سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۳:۲۷

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۷

انتظار ایران از مذاکرات

این که آقای ترامپ می گوید «فقط می خواهم ایران سلاح هسته ای نداشته باشد» نباید ما را گمراه کند. هر توافقی با امریکا، چه برجامی چه فرابرجامی، غیرممکن یا ناپایدار خواهد بود، هرگاه استراتژی ایران در قبال اسرائیل همان باشد که در 35 سال اخیر بوده است. استراتژی ایران در قبال اسرائیل نمی تواند با استراتژی سایر بازیگران اصلی منطقه ای در قبال اسرائیل متضاد باشد و در همان حال انتظار داشته باشیم امریکا، از پی یک توافق هسته ای با ایران، دست از تحریم اقتصادی بردارد.

پرسش عموم ایرانیان این روزها این است که سرنوشت مذاکراتِ ایران و امریکا چه می شود؟ آیا اراده ای در دو کشور هست که از ترس از جنگ، از تداوم تحریم و تهدید عبور کنیم و از راه صلح پایدار به توسعه پایدار دست یابیم؟

 

  1. مخالفان و موافقان مذاکرات

یک نکته قطعی است: علت اصلی تردید در توفیق مذاکرات خوشبختانه حالا دیگر در ایران نیست. در ایران هم حکومتگران و هم مردم خواهان مذاکره و توافق اند؛ البته مشروط به این که به تهدید نظامی متکی نباشد و به کاهش فشار تحریم ها منتهی گردد. این که مسئولان توافقی را امضا کنند که طی آن هیچ تحریمی برداشته نشود، غیرقابل تصور است.

اما شواهد معین نشان می دهد که در کاخ سفید بر سرِ اصلِ «توافق» با تهران، بر سر اصلِ کنار گذاشتن «تهدید نظامی» و «فشار حداکثری»، اختلاف است. مطابق گزارش ها وقفه اخیر در مذاکرات از سوی امریکا هم به همین علت بوده است.

برخلاف برخی جنجال های رسانه ای، «غنی سازی محدود» یا «لغو کامل غنی سازی» سرنوشت مذاکرات را تعیین نمی کند. سرنوشت مذاکره را «سرنوشت دعوای استراتژیک در کاخ سفید» تعیین می کند. نتانیاهو، و همدستان نئوکان او در کاخ سفید، سرسختانه می کوشند تحریم های امریکا لغو نشود، حتی اگر غنی سازی تعلیق شود. همزمانی دستگیری های تروریستی، خرابکاری های گسترده در ایران، کشفیات هسته ای محرمانه جاسوسان، شایعه موذیانه «قصد ترامپ به تغییر نام خلیج فارس»، از جمله تشبثات غم انگیز آنان علیه مذاکرات ایران و امریکاست.

رهبری اسرائیل و لابی پر نفوذ آن توقع دارند آقای ترامپ مطابق نظر ایشان عمل کند. آقای نتانیاهو از این که می بینند کاخ سفید با ایران، با حوثی ها، و با حماس مذاکره و بده بستان می کند همانقدر ذله شده است که زلنسکی از ترامپ و مکالمات تلفنی چند ساعته با  پوتین. ساکنان تازه کاخ سفید دیگر به متحدان ابدی و به دشمنان ذاتی اعتقادی ندارند.

 

  1. استراتژی گلوبال ترامپ

در استراتژی گلوبال ترامپ برای سامان دهی یک «بلوکِ موقتی قدرت»، از جمله با هدف کنترل بازار انرژی، برای مهار چین و رقابت با اتحادیه اروپا، توافق با ایران یک حلقه حیاتی است. در نقشه تهاجمی نئوکان ها برای جهان، ایران و روسیه «شریک دزد» adversary تعریف می شوند نه «رفیق قافله» a partner. رویکرد جهانی نئوکان ها با استراتژی دولت کنونی اسرائیل همپوشی های گسترده دارد.

برخی تحلیل‌گران نقشه راهبردی کاخ سفید را همچنان یک نقشه نئوکانی می بینند که نسخه ای از آن از ۱۹۹۷ تا حدود یک دهه راهنمای عمل امریکا بود و راستگرایان اسرائیلی هم از معماران و ذینفعان آن بودند؛ همان نقشه‌ای که ایران و عراق و کره شمالی را «محور شرارت» می دید. این نئوکان ها و همفکران اسرائیلی ها هنوز هم هستند و بسیار هم پر نفوذ. آنها بخشی از دولت فعلی امریکا هستند. اما برخلاف ۹۷ تا ۲۰۰۳، که ریاست جمهوری عصای دست ایشان بود، امروز معلوم نیست آنها بتوانند از ترامپ یک جرج بوش بسازند.

«غنی سازی محدود ۳ درصدی» در استراتژی اهمیت تعیین کننده ندارد. اما عادی سازی روابط با ایران در این استراتژی حائز اهمیت کلیدی است. اصلا تصادفی نیست که روسیه و عربستان، برخلاف ۴۵ سال گذشته، حالا با عادی شدن روابط امریکا با ایران همراهند.

مساله کشور ما این نیست که اهداف راهبردی ترامپ برای «مهار چین و رقابت با اروپا» تا چه حد واقع بینانه است و به نتیجه میرسد یا نمیرسد. مساله کشور ما اینست که اگر ترامپ برای پیگیری نقشه گلوبال خود به تنش زدایی با ایران نیاز دارد، چگونه از این پنجره ای که برای مدت محدود گشوده شده، از آن برای گره گشایی از یکی از پیچیده ترین معضلات تاریخ معاصر کشور، برای عادی سازی روابط دیپلماتیک با امریکا، و دسترسی به بازارهای جهانی، بهره گیری کنیم.

برخلاف نقشه اتحادیه اروپا و دموکرات های امریکا، کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس GCC در نقشه گلوبال ترامپ نگین جهان و مرکز عالمند. برای او روسیه، این پهناورترین کشور دنیا، یک اهرم اعمال قدرت است که باید به همراه آن مثلثی شکل داده شود برای اعمال قدرت و رقابت در جهان. این نقشه اجرایی نخواهد شد اگر ایران با امریکا در آستانه درگیری نظامی باقی بماند.

اما تشدید مخاصمه با ایران، و ایجاد تقابل میان ایران و عربستان، هسته اصلی استراتژی اسرائیل در ۳۵ سال اخیر بوده است. در این ۳۵ سال اسرائیل در تحلیل نهایی امریکا را هم به دنبال خود کشیده.

اکنون با تغییر فاحش توازن قوا در جهان از یک سو، و فرو رفتن هرچه بیشتر اسرائیل در باطلاق غزه، به نظر میرسد دوران این همانی منافع و مشکلات امریکا و اسرائیل به پایان خود نزدیک می شود. جمهوری خواهان و دموکرات ها، نه می خواهند و نه می توانند تمام بار جاه طلبی ها و هوس‌های نتانیاهو را بر دوش بگیرند. آنها خود را فقط در حفظ موجودیت اسرائیل ذینفع می دانند و نه در نابودی فلسطین.

ادامه «فشار حداکثری» و تشدید «تهدید نظامی»، با سیاست ترامپ برای همگرایی با روسیه خوانایی ندارد. تنش زدایی با ایران شرط ضرور و کاملا قابل فهم عربستان برای تحقق آرزوی ترامپ و بسط پیمان ابراهیم است. شرایط جنگی امنیت سرمایه های فوق کلان امریکا و منافع آن کشور در حوزه خلیج فارس را در معرض خطر دائمی قرار میدهد. (قابل توجه است که زاک ویتکاف، فرزند استیو ویتکاف، و دو پسر ترامپ، اریک و دون، شریک تجاری اند. آنها به تازگی بزرگترین طرح های امپراطوری ترامپ در منطقه، در زمینه ساخت و ساز و رمز ارزها، را شروع کرده اند).

پرزیدنت ترامپ این هفته راهی بازدید از عربستان و قطر و امارات و عمان است. این اولین سفر خارجی اوست و قرار است یک قرارداد ۶۰۰ میلیارد دلاری برای سرمایه گذاری عربستان در امریکا بین بن سلمان و ترامپ امضا شود. به این ترتیب واضح است که چرا، برخلاف دوره اول ترامپ، سفر به اسرائیل در برنامه ترامپ نیست.

 

  1. مذاکرات و دامنه انتظارات ما

تا چندی پیش، به خصوص بعد از صحبت آقای خامنه ای در نفیِ «مذاکره با چنین دولتی»، شاخص ترین جبهه بندی سیاسی حول «مذاکره آری – مذاکره نه» شکل گرفته بود. اما فعلا مخالفان مذاکره در لایه های مختلف نظام صحنه گردان نیستند و خاموشند. در صفوف مخالفان نظام، جز حامیان اسرائیل، که اخیرا خیلی هم ضد ترامپ شده‌اند، بقیه خواهان توافق اند.

بنا به خبرها غنی سازی یک موضوع چانه زنی است. یک نگرش ممکن است گره زدن ابعاد برنامه هسته ای با میزان کاهش تحریم ها را دنبال کند. این نگرشی «تهدید محور» است. حال آنکه هنر سیاستِ صلح این است که طرف مقابل متقاعد شود که به کشور شما به مثابه فرصت نگاه کند. این فرض اشتباه است که امریکا منفعتی در گسترش تحریم ها دارد. سود کشورها در افزایش سطح تجارت، در گسترش روابط متعادل اقتصادی و فرهنگیِ است. بود و نبود «غنی سازیِ محدود» نه برای ایران مساله حیاتی است نه برای امریکا. این اختلافی محوری نیست و نباید محوری شود. هرچند که هنوز کسانی در دو کشور می‌خواهند آن را محوری کنند. میهن دوستان و دموکراسی خواهان باید بر ضرورت «توافق» تاکید کنند. توافقی که خطر جنگ را از سر کشور، بار تحریم را از دوش مردم بردارد و به بازگشایی سفارتخانه های دو کشور منتهی گردد.

– این که آقای خامنه ای شخصا به نامه ترامپ پاسخ داده و زیر نظارت مستقیم ایشان مذاکرات آغاز شده،

– این که پرچم امریکا برای لگد کردن از زمین دانشگاه ها و پادگان ها دارد جمع می شود،

– این که آقای پزشکیان اعلام می کند ایران با سرمایه گذاری آمریکا در ایران هیچ مشکلی ندارد،

و بسیاری شواهدِ دیگر همه نشانه تغییر محسوس رویکرد حکومت در قبال امریکاست. هم از این روی اگر کشاکش در درون هیات حاکمه امریکا، بین ترامپی ها و نئوکان‌ها کار را به بن بست نکشاند، باید انتظار داشت، برخلاف برجام، این مذاکرات به احیای مناسبات دیپلماتیک میان دو کشور منتهی گردد. سفر بسیار مهم ترامپ به خلیج فارس حاکی از آن است که برای تیم ترامپ – ونس – ویتکاف توافق هسته ای مقدمه توافق های دو جانبه برای همکاری های اقتصادی و تجاری میان دو کشور است. اگر این برداشت درست باشد، حکومت هرگز نباید برنامه هسته ای را به مانعی برای اجرایی شدن این همکاری ها تبدیل کند.

 

  1. مذاکرات و انتظارات آنها

این که آقای ترامپ می گوید «فقط می خواهم ایران سلاح هسته ای نداشته باشد» نباید ما را گمراه کند. هر توافقی با امریکا، چه برجامی چه فرابرجامی، غیرممکن یا ناپایدار خواهد بود، هرگاه استراتژی ایران در قبال اسرائیل همان باشد که در ۳۵ سال اخیر بوده است. استراتژی ایران در قبال اسرائیل نمی تواند با استراتژی سایر بازیگران اصلی منطقه ای در قبال اسرائیل متضاد باشد و در همان حال انتظار داشته باشیم امریکا، از پی یک توافق هسته ای با ایران، دست از تحریم اقتصادی بردارد. هر توافقی با امریکا زمانی پایدار خواهد بود که ایران طرح «دو دولت» را بپذیرد و تمام فعالیت های منطقه ای خود را در چارچوب همان طرح تعریف کند، چنانکه دیگر بازیگران می کنند.

مهم ترین علت افزایش فاحش و مستمر فاصله اقتصاد ایران از رقبای منطقه ای، ترکیه، اسرائیل و عربستان طی دهه های اخیر دسترسی بسیار سهل آن رقبا به بازارهای جهانی و محرومیت ایران از این در هم تنیدگی به علت تحمیل سنگین ترین سیستم تحریم های چند لایه اقتصادی است. ۱۴ سال است که رشد اقتصادی صفر ادامه دارد. شاخص ترین پی آمد تحریم های اقتصادی محدودیت خفه کننده دسترسی ما به بازارهای جهانی است. و شاخص ترین پیآمد عدم دسترسی به بازارهای جهانی، ۱۴ سال رکود و عقب ماندن فاحش اقتصاد ما از رقبای منطقه ایست.

آقای ترامپ مدام می گوید «من فقط می خواهم ایران سلاح هسته ای نداشته باشد». اما معنای حرف او این نیست که در صورت توقف برنامه هسته ای نظام تحریم برچیده می شود،

چنانچه سیاست منطقه ای ما همان بماند که در  ۳۵ ساله اخیر بود، نظام تحریم لغو نخواهد شد. نظام تحریم های امریکایی زمانی در عمل بی‌مورد می‌شود که اسرائیل نتواند ایران را به عنوان یک «خطر موجودیتی» علیه خود به دنیا معرفی کند. ایران باید، مثل ترکیه و عربستان رسما «طرح دو دولت» را، جدا از حد کارآمدی آن، بپذیرد و تمام سیاست ها و اقدامات میدانی خود را با دیگر قدرت های منطقه ای همگون سازد

 

  1. دو گره بنیادین کشور

رهبری فعلی جمهوری اسلامی در پنجاه سالگی به این مقام رسید. ماه گذشته او در شرایطی هشتاد و شش ساله شد که دو معضل بنیادین کشور، چگونگی انتقال قدرت و مخاصمه با امریکا، هنوز ناگشوده مانده است. بسود کشور است که این دو گره، در در زمان رهبری فعلی گشوده شود.

هرگاه تنش ۴۵ ساله با امریکا و اسرائیل با شرایط خلاء رهبری همراه شود، فرصتی طلائی است برای برخی قدرت های بزرگِ جهانی، منطقه ای و محلی، که در تلاطمات احتمالی دوران گذر اعمال نفوذ و یارگیری کنند. خردمندانه آن است که پیش از پایان این رهبری طولانی، از رابطه ایران و امریکا تنش زدایی شده مناسبات دو کشور عادی گردد.

ساز و کارهای مندرج در قانون اساسی برای جایگزینی دستگاه رهبری، به علت رشد کشور و تحولات عمیق اجتماعی، واقعا کهنه شده و قابلیت انطباق خود با وضعیت کنونی جامعه از دست داده اند. وسیع ترین گرایش های سیاسی کشور، همسو و ناهمسو با حاکمیت، به تلویح یا به تصریح به این کهنگی و «عدم انطباق» اذعان دارند. هیچ صاحب نظر مصلحی نیست که هنوز به ضرورت و فوریت اصلاحات ساختاری در نظام حکمرانی کشور پی نبرده باشد.

جالب توجه است که دستجات و محافلی که از ضرورت سرنگونی نظام صحبت می کنند، خود باور ندارند که در وضع فعلی، حتی اگر خلاء رهبری پیش بیاید، توان آن را دارند که، راسا یا اجماعا، حکومت بردارند و دولت تعیین کنند.

بازگشت از مسیر خالص سازی و انتخاب پزشکیان گام اول، و بازگشت از «نه به مذاکره» گام دوم در مسیر تحول بود. امروز امید ایران این است که با یک توافق هسته ای در مسقط، گام سوم برداشته شود و سایه جنگ و دهشت از سر کشور رفع و دیوار تحریم نیز کوتاهتر شود؛ گامی که باید با پیوستن به «طرح صلح دو دولت»، و بسط مناسبات با شرکای منطقه ای، راه را برای لغو کامل نظام تحریم و دسترسی کامل کشورمان به بازارهای جهانی را هموار سازد.

تردید نکنیم که گام های فوق فضای عمومی کشور را تغییر خواهد داد و آرامش امید به آینده به درون خانه ها، و میل به مشارکت سیاسی به شهرها و روستاهای کشور خواهد برد. میل به مشارکت جانمایه وفاق ملی است و وفاق ملی مهمترین تضمین کننده آرامش و امنیت و ثبات کشور. چنین تحولی ترس ملت از حکومت و ترس حکومت از مردم را خواهد ریخت و زندانی سیاسی و اتهامات امنیتی بیشماری از شهروندان را پوچ بی معنا خواهد کرد.

امید و انتظار بزرگ این است که به روز سازی ساختارهای حقوقی و قانونی کشور، در شرایطی در دستور قرار گیرد که موفق شده باشیم ایران را از چنبره تهدید و تحریم و تقابل و تحقیر برون آوریم و صلح و آرامش و امید به شکوفایی اقتصادی را به خانه هامان بازگردانیم. سالی که نکوست از بهارش پیداست.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۲ اردیبهشت, ۱۴۰۴ ۸:۵۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!