سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۸:۱۱

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۱

کودتای ۲۸ مرداد پایان مشروطه بود

وظیفه احزاب و تشکل های سیاسی آزادیخواه روشن نمودن اهمیت دموکراسی برای آینده ایران و ارائه پیشنهاداتی برای تحقق آن است. اگر مردم توجه نداشته باشند که خودکامگی و دیکتاتوری سرمنشا بدبختی های ماست و برای دموکراسی، جدائی دین از حکومت، رعایت حقوق و آزادی های مردم آنطور که لازم است مبارزه نکنند و در این راه موفق نباشند، ایران راه به سوی آینده ای روشن نخواهد برد.

همایون مهمنش

 

در آزادی نسبی که پس از شهریور ۱۳۲۰ در ایران حاکم شد، مشروطه خواهان ایران به مقابله با دخالت استعمارگران و در راس آنها انگلیس در امور داخلی ایران پرداخته، خواهان رعایت حقوق و آزادی های مندرج در قانون اساسی مشروطه شدند. چون این دخالت ها پس از پایان جنگ جهانی دوم عمدتا از طریق شرکت ملی نفت صورت می گرفت، دو خواست انتخابات آزاد و ملی کردن صنایع نفت به دو هدف اصلی جنبش آزادیخواهی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق تبدیل گردید.

 

انگلیس که ایران را پایگاه استراتژیک و منطقه نفوذ خود تلقی می کرد، حاضر به از دست دادن منافع خود نبود و کوشش داشت از پیروزی جنبش مردم جلوگیری کند. اما مصدق هم در زمینه حقوقی در دادگاه بین المللی لاهه و هم در سیاست داخلی با قیام عمومی سی ام تیر موفق شد.

 

راهی که استعمارگران در این مرحله پیش گرفتند انجام کودتا بود. کودتا با همراهی آمریکا که با هدف کسب منافع بیشتر و موقعیت بهتر در ایران به یاری انگلیس آمده بود، با کمک دربار و سایر عوامل داخلی آنها در ۲۸ ام مرداد ۱۳۳۲ انجام گرفت. دستاوردهای جنبش مشروطه مورد تهاجم قرار گرفت و سکوت و سکون سیاسی در کشور حاکم شد. کودتا مردم ایران را به افرادی بدون هرگونه حقوق و آزادی سیاسی تبدیل نمود. فعالیت احزاب و تشکل های سیاسی، سندیکائی و سایر نهادهای اجتماعی سکولار و همچنین ارتباط آنها با مردم که عامل موثری برای ارتقاء سطح آگاهی و فرهنگ سیاسی عموم بود، ممنوع گردید. ترس از مخالفت به حدی بود که حتی “نمایندگان” مجلس نیز که با تائید خود حکومت به این مقام می رسیدند از صحبت یا بحث سیاسی منع می شدند. در این شرائط فقط مذهبیون که شاه آنان را رقیب سیاسی خود نمی دانست، در مساجد و جلسات قرآن خوانی از امکان ارتباط وسیع با مردم برخوردار ماندند. کودتای ۲۸ مرداد در تعطیلی مشروطه موفق بود. پس از کودتا محمدرضا شاه بطور خودکامه بر کشور حکومت راند و علیرغم اعتراضات دائمی جبهه ملی، قدمی در جهت اجرای قانون اساسی مشروطیت برنداشت.

 

نتیجه آن شد که در سال ۵۷ حتی در زمانی که اوضاع کشور به هم ریخته و محمدرضا شاه بیمار شده بود، او از مشورت و همکاری سیاستمداران با تجربه، مبارز و خوشنام محروم بود و تمام تصمیمات را به تنهائی میگرفت. در آن زمان از احزاب و تشکل های سیاسی معتدل و آزادیخواه جز جمعی رجل خوشنام باقی نمانده بود. تشکل های ملی در آن زمان علیرغم خوشنامی، بعلت دیکتاتوری طولانی و قطع رابطه ها دیگر امکان بسیج مردم بطور وسیع را نداشتند. رجل ملی سیل خروشانی را که از تحجر و تعصب در راه بود می دیدند اما هر کدام راه حل دیگری را برای مقابله با آن دنبال کردند. تحولات بقدری سریع بود که آنها حتی امکان استفاده از خرد جمعی در چارچوب تشکیلات برای دستیابی به ارزیابی واحدی از اوضاع را نیز نیافتند. صداقت و یکرنگی آنها بویژه هنگامی برای مردم آگاه روشن شد که برخی از آنان با تمام امکانات و حتی با مایه گذاشتن از جان خویش برای دفع بلا کوشیدند. اما متاسفانه سیل بزرگتر از آن شده بود که آنها بتوانند جلوی آن را بگیرند.

 

امروز هر ایرانی آگاه میداند که جمهوری اسلامی فرزند خلف دیکتاتوری محمدرضا شاه و نتیجه ۲۵ سال تعطیلی مشروطه و دیکتاتوری اوست. مردم چون در اثر خفقان ۲۵ ساله آگاهی های سیاسی لازم را نداشتند، فریب وعده های پوچ آیت الله خمینی مبنی بر رعایت آزادی ها و اینکه او نیت حکومت ندارد و به قم خواهد رفت را خوردند. اگر قانون اساسی مشروطه رعایت شده بود و احزاب و تشکل های سیاسی امکان فعالیت علنی و آگاه نمودن مردم را داشتند، سیاست در کشور به خشونت نمی کشید. تعطیلی مشروطه، سکون سیاسی و شکنجه و اعدام مخالفان، جو سیاسی را به خشونت کشید. خشونتی که در آخر حکومت خونین خمینی را بدنبال داشت. این نتیجه ضعف فرهنگ سیاسی است که امروز طرفداران آنهائی که مجموعا بیش از نیم قرن مشروطه را در کشور تعطیل نمودند، می توانند بدون هیچگونه توضیحی در مورد گذشته ادعای مشروطه خواهی نمایند.

 

کودتای ۲۸ مرداد که به حکومت قانونی و ملی دکتر مصدق پایان داد یادآور استقرار خودکامگی در ایران است. وظیفه احزاب و تشکل های سیاسی آزادیخواه روشن نمودن اهمیت دموکراسی برای آینده ایران و ارائه پیشنهاداتی برای تحقق آن است. اگر مردم توجه نداشته باشند که خودکامگی و دیکتاتوری سرمنشا بدبختی های ماست و برای دموکراسی، جدائی دین از حکومت، رعایت حقوق و آزادی های مردم آنطور که لازم است مبارزه نکنند و در این راه موفق نباشند، ایران راه به سوی آینده ای روشن نخواهد برد.

 

۲۶ مرداد ۱۳۹۱ برابر ۱۶ اوت ۲۰۱۲

 

 

تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد, ۱۳۹۱ ۸:۲۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!