سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۱:۳۲

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۲

الهه حسین‌نژاد و ضرورت بازخوانی ساختاری خشونت علیه زنان

مطابق تبصرهٔ مادهٔ ۵۵۱ قانون مجازات اسلامی، در صورت قتل زن، مابه‌التفاوت دیهٔ او تا سقف دیهٔ مرد، از محل صندوق تأمین خسارت‌های بدنی پرداخت می‌شود. در ظاهر، این تبصره رویکردی جبرانی دارد، اما در واقع، بر پایهٔ پذیرش نابرابریِ ذاتی در ارزش‌گذاری جان زن و مرد استوار است. وابستگی این حمایت به منابع مالی صندوق و نگاه جایگزین‌پذیر به دیهٔ زن، حامل پیام‌هایی‌ست که موقعیت اجتماعی و حقوقی زنان را زیر سؤال می‌برد.
Getting your Trinity Audio player ready...

حادثه‌ٔ قتل الهه حسین‌نژاد، فراتر از یک اتفاق جنایی معمول است؛ این رخداد، نشانه‌ای از اختلالی مزمن در ساختارهای حقوقی، اجتماعی و حمایتی‌ست که به‌طور سیستماتیک در برابر خشونت علیه زنان ناکارآمد عمل می‌کنند.

در مورد الهه، آن‌چه بیش از همه جلب توجه می‌کند، نه صرفاً وقوع یک عمل خشونت‌آمیز منجر به قتل، بلکه فقدان سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری از چنین فجایعی است. فرد مرتکب، دارای سابقهٔ کیفری بوده و با وجود رفتارهای پرخطر و تخطی‌های مکرر، تحت نظارت مؤثر نهادهای ذی‌ربط قرار نداشته است. این وضعیت، بیانگر خلأهای متعدد در حوزهٔ تقنینی و اجرایی‌ست: نبود قانون جامع برای مقابله با خشونت علیه زنان، فقدان سیاست‌های مراقبتی پس از آزادی محکومین، ضعف در بازپروری اجتماعی، و نبود نظام ارزیابی خطر برای مجرمان سابقه‌دار؛ مسائلی که در نظام‌های کیفری پیشگیرانهٔ پیشرفته، به‌صورت مستمر و داده‌محور رصد و پیگیری می‌شوند.

در تحلیل چنین رخدادهایی، تمرکز صرف بر «عامل انسانی» و شخصی‌سازی جرم، آن‌چنان‌که در فضای رسانه‌ای متداول است، مانعی‌ست برای دیدن لایه‌های عمیق‌تر مسأله. خشونت علیه زنان، در بستر جامعه‌ای با ساختارهای نابرابر قدرت، فرصت و دسترسی به حمایت، به پدیده‌ای ساختاری بدل می‌شود. این خشونت، صرفاً فیزیکی نیست؛ بلکه در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی و حقوقی نیز تداوم دارد. قوانین ناکافی، اجرای ناقص مقررات موجود، و بازتولید هنجارهای تبعیض‌آمیز، بستری فراهم می‌کنند که در آن خشونت جسمی، به نقطهٔ اوج برسد.

یکی از نشانه‌های بارز این نابرابری ساختاری، در نظام دیه دیده می‌شود. مطابق تبصرهٔ مادهٔ ۵۵۱ قانون مجازات اسلامی، در صورت قتل زن، مابه‌التفاوت دیهٔ او تا سقف دیهٔ مرد، از محل صندوق تأمین خسارت‌های بدنی پرداخت می‌شود. در ظاهر، این تبصره رویکردی جبرانی دارد، اما در واقع، بر پایهٔ پذیرش نابرابریِ ذاتی در ارزش‌گذاری جان زن و مرد استوار است. وابستگی این حمایت به منابع مالی صندوق و نگاه جایگزین‌پذیر به دیهٔ زن، حامل پیام‌هایی‌ست که موقعیت اجتماعی و حقوقی زنان را زیر سؤال می‌برد.

بخش قابل توجهی از ناکارآمدی در مقابله با خشونت، ریشه در فقدان انسجام نهادی و ضعف پاسخ‌گویی در میان نهادهای مسئول دارد. قوه مقننه، قوه قضائیه، پلیس، نهادهای مدنی، رسانه‌ها و نظام آموزشی، همگی در پیشگیری یا بازتولید خشونت نقش ایفا می‌کنند. اما نبود سیاست‌گذاری یکپارچه در حوزه امنیت زنان، پراکندگی در اجرا، و فقدان نظام نظارتی مؤثر باعث شده است که واکنش‌ها عمدتاً دیرهنگام و پس از وقوع خشونت شکل بگیرند، نه در قالب اقداماتی پیشگیرانه و بازدارنده.

اما هیچ اصلاح حقوقی یا نهادی، در خلأ فرهنگی به نتیجه نخواهد رسید. جامعه‌ای که نسبت به خشونت علیه زنان بی‌تفاوت است، یا آن را امری خصوصی، طبیعی یا قابل اغماض تلقی می‌کند، خود بخشی از مشکل است. بازسازی تصویر زن، آموزش مهارت‌های ارتباطی، ترویج برابری جنسیتی و مقابله با کلیشه‌های رفتاری، باید در دستور کار نهادهای فرهنگی و آموزشی قرار گیرد تا بتوان بستر اجتماعی خشونت را تضعیف کرد.

پروندهٔ الهه حسین‌نژاد، اگر در حد یک گزارش جنایی باقی بماند، تفاوتی با صدها مورد مشابه نخواهد داشت. اما اگر آن را نماد بحرانی عمیق‌تر بدانیم – بحرانی در سیاست‌گذاری کیفری، عدالت اجتماعی، فرهنگ عمومی و حقوق شهروندی – آنگاه شاید بتوان از دل این تراژدی، افقی تازه برای بازنگری و تحول گشود.

آن‌چه اکنون ضرورت دارد، صرفاً تسریع در مجازات عاملان نیست؛ بلکه آغاز فرآیندی جامع برای اصلاح ساختارهاست: تصویب قوانین مؤثر، تدوین سیاست‌های مراقبتی الزام‌آور در حوزهٔ امنیت زنان، بازبینی نظام بازپروری و کنترل مجرمان، تقویت آموزش‌های عمومی، و مهم‌تر از همه، بازشناسی ارزش زندگی زنان به‌مثابه یک «حق بنیادین»، نه امتیازی قابل چانه‌زنی.

تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد, ۱۴۰۴ ۲:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند