سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۱

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۱

گارسیا لورکا – شاعر اعدامى از اندلس

او در مصاحبه‌اى گفته بود:“من هيچگاه سياسى نبودم، بلكه انسانى انقلابى، چون هيچ شاعر واقعى غير انقلابى يافت نميشود. در شرايط سخت و ناگوار، شاعر بايد با مردم خنده و گريه كند. در صورت نياز او بايد گلدان خوشبوى خود را به زمين بگذارد و براى نجات بيچارگان وارد باتلاق گنديده جامعه شود“!

گارسیا لورکا،شاعر و نمایشنامه‌نویس اسپانیایى،سى و هشت ساله بود که از طریق فالانژیست‌هاى راستگراى طرفدار ژنرال فرانکو، در آغاز جنگ داخلى اسپانیا ربوده شد و یکروز بعد به قتل رسید. روزنامه‌هاى فاشیستى آن‌زمان،دلیل اعدام او را غیر از فعالیت انقلابى واجتماعى، مسئله شخصى او یعنى همجنس‌گرایى‌اش اعلام کردند. لورکا بین سال‌هاى ۱۸۹۸ تا ۱۹۳۶ میلادى زندگى نمود. پدرش از زمینداران کلان و مرفه ایالت اندلس در جنوب اسپانیا و مادرش معلم مدرسه بود. به‌قول یارانش، در اندلس هنوز که هنوز است، آوازخوانان در غم مرگ جانگداز لورکا گریه میکند. از خصوصیات این استان تاریخى؛ زیبایى طبیعت و ادبیات فولکلوریک کولى‌هاى آن هستند که لورکا را از دوران کودکى تحت تأثیر قرار دادند. امروزه دشت‌هاى وسیع حاصل‌خیز و برف‌هاى قله سیرانوادا در آنجا، از عوامل جذب جهانگردان باسلیقه! هستند. لورکا میگفت که از روى بالکن خانه پدرى میتوانست در دوران کودکى، برف‌هاى قله سیرانوادا را به تماشا بنشیند. او همچنین مینویسد که به علت طبیعت سرسبز و معطر و پرگل دشت‌ها، اغلب صبح‌ها با سردردى شاعرانه! از خواب بیدار میشد.
اندلس، نقطه تلاقى سه فرهنگ: اروپایى، آفریقایى و آسیایى؛ همجوار دریاى مدیترانه است. گوته گفته بود که در اندلس فرهنگ غرب و شرق را نمیتوان از هم تشخیص داد. اندلس نه تنها زیر تأثیر فرهنگ مسیحى و اروپایى بلکه تحت نفوذ فرهنگ شرقى و اسلامى نیز بود. قوم مور الجزایرى در سده‌هاى میانه، فنیقى‌ها و کارتاژها در دوران باستان قرن‌ها مقیم اندلس بودند. شهرهاى گرانادا و قرطبه و قلعه الحمرا از دیدنی‌هاى زمان حال اندلس هستند. شاید به دلیل حضور محسوس فرهنگ شرقى، لورکا هم مانند گوته یکى از دوستداران شعر حافظ شد. شعر لورکا ترکیبى است از درام و صنعت شعرى، مدرن و سنتى، اروپایى و شرقى، خشن و لطیف، مهاجم و دوستانه.
لورکا خود میگفت که تنها موضوع شعرش، درد است؛ دردى که بر اثر جراحات ناشى از احساسات عدالت‌خواهانه انسانى، موجب شد، اگر چه معمولن موضوع شعر مدرن، تنهایى فرد بود. او در مصاحبه‌اى گفته بود:“من هیچگاه سیاسى نبودم، بلکه انسانى انقلابى، چون هیچ شاعر واقعى غیر انقلابى یافت نمیشود. در شرایط سخت و ناگوار، شاعر باید با مردم خنده و گریه کند. در صورت نیاز او باید گلدان خوشبوى خود را به زمین بگذارد و براى نجات بیچارگان وارد باتلاق گندیده جامعه شود“!. عشق لورکا به ادبیات کولى‌ها و فرهنگ فولکلوریک اسپانیا باعث شد که عده‌اى او را شاعر کولى‌ها بنامند. پاپلو نرودا میگوید که در شعر لورکا عشق و مرگ، دست در دست به رقصى وحشیانه مى‌پردازند؛ گاهى لخت و عریان و گاهى ماسک به چهره و پوشیده، شعرش نه تنها حامل الهام بلکه شامل خرد نیز هست. لورکا از طریق مادرش در نوجوانى با شعر مدرن فرانسه از جمله آثار: بودلر، مالرمه، و والرى آشنا گردید. او با نقاشان و هنرمندان نوگراى آن‌زمان اسپانیا یعنى پیکاسو و دالى نیز رفت و آمد داشت. شاید به این علت عده‌اى آثار او را تصویرى حقیقى از واقعیت‌هاى اجتماعى میدانند.
لورکا میگفت که تئاتر نیز شعرى است که انسانى شده، تئاتر محلى است براى به خنده انداختن یا گریه آوردن تماشاچى. او با کمک تاتر،آینه‌اى در مقابل جامعه و نظام آن‌دوره اسپانیا قرار داد تا آن‌ها خود را در آن دوباره بیابند. او از تئاتر به‌عنوان مدرسه‌اى براى آموزش مردم و تربیت انسان‌ها استفاده نمود و تئاتر را تبدیل به تریبونى براى پیشرفت و آگاهى اجتماعى کرد. لورکا میگفت که خلقى که به تئاتر خود کمک نکند و یا از آن حمایت ننماید، اگر نمرده باشد، حتمن در حال نقاهت است. منتقدین، آثار او را تحت تأثیر استتیک و زیبایى‌شناسى کارهاى ویکتور هوگو میدانند، عده‌اى هم نمایشنامه‌هاى او را جامعه‌شناسانه و یا فولکلوریک به‌حساب مى‌آورند.
یکى از نمایشنامه‌هاى گارسیا لورکا، جشن عروسى خونین، نام دارد؛ عنوانى که پیشگویى غیب‌گویانه از ربودن و اعدام شاعران و نویسندگان مخالف در کشورهاى شبه‌فاشیستى دیگر شد. او در کشورى زیست که فرهنگش آن‌زمان، فرهنگ مرگ نام گرفت. او درجامعه‌اى قربانى شد که نمایشگاه نقاشى پیکاسو را بنیادگرایان مذهبى به هم میزدند. حتا افشاى قتل ناجوانمردانه او نیز به دلیل سرشناس بودنش، سبب کشف قتل هزاران مبارز گمنام دیگر درآن سال‌ها شد. مونتاژ شعرى از او پیرامون گروه‌هاى فشار نیمه‌دولتى و فالانژ و نیروهاى امنیتى زمانش به‌صورت زیر است: 

مغزهاى سربى
روح‌هاى لاکى
با اسب‌هاى سیاه
و نعل هاى تیره.
به این سبب
خود اشکى نمى‌ریزند! 

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۳۸۵ ۴:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار