ارتجاعى تنها مى‌خواهد ثبات و امنیت سرمایه را برهم بزند. تنها مى‌خواهد قواعد بازى را رعایت نکند مى‌خواهد با گروگان گرفتن امنیت نظام سرمایه‌دارى از آن باج بگیرد و انگل‌وار بر دوش مردم خاورمیانه چسبیده و شیره جان آنان را مى‌مکد! اینان هیچ آلترناتیوى براى فرداى سرمایه‌دارى ندارند. حتى اینان به اندازه هم‌رزمان مرتجع‌تر وهابى خود آن قدر حماقت ندارند که جامعه را به هزاران سال قبل بکشانند. اینان تنها آب را برای گرفتن ماهى بیشتر از سرمایه‌دارى گل‌آلود مى‌کنند. در قاموس و مکتب اینان نه کارگر معنا دارد نه طبقه! اینان کارگر را بر نمى‌تابند چون کارگر آفریننده است. جهان را مى‌سازد و آن را با اراده‌ى خویش تغییر مى‌دهد و جامعه را رو به جلو و پیشرفت مى‌برد! کارگر محصول دوران مدرن است اما اینان سنتى‌اند! اینان مستضعف‌پرورند. اینان عدالت‌شان، عدالتى است که مستضعفان بى‌کاره که شاید معناى نادقیقش را بتوان با اندکى اغماض لمپن دانست را سیر کند و از حاشیه به درون متن بفرستند آن هم با بمبى بر کمر تا متن را نه آنکه تغییر و تکامل بخشد که به‌هم بریزد! و به امید بهشت در آسمان، جهنم را براى مردم روى زمین به ارمغان بیاورد.

۵- سرمایه‌دارى جهانى نیز از این شرایط بدش که نمى‌آید، هیچ، آن را تقویت هم مى‌کند! این خصلت سرمایه است که تضادهاى درونى و متنى خویش را به بیرون و حاشیه تحمیل کند تا خود از دست آن‌ها بگریزد غافل از این که جهان کوچک‌تر از آن است که بتواند با این ترفندها از دست بحران واقعى و ذاتى سرمایه‌دارى است، بگریزد! دعواى سرمایه‌دارى با نیروهاى ارتجاعى در خاورمیانه دعواى دو پسرعمو است! پسرعموهاى بربریت! دعواى اینان دعوا بر سر تقسیم منافع است! دعوا بر سر این که کدام بر مردم حکومت کند! دعواى اینان بر سر هر چه باشد در این میان تنها انسان‌ها و منافع اکثریت انسان‌ها است که نابود مى‌شود. سرمایه‌دارى هر روز با فشار آوردن بیشتر خود و بستن هر روزنه‌اى بر تعداد نیروهاى بالقوه اینان مى‌افزاید! چگونه انتظار دارید آن کودک عراقى یا فلسطینى که خانه‌اش ویران شده مدرسه و بهداشت و غذا ندارد! پدر و مادرش به دست سربازان ارمغان آورنده‌ى دموکراسى چشم آبى؟!؟! کشته شده‌اند و هیچ افق روشنى هم جلوى چشمش نمى‌بیند به خودش بمب نبندد و براى فرار از این جهنم ساخته‌ى سرمایه‌دارى به امید بهشت انتزاعى، خود را منفجر نکند؟

۶- در این میان اما سوال اصلى من این است که چپ در کجا ایستاده است؟ براى پاسخ دقیق به این پرسش باید اول بپرسیم کدام چپ؟ به نظرم در این شرایط دو نوع برخورد از جانب این نیرویى که ما به نام چپ نامیدیم صورت مى‌گیرد! یک چپ هست که چپ جهان سومى و محصول دست‌پخت‌هاى ناشیانه‌ى کمینترن بوده! این چپ مارکسیسم را نه از درون آثار مارکس! که از درون جزوات دست چندم آموخته! این چپ ضدیت با مدرنیته را با مبارزه با سرمایه‌دارى اشتباه گرفته است! این چپ هر حرکتى را که مرگ بر آمریکا بگوید انقلابى و ضد سرمایه مى‌داند! این چپ البته تنه‌اش به تنه‌ى ناسیونالیسم و مذهب مى‌خورد! این چپ است که در قیام بهمن ۵۷ قافیه را باخت! این چپ است که همواره نه در وسط میدان که در گوشه و کنار جریان هورا مى‌کشیده و براى نیروهاى که از مام میهن و مقدسات در برابر بیگانگان دفاع کرده‌اند دست به دعا برداشته است! در اینجا است که براى اینان نصرالله در قامت چه گوارا ظاهر مى‌شود. البته اگر جانب انصاف را بگیریم! خوشبختانه در خاورمیانه و خصوصا ایران بعد از تجربیانت تلخى که در این دو دهه چپ از این اشتباهاتش داشته است دیگر لااقل به نسبت زیادى از این توهم خارج شده است اما چپ‌هاى دیگر جوامع که تجربه‌ى مستقیم و عینى برخورد با این ارتجاع سیاه را نداشته‌اند همچنان در توهم شعارهاى ضدیت با امپریالیسم به سر مى‌برند! توهمى که محصول بلاواسطه‌ى جزوات کمینترنى و خوانش‌هاى غلط از متفکران بعد از خود مارکس است! چون خود مارکس در مانیفست بیشترین تعریف و تمجید را از مدرنیته و فرآیند مدرن شدن جوامع کرده است.
تحلیل مارکسیستى تحلیلى است که سوسیالیسم و آلترناتیو جامعه سرمایه‌دارى را از درون خود متن مدرنیته بیرون مى‌کشد نه از حاشیه! سوسیالیسم از درون سرمایه‌دارى رشد مى‌کند! سوسیالیسم محصول پیشرفت و تکامل جوامع مدرن است! در این میانه چپى که مى‌خواهد نماینده این سوسیالیسم باشد مسئله‌اش نه تجاوز بیگانه به سرزمین و مقدساتش نه جنگ مقدس میان اردوگاه‌ها است بلکه مسئله‌اش نبرد طبقاتى است! این چپ انسان‌ها را بر اساس مرز و کشور تقسیم نمى‌کند این چپ انسان‌ها را غربى و شرقى نمى‌داند! این چپ از هراس غرب‌زدگى ((که آن را پدیده‌اى بورژوایى مى‌داند)) به دامن افسون‌زدگى شرقى چه در قاموس ناسیونالیسم چه در قاموس تفکرات متافیزیکى نمى‌افتد! این چپ کارگر عرب و یهودى! کارگر فارس و آمریکایى نمى‌شناسد! این چپ مسئله‌اش گرفتن وسایل تولید از سرمایه‌دارى وابسته به امپریالیسم و دادنش به سرمایه‌دارى خوش خیم ملى نیست! این چپ آزادى اجتماعى و حقوق زنان و حقوق جهانى انسانى برایش مهم‌تر از آن است که به نام مقدس ضدیت با امپریالیسم صهیونیستى و آمریکایى زیر علم احزاب منتسب به آسمان سینه بزند! این چپ خود را درون مدرنیته درون متن جامعه درون تفکرات مدرن و پیشرو مى‌بیند و از درون آن براى تغییر و دگرگونى کیفى آن تلاش مى‌کند! مسئله این چپ رهایى کارگران و انسان هاست! این چپ مشکلش کلیت‌هاى انتزاعى به نام ملت و کشور و امت نیست این چپ مسئله‌اش طبقات اجتماعى است! نبرد این چپ نبرد طبقاتى است و لاغیر!

مطالب مرتبط:

خاور میانه: مبارزه طبقاتى بجاى هرج و مرج /یک بیانیه از دو سازمان فرانسوى

تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد, ۱۳۸۵ ۳:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود