سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۸:۱۵

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۵

گرامی باد یاد و خاطره حماسه آفرینان سیاهکل*

ما وارث چنین جنبشی هستیم با همه ی ریگها و الماسهایش. این نكته ها را باید ویژگیهای این جنبش دانست. ما نباید این نكته ها را پنهان یا كتمان كنیم یا از داشتن یا دیدن چنین گرایش هایی شرمنده باشیم. این ها میراث فرهنگی ما هستند كه در هر گام و در هر تصمیم خود را نشان می دهند. اگر این گرایش ها را دوست نداریم باید با نقدی فرهنگی به مبارزه با آن ها بپردازیم. درست در همین تلاش است كه می توانیم از فدائیان بسیار بیاموزیم.

دهه ى ۱۹۶۰ شاهد دگرگونى اساسی در درک رابطه هاى قدرت و لزوم مبارزه بر علیه شیوه هاى کنترل و حکومت بود. گونه اى روح مبارزاتى جهان را درمى نوردید که شاید مفهوم هگلى «روح و جوهر زمانه» برای آن توصیف مناسبى باشد. در آمریکا، جنبش حقوق مدنى سیاهپوستان و جنبش برابرخواهی زنان از اوایل دهه شصت آغاز شدند. سپس جنبش ضد جنگ ویتنام و بعد جنبش حقوق همجنس گرایان همه در این دهه شکل گرفتند. در اروپا، جنبش هاى مشابهى آغاز شدند. در فرانسه در سال ۱۹۶۸ جنبش دانشجویی و کارگرى شکست خوردند و مسئول این شکست جز حزب کمونیست فرانسه نبود که با دوگل مصالحه کرد. سرخوردگى ناشى از ضعف کمونیست ها به جنبش «چپ نو» انجامید. در چکسلواکی دوبچک و روشنفکران چک اتوریته شوروى را به چالش گرفتند که به بهار خونین پراگ انجامید. در آسیا و آفریقا، شکست تاریخى استعمار (که پیش زمینه ی نواستعمار است) راه را برای جنبش هاى ملى گشوده بود. شکاف در اردوگاه ظاهرا سوسیالیستى میان چین و شوروى و آلبانى و یوگسلاوى ژرفتر و ژرفتر مى شد و چین و شوروى هر یک به دنبال گسترش نفوذ سیاسى (و بهره بردارى اقتصادى) به جنبش هاى رهایى بخش ملی سلاح و متخصص و ایدئولوژى صادر مى کردند. پیروزى انقلابیون کوبا، همان گونه که رژى دبره به درستی مشاهده کرد، الگویى برای آغاز جنبش رهایى بخش در جهان شد – جنبشى که پایه ى آن همانا روشنفکران انقلابى بودند. این الگو اما دیری نپائید .مرگ چه گوارا در بولیوی در ۱۹۶۷ پایان تئورى جنگ روشنفکرى ـ دهقانى بود (حتی پیروزی آن هم در نیکاراگوآ در ۱۹۷۹ به پیروزی تئوریک نیانجامید). اما این شکست تئوریک شکست آرمان نبود. روشنفکران آمریکاى لاتین مرکز مبارزه را به شهر منتقل کردند و بر شانه ى تنهاى روشنفکران گذاشتند. مونته نرو، توپامارو و میر سازمان هاى نوین و کارلوس ماریگلا نظریه پرداز این جنبش نو شدند. اگر نه همه، اما اکثر این جنبش ها جنبشهاى جوانان و دانشجویان و روشنفکران بودند. به باور من شرایط اجتماعی ایران بدون حضور چنین روح و روحیه ای چه بسا که به موفقیت و تداوم جنبش چریکی در ایران نمى انجامید. جنبش فداییان جنبشی روشنفکرى و دانشجویى بود. نکته ى مهم آن که فدائیان آغازگران جنبش چریکی در ایران نبودند: در نیمه ی دوم دهه ی چهل جنبش کردستان و گروه های مائوئیستى (از اعضای کنفدراسیون) به اقدامات چریکی دست زده بودند. اما فدائیان (و مجاهدین) تنها گروهى بودند که از درون جنبش دانشجویی بیرون آمدند. و همین واقعیت نقش روح جهانى و گفتمان چیره بر انقلاب را تاکید مى کند. از میان نوشته هایى که درباره ى فداییان خوانده ام، تنها مهدى فتاپور را سراغ دارم که بر اهمیت این روحیه نسل جوان ایران تاکید کرده است. جنبش ملی و استقلال خواهانه ی ایران که ادامه ى نهضت ملی شدن صنعت نفت است، در اثر کردار انقلابی فدائیان به جنبش رهایی بخش ملى بدل می گردد. یک جابجایی گفتمانى مساله استقلال ملى و حق تعیین سرنوشت را زیرمجموعه ی گفتمان جنبش رهایى بخش ملى می سازد زیرا تئوری مارکسیستى چیره بر این گفتمان تنها مى تواند مساله را این چنین فرموله کند. اگر گفتمان چیره بر مساله ى دگرگشت اجتماعى گفتمان دیگرى بود، آن نسل مبارزه را به گونه اى دیگر پى مى گرفت. فدائیان بی تردید آغازگر مبارزه ای حماسى در ایران بوده اند. جنبش فدائى دو گرایش فرهنگى را در خود گرد آورد. این دو گرایش را باید البته در جنبش دانشجویى مطالعه کرد و سپس به فدائیان رسید. با گسترش پروژه ى دولتى مدرنیزاسیون در ایران، و نیاز برای تربیت و پرورش متخصیصن فنى به توسعه ى دانشگاه ها و مدارس حرفه اى انجامید و آموزش عالى ـ که پیش تر تقریبا از آن نخبگان یا طبقه متوسط شهری بود، به معناى واقعی واژه عمومى شد. به هر حال، دانشگاه ـ و از این طریق جنبش چریکى ـ به عرصه ى رقابت و دیالوگ میان بخش هاى سنتى و مدرن جامعه بدل گشتند.

هنگامی که افق نوین مبارزه ی مسلحانه چریکی به روشنفکر ایرانی رسید، بلافاصله به عنصرهای فرهنگی آشنا و بومی ترجمه شد و به پدیده ای ایرانی بدل گشت که معهذا بخشی از جنبش جهانی نسل جوان بود که بدان اشاره کردم. ما وارث چنین جنبشی هستیم با همه ی ریگ ها و الماس هایش. این نکته ها را باید ویژگی های این جنبش دانست. ما نباید این نکته ها را پنهان یا کتمان کنیم یا از داشتن یا دیدن چنین گرایش هایی شرمنده باشیم. این ها میراث فرهنگی ما هستند که در هر گام و در هر تصمیم خود را نشان می دهند. اگر این گرایش ها را دوست نداریم باید با نقدی فرهنگی به مبارزه با آن ها بپردازیم. درست در همین تلاش است که می توانیم از فدائیان بسیار بیاموزیم.

می گویی دستاورد جنبش چریکی چیست؟ من ناچارم به این پرسش پاسخی فردی بدهم . دستاورد جنبش چریکی برای امروز ما روحیه ی چریکی است. روحیه ای سخت کوش و رزمنده و شورشی، روحی که تسلیم نمی شود و مبارزه را در هر کجا و به هر شکل ممکن همچنان ادامه می دهد. چریک براندازنده ی نظم موجود است ـ و از نظر من این نظم تنها نظم سیاسی نیست. چریک براندازنده ی هنجارها و نظم های سیاسی و اجتماعی و ایدئولوژیک و فرهنگی و ادبی و متنی و جنسی است. دشمن قراردادهاست. چریک فردی است که خویش را به افق های آینده در همین دوران فعلی خود می دهد، اما می داند که امروز بدهکار فردا نیست. کردار چریک نماد آزادی است. حضور حقیقی چریک حضور مجازی آزادی است. و مبارزه برای آزادی مبارزه ای است که به هیچ ایدئولوژی یا نهاد یا سبک یا هنجار یا نظمی محدود نیست

نمی دانم یا در این جامعه ی سهراب کش هنجارمند «مجاز» هستم که این گفتگو را با یادداشتی چنین بازتافتی و فلسفی ببندم؟ اما مگر کردار چریکی جز زیر پا گذاشتن قواعد و مرزهای «مجاز» نیست؟ پس هنجارستیز و مرزشکن می ماند. تحرک چریکی یعنی جنبشی دائمی و هنجارستیز میان ساحت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و هنری و ادبی و نهادی. آنگاه که به روح چریک بیندیشیم می فهمیم که برای زندگی در کنار یکدیگر نیاز به قواعد ابدی و نسخه های سیاسی و هنجارهای اجتماعی نداریم. زندگی بسی ساده تر از این هاست: در زمینه ای معین با هم گفتگو می کنیم و تصمیم می گیریم تنها برای آن که زمینه ای دیگر و گفتگویی و تصمیمی تازه تر تصمیم پیشین را بی اثر کند. اجتماع انسانی محصول این بازنگری خلاق و بی پایان به گذشته است که یگانه اصل آن اعتقاد به آزادی است. و مبارزه در راه آزادی مبارزه ایست جهانی و متنوع و رزمنده و مبارزه ایست در تمام ساحت ها و علیه تمام نظمها و هنجارها

 ********

 * این مطلب قسمتی از گفتگوی پیمان وهاب‏زاده با حسین نوش آذر است. پیمان وهاب‏زاده متولد ۱۹۶۱ تهران، در سال ۲۰۰۰ موفق به اخذ دکتراى جامعه‏ شناسى از دانشگاه کانادا شد و سپس دوره  فوق‏ دکترا را در علوم سیاسى ‏گذراند. از ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹ شش جلد از دفتر شناخت را با منوچهر سلیمى منتشر کرد. “در تلاش گفتن” (۱۹۹۳) کتاب شعرش است و “در من چه مرده‏ست؟” (۱۹۹۶) مجموعه‏  دوازده داستان کوتاه. کتاب «در پدیدارشناسى جنبش‏هاى اجتماعى» به نام «تجربه‏ هاى بیان‏شده» در سال ۲۰۰۲ به زبان انگلیسى توسط دانشگاه نیویورک منتشر شد. در دوره‏ فوق دکترا به مطالعه‏  تاریخ و تئوریهاى فدائیان خلق (از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷) پرداخت.

تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن, ۱۳۹۱ ۰:۱۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار