سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۵

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۵

کریستال زندگی را آن گونه تراش داد که می خواست

کریستالی را برداشت روبروی خورشید گرفت. شعاع های رنگارنگ خورشیداز منشور کریستال عبور کردند! پخش شدند! من سیمای راضی و خندان اورا با کریستالی بر دست در ذهنم حک کردم. سیمای زنی، رفیقی از رفیقانمان، که باچنگ و دندان زندگی را در کنار همسرش و بچه هایش ساخته بود!

Getting your Trinity Audio player ready...

دست یک دخترک کوچک و زیبا با گیسوان بلند را گرفته بود، آرام وارد جمع ما در یکی از خانه های کابل شد. بسیار جوان بود با لبخندی محو که رنجی عمیق  را بیان می کرد.

 گفتند خانم رفیق عباس است و نامش افسانه است. نام مستعارش بود! نام دخترک کوچک نگار. تولد یکی از بچه ها بود. از آن تولد ها که کیکش با یک تخم مرغ پخته می شد و بعد آن هر چه بود، رقص، خواندن وشادی کودکان وهمراهی بزرگان. او به این جمع نسبتا بزرگ پیوست. جمعی که هر کدام با انبوهی ازسختی، درد واندوه، ناگزیر از جلای وطن شده بودند.

در انتهای یکی از ساختمان های مکروریان سه  درخانه ای دو اطاقه سکنی گرفت. آرام وبی صدا!عباس همسرش  در آن روزهای نخست نبود. می دانستم با چه سختی از دام رسته و به کابل رسیده است.

روزی همراه نگار پائین محوطه دفتر ایستاده بود. با همان فرم خاص خودایستاده بود یک پا ندکی جلوتر و  بیشترسنگینی داده بر یک پا. دست راستش بر روی بازوی چپ نیم حلقه کرده بود، گفتم <چه دختر زیبائی داری!> خنده ملایمی کرد و غمناکی کرد. با همان دست چپ آزاد به آرامی دستی بر سر نگار کشید <میدانی یک پسر زیباتر از نگار در ایران دارم !> اشگ دور چشمانش حلقه زد،<پیش پدر ومادرم هستند.>

من اندوه عمیق اورا با تما م وجود حس می کردم. چه با مادران رفته بود؟ این مادر جوان چگونه این همه دوری و سختی مبارزه را تحمل می کرد؟

سال ها گذشت. از کابل به تاشکند و از تاشکند به برلین. پسرش به جمع خانواده پیوست. عباس <طهماسب> با تمام وجود شب و روز کارکرد. بچه ها داشتند بزرگ می شدند! خانه کوچک وزیبا ئی خریدند. او سخت درس خواند وبچه ها را بزرگ کرد. هر بار که گذرم به برلین می افتاد به این خانواده کابلیمان سر می زدم.

رضایت او از زندگی و درس خواندن را حس می کردم.

یکبار که در برلین بودم هم زمان با گرفتن دکترایش در اقتصاد بود. تمام وجودش غرق شادی، ادعائی نداشت! یک عرصه از مبارزه را برده بود. بچه هایش وارد دانشگاه های خوب آلمان شده بودند. عباس، نگار و علی در کنارش. نگاه عاشقانه توام به خنده به این هرسه را می شد دید. روز یک شنبه ای بود.مهمانشان بودم، گفت <دوست دارم با تو به این فونومارک پشت خانه برویم! می خواهم برای دکور بالای قفسه آشپز خانه چند تا کریستال رنگی به خرم!>                                                                                

رفتیم یک بیک و به دقت نگاه می کرد. نهایت سه یا چهار کریستال رنگی که رنگ های سرخ و شاید سبز هم بود انتخاب کرد و خرید.                                                                          

باز همان گونه که پائین دفتر دیدم در مقابل یک بساط آنتیک فروشی ایستاد! یله داده بر یک پا و دست راست حمایل کرده روی بازوی چپ. داشت یه یک کریستال روی را میز نگاه می کرد.

گوئی زمان متوقف شده بود و من باز به سال ها سال دور برگشته بودم! زنی با کودکی تنها و دلگیر، هراسان از فکر کودکی که در ایران نهاده بود.                                                   

کریستالی را برداشت روبروی خورشید گرفت. شعاع های رنگارنگ خورشیداز منشور کریستال عبور کردند! پخش شدند! من سیمای راضی و خندان اورا با کریستالی بر دست در ذهنم حک کردم. سیمای زنی، رفیقی از رفیقانمان، که باچنگ و دندان زندگی را در کنار همسرش و بچه هایش ساخته بود!

با چند ظرف رنگی کریستال به خانه برگشتیم. آن ها را روی قفسه آشپزخانه نهاد <طهماسب نظرت چیست؟> طهماسب می خندد <فرزانه جان عالی است!> او ستایش گر همسر وهم راهش بود.

زندگی از منشور کریستال ها می گذرد! در شعاع های نورانی آن باز تاب می یابد. در مقابل دیدگانت قرار می گیرد. در زیر شعاع های رنگارنگ حیات، چه جان ها ی زیبا و آزاده ای با تلاش شبانه روز زندگی را می سازند! با نهادن چند ظرف رنگی بر بالای قفسه احساس شادی می کنند.             

به همین سادگی و سختی!

این زیبائی زندگی است وآسان به دست نمی آید. افسوس گاه درست در لحظه ای که می خواهی نفسی به آرامش بکشی و بر کریستال های رنگی بالای قفسه نگاه کنی و در جادوی رنگ ها جادو شوی! آن سوی تلخ زندگی دهان باز می کند. 

مرگ که توامان زندگی است.بر در می کوبد! کوبشی گاه زود هنگام و گاه به موقع. اما از آن گریزی نیست!

مرگ هم رنگی ازرنگ های تیره زندگی وفراسوی زندگیست! رنگی مخصوص به خود! رنگ خاطره ها! رنگی مانده گار در ذهن، این قدرت مرگ است که هم زمان با پس زدن زندگی خاطره را پیش می کشد و جای گزین می کند. خاطره برای همیشه  در ذهن ما جا خوش می نماید و عزیز رفته در یاد ما مانده گار می شود.

در این فاصله کوتاه، تولد و مرگ زندگی فی النفسه معنی ندارد. نو ع نگاه به زندگی، مفهوم بخشیدن به آن، پای بندی وعمل کردن خوب یا بد انسان در حیات اجتماعی است که بر آن معنی می بخشد.           

مهم نبردی است که تو برای ساختن زندگی انجام می دهی! فرزانه همیشه در نبرد بود! نبرد برای ساختن و بهتر ساختن زندگی! او زندگی را آن سان که می خواست ساخت. تراشش داد چونان کریستالی درخشان بر رف خاطره ها نهاد و رفت!      

 

تاریخ انتشار : ۸ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۸:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل